تبليغاتX
سیمرغ ( هفته نامه )
سلام به همه ی دوستان عزیز. امید وارم که حالتون خوب باشه. راستش رو بخواید از این مجله ی سیمرغ یک شماره دیگش که در ایران آماده کرده بودمش مونده و هر بار می خوام بذارمش یه اتفاق جدیدی می افته که آماده کردنش به عقب می اافته ( واج آرایی ش  و ک). این بارم یکی از دوستان بسیار عزیزی که در این دنیای مجازی باهاشون آشنا شدم افتخار دادن و من رو دعوت کردن به بازی جدیدی که بین بلاگرا راه افتاده. اول از همه باید بگم امید وارم دوستانی که برای اون شماره مطلب آماده کرده بودن من رو ببخشن و فارسیش چی میشه؟ (  خودتی! آخه من اینجا تا از کسی سوال می کنم اکثرا اولش همین جمله رو میگن. منم گفتم عقب نمونم. ) قول می دم در اولین فرصت شماره ۱۲ رو آماده کنم و بعدش هم باید بگم که امید وارم پندار عزیز به خاطر این تاخیرم از من ناراحت نشده باشه. به خدا این چند روزه مریز بودم خوب!

قبل از شروع گفتن آرزوهام باید یه چند تا نکته رو بگم:

۱- قانون این بازی مثل همون بازی شب یداست که اگه یادتون باشه باید ۵ تا مورد نام ببرم و بعد ۵ نفر رو به بازی دعوت کنم.

۲- راستش آرزو هام رو که می نوشتم خیلی ماجرا تلخ و طولانی شده بود. بنا بر این با یک حرکت انقلابی ( قابل توجه دوستان چپ که میگن من . . . ) آرزوهام رو پاره کردم و براتون از اول و به روشی دیگر نگارش فرمودم ( نگران نباشید خالی نبستم! فقط سانسور نمودم! )

۳- از این به بعد در راستای فکر خفنی که در پست قبلی از خودم در کردم و مورد استقبال تعدادی و مخالفت تعداد دیگری از دوستان قرار گرفت ( خداییش موافقا بیشتر بودن خوب! ولی به دلیل احترام گذاشتن به مخالفین هم باید بگم سعی کردم دقتم رو افزایش بدم ) ، بخش چه خبر از کجا جاش رو به بخش جدیدی با نام فیلتر شکن ( خداییش حال می کنید چه اسمایی برا پستام انتخاب میکنم! ) می ده! البته یدونه چه خبر از کجا با کلی خبر بیات شده آمادست که همون شمارهه بود گفتم ! مال همونه که براتون میذارم تا حد اقل تجدید خاطر باشه!

و اما از نکته ها که بگذریم می رسیم به ورق زدن آقا حسام گل:

۱- از اونجایی که من به قول معروف بچه ی جنگ بودم و از قدم خوبم هم تو بمب بارون ها به دنیا اومدم ، همیشه دوست داشتم که بزرگ بشم و برم این صدام . . . ( پشت سر مرده حرف نمی زنم! ) رو بکشم. فکر کنم رمبو زیاد نیگاه میکردم. بعد ولی بزرگ شدم جای من بوش صدام رو کشت! نمی دونم چرا!؟

راستی همینجا یه خاطره هم بگم که اگه نگم رو دلم میمونه. یادم میاد یه بار تو موشک بارون ها یه موشک خورد دروست روبه روی خونمون تو کارخونه برق ( ما اون موقه در خیابون ستارخان رو به روی کارخونه برق زندگی می کردیم ) و همه ی شیشه هامون شکست و در خونه که به اون بزرگی بود از جا کنده شد و . . . این قدر ترسیده بودم که زدم زیر گریه و می گفتم این صدام چرا این جوری میکنه؟ ما که باهاش کاری نداریم. ( اون موقه خوب ۲-۳ سالم بود! )

۲- از همون دوران زیبای طفولیت و از اونجایی که من بسیار بسیار بسیار . . . فوق العاده بچه ی باهوشی بودم این نکته رو دریافتم که در ایران با یک شغل نمی تونم زندگیم رو بگردونم! برا همین شغل دومی که دوست داشتم داشته باشم ( اولیش کماندو بود دیگه! ) اسباب بازی فوروشی بود. چون شبا می خواستم با اسباب بازی ها بازی کنم صبح ها هم بفروشمشون! فکر جالبی بود دیگه خداییش. با یه تیر دوتا نشون و از این حرفا! اما بزرگ شدم و رفتم دنبال رشته ی عمران!

۳- می خوام از اون دوران زیبا یه دفه بپرم بیام به همین نزدیکیا! چون اگه بخوام به ترتیب همه رو بگم به جای ۵ تا آرزو باید شاهنامه بنویسم!

پس می ریم از یه ۶ سال پیش شروع می کنیم. در دوران سربازی همیشه آرزو داشتم این دوران تموم بشه تا من بتونم این سرگرد . . .یه ( اسمش رو بگم ناجوره خوب ) نامرد . . .  رو که فرماندم بود و بسیار انسان مهر ورزی تشریف داشتن ( مثل آقای احمدی نژاد تازه مثل اون تا اسم ایران میومد گریش هم می گرفت! ) رو مورد مهر ورزیه اصول قرار بدم و یه کار کنم نتونه رو دوتا پاش راه براه. ولی سربازیم تموم شد و خونه ی این . . . تا خونمون ۱۰ دقیقه با ماشین راه بود و بلدم بودم کجاست ولی نمی دونم چرا نرفتم خدمتشون.

۴- یه آرزو ی تکراری که تو یلدا بازی گفتم رو یه بار دیگه هم میگم. یادتونه گفتم یه بار یه . . . خوردم و عاشق شدم. آره اون موقه تمام آرزوم رسیدم به . . . ( نمی گم اسمش رو تو خماریش بمونید! ) بود ولی بلا فاصله بعد از این که رابطمون به هم خورد این آرزو جای خودش رو به آرزوی مرگ داد و تنها آرزوم این بود که زود تر بمیرم و این همه زجر نکشم. که به این آرزوم هم مثل قبلیا نرسیدم!

۵- ولی خداییش دعا کنید به این یکی برسم دیگه. تا حالا همون طور که دیدید همش نشده. الان به جز آرزوهایی که دارم و به دلیل خو سانسوری و کمبود جا خدمتتون نگفتم یه آرزوی خیلی مهمی دارم و اون این هست که بازم خانواده ٬ دوستام و وطن عزیزم رو از نزدیک ببینم. آره دوست دارم بازم برگردم به کشورم و پیش عزیزانم. برام دعا کنید که این یکی دیگه بشه.

و در آخر با هم یه آرزوی زیبا برای کشورمون بکنیم. آرزوی داشتن ایرانی آباد و آزاد و سربلند!

ببخشید اگه زیاد طولانی شد.

تا یادم نرفته منم ۵ نفرم رو بگم:

۱- آقا امید عزیز که البته در یا هو مسنجر بهش خبر داده بودم ولی قبل از این که من دعوتش کنم به دعوت دوستان دیگه آرزو نامش رو نوشته.

۲- علی آقای گل که امید وارم نگه نه! ( بگی می کشمت! )

۳- امیر عزیزم که دلم براش اندازه . . . شده.

۴- بهاره خانوم گل که دلم برای اونم همون اندازه شده.

۵- دوست بسیار عزیزم سمیرا که همیشه به من لطف داشته و داره.

همینجا هم بگم هر کی دعوتم رو رد کنه به بد ترین روش . . .

از همتون خواهش می کنم با نظراتون بهم در مورد اداره ی این وبلاگ یاری کنید. و البته امید وارم همه به من لطف داشته باشن و در نظر هاشون مراعات دوستانی که امکان داره هم عقیده باهاشون نباشن رو بکنن و از بی احترامی کردن به اشخاص یا گروه ای دیگه و این که بگیم مرگ بر فلان شخصیت و درود به این یکی و . . . خود داری کنن. امید وارم در اینجا بتونیم احترام گذاشتن به عقاید دیگران رو تجربه کنیم.

از همه ممنونم.

موفق باشید.


فیلتر شکن:                                                                                                  

بر اساس نظر دوستان و استقبالی که از پست قبلی شد تصمیم گرفتم از این به بعد یک بخش به وبلاگ با عنوان فیلتر شکن اضافه کنم و در اون از سایت هایی که در ایران دست رسی بهشون مشکل هست مقالاتی رو بیارم. . .


کپی

احمدی نژاد معجزه ی هزاره ی سوم

+ نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 و ساعت 3:4 |
ساحل اقیانوس آرام (  کالیفرنیا- اورنج کانتی )

ساحل اقیانوس آرام (  کالیفرنیا- اورنج کانتی )


کپی

احمدی نژاد معجزه ی هزاره ی سوم

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 9:34 |
بر اساس نظر دوستان و استقبالی که از پست قبلی شد تصمیم گرفتم از این به بعد یک بخش به وبلاگ با عنوان فیلتر شکن اضافه کنم و در اون از سایت هایی که در ایران دست رسی بهشون مشکل هست مقالاتی رو بیارم. امید وارم این کار من موجب ناراحتی دوستان نشه و فکر نکنن که حالا که رفتم و دورم دارم این کارا رو می کنم. من فقط کلا از سانسور نظر مخالف بسیار متنفرم و به نظر این توهین به شعور مردم هست. بر همین اساس تصمیم گرفتم حالا که برای من امکان بازتاب این گونه نظر ها هم وجود داره کم کاری نکرده باشم. بنا بر این آوردن این مطالب مبنی بر تایید یا رد هیچ یک از مواضع نیست. از دوستان هم خواهش می کنم در نظر دادن ها به من لطف داشته باشن و به اشخاص یا گروه های دیگه توهین نکنن تا بشه این جا ٬ به جای مجادله با نظر ها و عقاید درست یا غلط هم آشنا بشیم و دموکراسی رو هر چند در ابعاد ناچیزش تجربه کنیم. ببخشید که زیاده گویی کردم. بریم سر اصل مطلب:


ربوده شدن 15 دانشجوی متحصن دانشگاه مازندران در یورش شبانه نیروهای ناشناس به این دانشگاه :

ادوار نیوز: نیمه شب گذشته نیروهای ناشناس لباس شخصی با یورش به داخل دانشگاه بابل دستکم 15 دانشجوی این دانشگاه که در اعتراض به شرایط ایجاد شده در این دانشگاه در پی ربوده شدن بیژن صباغ در فضای دانشگاه تحصن کرده بودند را مورد ضرب و شتم قرار داده و ربوده اند. . .


اعتصاب گسترده معلمان سراسر کشور/بازداشت دبیر کانون صنفی معلمان در کلاس درس :

ادوار نیوز: علي اكبر باغاني، دبيركل كانون صنفي معلمان، صبح امروز در كلاس درس دستگير شد. . .


سال 85 از نگاه آیت الله منتظری؛ سال شعار، تنش جهانی، سکوت و سانسور /گفتگوی نوشابه امیری با آیت الله :

مقدمه:بعد از چند سالی پای مصاحبه ای نام خود را می گذارم و در گفت وگو با کسی که می اندیشد: " نمی توان دیگران را غیرخودی دانست، برخی را از حقوق شهروندی محروم کرد، در مدیریت ها و تصمیمات کلان تنگ نظری و انحصار طلبی رانصب العین قرار داد و مردم را نامحرم پنداشت ". این حرف های آیت اله منتظری است که دلیل حضورم در غربت و حذف نامم از حرفه ام را در پیوند باسرنوشت مشابه بسیاری دیگراز مردمان کشورم باز می گوید. . .


دین و حقوق بشر(متن سخنرانی اکبر گنجی در دانشگاه جرج تاون) :

ادوار نیوز: وقتي كه درباره‌ي "حقوق بشر" گفت‌وگو مي‌شود گاه منظور همان حق‌هايي است كه در اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر ذكر شده‌اند و در سال 1948 به امضاي 48 كشور رسيد و از آن پس كشورهاي ديگر نيز، يكي پس از ديگري، آن را امضاء كردند، و گاه منظور مجموعه‌ي حقوقي است كه براي انسان‌ها قائليم، خواه مصاديق آن بيشتر يا كمتر يا برابر با همان مصاديقي باشد كه در اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر آمده است. من، در اين گفتار، با حقوق بشر به معناي دوم سروكار دارم. . .


معلمان در اوين ممنوع الملاقات شدند:

روز آنلاین: به گفته مدير كل زندان‌هاي استان تهران محمود باقري، محمد تقي فلاحي، علي اصغر منتجبي سه معلم تهراني ممنوع الملاقات شده اند. همزمان خبرگزاري ايرنا ارگان رسمي دولت جمهوري اسلامي خبر داد که به دنبال سه ماه اعتراض معلمان طرح استيضاح محمود فرشيدي با امضاي 138 نماينده به هيات رئيسه مجلس ارائه شد.


 

احمدي نژاد: خودم سيوند را آبگيري مي کنم :                                                    car_2007_18aprb.jpg

روز آنلاین: به گزارش خبرگزاري فارس محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور عصر امروز دوشنبه در ادامه سفر استاني به استان فارس از آبگيري سد سيوند در مدت‌زمان سفر خود به استان فارس خبر داد. . .


انگلیس! از اون نظر!                                                                                               po_nabavi_01.jpg

روزآنلاین: به قول این نویسندگان بخش سرویس خارجی معلوم نیست این تهران با خودش می خواهد چکار کند؟ چهار ماه است گیر داده به معلمان و هر روز یک بساطی برای مدارس درست می کند، سه ماهی است گیر داده به زنان و هر روز عده ای را یک جایی احضار و بازداشت و تهدید و زندان می کند، دو ماهی است دارد قرم قرم راه می اندازد که از اول اردیبهشت با بدحجاب ها می خواهد مبارزه کند. . .

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 9:31 |
روز آنلاین:
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 29 فروردین 1386 [2007.04.18]

po_nabavi_01.jpg

به قول این نویسندگان بخش سرویس خارجی معلوم نیست این تهران با خودش می خواهد چکار کند؟ چهار ماه است گیر داده به معلمان و هر روز یک بساطی برای مدارس درست می کند، سه ماهی است گیر داده به زنان و هر روز عده ای را یک جایی احضار و بازداشت و تهدید و زندان می کند، دو ماهی است دارد قرم قرم راه می اندازد که از اول اردیبهشت با بدحجاب ها می خواهد مبارزه کند، یک ماهی است که کسانی که مشکل داروی ام اس دارند، وسط خیابان باید صف بکشند برای گرفتن داروی ام اس که دولت وارد نمی کند تا مردم مجبور شوند داروی داخلی را که پزشکان تائید نمی کنند، مصرف کنند، در عوض همین دولت به اندازه سه برابر برنج مصرفی کشور، امسال برنج وارد کرده و نمی داند با آن باید برای کی شله زرد نذری درست کند. خب! آقای محترم، عزیز دلم، خبر مرگت، به آن برادر سپاه که واردات برنج را در اختیار دارد بگو خبر مرگش یک صدم آن پول را بدهد برای وارد کردن دارو. نمی میرند که! فعلا در شهر خبرهایی است و هر گوشه اش یک بساطی. علویه خانم، بدون ولنگاری، می گوید که هنوز شروع نشده ولی به نظرم همین روزها گیر بدهند. این علویه خانم یک موجود نازنینی است که پنجره آپارتمانش جایی است که همه جای شهر را می بیند. سرهنگ «مهدی احمدی» رئیس مرکز اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی گفت: « بدون شک هیچ شخصی حتی خانواده‌هایی که چندان به برخی مسائل پایبند نباشند، از مشاهده خانمی که مانتوی تنگ بسیار چسبان برتن کرده باشد یا شلوار کوتاه و روسری سه سانتی‌متری پوشیده باشد، خوششان نمی آید. » آگاهان موارد زیر را توضیح دادند:
اول: اصلا معلوم نیست، ممکن است خیلی اشخاص و خانواده ها که به خیلی چیزها هم پای بند هستند، اتفاقا از مانتوی بسیار چسبان با شلوار کوتاه و روسری سه سانتی خوش شان بیاید، اگر نمی آمد که نمی پوشیدند.
دوم: سالی یک بار دولت خواهران بدحجاب عزیز را تهدید می کند، بعد از یک هفته هم خسته می شوند ول می کنند. این خواهران بدحجاب عزیزتنها کسانی هستند که فعلا وقتی به ملت می گوئیم اوضاع چطور است؟ می گویند فرقی نکرده و ملت همانطوری مثل قبل به خیابان می آیند. به عبارت دیگر تنها چیزی که نشان می دهد زندگی در مملکت جاری است همین سه سانتی متر روسری است. چکارشان دارید؟
سوم: انقلاب اسلامی ایران اثبات کرد که نه آدمی مثل احمدی نژاد را می توان با زور اصلاح کرد و نه این خواهران عزیز درست بشو هستند، شلوارها هر سال یک سانت بالاتر، مانتوها هر سال یک سانت کوتاه تر و روسری ها هر سال یک سانت باریک تر می شود، با سنت تاریخی که نمی شود مبارزه کرد. حالا از من نمی شنوید، خودتان را بکشید تا یک ماه دیگر که خبرش را بدهم که خبری نیست.
البته سخنگوی نیروی انتظامی همچنین توقف خودروهایی که سرنشینان بی‌حجاب داشته باشند را توسط پلیس دخالت در حریم خصوصی افراد ندانست و گفت: « هرچند داخل خودرو حریم خصوصی افراد است، اما وقتی خودرو در انظار عمومی ظاهر شود، دیگر درون آن حریم خصوصی محسوب نمی‌شود.» آگاهان توضیح دادند که داخل خودرو فقط در شرایطی که خودرو داخل حیاط خانه پارک باشد و دیوار خانه فرونریخته باشد، حریم خصوصی است. البته مشکل نیروی انتظامی را یکی از نوابغ مجلس حل کرد. نیره اخوان بیطرف گفت: « باید عده ای زیر نظر نیروی انتظامی، به اماکنی که خانم ها در آنجا کار می کنند وارد شوند و آنها را زیر نظر بگیرند.» نیره اخوان بیطرف توضیح داد که اگر نیروی انتظامی به اندازه کافی نیروی مناسب برای ورود به اماکنی که خانم ها در آن کار می کنند، نداشته باشد، می توان خانم ها را برای کار کردن به استادیوم صد هزارنفری برد و در آنجا تعداد محدودی از نیروهای انتظامی آنها را دقیقا زیر نظر بگیرند. البته خانم اخوان توضیح نداد که وقتی نیروی انتظامی خانم ها را زیر نظر می گیرد، چه کسی باید نیروی انتظامی را زیر نظر بگیرد؟

انرژی هسته ای
مصیبت این است که وقتی می گوئیم که این دولت عرضه تولید تراکتور ندارد، چه برسد به برق هسته ای، آمریکا و انگلیس ننه مان را می برند مسافرت که ایران هم تا سه ماه بعد هم انرژی هسته ای تولید می کند و هم تا شش ماه بعد، بمب اتم می سازد. بسیار خوب، قبول، این دولت خطرناک و این رئیس جمهور علیرغم آنچه واقعیات نشان می دهد، آدم باشعوری است. چرا وقتی ایران اعلام می کند که ما به تولید صنعتی رسیدیم، این آقای مایکل لوی کارشناس مشهور «منع گسترش سلاح‌های اتمی و امنیت استراتژیک» می گوید: « پیشرفت‌های هسته‌ای ایران بسیار کم‌تر از چیزی است که مطرح می‌شود. بنا به گفته وی هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ایران توانسته تا حد تولید صنعتی غنی‌سازی اورانیوم دستگاههای سانتریفیوژ خود را به چرخش درآورد.» پس اگر نمی تواند شما چرا اینقدر دارید خودتان را دچار پارگی می کنید؟ آقازاده که معمولا همیشه کارهای مستمر و آرام می کند، برای مثال تا به حال در این 27 سال موفق شده 32 شغل عوض کند، گفت: « جریان مستمر نصب سانتریفیوژها در نطنز ادامه دارد.» از طرف دیگر یک شیر ناپاک خورده ای خبر داد که « همکاری اتمی ایران و کره شمالی افزایش پیدا کرده است.» ضمنا جهت اطلاع کلیه دوستداران غنی سازی و هسته آلبالو و هسته خرما و انرژی هسته ای، کلیه مشکلات جهانی تولید انرژی هسته ای حل شد و دولت گامبیا از حقوق هسته ای ایران حمایت کرد. این موضوع در دیدار یکی از مسوولان دولت گامبیا از تهران اعلام شد و احتمالا شش ماه دیگر که وزارت خارجه گامبیا ترجمه متن فارسی را در این مورد بخواند و این خبر را تکذیب کند، فعلا بیخ ریش شان مانده است.

انگلیس، از اون نظر
من مطمئنم که این فی ترنی بی ادب و دروغگو در مورد متکی و جمهوری اسلامی و نجارهایی که در زندان جمهوری اسلامی تابوت می سازند، یک چیزهایی به تونی بلر گفته است. وگرنه چه معنی دارد که این مردک خوش تیپ بی چشم و رو بعد از پنج تا بچه، برداشته جلوی صد تا خبرنگار اعلام کرده که: « اگر ايران روابط متفاوت بخواهد، ما نيز آمادگي آن را داريم.» آگاهان از شنیدن این جملات بسیار ناراحت شدند و گفتند: خواهرت روابط متفاوت می خواهد، مادرت روابط متفاوت می خواهد، بی ادب! ما هرگز روابط متفاوت نمی خواهیم، همان چیزی که خدا و پیغمبر گفته.

وصف بی مثال شیراز
فعلا شهر تهران جز مشکلات طبیعی که دارد، در امن و امان است و رئيس جمهور در استان فارس به سر می برد. این رئیس جمهور هم مثل اینکه واقعا معنی « سرعت» و این چیزها را نمی فهمد. باباجان! دولت بلر آمد سر کار در سه سال بیکاری را از 8 درصد مثلا به 5 درصد رساند. یا مثلا یک تونل می سازند به طول 8 کیلومتر در عرض سه سال. همیشه هم درست کار می کند. احمدی نژاد چون هنوز کسی باورش نمی کند، خودش هم دچار این مشکل شده که انگار دوماه قبل سرکار آمده یا تازه دو ماه دیگر می خواهد رئیس جمهور شود. احمدی نژاد در فارس گفت: « دولت مي‌خواهد با حداكثر شتاب ثروت ملي را در اختيار مردم قرار دهد.» آگاهان التماس کردند که نمی خواهد، شما با سرعت ثروت ملی را به باد ندهید، نمی خواهد با سرعت ثروت ملی را در اختیار مردم بگذارید. وي گفت: « سهم اوليه جوانان استان فارس از تسهيلات ارزان قيمت بيش از 2 هزار ميليارد تومان است كه اين تسهيلات بايد بدون پارتي‌بازي در اختيار جوانان قرار گيرد.» در همین موقع رئیس جمهور می خواست همه 2 هزار میلیارد تومان را جرینگی از جیب بیرون بیاورد و به مردم بدهد که جمعیت شعار دادند: « ما پیرو قرآنیم، پول نقد نمی خواهیم» و گروه دیگری هم فریاد زدند: « احمدی احمدی، نمی خواد نقدی بدی.» وي گفت: « شيراز مهد انديشه‌هاي متفكران و فيلسوفان و اديبان و هنرمندان و پايگاه استعداد و خلاقيت ايران زمين است و پيشروان اين ادب، هنر و ذوق در اين سرزمين هستند.» وی برای اینکه نشان بدهد خودش هم دستی در هنر و ادب دارد و چون شنیده است که شیراز یعنی حافظ و حافظ هم یعنی فال، اعلام کرد: « امروز صبح پيش از حركت به اين استان تفألي به ديوان حافظ زدم كه اين بيت آمد: خوشا شيراز و وصف بي‌مثالش - خداوندا نگهدار از زوالش.» البته منظور رئیس جمهور از « وصف» بی مثال همان « وضع» بی مثال است که این اشتباه خواندن و اشتباه گفتن در مورد احمدی نژاد طبیعی است، باز خدا را شکر که به جای شعر حافظ شعر فردوسی را نخواند. احمدی نژاد قدرتهای جهانی را تهدید کرد که باید سریعا با ایران دوست بشوید، وگرنه پدرتان را درمی آوریم. وی گفت: « بهتر است فضاي تخاصم را به فضاي دوستي تبديل كنيد، شما بايد بدانيد كه ملت ايران براي تحقق همه خواسته های قانوني و به حق خود ايستاده و سر سوزني عقب‌نشيني نخواهد كرد.»

احمدی نژاد و تئوری اعداد
مشکل احمدی نژاد این است که مفهوم اعداد را هنوز بخوبی نمی فهمد. وی که قبلا یک بار بودجه عمرانی را 70 درصد اعلام کرده و بعد از دو روز توضیح داده که منظورش از 70 درصد 25 درصد است که بعدا معلوم شده منظورش از 25 درصد همان 18 درصد است، با اشاره به اين نكته كه دولت مصمم به طراحي و اجراي برنامه‌هايي براساس اصل عدالت است، تصريح كرد: « بودجه عمراني سال 86 بيش از سه برابر بودجه عمراني سال 83 و 84 است.» وی تئوری جدیدی کشف کرد و گفت: « دولت مي‌خواهد از امسال حقوق كاركنان دولت را به صورت پلكاني افزايش دهد، به اين معنا كه آن كساني كه كمترين دريافتي‌ها را دارند، بيشترين افزايش حقوق را خواهند داشت و آن كساني كه بيشترين دريافت را دارند، كمترين افزايش دريافت را شامل خواهند بود. » آگاهان توضیح دادند که این نظریه احتمالا در همان لحظه به ذهن احمدی نژاد رسیده و ریاضیدانان و کارمندان زیاد به پله و حقوق و این چیزها فکر نکنند. همچنین احمدي‌نژاد در بخش پاياني سخنان خود به جلسه استاني هيات دولت كه قرار است در پايان هفته در شيراز برگزار شود اشاره كرد و گفت: « براي اين استان 25 تصميم اقتصادي، 60 تصميم زير بنايي (15 مورد در خصوص راه، راه‌آهن و فرودگاه)، 10 مصوبه در نفت و گاز، 35 مصوبه در امور فرهنگي، آموزشي و ورزشي و بيش از 20 مصوبه در مورد مسائل اجتماعي و بهداشت خواهيم داشت.» به عبارت دیگر در یک جلسه حداکثر سه ساعته قرار است در مورد 150 موضوع تصمیم گیری شود. یعنی برای هر مصوبه یک دقیقه وقت گذاشته می شود. احمدی نژاد برای اینکه حال استکبار جهانی را اخذ کند، به تخت جمشید رفت و دچار احساس شد و به زورگویان جهان گفت: « زورگویان جهان! به خرج ما به پاسارگاد و تخت جمشید بیایید و ببینید که در برابر قدرت هایی که ملت ما به زانو درآورده، عددی نیستید.» آگاهان در این مورد سووالات زیر به عقل ناقص شان رسید:
اول: حالا که ما می خواهیم حال زورگویان جهان را بگیریم و اثبات کنیم که عددی نیستند، چه مرضی است که خرج شان را هم ما بدهیم؟ خبر مرگ شان! این همه پول دارند، همان ویزا را هم بدهیم از سرشان زیادی است. به نظر می رسد احمدی نژاد از بس در این مدت با هر خارجی ملاقات کرده، اعم از ملوان و غیر ملوان، خرجش را از جیب ملت داده، فکر می کند حتی برای زدن توی پوز زورگویان هم باید ما خرج شان را بدهیم.
دوم: با توجه به اینکه استاد احمدی نژاد، نابغه معاصر قبلا اعلام کرده بود که زاویه آزادی ما 360 درجه است و گفته بود که دولت 500 برابر در افزایش کاهش دادن نسبت به ده سال قبل اقدام کرده و فرق 70 درصد و 20 درصد را نمی دانست و اصولا با توجه به مشکلات آماری این دولت، همین که احمدی نژاد می گوید عددی نیستید، زیاد نباید به دل بگیرند، این برادر ما با اعداد اصولا مشکل دارد.
سوم: من می دانم که منظور احمدی نژاد از قدرت های زورگو آمریکا و انگلیس و غیره است، اما زیاد متوجه نشدم که منظور احمدی نژاد از قدرت هایی که ملت ما به زانو درآورده است، کدام قدرت ها هستند؟ و مگر ما جز عراق قدرتی را به زانو درآوردیم، که آن را هم به زانو در نیاوردیم، بلکه آخرش صلح کردیم، ما با کدام قدرتی درافتادیم که بزرگتر از آمریکا بود؟
البته، طبیعی است که ما ملت بزرگ و شجاعی هستیم و در یک زمان می توانیم ده تا هندوانه را با هم حمل کنیم، یکی که چیزی نیست.

سد سیوند را احمدی نژاد شخصا آبگیری می کند
ای مخالفان آبگیری سد سیوند! ای برادرانی که همه پتیشن ها را امضا کرده و در همه نظرسنجی ها شرکت کردید! آقای احمدی نژاد دارد شخصا سد سیوند را آبگیری می کند، لطفا اگر می خواهید« همه سر به سر تن به کشتن دهید» و یا « جان تان را فدای خاک پاک میهن کنید» لطفا در مراسم مربوطه شرکت نمائید. ضمنا من متوجه نشدم که منظور از اینکه احمدی نژاد شخصا گلاب به روی شما می خواهد « آبگیری» کند، آیا می خواهد همان کاری را که در دو سال گذشته در مملکت انجام داده، بکند، یا می خواهد یک بلای جدیدی سرمان بیاورد. اگر همان قبلی است که داداش! داروخونه ما نفت نداره، شما « آبگیری» بکن و برو! در همین راستا سد ملاصدرا هم که در همین دو سال ایجاد شده بود و اصلا در گذشته کسی در ساخت آن نقشی نداشت، افتتاح شد.
منفجر شد
در ادامه پیشرفت شیعیان در سراسر جهان، تروريست‌هاي وهابي، مسجد و حسينيه بزرگ امام مهدي(عج) در نزديك بغداد را با خاك يكسان كردند. شاهدان عيني اعلام كردند: تروريست‌ها با كار گذاشتن صدها كيلوگرم مواد منفجره در اين مسجد و حسينيه متعلق به شيعيان، آن را بطور كامل ويران كردند.

معلمان و دانشجویان و زنان
فعلا جز دانشجویان که دستگیر می شوند و معلمان که زندانی هستند و زنان که به دادگاه احضار شدند و رانندگان و کارگران که قرار است دادگاه بروند و کسانی که در داخل برای خارج جاسوسی می کنند و کسانی که بیماری ام اس دارند و بقیه ملت، مشکل خاصی وجود ندارد. علی اکبر باغانی، دبیر کانون صنفی معلمان، سر کلاس درس دستگیر شد. در حال حاضر تعدادی از معلمان زندانی هستند... یکی از معلمان گفت: « انگیزه کلی کانون فقط حقوق و مزایا نیست، بلکه وضع عمومی آموزش و پرورش و محتوای آموزشی است.» به همین دلیل تعدادی از معلمان از تدریس خودداری کردند و احتمالا مدارس نیز در روزهای آینده تا حدی تق و لق خواهد بود. از طرف دیگر، در مجلس طرح استیضاح فرشیدی به جریان افتاد. در مازندران هم اوضاع توپ توپ بود. 15 دانشجوی متحصن در یک یورش شبانه نیروهای ناشناس امام زمان دستگیر شده و نه نفر آنها امروز آزاد شدند. دبیر انجمن اسلامی دانشجویان بابلسر هم بازداشت شد. در تبریز هم هوای بهاری و خوبی بود، بطوری که دانشجویان دانشگاه تبریز به دستگیری در دانشگاه مازندران اعتراض کردند. در تهران هم همه چیز عالی پیش رفت، فقط یازده فعال زن به دادسرا و دادگاه انقلاب احضار شدند. قرار است دولت فکری برای دانش آموزان، ورزشکاران، باغبانان، استادان دانشگاه و فروشندگان چینی آلات بکند که از هفته دیگر آنها هم تحصن کنند و زندان بروند.

جو سونگ هوی از کره جنوبی
ماجرای تیراندازی در دانشگاه ویرجینیای غربی که باعث کشته شدن 32 نفر شد، تقریبا بزرگترین حادثه از نوع خودش بود. حمله کننده جو سونگ هوی، 23 ساله و تبعه کره جنوبی است. این ذلیل مرده یک استاد برجسته رشته مهندسی فضا را نیز به قتل رساند. لیبو لیبرسکو استاد رومانیایی تبار دانشگاه، 75 ساله و تبعه اسرائیل راه او را سد کرد تا تعداد بیشتری از دانشجویان خودشان را نجات دهند. این خبر از آمریکای جنایتکار که فعلا همه در مورد آن ابراز تاسف کرده اند.

انتخابات در ایران
من که پیشنهاد می کنم همه آدم بزرگ های اصلاح طلب و میانه رو و حتی چهره های پرطرفدار مردمی مثل کارگردانان مهم سینما و هنرمندان و ورزشکاران برای نمایندگی مجلس نامزد بشوند. خاتمی که تا چند روز دیگر برای دیدار پاپ خواهد رفت، به نظر من برود برای رای اولی تهران، فوقش یک سال بعد، استعفا می دهد و می آید برای ریاست جمهوری. اصلا نباید تیم ضعیف فرستاد. در یک جایی نوشته شده بود که « با محوریت خاتمی، هاشمی و کروبی، پل ائتلاف اصلاح طلبان زده می شود.» آگاهان پیش بینی می کنند که شورای نگهبان حتما وسط پل ائتلاف حتما یک پی پی حسابی می کند. از سوی دیگر بادامچیان هم که به تازگی در انتخابات تهران حال همه را گرفته بود و بین سه نفر نامزدهای اصلاح طلب و محافظه کار سوم شد، اعلام کرد: « اگر تکلیف شرعی باشد و دوستان بخواهند برای انتخابات مجلس کاندیدا می شوم.» آقا! جان مادرتان! هیچ کس به این اسدالله میرزای ما تکلیف شرعی نکند و دوستانش هم تا روز انتخابات تا او را می بینند به جای حرف زدن در مورد انتخابات، در مورد شعرنو و ستاره شناسی و سریال باغ مظفر حرف بزنند، که هیچ بهانه ای برای نامزد شدن پیدا نکند. گفتم انتخابات، فرانسه هم در بد وضعی گیر کرده است. اگر سارکوزی بیاید، فرانسوی ها و خارجی های این کشور دهان شان سرویس است و لوله می شوند، اگر سگولن رویال بیاید، فرانسه برای هفت سال وارد تونل عقب ماندگی وحشتناکی می شود که احتمالا باید برود جای ترکیه و یا بشود جزو کشورهای آفریقایی. اگر لوپن بیاید که حالی می کنیم، فکر کنم حسین درخشان بشود وزیر ارتباطات فرانسه و کنفرانس بعدی هولوکاست را این دفعه در تل آویو تشکیل دهد. راستی یکی به این درخشان بگوید به من زنگ بزند من در مورد قائمی و معینی اطلاعات دارم، حاضرم به او بدهم. گفتم درخشان، این خبر هم جالب بود. « دولت اسرائیل از یک اسرائیلی مظنون به جاسوسی برای ایران بازجویی می کند.»

دانه درشت ها
آقا! ما در همان سه ماهی که زندان عمومی بودیم، در سالن شش آموزشگاه، اتاقی بود که در آن تخته بازها حکومتی می کردند و بروبچه های باحالی هم در همانجا بودند. کلی با آنها رفیق بودیم و بخش وسیعی از واژه نامه زندان را با کمک آنها نوشتم. حالا بامزه است، وقتی می خواهند اسم مفسدین اقتصادی را معرفی کنند، اسم آنها را اعلام می کنند. وقتی می خواهند اسم غارتگران بیت المال را معرفی کنند، اسم همین ها را دوباره معرفی می کنند. وقتی می خواهند اسامی رشوه گیران نفتی را اعلام کنند، دوباره اسم همین هشت تا را اعلام می کنند. برادر نقدی که پس از گذراندن زندان ناموسی و طی مراحل مقتضی فعلا ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز را اداره می کند، دانه درشت ها را که همان رفقای خودمان باشند، معرفی کرد: قاسم ممتاز، علی مشهدی اسماعیل، پیمان محبی، احمدی زمردی، عباس تقی زاده، قاسم خاکی، محمدرضا حکمی، مهرداد قطان. کلی یادشان کردیم، انشاء الله همیشه دانه درشت باشند.

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 8:36 |
روز آنلاین:
آرامگاه کورش در خطر - سه شنبه 28 فروردین 1386 [2007.04.17]

aramgahkorosh.jpg

سينا حسيني

به گزارش خبرگزاري فارس محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور عصر امروز دوشنبه در ادامه سفر استاني به استان فارس از آبگيري سد سيوند در مدت‌زمان سفر خود به استان فارس خبر داد.

كارشناسان از زير آب رفتن بخشي از آثار باستاني ايراني مربوط به دوره هخامنشي و ساساني در صورت آبگيري سد سيوند خبر مي‌دهند. اقدام به آبگيري سد سيوند در حالي صورت مي‌گيرد كه اسفنديار رحيم مشائي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري چند روز پيش گفته بود: "تا شهريورماه مطمئنا امكان آبگيري سد وجود ندارد." پيش از آن، دكتر محمد علي دادخواه، وكيل دادگستري در گفتگويي با روز از"قول وزارت نيرو و تعهد سازمان ميراث فرهنگي مبني بر عدم آبگيري سد سيوند پيش از پايان كاوشهاي باستانشناسي" خبر داده بود.

اميررضا خادم عضو كميسيون فرهنگي مجلس نيز در واكنش به تصميم مورد نظر در گفت‌وگو با مهر اعلا‌م كرده بود: "بر اساس توافقي كه سال گذشته با سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري داشيم قرار بود ابتدا گزارش نهايي بررسي‌هاي ميراث و كار كاوش‌هاي باستان‌شناسي در محدوده سد سيوند را به كميسيون فرهنگي مجلس ابلا‌غ كنند و پس از آن درخصوص آبگيري سد سيوند اظهارنظر شود. در صورتي كه اين امر محقق نشد و سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري قبل از ارائه گزارش به كميسيون فرهنگي مجلس، آبگيري سد سيوند را بلا‌مانع اعلا‌م كرد."

در واكنش به آبگيري قريب الوقوع سد سيوند، سه شنبه هفته پيش اعضاي كانون مدافعان حقوق بشر از جمله محمد علي دادخواه و شيرين عبادي، از تنظيم شكواييه هايي عليه اسفنديار رحيم مشايي، رييس سازمان ميراث فرهنگي و پرويز فتاح، وزير نيرو خبر داده بودند.

محمدعلي دادخواه وكيل پيگيري‌كننده پرونده آبگيري سد سيوند در گفت‌‌وگو با ايسنا، در رابطه با آخرين وضعيت پرونده سد سيوند گفت: "به دنبال شكايت ما از معاون رئيس‌‌جمهور و وزير نيرو، پرونده اين دو نفر به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد كه شعبه 76 اين دادگاه نيز براي اين پرونده قرار صادر كرد و آن را به دادسراي كاركنان دولت ارجاع داد."

او در عين حال يادآوري کرد: "بهتر بود دادگاه كيفري استان تهران خود نسبت به اين پرونده رسيدگي و تحقيق مي‌كرد تا احتمالا‌ رسيدگي‌ها به دادسراي محل ارجاع نشود."

car_2007_18aprb.jpg

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 8:33 |
روزآنلاین ( چهارشنبه 29 فروردین 1386 [2007.04.18] ) 
 

farshidi451.jpg

اسفنديار صفاري

به گفته مدير كل زندان‌هاي استان تهران محمود باقري، محمد تقي فلاحي، علي اصغر منتجبي سه معلم تهراني ممنوع الملاقات شده اند. همزمان خبرگزاري ايرنا ارگان رسمي دولت جمهوري اسلامي خبر داد که به دنبال سه ماه اعتراض معلمان طرح استيضاح محمود فرشيدي با امضاي 138 نماينده به هيات رئيسه مجلس ارائه شد.

اظهارات مدير کل زندان ها پس از آن منتشر شد که وکيل فرهنگيان دستگير شده در تهران از ممنوع الملاقات بودن موکلانش خبر داد. هوشنگ پوربابايي، وكيل مدافع محمد رضا رضائي گرکاني يکي ديگر از فرهنگيان بازداشت شده نيز ديروز به خبرگزاري الينا گفت موکلش در تماس با خانواده‌‏ از وضعيت روحي و جسمي خود ابراز رضايت كرده و خواستار اقدام قانوني از سوي وكلاي خود شده‌‏ است.

از علي اکبر باغاني، دبيرکل کانون صنفي معلمان که در مدرسه رشد بازداشت شد و حميد پور وثوق قائم مقام کانون صنفي معلمان، محمد تقي فلاحي وعلي رضا اکبري نبي، ديگر معلمان بازداشت شده خبر جديدي انتشار نيافته اما مطلعان براين گمانند که با توجه به سخنان مدير کل زندان هاي استان تهران مبني بر ممنوع الملاقات بودن معلمان به احتمال زياد آنها در انفرادي به سر مي برند.

از سوي ديگر خبرگزاري ها دولتي به نقل از فرماندار همدان خبر آزادي معلمان بازداشت شده در همدان را منتشر کردند.

در همين حال، کانون صنفي معلمان خبر داد که روز دوشنبه در تهران مدارس مناطق 2، 12، 14، 17 به طور هشتاد درصد به تعطيلي کشيده شد، و مدارس ساير مناطق نيز تا مرز شصت درصد تعطيل بودند. معلمان شهرستان هاي شهريار و ملارد نيز روز دوشنبه مدارس را به تعطيلي کشاندند. کانون صنفي معلمان در خبر ديگري از مشهد، کاشان و همدان گزارش داد که معلمان برنج هايي را که از طرف اداره آموزش و پرورش به صورت هديه به آن ها داده شده بود در محوطه ادارات خود روي زمين پاشيدند.

از سوي ديگر فرماندار همدان دوشنبه شب در نشست شوراي فرهنگيان اين شهر ادعا کرد: "انتخابات اين گروه تحت عنوان كانون صنفي معلمان كه در سال ‪ ۸۳‬برگزار شد به هيچ وجه روال قانوني را طي نكرده بود و مورد تاييد مراجع ذيصلاح در استان نبود". وي با بيان اينكه كانون معلمان در سراسر كشور داراي يك اساسنامه مدون و قانوني است، گفت: "انتخابات و همچنين فعاليت اين كانون در همدان نيز بايد با تاييد دستگاه‌هاي اجرايي مرتبط، وجاهت قانوني داشته باشد".

فرماندار همدان البته در مورد اينکه چگونه سه سال بعد از انتخابات کانون صنفي معلمان به اين نتيجه رسيده توضيحي نداد و افزود: "با توجه به اينكه مكان فعاليت اعضاي اين گروه معلم نامشخص بود شنبه هفته گذشته با هماهنگي مراجع قانوني و به دور از هياهو و حفظ حرمت، افرادي كه به همين عنوان تجمع كرده بودنددستگير شدند".

فرماندار همدان در عين حال مدعي شد: "امروزه دشمنان انقلاب، مراكز علمي و دانشگاهي را براي تخريب و تزلزل پايه‌هاي نظام جمهوري اسلامي نشانه رفته‌اند و بايد نسبت به هرگونه توطئه گري هوشيار بود".

استيضاح

خبرگزاري رسمي ايرنا، هفته ها پس از آغاز اعتراضات فرهنگيان گزارش داد که درخواست استيضاح وزير آموزش و پرورش روز سه‌شنبه با ‪ ۱۳۸‬امضا تقديم رئيس مجلس شوراي اسلامي شد.

به گفته رضا طلايي نيك سخنگوي فراكسيون وفاق، "اين استيضاح توسط نمايندگاني از گرايشهاي گوناپون مجلس و از ‪ ۲۰‬استان كشور" امضا شده و "موارد استيضاح علاوه بر مسايل استاني عمدتا مسايل ملي و عمومي است و ماهيت محلي ندارد".

طلايي نيك گفت: "زمينه استيضاح وزير آموزش وپرورش از ماه‌ها قبل وجود داشته و به دلايل همزماني با بررسي بودجه به تاخير افتاده است". وي تاكيد كرد: "استيضاح‌كنندگان تغيير در مديريت آموزش و پرورش را براي كاهش تنش‌ها و تحكيم اتحاد ملي ضروري مي‌دانند".

اسماعيل گرامي‌مقدم نماينده بجنورد نيزخبر داد که استيضاح وزير آموزش و پرورش با انسجامي ميان تمام فراكسيون‌هاي مجلس مطرح شده و نمايندگان به‌طور دقيق و روشن به عملكرد وزير آموزش و پرورش واقفند. اين عضو فراكسيون اقليت از تحصن‌هاي پياپي معلمان در مقابل مجلس به عنوان نمونه‌اي از هزينه‌هاي سنگين سوء مديريت در آموزش و پرورش ياد كرد و گفت: "عدم دفاع مناسب وزير در جلسات دولت براي افزايش حقوق معلمان، عدم تداوم جلسات تدوين سند آموزش و پرورش، عدم تحقق شعارها در خصوص صرفه‌جويي مالي در آموزش و پرورش، عدم افزايش قدرت خريد معلمان نسبت به سال‌هاي گذشته كه از جمله برنامه‌هاي وزير بوده، به‌كارگيري نيروهاي بي‌تجربه و كم‌تجربه و به‌كارگيري نيروهاي بازنشسته از جمله ضرورت‌هاي طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش در شرايط كنوني است".

از سوي ديگر تعدادي از نمايندگان جناح راست مجلس موسوم به اصولگرا با استيضاح محمود فرشيدي مخالفت کرده اند. علي عباس پور، خواهرزاده عبدالله جاسبي که در جريان جدال محمود احمدي نژاد با جاسبي بر سر دانشگاه آزاد مرتب از استيضاح وزير علوم سخن مي گفت، در اين ارتباط گفته است: "نظر خاصي راجع به استيضاح وزير آموزش و پرورش داردو نمي‌خواهد اين نظر را به عنوان رئيس كميسيون آموزش و پرورش رسانه‌اي كند و در اين زمينه اظهارنظر نخواهد كرد".

عماد افروغ رئيس كميسيون فرهنگي مجلس و يکي از نمايندگان اصولگراي منتقد دولت نيز در پاسخ به روزنامه اعتماد ملي گفت "طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش را امضا نكرده و در جريان آن نيست". وي به اين سئوال که ضرورتي براي اين استيضاح احساس مي‌كند يا خير هم چنين جواب داد: "تاكنون ارتباطي با اين موضوع برقرار نكرده‌ام".

احمد توکلي يکي ديگر از رهبران جناح راست، ديروز در اظهار نظري که خبرگزاريها منتشر کردند گفت: "استيضاح وزير آموزش و پرورش را مصلحت نمي داند".

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 8:27 |
ادوار نیوز ( دوشنبه، 20 فروردین 1386 ):

دين و حقوق بشر
واشنگتن، دانشگاه جورج تاون، پنج شنبه 15 مارچ 2007

وقتي كه درباره‌ي "حقوق بشر" گفت‌وگو مي‌شود گاه منظور همان حق‌هايي است كه در اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر ذكر شده‌اند و در سال 1948 به امضاي 48 كشور رسيد و از آن پس كشورهاي ديگر نيز، يكي پس از ديگري، آن را امضاء كردند، و گاه منظور مجموعه‌ي حقوقي است كه براي انسان‌ها قائليم، خواه مصاديق آن بيشتر يا كمتر يا برابر با همان مصاديقي باشد كه در اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر آمده است. من، در اين گفتار، با حقوق بشر به معناي دوم سروكار دارم.

اول. پرسش هایی درباره حقوق بشر: درباره‌ي حقوق بشر، به همين معنايي كه با آن سروكار داريم، سئوالات فلسفي بسيار مهمي قابل طرح‌اند، از جمله اينكه:
1) حقوق بشر با حقوق طبيعي (natural rights) چه ربط و نسبتي دارد؟ آيا حقوق بشر همان حقوق طبيعي است يا نه؛ و در صورتي كه اين دو عين هم نيستند دايره‌ي كداميك فراخ‌تر و دايره‌ي كداميك تنگ‌تر است و كداميك از آنها در دل ديگري جاي مي‌گيرد؟
2) آيا حقوق بشر جهانشمول (universal) داريم، يعني حقوقي كه فرازمان، فرامكان، و فراتر از هرگونه اوضاع و احوال خاص باشند و شامل حال هر انساني، بلااستثناء بشوند؟
3) حقوق بشر جهانشمول، اگر وجود دارند، كدامند؟ يعني اين مفهوم داراي چه مصاديقي است؟
4) حقوق بشر جهانشمول را چگونه مي‌توان تبيين كرد؟ به عبارت ديگر، چرا انسان‌ها داراي اين حقوق‌اند؟ چه ويژگي يا ويژگي‌هايي در همه‌ي انسان‌ها هست كه سبب مي‌شود كه انسان‌ها داراي اين حقوق شوند؟
5) آيا حقوق بشر همه با هم سازگار و هماهنگ‌اند يا امكان تعارض ميان اين حقوق وجود دارد، به طوري كه اگر بخواهيم يكي از آنها را دريافت كنيم از دريافت حق ديگري محروم بمانيم؟
6) آيا حقوق بشر اصلند و تكاليف بشر فرع بر آنهايند يا، بالعكس، تكاليف بشر اصلند و حقوق بشر متفرع بر آنها مي‌شوند؟ به تعبير ديگر، حقوق بشر متقدمند و تكاليف بشر مؤخّر يا تقدم از آنِ تكاليف بشر است و حقوق بشر متأخّر بر تكاليف بشراند؟
7) حقوق بشر با اخلاق چه ربط و نسبتي دارند؟ آيا حقوق بشر از اخلاق استنتاج مي‌شوند يا اخلاق قابل استخراج از حقوق است؟
8) حقوق بشر چه ارتباطي با نيازهاي بشر دارد؟
9) حقوق بشر جهانشمول با كثرت‌گرايي فرهنگي (cultural pluralism) چگونه سازگاري مي‌تواند داشت؟
10) آيا حقوق بشر حقوق افراد بشري است يا جوامع، نهادها، و سازمان‌ها نيز حقوقي دارند؟

دوم. ملاحظاتی درباره دین: و وقتي كه سخن از ارتباط حقوق بشر و دين مي‌رود، در باب دين نيز به چند مسأله‌ي بسيار مهم توجه بايد كرد، از جمله:
1) تقريباً همه‌ي اديان در دوراني ظهور كرده‌اند كه ما آن را دوران پيشامدرن (premodern) و دوران سنت مي‌ناميم (و حال آنكه مفهوم حقوق بشر مفهومي مدرن (modern) است).
2) اديان بزرگ جهان، در عين اينكه آموزه‌هاي مشترك و همانند دارند، اختلاف‌ها و ناهمانندي‌هايي نيز دارند (و مي‌شود پيش‌بيني كرد كه اين موارد افتراق و ناهمانندي در تلقي‌شان از حقوق بشر نيز تأثير داشته باشد)
3) پيروان يك دين واحد نيز از دين خود تلقي و برداشت واحدي ندارند. لااقل سه نوع برداشت بنيادگرايانه (fundamentalistic)، سنتگرايانه (traditionalistic) و تجددگرايانه (modernistic) در درون هر ديني قابل تصور است.
4) در عين حال، پيروان هر دين، هر تلقي‌اي كه از دين خود داشته باشند، نمي‌توانند از پاره ای از آموزه‌هاي خود دست بردارند و بنابراين، انعطاف‌پذيري آنان از حدي فراتر نمی رود، اگرچه اين حد بسته به نوع تلقی ای که از دین دارند (یعنی بسته به آنکه بنيادگرا باشند يا سنتگرا يا تجددگرا) می تواند بسيار متفاوت باشد.
5) اديان، علاوه بر حقوقي (و تكاليفي) كه براي بشر قائلند براي خدا يا عالم بالا يا امور مقدس يا امر مطلق يا... نيز حقوقي غيرقابل انفكاك قائلند و اين حقوق را حاكم بر حقوق بشر مي‌دانند، اگرچه در چند و چون حقوق الاهي كمابيش تفاوت‌هايي با هم دارند.
6) همه‌ي اديان، با اختلاف مراتب، بر كرامت انسان تأكيد دارند.

سوم. نگاه عملگرایانه معطوف به کاهش درد و رنج آدمیان: من معتقدم كه به هيچيك از ده سؤال فلسفي مهمي كه در ابتدا طرح كردم جواب قانع‌كننده‌ و خدشه‌ناپذيري نمي‌توان داد. یعنی مباني نظري قاطع و چون و چراناپذيري وجود ندارند كه براساس آنها بتوان حقوق بشر را از حیث نظري (theoretical) و معرفتي (epistemic) توجیه كرد. به هر يك از آن ده سؤال بيش از يك جواب مي‌توان داد و براي هر يك از آن جواب‌ها هم مي‌توان استدلال يا استدلالهایي آورد ولي هيچيك از آن استدلالات چنان قوي و قاطع نيست كه مدعاي خود را بر كرسي بنشاند و مدعيات مخالف را به كلي از ميدان به در كند. از اين رو، من به هيچيك از آن سؤالات نمي‌پردازم، بلكه می کوشم نشان دهم که ما باید بنا به دلایل عملگرايانه (pragmatistic)، هم تفسيري از حقوق بشر داشته باشيم كه دين را، به طور كلي، انکار نكند و هم تفسيري از دين داشته باشيم كه حقوق بشر را، به طور كلي، نفي ننماید. به عبارت ديگر، به اعتقاد من اگر بخواهیم از درد و رنج انسانها بکاهیم چاره ای نداریم جز آنکه همچون فيلسوفان پراگماتیست امريكايي‌ نظير ويليام جيمز (William James) و جان ديويي (John Dewey) تفسیری عملگرایانه از دین به دست دهیم که حقوق بشر را بپذيرد و نیز موازین حقوق بشر را چنان بفهمیم كه دين را به طور كلي طرد و نفي و حذف نكند. اين رویکرد نفياً و اثباتاً به مباني نظري توجيه‌گرانه حقوق بشر و نيز به مباني نظري اثبات كننده‌ي حقانيت دين، به طور كلي، هيچ كاري ندارد. من فقط به كاستن از درد و رنج‌هاي بشر مي‌انديشم و سخنم اين است كه برای آنکه از درد و رنج‌هاي بشربکاهیم لاجرم باید تفسير خاصي از دين و تفسير خاصي از حقوق بشر به دست دهیم.
چهارم. نیاز دین به حقوق بشر: تفسير ما از دين نبايد نافي حقوق بشر باشد. چرا كه:
1) تجربه، اعم از تجربه‌ي نوع بشر در طول تاريخ و تجربه‌ي فرد بشري در طول عمر خود، نشان داده است كه برخورداري از اين حقوق شرط لازم (هرچند، نه كافي) داشتن يك زندگي سالم و لذتبخش است. هم تجربه‌ي مثبت، يعني تجربه‌ي كساني كه از اين حقوق برخوردار بوده‌اند، و هم تجربه‌ي منفي، يعني تجربه‌ي كساني كه از اين حقوق محروم مانده‌اند، نشانگر آن است كه بدون اين حقوق زندگي مطلوب ما آدميان امكان تحقق ندارد. دين نمي‌تواند به چيزي كه حداقل شرط لازم برای يك زندگي مطلوب، لذتبخش و سالم است روي خوش نشان ندهد و آن را طرد و نفي كند.
2) در سلسله مراتب نيازهاي آدمي (مثلاً در هرم نيازهاي ابراهام مزلو، روانشناس امريكايي (1970-1908))، هميشه حقوق بشر تأمين‌كننده‌ي آن دسته از نيازهايي بوده است كه در سلسله مراتب نيازها جزو نيازهاي پايين‌تر و طبعاً بسيار نيرومندترند (مثل نيازهاي جسماني و فيزيولوژيك و نيازهاي مربوط به ايمني و امنيت خاطر) و دين تأمين‌كننده‌ي آن دسته از نيازهايي است كه جزو نيازهاي بالاتر و به تبع متأخرترند (مثل نياز به خود-شكوفايي). از اين رو، حقوق بشر، خواه حقوق بشر اقتصادي ـ اجتماعي، و خواه حقوق بشر سياسي ـ بين‌المللي بر دين تقدم دارند، یعنی تا نيازهايي كه حقوق بشر ضامن تأمين آنهاست برآورده نشوند نيازهايي كه دين ناظر به آنها است پديد نمي‌آيند. بنابراین، دين نمي‌تواند به حقوق بشر بي‌توجهي كند، چرا كه با اين كار مانع از آن می شود که نيازهاي عالي‌تر بشر که او را نیازمند به دین می کند شکوفا شود.
3) حقوق بشر تنها ملاك و ميزاني است كه همه‌ي انسان‌ها، علي‌رغم تنوع و اختلاف فراواني كه قلمرو دین دارند، در مورد آن توافق نظر دارند. عدم توجه به حقوق بشر به معناي محروم كردن انسان‌ها از تنها چيزي است كه مي‌تواند جلوي اعمال ظلم و ستم بر آنان را بگيرد. دين كه به كرامت ذاتي انسان‌ها تأكيد مي‌ورزد نمي‌تواند يگانه محكمه‌اي را كه در آن مي‌توان از تضييع حقوق انساني و هتك حرمت آدمیان جلوگیری کرد. تعطيل چنين محكمه و دادگاهي به قيمت نفي كرامت انسانها تمام مي‌شود.

پنجم. نیاز حقوق بشر به دین: تفسير ما از حقوق بشر نبايد نافي دين باشد، زيرا:
1) این ادیان هستند که بسياري از احساسات و عواطف موافق حقوق بشر و مخالف نقض حقوق بشر را در پيروان خود مي‌پرورانند. اديان و مذاهب با تأكيد بليغي كه بر عدالت، عشق، و شفقت نسبت به انسان‌ها دارند در آدميان احساسات و عواطف ارزشمندي نسبت به همنوعان خود (و حتي نسبت به حيوانات و گياهان) پديد مي‌آورند و از این حیث مي‌توانند بهترين ضامن و تأمين‌كننده‌ي رعايت حقوق بشر باشند. در اكثريت قريب به اتفاق اديان و مذاهب متدينان و مؤمنان نگاه مثبتی به رعایت حقوق بشر دارند. از اين رو، نفي و طرد دين به معناي از ميان برداشتن بخش عظيمي از احساسات و عواطفي است كه به كارِ حقوق بشر مي‌آيد.
2) اديان و مذاهب يكي از موجه‌ترين و مقبول‌ترين تبيين‌ها را براي حقوق بشر ارائه مي‌كنند. البته در جهان سكولار چه بسا هر انسانی صرفاً از آن حیث که به گونه زیست شناختی انسان متعلق است واجد حقوق بشر است. اما، در عين حال، اديان و مذاهب مي‌توانند همين حقوق بشر را براساس ديگري تبيين كنند و انسان‌ها را از آن حیث هم که به اعتقاد ایشان مخلوق خالق واحدي هستند و در پيشگاه او با هم برابرند و به یکسان مورد عطوفت او قرار دارند صاحب حقوق واحد و مشترکی بدانند. با توجه به اينكه غالب انسان‌هاي روي زمين به دینی از ادیان اعتقاد و التزام دارند، چرا اين پشتوانه‌ نظری را از حقوق بشر بگيريم؟
3) اگر حقوق بشر به دين بي‌اعتنايي ورزد، بسیاری از دین باوران به آن بدگمان خواهند شد. دلیل آنكه حكومت‌هاي ديني ناقض حقوق بشر مدام از خاستگاه‌هاي غيرديني و بلکه ضدديني حقوق بشر دم مي‌زنند این است كه مي‌خواهند مردم دین باور را نسبت به حقوق بشر و مدافعان آن بدگمان کنند و از این راه از میزان مخالفتهایی که با رفتارهای ناقض حقوق بشر آنها می شود بکاهند. مدافعان حقوق بشر نبايد اجازه دهند که دفاع از حقوق بشر دفاع از پدیده ای غيرديني یا ضدديني تلقي شود. اين کار موجب می شود که افراد و نهادهایی که با ظاهری دینی و مقدس مآبانه به نقض حقوق بشر اقدام می کنند، دست خود را گشوده تر ببینند.

ششم. چه قرائتی از دین با حقوق بشر سازگار است؟
به نظر می رسد که قرائتی از دین با حقوق بشر سازگار است که شرایط زیر را داشته باشد:
الف- بپذیرد که آنچه در قران (و احادیث) آمده است ثبت و ضبط یک فرآیند (process) است. اگر قبول کنیم که محتویات قرآن (و احادیث) تصویرگر و گزارش کننده یک فرآیند است دو نتیجه حاصل می شود:
1- فقراتی از قرآن برای حل مسائل و مشکلات موضعی (local) در مقطع خاصی از تاریخ و جغرافیا بوده است ، نه برای حل مسائل ازلی و ابدی و جهانشمول (universal). مقتضای این سخن آن است که آن فقرات قرآن فقط به کار زمان و مکان خاصی یا هر شرایطی که عیناً شبیه آن زمان و مکان خاص است می آید. بسیاری از تضادهایی که میان قرائتهای بنیادگرایانه و حتی سنتگرایانه از دین از یک سو و حقوق بشر از سوی دیگر وجود دارد این است که این قرائتها دست به تعمیم نابجا زده اند و گمان کرده اند که همه احکام قرآن همه جایی، و همیشگی و جهانشمول است، و در نتیجه به خطا احکام مقطعی و موضعی را به همه زمانها و از جمله زمان حاضر، تسری داده اند. حاصل این کار پیدایش احکام وجدان ستیز و عقل ستیزی است که با حقوق بشر امروزین سازگاری ندارد.
2- با تأمل در احکام مذکور در قرآن، می توان بدون جهتگیری (bias) نامطلوب و پیشداوری گمان زد که اگر فرآیندی که احکام قرآن در آن پدید آمده اند ادامه می یافت و به روزگار ما می رسید احکام قرآن چه تطور و تحوّلی یافت. اجتهاد زنده و پویا، اگر معنایی داشته باشد، جز همین نیست.

فقط احکام عقل نظری اند که اگر صدق داشته باشند صدق ازلی و ابدی دارند، و اگر کذب داشته باشند کذب ازلی و ابدی خواهند داشت. "سقراط استاد افلاطون است" صدق ازلی و ابدی دارد و "افلاطون استاد سقراط است" کذب ازلی و ابدی دارد. اما احکام عقل عملی اولاً- صدق و کذب ندارند، بلکه کارآمدی و ناکارآمدی دارند، و ثانیاً- کارآمدی و ناکارآمدی شان ازلی و ابدی نیست، بلکه موقت است، زیرا احکام عقل عملی برای رفع مشکلات صادر می شوند و هر مشکلی، در واقع، مشکل یک وضع (situation) و حال خاص، در یک بافت خاص (context) است و وقتی که آن وضع و حال و بافت از میان برخیرد حکم عقل عملی کارآمدی خود را از دست خواهد داد. "این غذا را بخور" یا "آستین دست را بالا بزن" یا "ساکت باش" همه احکام عقل عملی اند و هر کدام در وضع و حال و بافت خاصی کارآمد است و در سایر شرایط کارآمدی ندارد.

ب – همچنین قرائتی از دین که با حقوق بشر سازگار است باید بپذیرد که اسلام، و اساساً هر دینی، به مراتب بیش از آنکه به اعمال ظاهری اهمیت بدهد دغدغه باطن و درون را دارد و بنابراین تفسیر درست از قرآن (و روایات) تفسیر عرفانی (یا به تعبیر بهتر، سیر و سلوکی) است، نه تفسیر فقهی. در تفسیر فقهی، همه اهتمام ها معطوف به این است که اعمال ظاهری و بدنی چگونه باشد یا نباشد تا با ضوابط و معیارهای شریعت سازگارافتند. گویا تمام هویت انسان و ارزش آن هویت در اعمال جسمانی و درست و نادرست این اعمال منحصر است. و حال آنکه پیامبر اسلام یگانه هدف بعثت خود را تتمیم مکارم خلق و خوی انسان ها دانسته است (انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق) (میدانیم که در زبان عربی کلاسیک، "اخلاق" جمع "خلق" و به معنای character روانشناختی است، یعنی منش درونی انسانی). بنابراین، برخلاف رأی فقها و فقه زدگان، نباید برای صورت و ظاهر اعمال ارزش و اهمیت و ثبات قائل شد، بلکه باید بر وفق مشرب عارفان و اهل سیر و سلوک، هر عملی را بر مبنای میزان تأثیر مثبتی که بر منش دورنی انسان دارد ارزیابی کرد. تا وقتی که عمل بدنی و ظاهری، به تتمیم مکارم اخلاقی یاری می رساند باید به آن ادامه داد، و وقتی که این یاری از میان برخاست جمود بر آن عمل خلاف خرد و نقض غرض است. جمود بر اعمال ظاهری به ثبات احکام می انجامد و ثبات احکام، حقوق بشری امروزین را نقض می کند.
رجوع منصفانه به قرآن نیز نشان می دهد که از منظر قرآنی باطن انسان به مراتب مهمتر از ظاهر اعمال اوست. به این نمونه های قرآنی که اندکی از بسیارند توجه کنید: نماز را به پای دار، زیرا نماز از زشتی و ناپاکی باز می دارد و یاد خدا از نماز هم بزرگتر است(عنکبوت،45) (نماز که عملی ظاهری است برای خاطر دوری از زشتی و ناپاکی مورد امر واقع می شود، و از آن مهمتر یاد خدا، که امری درونی و باطنی است، از نماز مهمتر تلقی می شود)، به این جهت روزه بر شما واجب شده است که امید می رود پرواپیشه شوید(بقره، 183)؛ هرگز گوشت ها و خون های قربانی ها به خدا نمی رسد اما پرواپیشگی شما به ساحت او می رسد(حج،37)؛ تا شما را بیازماید که کدامتان کار بهتر می کنید(هود، 7) ( نه کار بیشتر که به کمیت مربوط می شود و ظاهرگرایانه است). قرآن حتی به کمیت انفاق هیچ اهمیتی نمی دهد (که مقتضای نگرش ظاهرگرایانه اهمیت دادن به آن است)، بلکه اهمیت انفاق را به این می داند که از چیزهایی که دوست می داریم انفاق کنیم تا تطهیر درونی شده باشیم؛ به نیکی نخواهید رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید ببخشید(آل عمران،92)

ج – قرائتی از دین که با حقوق بشر سازگار است باید بپذیرد که اسلام اعمال ظاهری را نیز به دو دسته بزرگ تقسیم می کند: اعمال شعائری و مناسکی (ritual) و اعمال اخلاقی (moral). و از این میان به دسته دوم اهمیت بسیار بیشتری می دهد. حدود و قصاص و دیات که بیشترین مخالفت و تضاد را با حقوق بشر امروزین دارند از اعمال شعائری و مناسکی اند. اگر اعمال و مناسک را در بستر اخلاقی مناسب قرار دهیم خواهیم دید که بسیار تلطیف می شوند. اما هروقت که صورت خشونت آمیز به خود می گیرند باید حکم کنیم که از بستر اخلاقی خود جدا شده اند.برای مثال، درست است که قصاص عملی خشونت آمیز است و قرآن آن را جائز دانسته است، اما در عین حال، قرآن صریحاً تذکر می دهد که اگر عفو کنید (و قصاص نکنید) بهتر است. اگر کسی اعمال اخلاقی، مانند عفو و بخشایش، را در قرآن بجد بگیرد،در عین آنکه ممکن است که خود را صاحب حق قصاص بداند، اما از اعمال این حق صرف نظر می کند: آشتی بهتراست(نساء،128. در مورد امور خانوادگی). در آیات بقره،237 و نساء،149 و تغابن، 14 تأکید می شود که از ظلم هایی که دیگران در حق شما کرده اند صرف نظر کنید و در گذرید.

هفتم. چه مؤلفه هایی از اسلام به حقوق بشر کمک می کنند؟
قبل از جوابگویی به این سوال، توجه به 3 نکته اهمیت بسیار دارد:
الف- بسیاری از مؤلفه هایی که در اسلام به حقوق بشر کمک می کنند اختصاص به اسلام ندارند و در سایر ادیان و مذاهب نیز وجود دارند. اگر سخن را به مؤلفه هایی که به اسلام اختصاص دارند منحصر کنیم چیز چندانی پیدا نخواهیم کرد. البته چون این مؤلفه ها علاوه بر ادیان دیگر، در اسلام نیز یافت می شود، می توان آنها را به اسلام نیز نسبت داد.
ب- بسیاری از مؤلفه هایی که به تحقق و تضمین حقوق بشر کمک می کنند در اصل از دل ادیان و مذهب برآمده اند، اما امروزه چندان در فرهنگ جدید جذب و حل شده اند که بسیاری افراد ریشه های دینی آنها را از یاد برده اند. مثلاً مفهوم "برادری همه انسان ها" که در انقلاب فرانسه نقش مهمی ایفا کرد در اصل مفهومی دینی است: اگر انسان ها را فرزندان خدای واحدی ندانیم چگونه می توانیم آنها را با یکدیگر برادر( و خواهر) بدانیم؟
ج – همچنین اسلام (و بسیاری از ادیان دیگر) عناصری وجود دارد که به تحقق و تضمین حقوق بشر یاری مؤثری می رساند. مایلم در اینجا به فهرست کوتاهی از این قبیل عناصر مساعد با حقوق بشر به دست دهم:
1- اسلام بر عدالت تأکید بسیار دارد: آیات شوری،15؛ نساء،3 و 135؛ مائده،8؛ انعام،152؛ بقره، 282؛ مائده ،95 و 106؛ طلاق،2؛ نساء 58:نحل،76 و 90؛ هجرات،9 تأکید اسلام بر عدالت را نشان می دهند.
2- اسلام بر رحمت تأکید بسیار دارد: اولاً- اسلام بر "رحمت الهی" بسیار تأکید می ورزد، و قرآن به مؤمنان می آموزد که خدا رحمت را بر خود واجب ساخته است (انعام،12 و 54). در مهمترین ذکراسلامی یعنی "بسم الله الرحمن الرحیم" دو صفتی که بلافاصله پس از ذکر نام الله برای خداوند برشمرده می شود "رحمن" و "رحیم" است. در بیش از 320 موضع قرآن خدا به این صفت متصف شده است. از سوی دیگر غایت حیات اسلامی تخلق به اخلاق الله یا تشبّه بالله است. یعنی مسلمان باید بکوشد تا حدّ امکان خلق و خوی الهی بپذیرد. بنابراین، صاحب رحمت شدن از جمله غایات مهم زندگی معنوی یک مسلمان است. روشن است که انسان صاحب رحمت حقوق همنوعان خود را با وسواس پاس می دارد.
3- در اسلام تنها چیزی که مایه برتری یک انسان برانسان دیگراست فضیلت تقوا است. البته صاحب تقوا شدن نیز آدمی را نزد خداوند گرامی تر می کند(ان اکرمکم عندالله اتقیکم)، نه آنکه پاره ای امتیازات حقوقی برای او فراهم آورد. این امر می تواند به نوعی برابری گرایی (egalitarianism) حقوقی بینجامد.
4- اسلام بر رعایت قراردادها تأکید دارد، و هیچ گونه تخطی از پیمان را برنمی تابد.
5- اسلام هرگز به چیزی بیش از معامله به مثل رضا نمی دهد. اگر کسی به دیگری ظلمی کرد آن دیگری هرگز حق ندارد سر سوزنی بیش از ظلمی که به او شده است مقابله کند. تازه در تعالیم اسلامی بدون استثنا عفو و بخشش بهتر از انتقام و تقاص جویی دانسته شده است.
6- اسلام بر مسوولیت فردی تأکید دارد و بنابراین مطلقاً اجازه نمی دهد که کسی را به خاطر جنایتی که دیگری مرتکب شده است، مجازات کنند. در اسلام، هر کسی فقط کیفر کاری را می بییند که خود مرتکب شده است.
7- اسلام شدیداً با تروریسم مخالفت است. پیامبر اسلام فرموده است: لافتک فی الاسلام (در اسلام ترور جایی ندارد).
8- اسلام به هیچ وجه اجازه کشتن غیر نظامیان را نمی دهد.

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 8:21 |
ادوار نیوز ( سه‌شنبه، 28 فروردین 1386 ):

مقدمه:بعد از چند سالی پای مصاحبه ای نام خود را می گذارم و در گفت وگو با کسی که می اندیشد: " نمی توان دیگران را غیرخودی دانست، برخی را از حقوق شهروندی محروم کرد، در مدیریت ها و تصمیمات کلان تنگ نظری و انحصار طلبی رانصب العین قرار داد و مردم را نامحرم پنداشت ". این حرف های آیت اله منتظری است که دلیل حضورم در غربت و حذف نامم از حرفه ام را در پیوند باسرنوشت مشابه بسیاری دیگراز مردمان کشورم باز می گوید.



این مصاحبه از طریق ایمیل انجام شده؛ اما به آرزوی روزی که در میهن خویش، آزادانه بگوییم و بشنویم و نهراسیم.

و یک توضیح:همان طور که از متن پیداست، پاسخ برخی سئوال ها در یک جواب آمده است.
1 ـ بسیاری می پرسند آیت الله منتظری آزاد است یا در "حبس" به سر می برد. در پاسخ گفته می شود شما در حبس خانگی نیستید. این پاسخ دقیقی است؟ شما در چه وضعیتی قرار دارید؟



2 ـ کلاس های درس شما برقرار است؟ در چه وضعیتی؟ شاگردان شما همانگونه به شما دسترسی دارند که در دوران پیش از "حبس خانگی"؟



3 ـ در کلاس های درس تان از چه مقولاتی سخن می گویید؟





جواب1و2و3 ـ این جانب در بهمن ماه 1381 پس از تحمل بیش از 5 سال حبس خانگی آزاد شده و در حال حاضرمراجعه کنندگان شامل شاگردان و دیگر اقشار مردم، بدون مانع می توانند با من ملاقات نمایند.فعالیت های علمی روزانه این جانب شامل پاسخ گویی به پرسش های مختلف با موضوع های فقهی، قرآنی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و...است که یا از طریق نامه، مراجعه حضوری و یا از طریق ایمیل می باشدو تدریس کتاب جامع السادات مرحوم نراقی با موضوع اخلاق و برخی بحث های فلسفی یا فقهی هم از فعالیت های علمی در طول هفته است. برخی از آثار هم یاچاپ نشده یا باید تجدید چاپ شود که بر روی آنها هم نظارت مستقیم دارم.



4 ـ جدا از سئوالات مشخص دینی، مهم ترین سئوالاتی که از جانب شاگردان و طرفداران شما با شما مطرح می شود، چیست؟ چه تغییری در جنس این سئوالات می بیند؟مایلید نمونه هایی از آن را نقل کنید؟



جواب ـ به جز پرسش های دینی، فقهی و کلامی؛ در زمینه های سیاسی، فرهنگی و مسائل روز پرسش های بسیاری از راه های مختلف واصل می شود.[به ویژه مسائل روز که به فراخور تحولات ایجاد شده برای مردم مطرح می شود]می توانید برای اطلاع از موضوعات مختلفی که در این زمینه طرح می گردد، به سایت این جانب مراجعه فرمایید.



5 ـ امروز در باورهای دینی و سیاسی شاگردان تان چه ویژگی هایی را مشاهده می کنید که با گذشته تفاوت دارد و توجه شما را بر می انگیزد؟



جواب ـ شاگردان این جانب هر یک با توجه به استعداد، تلاش، کوشش و تحقیق خویش دارای نگرش های متفاوتی هستند که حق هم همین است که آنان پس از فراگیری روش ها نزد استاد، خود در موضوعات مختلف علمی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی صاحب رای و نظر باشندو بر باوری که به آن معتقد شده اند، پافشاری نمایند. برخی از شاگردان این جانب با توجه به تحول و تطور سریع در اندیشه بشری، نسبت به حقوق طبیعی انسان و چگونگی تطبیق موضوعات با احکام، فعالیت های علمی قابل ارزش و تقدیری انجام داده اند که امیدوارم هر یک در هر کجا که هستندبا استقلال رای و نظر، از تحقیق، تامل و تتبع در متون بازنمانده، علم اندوزی را به عنوان یک اصل اولی فراموش نکنند.



6 ـ بسیاری سال 86 را برای ایران سال دشواری ترسیم می کنند. شما این سال را چگونه می بینید؟

جواب ـ من نیز چون بسیاری از مردم ایران با توجه به وضعیت داخلی و خارجی و به ویژه مشکلاتی که در حوزه سیاست و اقتصاد مشاهده می کنم، مشکلات را قابل پیش بینی می دانم که امیدوارم با درایت و تنش زدایی در عرصه های داخلی و خارجی از وقوع معضلات پیش رو جلوگیری گردد.



7 ـ مسئولین جمهوری اسلامی، سال 86 را سال" اتحاد ملی و انسجام اسلامی" نامیده اند. این ترکیب از نظر شما چه معنایی دارد و چشم انداز اجرایی شدن آن را چگونه می بینید؟



8ـ در سخنان مسئولین"ایجاد تفرقه و تضعیف وحدت ملی ایرانیان" مورد نکوهش قرار گرفته. به نظر شما چه کس یا کسانی و چه گروه یا گروه هایی موجب "ایجاد تفرقه و تضعیف وحدت ایرانیان" می شوند؟ چگونه؟



جواب 7 و 8 ـ اگر شعارهای داده شده مبنی بر ایجاد وحدت و یکپارچگی ـ چه در سطح ملیت و چه اسلامیت ـ تنها در مرحله حرف، بیان و تبلیغات رسانه ای باشد، چون گذشته آثار عملی بر آن بار نخواهد شد."وحدت" امری دستوری نیست که با اوامر فرادستان به منصه ظهور برسد. نمی توان دیگران را غیرخودی دانست، برخی را از حقوق شهروندی محروم کرد، در مدیریت ها و تصمیمات کلان تنگ نظری و انحصار طلبی رانصب العین قرار داد و مردم را نامحرم پنداشت و از سویی از وحدت و همدلی ـ آن هم یک طرفه ـ سخن به میان آورد.البته به مقتضای"الناس علی دین ملوکهم"چنانچه رهبران جامعه دست از تنگ نظری بردارند و مخالفان فکری خود را تحمل کنند و مثلا در انتحابات آینده آنان را حذف ننمایند و فضای سیاسی را آزاد کنند، این گونه امور می تواند به اتحاد و انسجام واقعی در بین آحاد ملت کمک فراوانی نماید و امیدوارم به بهانه ایجاد وحدت، مردم از حقوق شهروندی خویش محروم نشوند.





9 ـ گفته می شود" دشمنان به بهانه هایی همچون قومیت، مذهب و گرایش های صنفی درصدد هستند وحدت کلمه ملت ایران را از بین ببرند و در جهان اسلام نیز اختلافات مذهبی را دامن بزنند و با براه انداختن جنگ شیعه و سنی میان ملت ایران و جوامع اسلامی فاصله ایجاد کنند". شما با این باور موافقید؟ منشا این بهانه ها کجاست و چیست؟



جواب ـ ایجاد اختلاف میان اقوام و مذاهب و گرایش های دینی از سیاست های دیرینه استعمار است که متاسفانه برخی از همین مذاهب و اقوام با تاکید بر اختلافات ـ بدون در نظر گرفتن مشترکات ـ به دام دشمنان خود افتاده اند. اما درباره گرایش های صنفی باید گفت اعتراضات اخیر ناشی از برخی شعارهای بدون پشتوانه اقتصادی است. متاسفانه قشر هایی چون معلمان و کارگران که باید مورد احترام و تکریم باشند در برخی بخش ها از مشکلات معیشتی رنج می برند. قهرا آنان نیز چون دولت فعلی با شعارتوسعه اقتصادی به عرصه آمده اند و پس از عدم تحقق وعده ها اعتراضات خود را مطرح می کنند که در برخی شهرها با بازداشت و برخوردهای تند مواجه شده اند. بدون دلیل و ارائه اسناد و مدارک نمی توان به اعتراض کنندگان تهمت ارتباط با بیگانه زد و آنها را عامل اختلاف و برهم زننده وحدت ملی دانست. وجود فاصله میان حاکمان و اقشار، مذاهب و اقوام مهم ترین عامل تفرقه و جدایی است که قهرا بیگانگان از این آب گل آلود بهره می برند.



10 ـ آقای احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی در پیام نوروزی خود، سال 85 را "سالی سرشار از کوشش، جوشش، عزت، مجاهدت همگانی و افتخار برای ملت ایران" دانسته و گفته است:" در سال گذشته در عرصه علمی و فناوری پیشرفت‌های بزرگ و دستاوردهای ارزشمندی برای ملت ایران بدست آمد و در عرصه اقتصادی نیز گام‌های بلندی در زمینه‌های مختلف از جمله در سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی و سازندگی برداشته شد بطوریکه حجم تقاضابرای سرمایه‌گذاری داخلی دو برابر و در سرمایه‌گذاری خارجی نیز این حجم چند برابر شده است. در سال 85 در عرصه فرهنگی امید و تلاش، ایمان و محبت و عشق به انسان‌ها و آرمان‌های الهی در ایران موج زد". این جملات بی غلط است؟



جواب ـ عمده موفقیت های فعلی مرهون تلاش و کوشش دولت های قبلی هم هست. امیدوارم آمار، ارقام و گزارش هایی که درباره پیشرفت ها در عرصه های مختلف ارائه می گردد، در زندگی روزمره مردم به ویژه اقشار ضعیف مردم، مستمری بگیران و کارگران قابل لمس باشد. در حقیقت این مردم هستند که باید درباره صحت یا سقم این اظهارات نظر دهند.



11ـ اگر شما قرار بود سال 85 را تصویر کنید از چه جملاتی استفاده می کردید؟

جواب ـ سال گذشته دارای فراز و نشیب هایی بود، اما سالی پر از شعار، فشار اقتصادی، ایجاد تنش در سطح جهانی، بهره نبردن از نیروهای دلسوز و انقلابی، سکوت نخبگان، تشدید سانسور و ...



12 ـ آرزوی شما برای سال 86 چیست؟

جواب ـ آرزوی قلبی من سعادت و سلامت ملت ایران، رفاه و گشایش در امور اقتصادی و امکان رشد معنوی آنان و مصون ماندن از گزند مشکلات داخلی و خارجی است. و این معنا محقق نمی شود جز با جلب رضایت عامه مردم و عدم تبعیض در عرصه های مختلف توسط حاکمیت.



13 ـ امروز فعالین زن در جامعه ایران، کمپینی تحت عنوان"یک میلیون امضا برای رفع تبعیض از زنان" به راه انداخته اند. در جریان این کمپین هستید؟ نظر شما درباره دستگیری فعالین این حرکت چیست؟

جواب ـ صرف نظر از اینکه معنا و مراد از تبعیض در مورد زنان چیست و اینکه آیا هر تبعیضی ظلم محسوب می شود یا نه؛ نظرم این است که نباید مانع از اظهار نظر شد و نباید اظهار نظر را با زندان ومجازات و توهین پاسخ داد.



14 ـ خانم شیرین عبادی پیشنهاد کرده برای حل مسئله اتمی ایران، بهتر است دولت جمهوری اسلامی "رفراندوم هسته ای" برگزار کند و نظر مردم را جویا شود.سئوال این است که به نظر شما الف: این رفراندوم کارساز است؟ ب: آیا زمینه های برگزاری این رفراندوم را می بینید؟ ت :از دید شما این مسئله با توجه به جمیع جهات، چه راه حلی دارد؟

جواب ـ در امور بسیار مهمی که به مصالح کشور مربوط است مانند موضوع مورد سئوال، باید علاوه بر استفاده از نظر کارشناسان مختلف ـ اعم از آنهایی که داخل نظام می باشند یا غیرآنان ـ از مردم یا نمایندگان آنها نظرخواهی شود. ولی بعضی از قسمت های مورد سئوال که جنبه کاملا تخصصی دارد باید کارشناسان نظر دهند. البته در چنین امری که قدرت های جهان نسبت به آن حساسیت پیدا کرده اند برای عبور از بحران جاری نباید با شعارهای تحریک آمیز و بدون خاصیت، حساسیت آنها را تشدید نمود و آنها را به اجماع و مقابله با کشور واداشت. گاه در تزاحم میان اهم و مهم، عقل حکم می کند که برای حفظ اهم از مهم صرف نظر کرد و اگر"انرژی هسته ای" حق ماست ـ گذشته از اینکه ما حقوق دیگری هم به جز این داریم ـ قطعا با شعارهای تند و گاه بی محتوا نمی توان از آن حراست کرد، بلکه سرمایه عظیم مردمی می تواند در این راستا کارساز باشد.



و آخر آنکه: شما از حقوق شهروندی خود برخوردارید؟

جواب ـ گرچه وضعیت این جانب به ظاهر عادی است اما برخی اقدامات امنیتی و قضایی درباره شاگردان، مقلدان و اماکن مربوط به اینجانب، و به ویژه نشر اندیشه های علمی وسیاسی ادامه دارد.چنانچه برخی از علاقمندان، شاگردان و منسوبان پس از سال ها هنوز با قرار وثیقه های سنگین آزادند ولی پرونده های آنان هنوز مفتوح است. در سال گذشته تعداد دیگری از آنان احضار و محاکمه شده اند. جراید از انتشار نظرات این جانب منع شده اند و در موارد نادر هم با سانسور همراه است. برخی رسانه ها آزادند مطالب خلاف واقع و تهمت هایی را مطرح می کنند که برای ما امکان پاسخگویی فراهم نیست و حق دفاع از خود را نداریم. چاپ کتاب های علمی و مذهبی هم در برخی موارد دچار اشکال و بهانه جویی می شود. حسینیه شهدا در کنار بیبت، دفتر اصفهان و مشهد هم هنوز توسط نیروهای امنیتی و دادگاه ویژه روحانیت بازپس داده نشده است. با این اوصاف نمی توان گفت که حقوق شهروندی به طور کامل اجرا می شود

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 8:17 |
ادوار نیوز ( دوشنبه، 27 فروردین 1386 ):

علي اكبر باغاني، دبيركل كانون صنفي معلمان، صبح امروز در كلاس درس دستگير شد.
امروز ساعت 9:30 سه نفر از ماموران با لباس شخصي به مدرسه راهنمايي "رشد" واقع در منطقه 7 تهران مراجعه كرده و دو نفر از آنها در حياط مدرسه مستقر شده و يك از نفر ماموران مستقيماً به كلاسي كه "باغاني" در حال برگزاري امتحان از دانش‌‏آموزان بود, رفته و با نشان دادن برگه‌‏اي به عنوان حكم جلب، وي را دستگير كرده و از مدرسه بردند.
چنين امري در محيط‌‏هاي آموزشي بي‌‏سابقه است و معمولاً مسائل قضايي معلمان يا دانش‌‏آموزان به صورت محرمانه و از طريق حراست اداره انجام مي‌‏شود. در چنين مواردي متهم به صورت محرمانه به اداره احضار و اقدامات قانوني صورت مي‌‏گيرد تا حرمت محيط‌‏هاي آموزشي و معلمان حفظ شود.
دستگيري "باغاني" در مدرسه بدون هماهنگي با مدير و در مقابل چشم دانش‌‏آموزان از نظر فرهنگيان اين مدرسه, ضربه‌‏اي به منزلت معلمان است.
شايان ذكر است؛ علي‌‏اكبر باغاني 23 اسفندماه 85 همراه با 5 نفر از اعضاي هيات مديره كانون دستگير و روز هشتم فروردين‌‏ماه آزاد شده بود.
در حال حاضر 6 نفر از اعضاي هيات مديره كانون صنفي معلمان كه در تاريخ‌‏هاي 22 و 25 فرودين‌‏ماه به معاونت امنيت دادسراي تهران احضار شده بودند, براي ادامه تحقيقات بازداشت و به زندان اوين منتقل شدند.
اين افراد شامل حميد پوروثوق, نايب رييس كانون, سيدمحمود باقري, محمدتقي فلاحي, علي‌‏اصغر منتجبي, محمدرضا رضايي و عليرضا اكبري نبي هستند.
همچنين يكي از معلمان كرج به نام "اسدي" نيز در هفته جاري احضار شده است.
معلمان خواستار اين موضوع هستند كه برخوردهاي انتظامي و امنيتي متوقف و پروژه مطالبات معلمان در دولت و مجلس مورد بررسي قرار گيرد.
خواسته اصلي معلمان اجراي لايحه مديريت خدمات كشوري كه پيش از اين به تصويب مجلس رسيده, عزل وزير آموزش و پرورش, آزادي معلمان در بند و عذرخواهي دولت از ضرب و شتم و هتك حرمت معلمان در جريان حوادث روز 23 اسفندماه است.
در حمايت از فرا‌خوان كانون صنفي معلمان كشور؛
معلمان مناطق غرب كشور از حضور در كلاس‌هاي درس خوداري كردند
در حمايت از فرا‌خوان كانون صنفي معلمان كشور جمعي از معلمان مناطق غرب كشور روز 26 و 27 فروردين سال جاري از حضور در كلاس‌هاي درس خود‌داري كردند.
مسعود كرد‌پور، دبير آموزش و پرورش،  در سنندج، گفت: در حمايت از فرا‌خوان كانون صنفي معلمان ايران مبني بر اعتصاب معلمان كشور براي عدم حضور در كلاس‌هاي درس فرهنگيان مناطق غرب كشور از جمله شهر‌هاي سنندج، مريوان، سقز و بوكان به صورت پراكنده در اين اعتصاب شركت كرده و از حضور در كلاس‌هاي درس خود‌داري كردند.
وي ادامه داد: اين اعتصاب در حمايت از خواسته‌هاي صنفي معلمان كشور و اجراي قانون خدمات كشوري و آزادي معلمان دستگير شده كه در تجمعات قبلي در مقابل مجلس شوراي اسلامي امروز نيز ادامه خواهد داشت.
اين روزنامه‌نگار گفت: انگيزه كلي كانون صنفي معلمان تنها بحث حقوق و مزاياي معلمان نيست، بلكه وضع عمومي آموزش و پرورش در خصوص دانش‌آموزان و معلمان و همچنين محتواي آموزشي است.
داود روحاني، يكي ديگر از معلمان شهر سنندج گفت: در حقيقت انگيزه كلي معلمان حقوق و مزاياي معلمان نيست؛ بلكه هدف‌هاي بالاتري داريم كه مي‌توان به وضع عمومي آموزش و پرورش و عدم فضاي كافي آموزشي اشاره كرد.
وي بيان كرد: آموزش‌ها در حال حاضر هدف‌هاي جامعه را بر‌آورد نمي‌كند به عنوان مثال شركت گاز، راهنمايي و رانندگي و..... خود به نحوي آموزش مي‌دهند كه اين عمل مربوط به آموزش و پرورش است.
وي در پايان گفت: اعتصاب ديروز و امروز معلمان به عنوان همدردي با معلمان دستگير‌شده است و تا رسيدن به خواسته‌هاي به حق خود و آزادي همكارانمان اين اعتصابات ادامه خواهد داشت.
تعدادي از معلمان شهرستان اسلامشهر در كلاس‌‏هاي درس حاضر نشدند
رييس آموزش و پرورش شهرستان اسلامشهر: تحصن معلمان غيرقانوني است
تعدادي از معلمان شهرستان اسلامشهر در اعتراض به وضع معيشتي و منزلتي معلمان و عدم اجراي قانون نظام هماهنگ پرداخت امروز از رفتن به كلاس‌‏هاي درس سر باز زدند.
به گزارش "ايلنا"، در ادامه اعتراض‌‏هاي سراسري معلمان در روزهاي 26 و 27 فروردين در اعتراض به عدم اجراي قانون نظام هماهنگ پرداخت، تعدادي از معلمان در شهرستان اسلامشهر از رفتن به كلاس‌‏هاي درس در مدارس پسرانه امتناع كردند.
بر اساس اين گزارش، يكي از معلمان كه حاضر به حضور در سر كلاس درس نشده بود، گفت: اكثر مدارس مقاطع راهنمايي و دبيرستان در اين اعتراض دسته‌‏جمعي شركت كرده‌‏اند و در نيمي از مدارس معلمان به طور مطلق از حاضر شدن بر سر كلاس درس خودداري كرده‌‏اند.
وي افزود: ما اعتراض داريم كه چرا بايد يك انباردار در شركت نفت يك ميليون تومان حقوق بگيرد اما يك معلم با مدرك ليسانس بالاترين سقف دستمزدش 375 هزار تومان باشد. مگر قرار نيست پول نفت به طور يكسان ميان اقشار مختلف جامعه تقسيم شود.
اين معلم معترض تصريح كرد: دولت نهم نام مهرورزي را يدك مي‌‏كشد اما تاكنون تنها توبيخ و عدم توجه به خواسته‌‏ها نصيب معلمان شده است.
وي گفت: رييس آموزش و پرورش اسلامشهر گفته است معلماني كه امروز در سر كلاس درس حاضر نشدند، حق حضور در مدارس را ندارند و مديراني كه اين دستور را ناديده بگيرند، توبيخ مي‌‏شوند. آيا اين نوع برخورد با يك تحصن صنفي درست است؟
اين دبير آموزش و پرورش ادامه داد: رييس آموزش و پرورش شهرستان توانسته است با جلب نظر بعضي از انجمن‌‏هاي اوليا و مربيان طوماري را آماده كند كه چرا معلمان در مدارس حاضر نيستند. من به آن اوليا مي‌‏گويم كه آنها از وضعيت ما بي‌‏خبرند. اگر معلمان تامين باشند، در امر آموزش و پرورش انگيزه بيشتري خواهند داشت. شايد خود آنها هم كارمند باشند و از اجرايي شدن لايحه نظام هماهنگ پرداخت منفعت ببرند.
وي گفت: رييس آموزش و پرورش با زبان تهديد ما را به حراست دعوت كرده و مي‌‏گويد تحصن شما صنفي نيست، سياسي است و چه بسا دست بيگانگان در كار باشد. كدام دست بيگانه؟ بيگانه كسي است كه دغدغه‌‏هاي وطني نداشته باشد، نه معلمي كه در حين تدريس مي‌‏سوزد اما به فكر ساختن است.
بر اساس اين گزارش، ابراهيم خليلي، رييس آموزش و پرورش شهرستان اسلامشهر، گفت: در تحصن معلمان اسلامشهر تنها 4 يا 5 مدرسه همراهي كردند. اين تحصن غيرقانوني است و سازماندهي‌‏كننده آن مشخص نيست و معلوم نيست كه معترضان زير علم چه كسي سينه مي‌‏زنند.
وي افزود: تعدادي از اوليا اعتراض كرده‌‏اند كه چرا معلمان سر كلاس نمي‌‏روند. آنها شكايت‌‏نامه‌‏اي را براي ما نوشته‌‏اند و من اين مساله را با مقامات مسوول بالاتر در ميان مي‌‏گذارم. آنها حق دارند شكايت كنند و مدعي‌‏العموم باشند.
خليلي گفت: اين تجمع برخلاف اصول 19 و 33 آيين‌‏نامه تخلفات اداري است كه در آن به تجمع غيرقانوني و اعمال فشار گروهي براي نيل به اهداف غيرقانوني و شايعه‌‏پراكني به طور مشخص اشاره شده است.
وي تصريح كرد: در قانون آمده است كه اگر معلمان نمي‌‏خواهند درس بدهند، نبايد در مدارس بمانند و بايد به خانه‌‏شان بروند. دانش‌‏آموزان حقوقي دارند و ما نمي‌‏توانيم براي رسيدن به حق خودمان، حقوق ديگران را زير پا بگذاريم.

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 8:13 |
ادوار نیوز ( دوشنبه، 27 فروردین 1386 ) :

نیمه شب گذشته نیروهای ناشناس لباس شخصی با یورش به داخل دانشگاه بابل دستکم 15 دانشجوی این دانشگاه که در اعتراض به شرایط ایجاد شده در این دانشگاه در پی ربوده شدن بیژن صباغ  در فضای دانشگاه تحصن کرده بودند را مورد ضرب و شتم قرار داده و ربوده اند.

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز به نقل از دانشجویان دانشگاه مازندران نیروهای ناشناس بدون ارائه هرگونه حکم و یا کارت شناسایی با ورود به داخل دانشگاه سعید یعقوبی نژاد، علی تقی پور، ضیا نبوی  که در اعتصاب غذا بسر می بردند و همچنین 12 دانشجوی همراه آنها را ربوده و به مکان نامعلومی منتقل ساخته اند. نیروهای ناشناس همچنین با یورش به خانه های دانشجویی اقدام به بازداشت تعداد دیگری از دانشجویان کرده اند که هنوز اطلاع مشخصی از وضعیت آنان در دست نیست.

علی نیکو نسبتی عضو شورای مرکزی و مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت با محکوم کردن یورش نیروهای لباس شخصی به دانشگاه بابل در این خصوص گفت: متاسفانه در ادامه حوادث اخیر در دانشگاه مازندران شاهد هجوم نیروهای لباس شخصی به داخل دانشگاه و ربوده شدن فعالان دانشجویی متحصن در این دانشگاه بودیم. فعالان دانشجویی که تنها جرمشان اعتراض به بی تدبیری ها ی مسئولین و صدور احکام کمیته های انضباطی است.

نیکو نسبتی ادامه داد: افزایش هجوم نیروهای ناشناس لباس شخصی پس از سخنان اخیر وزیر اطلاعات و ایراد اتهامات بی پایه و اساس وی به جنبش دانشجویی و از سوی دیگر قانونی شدن بازداشتگاههای امنیتی برخی نهادهای نظامی و انتظامی خبر از قدرت گرفتن دوباره گروههایی دارد که عملکردشان همواره مورد اعتراض نهادهای مدنی و دانشجویی بوده است.

عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم گفت: متاسفانه بنظر می رسد دولت نهم که از پاسخگویی نسبت به مطالبات مردمی عاجز است اکنون و با کمک نیروهای لباس شخصی در تلاش برای ساکت کردن منتقدان است و در ان میان دانشجویان بدلیل مشی انتقادی خود ، هدف اصلی برخورد هستند. همچنین وزارت علوم نیز که در سرکوب دانشجویان عاجز مانده است تلاش دارد با توسل و همراهی با این روشهای ارعاب انگیز صدای اعتراض دانشجویان را خاموش سازد. .

نیکونسبتی در پایان گفت: دفتر تحکیم وحدت ضمن ابراز نگرانی نسبت به سلامت افراد ربوده شده و محکومیت  حمله افراد ناشناس به دانشگاه بابل که یادآور فجایع تلخی همچون حمله به کوی دانشگاه تهران است، خواهان آزادی سریع دانشجویان، مشخص شدن هویت اصلی کسانی که  بدون ارائه هرگونه حکم و مجوز قانونی به دانشگاه یورش برده اند و همچنین عزل مسئولین بی کفایت دانشگاه مازندران که حتی قادر به تامین امنیت دانشجویان خود نیستند بوده  و حمایت کامل خود را از خواسته های متحصنین دانشگاه مازندران اعلام می دارد.

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 8:11 |

سلام. حال شما؟ من وقتی از ایران اومدم یکی از نقشه هایی که برا وبم کشیدم این بود که از سایت هایی که در ایران فیلتر شدن هر چند وقت یبار مطلبی رو انتخاب کنم و براتون بذارم. این بار از مطلبی که در بازتاب خوندم و در باریه این سربازان انگلیسی بود خیلی خوشم اومد.

امید وارم که شما هم خوشتون بیاد.

دور برگردون ( سایت بازتاب ) :

ملوان، متجاوز، مهمان، قهرمان، توزرد!
والله در اين ماجراي ورود غيرقانوني چند نفر از ملوانان انگليسي به آب‌هاي ايران و دستگيري‌شان توسط نيروي دريايي سپاه و انتقالشان به تهران و نشان دادنشان در تلويزيون در حال غذا خوردن و سيگار كشيدن و شطرنج بازي كردن (صفاسيتي سابق!) و تند شدن جامعه جهاني و پخش اعترافاتشان درباره ورود غيرقانوني به آب‌هاي ايران و عذرخواهي و اتخاذ مواضع سفت و محكم مسئولان ايراني و گستاخي بلر در تعيين ضرب‌الاجل براي ايران و دستور آزادي‌شان از سوي رئيس‌جمهوري (در كنفرانس خبري!) و روي سر گذاشتن و حلوا حلوا كردن ملوانان عزيز (متجاوزان چند روز پيش) و مشايعتشان تا فرودگاه مانده‌ام چي بنويسم كه خودتان تا به حال ده‌ها بار نديده و نشنيده باشيد. تازه از اينها گذشته لابد خبر هم داريد كه اين ملوانان عزيز كه تا اينجا بودند به خاطر تجاوزشان به آب‌هاي ايران، شرمنده و از مهمان‌‌نوازي ايراني‌ها سپاسگزار بودند و در نهايت مثل قهرمانان ملي با رئيس‌جمهور دست دادند و چند دست كت و شلوار (بهتر از لباس‌هاي رئيس‌جمهور) هديه گرفتند و هر كدام با يك چمدان سوغاتي‌هاي مفتكي راهي انگلستان شدند، بلافاصله پس از توجيهات لازم، يادشان آمد كه در ايران تحت بدرفتاري و شكنجه بوده‌اند و زير فشارهاي فوق‌تحمل، مجبور به اعتراف در مورد ورود غيرقانوني به آب‌هاي ايران و تمجيد از خوش‌رفتاري ايراني‌ها شده بوده‌اند.

بخشي از اين فشارها هم كه اين سربازان انگليسي ـ همان‌هايي كه با رئيس‌جمهور دست دادند و دل دادند و قلوه گرفتند ـ در بيانيه مشتركشان به آنها اشاره كرده‌اند، اين است كه چند ساعتي چشم‌هايشان بسته بوده و صداي گلنگدن كشيدن به گوششان مي‌رسيده! حتي يكي از آنان تأكيد كرده كه آنها هرگز عذرخواهي نكرده‌اند و احتمالا فيلم عذرخواهي آنان با جلوه‌هاي پيشرفته سينمايي و توسط كامرون يا اسپيلبرگ، در واحد فوق برنامه سپاه ساخته و پخش شده است.

اينها در حالي است كه اين قبيل اعمال غيرانساني در غرب مذموم بوده و حداكثر كاري كه در بازجويي نسبت به افراد مظنون مجاز است، شوك الكتريكي، لخت كردن،‌ حمله با سگ‌هاي وحشي و فوق فوقش تجاوز جنسي است كه در آموزشگاه‌هايي مثل گوانتانامو، به طور رايگان ارايه و گهگاهي فيلم‌ها و عكس‌هاي آموزشي آن هم براي علاقه‌مندان منتشر مي‌شوند.

در اين حال، شنيده‌ها حاكي از آن است كه به زودي به اين ملوانان انگليسي از طرف توني بلر، مدال شجاعت اهدا خواهد شد.

«ريچارد شيردل»، معاون بخش finding brave heart نخست‌وزير انگليس در اين‌باره گفته است: «خداوكيلي اگه يه دسته مستحق نشون باشن، همينان ... نه، مرگ من، كسي كه با شنيدن يه گلنگدن حاضر شه هرچي گفتن اعتراف كنه، اونوقت پا شه بره به آب يه مملكت تجاوز كنه، خيلي كارش درسته، ني؟».

 


ايرانگردي رايگان به شيوه جديد
سازمان ايرانگردي و جهانگردي و ميراث فرهنگي و آثار باستاني و... (دقيقا نمي‌دانم اسمش چيست، منظورم هماني است كه مال آقاي رحيم‌مشائي است) اعلام كرد كه براي جلب بيشتر توريست‌ها به ايرانگردي در سال 86 برنامه‌هايي دارد و از طرح‌هاي پيشنهادي هم استقبال مي‌كند. يكي از بهترين اين طرح‌ها كه در آغاز سال آزمايش شد و نتيجه آن خيلي زود مورد استقبال جهانيان قرار گرفت، به صورت يك راهنماي عملي توسط واحد جلب سياحان دوربرگردان، تنظيم شده كه در پي مي‌آيد:

1ـ ورود غيرقانوني را انتخاب كنيد.
دليل: چون اگر راه قانوني را انتخاب كنيد، بايد چند ماه در سفارتخانه‌هاي ايران براي دريافت ويزا سرگردان شويد.

2ـ با لباس نظامي وارد شويد.
دليل: چون در ايران، فرهنگ اصولگرايي قوت دارد و در اين فرهنگ، اتوبوس جهانگردان، دشمن نظامي و دسته نظاميان در نهايت ميهمان تلقي مي‌شوند، چنانچه به جاي كتك خوردن، مايل به پذيرايي گرم و نرم هستيد، اين روش توصيه مي‌شود.

3ـ دست‌كم يك زن همراه داشته باشيد.
دليل: از آنجايي كه قلب مسئولان ايران تالاپ تالاپ براي حقوق زنان مي‌تپد و براي احقاق حقوق و مهرورزي به اين بندگان خدا، از خواب و خوراك افتاده، حتما يك يا چند زن همراه دسته‌تون بايد باشه. ترجيحا شخصات زن يا زنان به اين ترتيب توصيه مي‌شود: موبور، قوي‌هيكل، مسلح، صاحب فرزند، با سابقه كشتن دست كم ده نفر عراقي يا مسلمان.

4ـ خوش‌خط و خوش‌بيان باشيد.
دليل: از آنجايي كه رسانه ملي ايران، علاقه زيادي به توريست‌هايي مثل شما دارد، پس از چند روز اقامت در هتل و استفاده از انواع مأكولات و مشروبات و دخانيات (همگي رايگان) به سراغ شما خواهند آمد و از شما خواهند خواست كه ماجراي ورودتان را بگوييد و بنويسيد. گشاده‌رويي و خوش‌خطي در اينجا به دردتان خواهد خورد و باعث خواهد شد علاوه بر امكانات قبلي، از هداياي بيشتري مثل كت و شلوار، زعفران، كفش و بليت فرست كلاس براي بازگشت و غيره بهره‌مند شويد.

5ـ قدرداني فراموش نشود.
ايراني‌ها عاشق قدرداني و تعارفات خاص خودشان هستند و هر تمجيدي كه از ايشان بكنيد، آنها را شديدا خوشحال و ذوق‌زده مي‌كند. به ياد داشته باشيد كه در اين چند روز، چند ميليون پاوند خرج روي دست آنها گذاشته‌ايد، در حالي كه هزاران تعريف و تمجيد، حتي يك پاوند هم خرج براي شما نخواهد داشت. اين مطلب را به خصوص وقتي كه به طور كاملا تصادفي با رئيس‌جمهور ايران روبه‌رو مي‌شويد و با وي دست مي‌دهيد، به خاطر داشته باشيد. نگران نباشيد، بعدا مي‌توانيد همه حرف‌هايتان را از روي نوشته‌اي كه در كشور خودتان تهيه مي‌شود، تكذيب كنيد!

توصيه بسيار مهم: استفاده از اين راهنما در دوران دولت اصلاح‌طلبان، به هيچ وجه توصيه نمي‌شود و خسارات مالي و جاني ناشي از اين بي‌احتياطي، بر عهده خاطيان است

افتخار در 6 حرکت
سال گذشته يکي از پرافتخارترين سال‌هاي تمام تاريخ ايران بود، به گونه‌اي که به طور ميانگين در هر 2/3 روز 1/2 افتخار جهاني توسط جوانان ميهن کشف و ضبط شد. بي شک مهمترين افتخار جهاني سال گذشته که به نام ما ايراني‌ها ثبت شد، رکورد شکني در افتخار آفريني بود. روند اين نهضت افتخار آفريني که در تمامي عرصه‌هاي علمي، اقتصادي، پزشکي، فني، هنري، فرهنگي و غيره عملياتي شد و امسال هم با جديت بيشتر مي‌شود، به طور خلاصه به ترتيب زير است:

 1- اراده مي‌کنيم
چون خيلي به سربلندي ميهن و کشف قله‌هاي علم و افتخار توسط جوانان عزيزمان ـ به خصوص در دوران خودمان ـ علاقه منديم، هر روز صبح که از خواب بيدار مي‌شويم، در هنگام خوردن نان و پنير نيت مي‌کنيم که امروز جوانان وطن يک افتخار جهاني بيافرينند.

2- قيام مي‌کنيم
بلند مي‌شويم و يک تلفن مي‌زنيم به دفترمان و سوال مي‌کنيم امروز نوبت کدام مقوله است که بايد در آن افتخار آفريني شود؟

3- احضار مي‌کنيم
وزير يا رئيس سازمان مربوطه را احضار مي‌کنيم تا با هم پرونده پروژه‌هايي که به افتخار نزديکترند را بررسي کنيم. عجيب و غريب ترين پروژه‌اي که از مدتها قبل نيمه کاره رها شده، مثلا اختراع بشقاب پرنده، کشف راه حل دو معادله سه مجهولي و طراحي اتومبيلي که به جاي مصرف بنزين، آن را توليد مي‌کند (هر کدام که ميخکوب کننده‌تر باشد) را انتخاب کرده، با اختصاص بودجه هنگفتي، به رييس مربوطه حداکثر دو هفته فرصت مي‌دهيم تا کار را به انجام برساند.

4- تعريف مي‌کنيم
از سخنگو يا رئيس دفترمان مي‌خواهيم که از رئيس يکي از رسانه‌هاي خودي بخواهد که او به دبير مربوطه دستور بدهد که او به خبرنگارش بگويد که با سخنگو يا رئيس دفترمان مصاحبه کند و ايشان به طور اتفاقي در آن گفت‌وگو اعلام کند که يک خبر خوش به زودي از طرف ما اعلام خواهد شد و بي‌درنگ اين خبر منتشر شود.

5- اعلام مي‌کنيم
شب در خلال يکي از سخنراني هايمان در يکي از همايش‌هايي که پيش از اين هزينه‌اش را خودمان نقدا داده بوديم، بعد از نود دقيقه حمله بي‌امان به دولت‌هاي قبلي که هيچ کدام دلشان نمي‌خواسته جوانان دانشمند و دانشمندان جوان ما افتخارآفريني کنند و همچنين رسانه‌ها و احزاب و اشخاص و مجمع‌هايي که چشم ديدن افتخارات دوران ما را ندارند و بازکردن يک تريلي نوشابه به افتخار خودمان که مصمم هستيم و شرايطي را فراهم کرده‌ايم که قله‌هاي دانش و افتخار ده تا ده تا فتح شوند، خبر خوشي را که ان شاءلله قرار بوده سه هفته ديگر توليد شود را اعلام مي‌کنيم.

6- استراحت مي‌کنيم
آخر شب، با خاطري آسوده و قلبي مطمئن به آينده به خواب مي‌رويم و خواب مي‌بينيم که در مزرعه‌اي که ديشب جو کاشته بوديم، خوشه‌هاي گندم به آسمان رسيده‌اند. يک افتخار جهاني ديگر!

و در آخر می خوام ازتون بخوام که نظرتون رو در مورد اینکارم بگید واگه دوست دارید سایتایی که بیشتر دوست دارید از اونا براتون بگم رو نام ببرید و آدرسشون رو هم بذارید.

موفق باشید.


احمدی نژاد معجزه ی هزاره ی سوم

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 12:13 |
با سلام. حال شما؟ با این که می خواستم این پست یا شماره ی آخری که در ایران آماده کردم باشه یا حد اقل از اتفاقاتی که در این جا برام میفته براتون بگم ولی آزادی این ملوانان انگلیسی آن قدر خونم رو به جوش آورده که نمی تونستم راجب چیز دیگه ای حرف بزنم.

اول از همه باید بگم چون دیگه ایران نیستم تصمیم داشتم کمتر در مورد مسائل ایران بنویسم. دلیلش پشت کردن به و طن نیست به خدا. من اصولا از کسایی که بیرون گود نشستن و میگن لنگش کن بدم میاد! و نمی خواستم حالا که خودم نیستم مثل این تلویزیون های اینجا شعار بدم.

و اما در مورد آزادی ملوانان چندتا نکنه می خوام بگم:

۱- همون طور که همه می دونید ۲۴ ساعت پیش نخشت وزیز انگلیس به ایران التیماتوم ۴۸ ساعت برای آزادی ملوانان کشورش داد.

۲ـ تا اونجا که من یادم هست در قرآن آمده بود (  الذين معه اشداء علي الكفار، رحماء بينهم ) نه رأفت به کفار و خشونت با خودی ها!

۳ـ اگر یادتون نرفته باشه دولت مهر ورز رفتار بسیار دوستانه ای با معلمین داشت

۴ـ تا اونجایی هم که من یادم بود دیپلماسی یعین داد و ستد! نه فقط امتیاز دادن و سخن آقای احمدی نژاد که با افتخار فرمودن هیچ بده بستونی در کار نبوده و فقط رافتست و بس یکم سوال برام ایجاد کرده!

۵ـ تا اونجا که من می دونم طرفدارای رئیس جمهور سخنانی در رابطه با محاکمه ی این زندانیان می فرمودن. از همین جا از همشو خواهش می کنم سخنان گهر بارشون رو تکرار کنن!

۶- یه چنتا عکس از بدرقه ی متجاوزین براتون دارم. من که یاد فیلم های هندی افتادم. شما چه طور؟

 

بعد از ذکر این نتکته ها می خواستم بگم من مشکلم با آزاد کردن این متجاوزین نیسن بلکه عملکرد دولت هست. عملکردی که بیش از پیش موجب شد آبروی کشور و ملتمون به خطر بیفته! سخن من اینه اگر نمی تونید و اراده ی همچین کارایی رو ندارید پس چرا از اول اقدام به همچین کارایی می کنید؟ یکم دقت کنید! ما از این مساله نه تنها هیچ سودی نبردیم بلکه متضرر هم شدیم. بعد این همه تبلیغ بر علیه کشورمون و این که دوباره خبر اول تمام رسانه هما بودیم نه تنها حقانیتمون رو ثابت نکردیم بلکه. . .

و در آخر باید بگم چند شب پیش با یک پسر امریکایی در مورد مسائل ایران داشتم بحث میکردم ( چند تا از بچه ها موضوع رو میدونن! ) و داشتم به اون شخص میگفتم که شما متجاوزید نه ما! ( حالا شاید اون بحث رو در پست بعدی براتون بذارم!) تا جایی که بحث رسید در مورد این نظامیان. که اون شخص به من گفت در مورد این گروگانها چی داری بگی؟

گفتم اولا اینا گروگان نیستن و متجاوزن.

گفت دولت بریتانیا مدرک داره که وارد خاک شما نشدن.

بهش گفتم ما هم مدرک داریم که وارد خاک ایران شدن وگرنه ما با کسی کاری نداریم و دنبال ماجرا جویی هم نیستیم! ( البته همین جا اعلام میکنم عکس این مطلب صحیح است!)

گفت پس باید بر اساس مقررات جهانی محاکمشون کنید دیگه؟ 

گفتم حتما این کار رو می کنیم!

حالا از شما می پرسم! من امروز این پسر رو دیدم چی بهش بگم؟ بگم حق با ما بود ولی رئیس جمهورمون از التیماتم ۴۸ ساعته ترسید؟ بگم این آقا . . .

ببخشید اگر این قدر این پست از نظر دستوری مشکل داره ( البته مثل همیشه ) ولی از این کار آقایون اون قدر آتیش گرفتم که ( اسلام دست و پاهام رو بسته بگم تا کجام سوحته! ) که نمی تونم بیشتر از این تمرکز کنم.

موفق باشید


پیک نوروزی

+ نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 و ساعت 5:1 |
سلام. عیدتون مبارک

ببخشید که بازم مثل همیشه با این قدر تاخیر دارم خدمت میرسم! راستش رو بخواید این این بار ولی دیگه یه کم دلیلم قابل قبول تر هست. آخه من روز دوم عید محاجرت کردم به امریکا! ما هم اومدیم این ینگه دنیا تا ببینیم چی پیش میاد. علت این که دیر جواب می دادم یا اینکه دیر به دیر پست جدید می ذاشتم همین بود و حالا از این ور دنیا دارم براتون می نویسم. سفر خیلی سختیه! هم وارد یه دنیای جدید شدم که همه چیش برام تازگی داره هم این که از همه ی خانوادم و دوستام دور افتادم. باورتون شاید نشه ولی تو همین ۵ ، ۶ روزه خیلی دلم برای همه تنگ شده!

ولی حالا می خوام اگه بشه بازم میگم اگه بشه از اینجا این وب رو نگه دارم و تو میان پرده هاش از اتفاقات و تجربیاتم در این ینگه دنیا بنویسم ( به پیشنهاد عطیه ی عزیز ) و اگه هم شد شماره های بعدی رو از همین جا آماده کنم. این پست هم همون روز که داشتم میومدم نوشتم و اگه میبینید عید رو این همه تلخ تبریک گفتم دلیلش همینه. امید وارم من رو ببخشید:

این پست رو زمانی دارم می نویسم که فقط ۲۲ ساعت دیگه می تونم کنار پدر ، مادر ، خانواده ، دوستان و در کشورم بمونم. فقط ۲۲ ساعت دیگه! مدت کمی هست نه؟

اما اومدم عید رو بهتون تبریک بگم و در روزی که خودم دارم از همه کسم دور میشم براتون آرزو کنم که سال خوبی در کنار خانوادتون و دوستانتون داشته باشید.

الان نوشتن این مطالب برام مثل جون کندن می مونه! عید من امسال خیلی بوی تازگی داشت! این قدر که گاهی مشامم رو ازیت می کرد!

ببخشید که تبریک عیدم این قدر تلخ هست ولی مزه ی امروز و فردای من رو میده.

روزگار به کامتون باشه. سال خوبی داشته باشید. امید وارم امسال سال سر بلندی برای ایران و ایرانی باشه ( البته اگه این آقای احمدی نژاد بذاره! ). سیمرغ

سال و فال و مال و حال و اصل نسل و تخت و بخت

بادت  انـدر  شــهـریـاری  بـر  قـرار  و  بـر  دوام

سال خرم ، فال نیکو ، مال وافر ، حال خوش

اصل ثابت ، نسل باقی ، تاخت عالی ، بخت رام!

 

برای این غریب دور افتاده از جمعتون هم دعا کنید!

                                                                                                                    ۸۶/۱/۲

 

این هم یه شعر از آقای سنجری عزیز که برای این بار براتون انتخاب کردم. امید وارم خوشتون بیاد!

 

ما آمـدیم قصه بـخوانـیم و بـگذریمسیمرغ


چندی درین میانه بمانیم و بگذریم


از هفت بند خـاک رها بر فراز عـرش


چشمی در آسمان بدوانیم و بگذریم


ما آمدیم مثل صدا در دل سکوت


تنها بشـارتی برسانیم و بگذریم


همرنـگ ابر سـایه ی باران بگسـتریم


در ذهن خاک ٬ گل بنشانیم و بگذریم


تکمیا فیض ، قاعده ی خلقت گل است


اشکی بر این چمن بفشانیم و بگذریم


ما آمـدیـم قـطره ای از هـفت کـوزه را


در کام تشـنگی بچشـانـیم و بـگذریم


ما آمدیم چند غزل سهم زخم ماست


فرصت نمانده است ، یخوانیم و بگذریم


( محمود سنجری/کتاب باغ اساطیر )

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه یازدهم فروردین 1386 و ساعت 8:1 |


Powered By
BLOGFA.COM