تبليغاتX
سیمرغ ( هفته نامه )

بازتاب:

در پي فشارهاي گسترده لابي صهيونيستي و پيگيري‌هاي مداوم دادستان‌هاي آرژانتيني، دبيركل اينترپل خواستار صدور حكم جلب پنج مقام ايراني در ارتباط با انفجار آميا شد.

بنا بر اطلاعات رسيده به خبرنگار «بازتاب» در لندن، دبيركل آمريكايي اينترپل در نامه‌اي به كميته اجرايي پليس بين‌الملل، خواستار جلب پنج مقام ايراني شده است. نشست اين كميته به منظور تصميم‌گيري در اين زمينه، در چند روز آينده برگزار مي‌شود.

دادستان‌هاي آرژانتيني، پيشتر، خواستار جلب هفت مقام ايراني شامل اكبر هاشمي رفسنجاني، علي‌اكبر ولايتي، علي فلاحيان، محسن رضايي، احمد اخوي، احمد وحيدي، محسن رباني و عماد مغنيه لبناني شده بودند، اما گفته مي‌شود اينترپل با تصور اين‌كه حذف نام هاشمي و ولايتي، حساسيت دولت ايران را كم مي‌كند، نام سه تن از جمله آن دو را از ليست متهمان تحت تعقيب در ارتباط با آميا حذف كرده‌ است.

دولت آرژانتين از سيزده سال پيش، بدون ارايه اسناد حقوقي، ايران را به دست داشتن در انفجار آميا، مركز فرهنگي يهوديان در بوئنوس آيرس آرژانتين متهم مي‌كند و با وجود آن‌كه قاضي خوزه گاليانو به دليل دريافت رشوه براي صدور حكم عليه ايران از پست خود بركنار شد، از چند ماه پيش، «آلبرتو نيسمان»، دادستان كل آرژانتين به پيگيري اين پرونده برخاسته است.

بمب‌گذاري در ساختمان هفت طبقه انجمن همياري اسرائيل و آرژانتين با نام اختصاري، آميا در بامداد نهم جولاي 1994 رخ داد كه در جريان آن 85 نفر جان خود را از دست دادند و بيش از دويست نفر زخمي شدند.

آرژانتين داراي بزرگ‌ترين اقليت يهودي در آمريكاي لاتين است و گفته مي‌شود در تاريخ آرژانتين، رسيدگي به هيچ پرونده قضايي به اندازه پرونده انفجار آميا به طول نينجاميده است، تا آنجا كه تاكنون بيش از يك هزار و دويست نفر براي اداي شهادت در مورد اين پرونده به دادگاه احضار شده‌اند.

از نظر كارشناسان، تكرار موضوع پرونده آميا، در كنار موضوع هسته‌اي كشورمان و اقدامات ديگري كه در حال طراحي است، ابزاري  براي فشار بيشتر به ايران به منظور عقب‌نشيني از مواضع خود به شمار مي‌رود.

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت 13:3 |
                                           به نام خداوند صلح و دوستی
قبل از اینکه قصه رو شروع کنم باید بگم که من تا حالا تو وبلاگ مطلب ننوشتم دادم اینجا مطلب بنویسم  اگه کمی و کاستی زیاد داشت اول به بزرگی خودتون ببخشین بعدش برین یقه ی حسامو بگیرین.
گاهی وقتا با خودم فکر می کنم که مگه هدف از فعالیت سیاسی اجتماعی فرهنگی این نیست که جامعه رو به سمت کمال ببره؟ مگه لازمش این نیست که کسایی که فعالیت میکنن خودشون الگو باشن؟پس چرا ما هرکی رو دیدم تو رفتار فردیش یه ذره ازون چیزایی که وقتی پشت میز میشینه میگه، خبری نیست؟
اول از خودمون شروع میکنم: چپ میریم راست میایم میگیم دموکراسی،حقوق بشر،میشینیم پا میشیم میگیم روشن فکری،آزادی؛وای به حال روزی که تو یه جمع معمولی یکی مخالف نظرمون حرف بزنه!اونوقته که اگه یکی ازونایی که مخشونو کار میگیریم وارد شه.........!حالا اینو می خوام بدونم که تویی که تو یه جمع چند نفره میخوای قدرت نمایی کنی و نظرتو تحمیل کنی، اگه به یه جای بالاتر برسمی چه فرقی با دوستان عزیز حاکمیت داری؟تو اگه روشن فکری چرا تولرانس نداری؟چرا کثرت گرایی رو نفی می کنی؟(البته به زبون نه )
ازین طرف ایراد میگیری به افراطی گری های گروهای نزدیک و وابسته به حاکمیت که چننینن و چنان، باید قدرت تقسیم بشه تا تعدیل بشه، باید امکانات مساوی تقسیم بشه، فلان بشه بیسار بشه؛خوب همه اینایی که گفتی درست "حق مسلم ماست" اما چرا خودت ازون طرف بدو بیراه گفتن به چپی ها شده  نقل محفلت با رفیقات؟ می گیم اونا ظالمن وابسته به حکومتن باهاشون دشمنی داری، اینا که همون چیزایی رو میخوان که تو هم داری مثلا به خاطرشون میجنگی!پس چرا کینه؟تو که با این اخلاق غیر ورزشیت اگه دستت به حکومت برسه که باید فاتحه ی خودی ها رو هم بخونیم دیگه غیر خودی ها که جای خود دارن!تویی که هی می گی: چرا فقط میگن اسلام شیعه، مگه مسیحی و یهودی و سنی "حق مسلم" نداره،چرا با این چپی ها در می افتی؟مگه اونا تو مبارزه(غیر مسلحانه)سهم و اثر گذاری ندارن؟اگه میگی راهشون اشتباهه با گفتگو بهشون ثابت کن، اگه قانع نشدن به منو تو ربطی نداره. مردم باید استقبال کنن یا نپذیرن!اگه واسه مردمت داری خودتو به آب و آتیش میزنی که باید به رایشون احترام بذاری(اگه بعدش پشیمون نشن....)تو وظیفت آگاهی دادن توده و مبارزه با ظلمه نه زیر آب هم هدفارو زدن!تازه همین کسایی که الکی بهشون گیر میدی از خیلی نظرا از تو بهترن چون در برابر ظلم رادیکالن به ظالم جونشونو میدن اما به خاطر قدرت امتیاز نمیدن!اما تو چی؟تا حالا بارها شده که گفتی بیا نصف مال من انتخابی، انتصابیا مال تو! این یعنی آغاز فساد یعنی کوتاه اومدن در برابر ظلم یعنی به خاطر امیال قدرت طلبانه حق رو زیر پا گذاشتن یعنی فعل حرام. بعدش میای می گی آخه تا نری اون بالا نمیتونی اصلاح کنی! خودتو گول میزنی یا می خوای سر مارو شیره بمالی؟اونجا اصلاح پذیر نیست چون اسمش بالاس تو هم اگه با سازش رفتی اونجا از همونایی. پس تا اونا نیان پایین هیچی اصلاح نمیشه! اگه خیلی طالب سازشی بیا با مردمت و با کسایی که کنارت وا میستن و تا آخرش باهات میان سازش کن.به جای اینکه همدیگرو متهم کنید، به جای اینکه با اشکال تراشی های بی جا عرصه رو واسه رقیب باز کنید با هم متحد شید. بابا هدف واحده از هر مسیری که بری آخر راه به هم میرسین پس همدیگرو تحمل کنید، از هم ایراد نگیرین،انرژیتونو صرف مبارزه با ظلم و قدرت طلبی کنید، نذارین اختلافای تاریخی سرتونو گرم کنه،نذارین افراد نا لایق قدرت طلبی که میونتونن ازین اختلافا سو استفاده کنن و جایی بشینن که نه لیاقتشو دارن نه ظرفیتشو.
پس یادت نره در برابر ظلم رادیکال باش!به جای ایراد گرفتن یاد بگیر! وحدت تنها وسیله ای که می تونه حکومت رو مجبور کنه از مواضعش کوتاه بیاد.رو حد اقلها وفاق کنید.
حالا تا کی باید بجنگیم خدا می دونه اما لا اقل بدونیم با کی و برای چی می جنگیم! پس می جنگیییمم!!!!!!!
+ نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت 1:16 |


Powered By
BLOGFA.COM