تبليغاتX
سیمرغ ( هفته نامه )
سلام دوستا این شماره هم یکمکی براتون خبر دارم ! درسته بیات شدن ولی تجدید خاطر که میشن! مگه بده؟

حال بخوانید این خبرای بیات شده ی مارو!


ـ محمدرضا یزدان‌پناه: لطف‌الله فروزنده قائم مقام مرکز پژوهش‌های مجلس با تکذیب اخبار منتشر شده مبنی بر گزارش این مرکز از «وجود هفت میلیون شناسنامه اضافه بر جمعیت در کشور» اظهار داشت . . .

 

دکتر علی‌اکبر ولایتی فرستاده بلندپایه کشورمان که در مسکو به سر می‌برد روز پنجشنبه ضمن تسلیم پیام مقام معظم رهبری به رئیس جمهور فدراسیون روسیه به بحث و تبادل نظر با مقامات این کشور درخصوص بحران ایجاد شده بر سر برنامه ‌اتمی ایران پرداخت. . .

 

سید محمد خاتمی رئیس‌جمهور سابق ایران روز سه‌شنبه در سخنانی با اشاره به بحران‌های کنونی ایران در عرصه‌ خارجی تاکید کرد «باید از آنچه موجب سوءظن، دوری كشورها از ما و سوق داده شدن آنان به اتحاد با نیروهایی كه عظمت و پیشرفت ایران را نمی‌خواهند می‌شود، پرهیز كنیم». . .

 

«محمود احمدی‌نژاد» رییس‌جمهوری روز یکشنبه و در صحن علنی مجلس، در واکنش به فریادهای نمایندگان که قیمت گوجه فرنگی را 3000 تومان اعلام می‌کردند،گفت:«بیایید از میدان تره‌بار نزدیک منزل ما بخرید که گوجه کیلویی 1200 تومان است». . .

 

جبهه مشارکت روز يكشنبه با صدور بيانبه‌اي به مصوبه مجلس هفتم در مورد تجميع انتخابات اعتراض كرد.در اين بيانيه كه نسخه‌ای از آن به آفتاب ارسال شد، تاکید شده است «هفته گذشته مجلس هفتم به کلیات طرحی ذیل عنوان تجمیع انتخابات مجلس و ریاست جمهوری رأی داد که محتوای آن مخالفت آشکار با چندین اصل از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارد». . .

 

در پی مصاحبه مطبوعاتی رئیس دیوان عدالت اداری و انتقادات شدید دستگاه قضایی از عملکرد وزیر ارشاد در جریان تصرف غیرقانونی مؤسسه فرهنگ و توسعه، هیات امنا و هیات مدیره رسمی موسسه فرهنگ و توسعه نیز در بیانیه‌ای تصریح کرد «هیات مدیره رسمی و قانونی مؤسسه فرهنگ و توسعه رسماً خواهان رسیدگی به عملکرد وزارت ارشاد در موسسه، طی یکسال گذشته است چرا که صرفنظر از تصرف غیرقانونی اموال و اسناد مؤسسه، اطلاعات دقیق و غیرقابل کتمانی وجود دارد که عملکرد وزارت ارشاد در این مؤسسه را با شبهات جدی روبرو کرده است». . .

 

 یک ماه پس از انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا که توسط محمد رضا باهنر به «تکه تکه شدن» اصولگرایان تعبیر شد، به نظر می‌رسد که ابعاد اختلاف در این جناح به مراتب گسترده‌تر از هر زمان دیگری شده است. عمق اختلاف در جبهه اصولگرایان که در ابتدا به غلط توسط برخی رسانه‌ها به عنوان مجموعه یکدست حامی احمدی‌نژاد معرفی می‌شد تا آن جا پیش رفته است که فراکسیون اصولگرایان در مجلس شورای اسلامی را منشعب کرد و برخی از خوشنام‌ترین حامیان اولیه محمود احمدی‌نژاد یعنی عماد افروغ و محمد ‌خوش‌چهره را در مقابل محمد رضا باهنر (نماد حمایت سیاسی از دولت) قرار داد. . .

 

در حالي كه آرژانتين با آرايشي تمام‌عيار از وكلا و مقامات حقوقي براي جلسه فرداي اينترپل در فرانسه حاضر مي‌شود، چگونگي حضور تيم ايران براي رد ادعاهاي غيرحقوقي آرژانتين در پرده‌اي از ابهام قرار گرفته است. . .

 

 بازتاب: در پي فشارهاي گسترده لابي صهيونيستي و پيگيري‌هاي مداوم دادستان‌هاي آرژانتيني، دبيركل اينترپل خواستار صدور حكم جلب پنج مقام ايراني در ارتباط با انفجار آميا شد.. .

گزارش تصویری: شوی لباس زنان در تهران

اعتراض دانشجویان به حضور افراد سازماندهی شده در دانشگاه امیر کبیر

دادگاه الواح ايراني منجر به صدور حكم نشد

پديده غيرمنتظره در فراکسيون اصولگرايان

رنج‌نامه خانم رجبي در نامه‌اي به رهبر معظم انقلاب

دولت نهم و استیضاح (5 خبر )

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه سی ام بهمن 1385 و ساعت 12:45 |
می خواهیم اینبار کمی روانشناس شویم تا حد اقل در روابط خود با دیگران بتوانیم از نکاتی که میدانیم استفاده کنیم. برای شروع به تعریفی از عاطفه می پردازیم:

عواطف و احساسات نیروی لازم را برای کار کردن ذهن تامین می نمایند. بدون عاطفه اگر چه انسان ممکن است زندگی کند اما بی حرکت خواهد ماند و نباتی می شود! بدون عواطف آدمی حال فلجی را خواهد داشت که تمام عمر باید در بستر استراحت بیارامد.

خشم: یکی از عواطف که در زندگی روزمره به منزله ی عاطفه ای نا مطلوب ، زیان بخش و تحمل نا پذیر تلقی می گردد و کمتر کسی است که تصور کند که خشم نه تنها چیز بدی نیست که برای آدمی ارزشمند نیز می باشد! خشم در ادامه ی حیات انسان نقش بزرگس ایفا کرده است و یکی از عوامل بقای بشر به شمار میرود. علل خشم آنقدر زیاد و بغرنج است که نمی توان فهرستی از آن ارائه نمود. شاید بین انواع تفاوت زیادی نباشد اما برای هریک از آنها نام معینی وضع شده است.

ـ برخورد: کلمه ای که فوق العاده در برسی علل خشم تاثیر دارد کلمه ی خشم است تمایلات ، آرزو ها ، امید ها ، شهوات ، غرایز و پیشرفت های شخصی ممکن است به چیزی برخورد و باعث خشم فرد شود.

هرگاه این کلمه استعمال شود باید دید برخورد به وسیله چه چیزی یا به وسیله ی چه کس صورت گرفته است. کمتر کسی به این نکته توجه دارد که در زندگی روزانه ممکن است آدمی به شخصی که دوست دارد و یا محبوب اوستبرخورد نماید و بین آنها اصطحکاکی حاصل گردد و به خصوص کمتر کسی است که بداند هرگاه چنین برخوردی روی داد آدمی بدون توجه به محبت و دوستی خواه نا خواه خشمگین می گردد.

ـ دو کلمه ی دیگری که هنگام برسی علل خشم زیاد استعمال می شوند ادامه ی زندگی است. از آنجایی که مراد از خشم ادامه ی زندگی است کاملا قابل درک است که در مواقع خشم به نوعی ادامه ی زندگی فرد با تهدید مواجه شده است.

بدین طریق شخص هر گاه احساس کند که کاملا شخصیتش به مخاطره افتاده است خشمی که در وی ایجاد می گردد کمتر از خشمی نیست که هنگام به خطر افتادن جان او تلید می شود.

برای آنکه عاطفه ی خشم کاملا پی ببریم عامل زمان را نیز باید در نظر گرفت چرا که خشم تنها از برخورد در زمان حال ایجاد نمی شود بلکه فکر برخورد در آینده یا خاطره ی برخورد در گذشته نیز تولید خشم میکند.

یکی از مشخهای خشم واکنش فوری است. هرگاه شخص به واکنش فوری خشم پی نبرد بدون شبه با مشکلات فراوانی مواجه خواهد شد.

بقیه ی بحث در مور این موضوع برای شماره ی بعدی آماده خواهد شد.

 

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه سی ام بهمن 1385 و ساعت 12:29 |

عکس از تجمع اعتراضي 25 بهمن ماه در مقابل مجلس

 عکس از تجمع اعتراضي 25 بهمن ماه در مقابل مجلس

تصاویر تجمع اعتراضي 25 بهمن ماه در مقابل مجلس

تصاویر تجمع اعتراضي 25 بهمن ماه در مقابل مجلس

تجمع اعتراض‌‏آمیز انجمن‌‏های مدافع میراث فرهنگی به آب‌‏گیری سد سیوند مقابل مجلس

عکس تجمع در اعتراض به آبگیری سد سیوند مقابل مجلس

تجمع روز 18 بهمن در اعتراض به آبگیری سد سیوند

سد سیوند که در چند سال گذشته به یکی از جنجالی ترین پروژه های ایران تبدیل شده است در 60 کیلومتری تخت جمشید و 12 کیلومتری پاسارگاد نخستین پایتخت هخامنشی قرار دارد. این سد در تنگه بلاغی در استان فارس ساخته شده است. در سه سال گذشته در همین منطقه باستانشناسان بیش از 100 منطقه باستانی را کشف کرده اند. فعالان هشدار داده اند که این سد پس از آبگیری خطری جدی برای میراث باستانی ایران خواهد بود وسبب زیرآب رفتن بخشهایی از تنگه بلاغی و آثار باستانی منطقه خواهد شد.


منابع:

خبر گزاری آفتاب

وبلاگ معترضان به آبگیری سد سیوند

آریا بوم

پرشین ژئو

 


میان پره 2

پرواز در آسمان واقعه

میان پرده ( 1 )

بازی شب یلدا

شماره یازدهم

شماره دهم

+ نوشته شده توسط حسام در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 و ساعت 22:3 |
  سلام. حال شما؟ ببخشید که این شماره این همه طول کشیده. ولی چون هنوز شماره ی بعدی آماده نشده ( یعنی دوستان هنوز لطف نکردن و مطلب ندادن! ) و امروز هم روز تولد سیمرغ هست گفتم یه میان پرده ی دیگه بنویسم ( که بگیم ما هم هستیم! ). بله دوستان یک سال گذشت و در این یک ساله هم زندگی من بالا و پایینای زیادی داشت و هم این وبلاگ ( بدبخت ) که اختیارش ظاهرن دست من هست! روزای خوب و بد زیادی و گذروندیم و اتفاقات زیادی رو شاهدش بودیم. دوستان زیادی در جمع آوری این وبلاگ به من کمک کردن و به یمن این دنیای مجازی افتخار آشنایی با دوستان بسیار عزیزی رو پیدا کردم. خلاصه درسته که زیاد فعال نبودم  ( و به جاش کلی و نصفی تنبل بودم) ولی برای من تجربه ی جالبی بود. از همتون برای اینکه به من کمک کردید و از الطافتون محروم نساختید متشکرم.

آما از اونجایی که این سال روز تولد با روز عشاق عشاق( همون روز حاق خودمون ) متصادف شده و از اونجایی که می خوام اطلاعات علمی شماعزیزان بالا بره شمارو با دو تا کبوتر عاشق فسیل آشنا میکنم. این دو بیش از ۶۰۰۰ سال هست که همدیگرو در آغوش کشیدن و هیچ مشکل و سدی ( حتی گذر زمان ) نتونسته اونا رو از هم جدا کنه. قابل توجه جونا که زرت وزرت میرن طلاق میگیرن! خجالت بکشید!

 

 

 

 

و اما برای این که چیزی گفته باشیدم دو تا اتفاق جالبی که در سفر اخیرم در مشهد برام رخ داده رو براتون میگم.

اولیش:

جاتون خالی یه شب رفته بودیم یه قهوه خونه و ببخشید ببخشید ببخشید  رفتم wc قهوه خونه که دیدم با خطی بسیار خوش پشت درش نوشته:

دنیا همه هیچ و مال دنیا همه هیچ . . . ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

دانی که از تو چه ماند بعد از مردن؟ . . . نیکی و محبت و دیگر همه هیچ

بعدیش:

اولش یه توضیح بدم که من و علیرضای عزیز که در این سفر مهمون خونواده ی محترمشون بودیم دانشجوی رشته ی عمران هستیم و در کشور عزیزمون برای ساخت آپارتمان و از این جنگولک بازیا به وجود مهندسین عمران هیچ نیازی احساس نمیشه ( الحمدلله ) و اگر ما بخوایم کاری پیدا کنیم و درامدی هم کسب کنیم به ناچار باید راهی کوه و بیابون بشیم. در نتیجه ما هم مثل اکثر هم وطنان عزیز دنبال پیدا کردن یه شغلی بودیم که حتی المقدور هیچ ربطی به رشته ی تحصیلی مون نداشته باشه. تا اینکه یه دفه یک فکر کاملا بکر ( شاید هم بیش از حد بکر ) به ذهن علیر ضا رسید و دوست عزیز ما فسفر سوزوندن!

علیرضا: حسام یه فکری کردم

من: چی؟

ع: تو چین یک رشته هست به نام تعلیم اژدها!

م: خوب که چی؟ باز فسفر سوزوندی؟

ع: بیا بریم چین تو این رشته تحصیل کنیم و بعد برگردیم ایران. اون موقع فقط ما دو نفر تو ایران بلدیم که اژدها رو چطوری باید تعلیم داد.

م: جان من بیخیال. خوب که چی؟

ع: خوب یه آموزشگاه تعلیم اژدها میزنیم و هنرجو می پذیریم و هی هنرجو میگیریم. اونا هم که فارغ التحصیل شدن یسریشون میان تو آموزشگاه ما تدریس میکنن و یسری دیگه خودشون آموزشگاه میزنن. وقتی تقاضا برای این رشته زیاد بشه دانشگاه ها هم این رشته رو میارن. و وقتی دانشجو ها فارغ التحصیل شدن و دنبال کار گشتن دولت مجبور میشه بره از چین چنتا اژدها بخره!

به قول بچه ها پانویس ۱: به علت اینکه به جای بقیه ی مکالمه ( برای حفظ شئونات اسلامی ) باید بوق ممتد پخش بشه از نوشتن بقیه ی مکالمه معذوریم.

پانویش بعدی : این مکالمه به جان خودم واقعی بود ( خدا به من صبر بده  )

 و اما در ادامه چند تصوی مرتبط با آمزشگاه اژدها براتون آماده کردم:

 

نمایی از دانشکده ی تعیلم اژدهای پکن!

 

 

 

 

 

 

 

رستم و اژدها

 

 رستم در هنگام گذراندن کار آموزی یک ( ولی جو گرفتش اژدهارو کشت )

 

 

 

 

 

 

 آرم پیشناهادی علیرضا برای آموزشگاه ما

 

 

 

 

 

 

 

 

 آرم پیشناهادی من

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 یه اژدهای پرنده

 

 

 

 

 

 

 

 

 یکی دیگه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 کنکور دانشگاه ها برای متفاضیا تحصیل در رشته ی تعلیم ازدها. ولی قول میدیم تا چند سال دیگه اول منکو ر برای کاردانیش و بعدشم کارشناسیش رو برداریم

 

 


پرواز در آسمان واقعه

میان پرده ( 1 )

بازی شب یلدا

شماره یازدهم

شماره دهم

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 و ساعت 17:39 |
خبرگزاری آفتاب:                                           7 میلیون شناسنامه اضافه برای چی!؟

آفتاب ـ محمدرضا یزدان‌پناه: لطف‌الله فروزنده قائم مقام مرکز پژوهش‌های مجلس با تکذیب اخبار منتشر شده مبنی بر گزارش این مرکز از «وجود هفت میلیون شناسنامه اضافه بر جمعیت در کشور» اظهار داشت در گزارشی که مرکز پژوهش‌های مجلس در خصوص لزوم ساماندهی پایگاه اطلاعاتی و جمعیتی کشور تهیه کرده، هیچ بحثی پیرامون شناسنامه‌های اضافی یا غیر قانونی نشده است بلکه بحث مطرح در این گزارش مربوط به ساماندهی رکوردهای کارت ملی در کشور است. 

این اظهارات قائم مقام مرکز پژوهش‌های مجلس در حالی بیان می‌شود که پیش از این برخی سایت‌های خبری با استناد به گزارش‌ فوق این مرکز، از وجود هفت میلیون شناسنامه غیرقانونی در کشور خبر داده بودند. طبق این اخبار غیررسمی، در حالی‌که جمعیت رسمی کشور بر اساس سرشماری سراسری اخیر در حدود 70 میلیون نفر بوده است در گزارش مرکز پژوهش‌ها جمعیت کشور با استناد به شناسنامه‌های موجود، 77 میلیون نفر بیان شده است. 

این سایت‌ها تفاوت هفت میلیونی بین گزارش مرکز پژوهش‌ها با سرشماری آماری جمعیت کشور را اثبات وجود شناسنامه‌های غیرقانونی و اضافی در کشور و امکان استفاده سازماندهی شده از آنها در در مقاطعی مانند انتخابات‌ها دانسته‌اند.

90 میلیون کدملی!
با این حال، قائم مقام مرکز پژهش‌های مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب با تکذیب این خبر، اظهار داشت: در گزارش مرکز پژوهش‌ها هیچ بحثی از وجود شناسنامه‌های غیرقانونی یا اضافه بر جمعیت در کشور به میان نیامده است بلکه بر لزوم ساماندهی رکوردهای کارت‌های ملی تاکید شده است. 

فروزنده در توضیحی بیشتر افزود: جمعیت کشور طبق سرشماری اخیر در حدود 70 میلیون نفر است، اما در گزارش اخیر مرکز پژوهش‌ها مشخص شد که در حدود 90 میلیون شماره کد ملی در کشور وجود دارد. وی یکی از دلایل وجود این مقدار کد ملی اضافه در کشور را «برخورداری برخی مردم از دو کد ملی» بیان کرد و گفت: «این مشکل باید برطرف شود». 

قائم مقام مرکز پژوهش‌های مجلس تصریح کرد: رقم هفت میلیونی که در برخی اخبار به اشتباه به آن اشاره شده مربوط به شناسنامه‌های اضافه در کشور نیست بلکه تعداد هفت میلیون رکورد کارت ملی اضافه در کشور وجود دارد که باید ساماندهی شوند. 

شایعه همیشگی
هرچند توضیحات فروزنده درباره وجود نداشتن شناسنامه‌های غیرقانونی در کشور به عنوان یک توضیح رسمی جالب توجه هستند، اما به نظر می‌آید که مسئولین و متولیان این موضوع باید یک راهکار مناسب و دائمی برای برطرف کردن نگرانی افکار عمومی و اصحاب رسانه در این خصوص ارائه کنند. 

بحث وجود شناسنامه‌های غیرقانونی یا اضافه در کشور به عنوان «شایعه‌ای قوی» همواره در میان مردم و در محافل عمومی طی سال‌های اخیر مطرح بوده است. این شایعه به خصوص در زمان برگزاری انتخابات‌های سراسری در کشور دامنه بیشتری به خود می‌گیرد که می‌تواند به ایجاد ذهنیت منفی بین افکار عمومی جهت شرکت در انتخابات در کوتاه مدت و بی‌اعتمادی به ساختار حاکم بر سرشماری و انتخابات کشور در دراز مدت بینجامد. 

این در حالی است که سال پیش و در جریان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، مقامات امنیتی کشور از کشف حدود نیم میلیون شناسنامه تقلبی و غیرقانونی خبر دادند. مجموع این عوامل باعث آن شده تا نیاز به روشنگری بیشتری از سوی مسئولین درباره اقدامات انجام شده یا در حال انجام پیرامون رفع این مشکل و شائبه‌های مربوط به آن، در نزد افکار عمومی وجود داشته باشد.

+ نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 و ساعت 22:43 |
خبر گزاری فتاب                                             استقبال ایران از طرح جدید مسکو

آفتاب: دکتر علی‌اکبر ولایتی فرستاده بلندپایه کشورمان که در مسکو به سر می‌برد روز پنجشنبه ضمن تسلیم پیام مقام معظم رهبری به رئیس جمهور فدراسیون روسیه به بحث و تبادل نظر با مقامات این کشور درخصوص بحران ایجاد شده بر سر برنامه ‌اتمی ایران پرداخت. ولایتی در هنگام ورود به مسکو گفته بود که ادامه مذاکرات بین طرفین تنها راه‌حل بحران اتمی ایران است. 

به گزارش خبرگزاری فرانسه  ولایتی روز پنجشنبه به اتفاق ایگور ایوانف دبیر شورای امنیت ملی روسیه با ولادیمیر پوتین دیدار کرد و پیام رهبری نظام را تسلیم رئیس‌جمهور روسیه کرد.

دکتر ولایتی پس از دیدار با وی به خبرنگاران گفت که ایران از طرح پیشنهادی رئیس‌جمهور روسیه استقبال می‌کند: «ما فکر می‌کنیم که این یک گام منطقی و با ارزش از سوی رئیس‌جمهور روسیه با در نظر گرفتن نگرانی‌های ایران است و آنرا بسیار مثبت و سازنده ارزیابی کرده و از آن حمایت می‌کنیم». البته وی هیچ اشاره‌ای به جزئیات این طرح نکرد.

سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه فدراسیون روسیه نیز روز پنجشنبه با دکتر ولایتی مذاکره کرد. وی پیش از آغاز این گفتگو به خبرنگار اینترفاکس گفت که مقامات روسی با توجه و دقت ویژه خواهند کوشید تا یک راه‌حل قابل قبول برای ادامه برنامه هسته‌ای ایران پیدا شود. ایگور ایوانوف دبیر شورای امنیت ملی فدراسیون روسیه نیز پس از دیدار با ولایتی گفت که کشورش علاقمند به توسعه همکاری‌ها با ایران در زمینه روابط دو‌جانبه و مسائل منطقه‌ای است.

به نظر می‌رسد طرح پیشنهادی رئیس جمهور روسیه بر مبنای ایده محمد البرادعی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی شکل گرفته که توقف همزمان غنی‌سازی از سوی ایران و تحریم‌های شورای امنیت علیه این کشور را برای بازگشت طرفین به میز مذاکرات توصیه کرده‌است. دولت روسیه پیش از این نیز حمایت قاطع خود را از این ایده ابراز داشته بود.

مقامات روسی پیش از این نیز طرحی را برای غنی‌سازی اورانیوم مورد نیاز نیروگاههای اتمی ایران در خاک روسیه و بازگرداندن آن پس از مصرف را ارائه کرده بودند تا نگرانی‌های دیگر کشورها از ماهیت برنامه هسته‌ای ایران برطرف شود که با مخالفت تهران مواجه شده بود.

+ نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 و ساعت 22:41 |
خبرگزاری آفتاب:                                           کشورها را علیه خود متحد نکنیم

آفتاب:  سید محمد خاتمی رئیس‌جمهور سابق ایران روز سه‌شنبه در سخنانی با اشاره به بحران‌های کنونی ایران در عرصه‌ خارجی تاکید کرد «باید از آنچه موجب سوءظن، دوری كشورها از ما و سوق داده شدن آنان به اتحاد با نیروهایی كه عظمت و پیشرفت ایران را نمی‌خواهند می‌شود، پرهیز كنیم». خاتمی افزود: در منطقه‌ خاورمیانه معادله «نفت و بحران» باید به «نفت و توسعه» و معادله «سلطه بیگانه و بحران» باید به «مردم‌سالاری، صلح و ثبات» تغییر یابد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی مؤسسه «باران»، رییس موسسه‌ بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها با طرح این پرسش که «ما باید ابتدا مشخص كنیم آیا در كشور خود بنا داریم دموكراسی داشته باشیم یا خیر؟» خاطرنشان کرد: دموكراسی سازگار با دین مطلوب كشوری همچون ایران است، قانون اساسی ما هم همین را می‌گوید. باید بكوشیم تا معیارهای قانونی مردم‌سالاری در كشور تقویت شود، البته در عین حال هیچگاه نباید مسائل عینی و حتی روزمره جامعه و ایجاد رونق، رفاه و عدالت و ارتقاء حرمت افراد مورد غفلت قرار گیرد.

خاتمی افزود: پایه‌های اصلی جامعه‌ مدنی تشكل‌های غیر دولتی هستند كه باید تقویت شده و به آنها اعتماد شود. در طرف دیگر هم این تشكل‌ها باید پیوند خود را با جامعه و بخش‌هایی كه از آنان نمایندگی می‌كنند، محكم كنند.

به اعتقاد خاتمی «تا زمانی كه دولت نیازی به مردم نداشته باشد و مردم نیازمند دولت باشند دموكراسی پایدار شكل نخواهد گرفت. این در حالی است كه وجود منبع نفت دولت را از مردم بی‌نیاز كرده است.»

وی تاكید كرد: اگر منبع سرشار نفت در خدمت رشد جامعه، پاگیری بخش خصوصی و استقرار زیربناهای توسعه‌ كشور قرار گیرد اتكای بودجه‌ عمومی به این منبع كاهش یابد و دولت روز به روز كوچك‌تر و كارآمدتر و بخش‌های غیر دولتی تقویت ‌شود و می‌توان به آینده‌ای بهتر و برخوردار از توسعه‌ سیاسی، اقتصادی و علمی توامان امیدوار بود.

+ نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 و ساعت 1:14 |
به نظر می رسد که متعاقب اقدمات همه جانبه ای چون استقرار موازین بین المللی، وضع قوانین آموزشی و تعیین سن قانونی اشتغال به کار و دگرگونی های اجتماعی و اقتصادی،بهره کشی شدیدی که در گذشته از نیروی کار کودکان به عمل می آمده اکنون در بسیاری از کشورها و در برخی از بخشهای کاری به پایان رسیده است اما برربرسی هایی که سازمان بین المللی کار انجام داده است،نشانگر آنست که اگرچه در ماهیت و ابعاد مضوع اشتغال کودکودکان به کار دگرگونی ها و اصلاحات قابل ملاحظه ای حادث شده است اما هنوز هم این مساله در مقیاس وسیع و گسترده ای در جهان ادامه دارد.

در ایران و در شهرهای بزرگ،صنعتی، سیاسی، سیاحتی و زیارتی شاهد حظور چشم گیر کودکان کار و خیابان هستیم. در بعضی از استانها و شهرها نیزاین پدیده فصلی است.از کودکان کار تعریفیکسانی ارائه نشده است. در صفحه چهارم کتاب کودکان خیابانی در بمبئی و کلکته می خوانیم:"کودکان خیابانی را شامل کودکانی می دانند که تمام یا قسمت اعظم وقت خود را در خیابان سپریمی کنند و در یکی از دو دسته بندی زیر قرار می گیرند:

1.بر اساس این تعریف کودک خیابانی به یکی از سه گروه زیر اطلاق می شود

- کودکانی که در خیابان زندگی می کنند و هیچ گونه ارتباطی با خانواده خود ندارند

- کودکانی که در خیابان زندگی می کنند و تا حدودی ارتباط خود را با خانواده حفظ کرده اند

- کودکانی که با خانواده خود زندگی می کنند و در خیابان به کار می پردازند «خیلی از موارد مسکن خانواده های این کودکان آلونک های واقع در پیاده روها و حلبی آباد است

2.براساس تعریفی دیگراین کودکان در دو گروه زیر تقسیم می شوند:

- کودکان خیابانی: این کودکان در واقع کودکان شاغل در خیابان هستند که برای کسب درآمد برای خانواده در خیابان کار می کنند. میزان ارتباط این کودکان با خانواده متفاوت است و ممکن است این ارتباط روزانه یا در حد چند بار در سال باشد. اما به هر حال احساس تعلق به خانواده در این کودکان وجود دارد.

- کودکان خیابان: این کودکان گروه کوچکتری از کودکان خیابانی را تشکیل می دهند، اما مشکلات پیچیده تری دارند. برای این کودکان، خیابان به منزله خانه است و آنان در خیابان در پی سرپناه و غذا هستند و دیگر افراد خیابانی برای آنها حکمخانواده را پیدا کرده اند. این کودکان یا سرپناهی ندارند و یا در صورت داشتن خانواده به دلیل مسائل مختلف، زندگی در خیابان برایشان امنتر از زندگی در خانه است. کودکان رها یا طرد شده و کودکان فراری نیز به عنوان گروهی مجزا مطرح می شوند،اما نظر به اینکه در خیلی از مواردراه بازگشتی ندارد و در مدت کوتاهی به کودکان خیابان مبدل می شوند، در بعضی تقسیم بندی ها جز گروه کودکن خیابن محسوب و منظور نمی شوند.

با توجه به تعاریف فوق و تعاریف دیگر که از کودکان خیابانی ارائه شده است می توان گفت میان دو دسته از کودکان باید تفاوت قائل شد. این دو دسته عبارتند از:

1.کودکان کار

2.کودکان خیابانی

کودکان کار تمامی کودکان زیر 18 سالی هستند که به منظور کسب درآمد برای تامین معاش خود یا خانواده در خیابان مشغول به کارند و خود در دو گروه قرار دارند:

- کودکانی که کمتر از 15 سال دارند و کار می کنند، در حالی که طبق قانون، کار کردن برای آنها ممنوع است.

- کودکان 15 تا 18 ساله ای که بر اساس قانون کار می توانند طبق شرایط خاص (ساعت کم و کار سبک) کار کنند.

اما کودکان خیابانی همه کودکان زیر 18 سالی هستند که بر اثر فشارهای شدید اقتصادی، اجتماعی و غیره مجبور به کار و زندگی در خیابانهایند در حالی که با خانوده خودارتباط ندارند یا به آنها احساس تعلق نمی کنند، اینان همان کاتن خوابها هستند.

در واقع کودکان کار را باید "نان آوران کوچک" خواند و چنان که گفته شد نباید آنان را با کودکان خیابانی یا"کارتن خابها" یکسان شمرد.

هم اکنون در کشور ما کودکانی که در خیابان حضور دارند به صورت زیر است:

1. کودکان بد سرپرست

2. کودکان بی سرپرست

3. کودکان بزهار

4. کودکان کار

5. اتباع بی گانه که خود در سه گروه زیر قرار می گیرند:

- اتباع بی گانه داری کارت یا برگ اقامت از مراجع قانونی و صاحب صلاحیت

- اتباع بی گانه فاقد کارت یا برگ اقامت از مراجع قانونی و صاحب صلاحیت

- کودکانی که پدرانشان از اتباع کشورهای بی گانه به خصوص افغانستان و مادرانشان ایرانی اند ولی چون ازدواجشان ثبت نشده شناسنامه ندارند. چون بر اساس قوانین کشور افغانستان (مثل ایران) فرزند تابعیت پدر را می گیرد این کودکان تابعیت پدرانشان را می گیرند و اتباع بی گانه محسوب می شوند.

6.کودکان مبتلا به بیماری صعب العلاج یا کودکان روانی یا معلول

7.کودکانی که با پدر خود زندگی می کنند.

8.کودکانی که با مادر خود زندگی می کنند

9.کودکانی که با برادر یا خواهر خود زندگی می کنند.

10.کودکانی که با ناپدر، نامادری و یا قیم خود زندگی میکنند.

این دسته بندی شامل همه کودکانی است که در خیابان زندگی می کنند(صرف نظر از اینکه کودکان کار یا کودکان خیابانی باشند)ممکن است کودکی در چند گروه قرار گیرد،مثلا هم بی سرپرست باشد و هم بزکار!

این کودکان نیازهای مختلفی دارند که در پیمان نامه حقوق کودک به آنها اشاره شده است بر خی از اینها عبارتند از:

آموزش، بهداشت، خانواده، تفریح، بازی، آزادی عقیده، منع انتقال غیر قانونی کودک، منع بدرفتاری با کودک،دسترسی به اطلاعات، تامین اجتماعی، جلو گیری از سوء استفاده جنسی، محافظت از آنان در برابر مواد مخدر و تولید و توزیع آن

-از فعالیتهایی که این کودکان به آنان مبادرت می ورزند، مانند: تکدی گری، وزن کشی، پلاستیک فروشی، روزنامه فروشی و .....

دلایل اشتغال کودکان به کار

مساله کار کودکان عمدتا با فقر خانواده ها در ارتباط است؛ کودکان خانواده های مسکین ناگزیرند که یا با شرکت در کارهای دسته جمعی و یا یافتن کاری در خارج از منزل به نحوی در افزایش درآمد خانواده تاثیر گذار باشند. فقر خانواده ها یکی از جنبه های عقب ماندگی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی است که امروز گریبانگیر بسیری از جوامع و کشورهای جهان سوم است. عامل عمده ی دیگری که موجب روی آوردن کودکان به بازار کارشده است، فقدان یا نامطلوب بودن مراکز آموزشیو یا دور بودن این مراکز از محل زندگی کودکان است. این امر خود ناشی از نارسایی هایی است که در تعمیم قوانین مربوطه به حمایت و آموزش کودکان و همچنین، در امر نظارت برابری قوانین و به علت فقدان تشکیلات و سرویس های بازرسی وجود دارد و عامل دیگر بی تفاوتی جامعه نسبت به مساله و لطمه هاییست که به رشد جسمی و ذهنی کودک وارد می شود .

نتایج و عواقب اشتغال کودک

الف) فقدان زندگی خانوادگی هماهنگ به ویژه اگر کودکان در خارج از منزل به کار مشغول باشند که در این صورت از توجه والدینشان محرومند.

ب) کمبود وقت آزاد برای بازی، ورزش و یا فعالیت فرهنگی متناسب با سن کودک.

ج)قرار گرفتن در معرض خطرات اجتماعی و یا حتی بزهکاری ها به ویژه اگر در محل کسب و کار کودک خارج از منزل و یا در خیابان باشد.

د)خطر از دست دادن سلامتی: قدرت تحمل و نیروی بدنی کودک در حال رشد کمتر از بزرگ سالان است و در ضمن در ضمن کودکان سریع تر از بزرگ سالان دچار خستگی می شوند در نتیجه کارگران خردسال کاملا مستعد ابتلا به بیماریهای حرفه ای چون مرض سل (ناشی از قرار گرفتن در معرض گرد و غبار) بوده و بیشتر دچار سوانح ناشی از کار می شوند، به علاوه احتمال دارد که در اثر خستگی ممتد و فشار جسمی بیش از حد در دوران کودکی ، دیر یا زودبیماری هایی چون اختلالات رشدی ،انحراف ستون فقرات، سکته قلبی و .... عارض شوند.

در اکثر موارد، محروم ماندن کارگران خرد سال از امکانات و تسهیلات آموزشی باعث می شود که کودکان قادر به کسب معلومات عمومی و حرفه ای که لازمه ی رشد ذهنی و هوشی آنهاست ، نشوند و از زندگی شغلی و اجتماعی مرفه و موفقی در دپ آینده برخوردار نگردند به این ترتیب آینده کودکان کار در معرض خطر است چرا که آنها به علت اشتغال به کار نمی توانند از آموزش بهر مند گردند.

 

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 و ساعت 19:19 |
آئین ها و سنت ها - قسمت اول 
 
سپندار مزگان ( اسپندار مزگان ):
 
جشن سپندار مزگان جشنی مشابه valentine ( به قول ما عرب زدگان روز الفت القلوب ) و با سابقه ای بیش تر از آن در ایران باستان بر پا می گشت. قدمت آن به ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح می رسد.
 
در ایران باستان این جشن در روز پنجم اسفند بر گزار می شد.  که در تقویم جدید ایران برابر روز ۲۹ بهمن است.
 
این جشن از جمله جشن هایی است که به دلیل هم نام شدن نام روز و ماه با یکدیگر بر پا می شد. مانند جشن ۱۶ مهر موسوم به مهرگان و به همین ترتیب آبان گان، آذرگان و... .
 
توضیح این که در ایران باستان هر یک از روز های ماه نام ویژه ای داشتند. و روز پنجم هر ماه " سپندار مز " بوده است. ( هم نامی روز پنجم و ماه دوازدهم ).
 
سپندار مز نامی ملی برای زمین است. سپندار مز به  معنای گستراننده، متواضع و فروتن لقب زمین و نماد عشق است. چرا که زمین با تواضع هم چون مادری تمام موجودات را بی توجه از زشتی و کاستی آن ها در بر می گیرد. و در ایران باستان مادر به سپندار مز تشبیه شده است.
 
Go to fullsize
 image
 
آداب سپندار مزگان:
 
در این روز زنان و مردان به همسران خود هدیه می دادند و مردان زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده از آن ها اطاعت می کردند.
 
الله یارتون
 
 
برگرفته از منابع مختلف!!
نویسنده یکی از دوستان. نمیگم تو خماریش بمونید
+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت 15:12 |

السَّلأمُ عَلَيْكَ يَا أبا عَبْدِاللهِ وَعلَى الارْواحِ الّتي حَلّتْ بِفِنائِكَ ، وَأنَاخَت برَحْلِك عَلَيْكَ مِنِّي سَلامُ اللهِ أبَداً مَا بَقِيتُ وَبَقِيَ الليْلُ وَالنَّهارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ العَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ ، أهْلَ البَيتِ السَّلأمُ عَلَى الحُسَيْن ، وَعَلَى عَليِّ بْنِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أوْلادِ الحُسَيْنِ ، وَعَلَى أصْحابِ الحُسَينِ الذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُم دُونَ الحُسين (ع)

 

بند اول

معناي كربلا

اي دور مانده از تب صحراي كربلا
همراه من بيا به تماشاي كربلا
آنجا كه در چگونگي نوع زيستن
بگشود دست عشق معماي كربلا
سيراب مي شود جگرتشنه جهان
با جرعه اي شگفت ز ميناي كربلا
صورت بنه كه گر ننهي دور مي شوي
هرلحظه از حقيقت معناي كربلا
باري دريغ و درد كه ناكام مانده ايم
در كشف سر وسيرت دنياي كربلا
دريا دليست گام نخستين كه گوهري
بيرون بريم از دل درياي كربلا
خوف خزان چرا كه بهار آفرين شدند
هفتاد و دو نهال شكوفاي كربلا
امروز گرچه سخت به زينب گذشته است
زين سخت تر رسالت فرداي كربلا
بعد از حسين در شب ظلمت ادامه داد
فرياد را سفير شكيباي كربلا
از خون وارثان زمين موج مي زند
در پيچ و تاب واقعه درياي كربلا
شب تا ستاره آمد و من آسمان به دست
رفتم به گوشه گوشه صحراي كربلا
پيچيد آسمان و زمين را به يكدگر
در تنگناي معركه مولاي كربلا

انسان ز درك واقعه محروم مانده است
اين است آن حسين(ع) كه مظلوم مانده است

بند دوم حسین

كاروان عطش

مي بارد از زمين عطش از آسمان عطش
لشكر كشيده است كران تا كران عطش
امروز روح سبز عدالت سپرده است
خود را به تشنه كامي صد كاروان عطش
مانند يك ستاره كوچك گم است آب
در بيكران وسعت صد كهكشان عطش
او را چه نسبتي است مگر با لب حسين
كافكنده خويش را به خطا در ميان عطش
اينك كبوتران حسيني چه مي كنند
كاتش زده است يكسره بر آشيان عطش
طفلان تمام تشنه لب و در ميان دشت
مي خيزد از نهاد زمين و زمان عطش
بنگر به خاك تشنه صحراي كربلا
شد در كنار خون شهيدان روان عطش
بر آب خورد مهر قداست از آسمان
تا ره گرفت بر شه لب تشنگان عطش
عباس تشنه كام لب از آب تر نكرد
شد مات آن تحمل و تاب و توان عطش
وقتي كه سرو قامت اكبر به خون نشست
آتش گرفت در غم آن نوجوان عطش
جاريست جاي آب به ياد لب حسين(ع)
در رودخانه هاي تمام جهان عطش
بسيار خواندم از عطش عاشقان وليك
مي جوشد از كتابت من همچنان عطش
طفلان و ناتواني لب تشنگي ؟ خموش
آنجا نگاه كن كه ندارد توان عطش

ديگر نمانده اشك ازو بيشتر مگو
خورشيد را به نيزه ببين و دگر مگو

بند سوم

نقش اشك

بر چهره زمين و زمان تا دويد اشك
خون ديد چشم جان من اما نديد اشك
در سوگ او به چشم من آرامشي نيافت
بيرون شد و به خاك شد و آرميد اشك
از چشم من كه داغ نمي سوزدم نگاه
برتافت گنگ و سوخته و نااميد اشك
اي سوگوار از دو جهان حاجت تو چسيت
خوش باد حال تو كه به چشمت رسيد اشك
همراه با حماسه خون در مسير عشق
خون گشت و نقش تازه اي از خود كشيد اشك
بردم به سوگ تشنه لبان شهيد راه
هر جا كه ريخت آبي و هرجا چكيد اشك
بازار عشق بود مهياي عاشقان
هرتشنه اي به نقد دل خود خريد اشك
امشب به ياد دوست هوايي ست اشك من
اي كاش بال داشت مگر مي پريد اشك
غرق سعادتم كه ز داغ حسين شد
با هرچه روسياهي من رو سپيد اشك
زينب كنار پيكر خونين آفتاب
آنقدر گريه كرد كه در خون تپيد اشك
تنها نه چشم آدميان چشم هر چه هست
ريزد به سوگواري شاه شهيد اشك
روز نخست قرعه فال اينچنين فتاد
يعني به خيل سوخته جانان رسيد اشك
خورشيد روز واقعه وقتي غروب كرد
از شرق چشم عالم و آدم دميد اشك
تا رودخانه اي بشود در مسير عشق
از تنگناي تيره زندان رهيد اشك

از كربلا بگو كه در آنجا چه ماجراست
آري بگو كه دفتر من وقف كربلاست

بند چهارم  حسین (ع)
حرير درد

از عمق دوردست زمان از ضمير درد
آمد به رنگ خون و شهادت بشير درد
تا گفت از حسين و لب تشنه حسين
پيچيد لحظه هاي مرا در حرير درد
راهي شديم همسفر عشق و انتظار
با كاروان سوختگان در مسير درد
تنها نه آب روح شكيباي تشنگي
همدوش ماست در لحظات خطير درد
وقتي كه ريخت خون مطهر به روي دشت
از عمق خاك تشنه بر آمد نفير درد
بيدرد هان مباش زماني كه ديدني است
ذات غريب عشق به چشم بصير درد
در روزگار شاد سلامت نيافتم
ذوقي كه يافتم به شب دلپذير درد
يك ره به كاروان اسيران نگاه كن
تا سال هاي سال بماني اسير درد
خاموش مانده ام به تماشاي اشك خويش
كز او شنيده ام سخن ناگزير درد
ديگر به بوي هيچ گلي دل نمي دهم
كز لاله هاي سوخته آمد عبير درد
اينك زمين و زندگي كوفيانه اش
اينك من و رسالت سرخ سفير درد

بگذار تا بخوانمت آواي درد را
دردي كه راه بسته تكاپوي مرد را

بند پنجم

فلسفه شهيد

اي روح تشنه اين تو واين ساغر شهيد
پرواز كن به گستره باور شهيد
با هرچه ظلم و هر چه خزان در دل كوير
گل مي دهد درخت بهار آور شهيد
هر صفحه اش پر از تپش روح تازه اي ست
ترجيع رويش آمده در دفتر شهيد
برخيز اي جهان فسرده محرم است
بوي بهار مي رسد از پيكر شهيد
بعد از قيام كرب و بلا زير پر گرفت
تاريخ را شكوه جهان گستر شهيد
ثبت است نام نامي مردان كربلا
بر تارك حماسه دين پرور شهيد
تيغ تمام منطقيان كند مي شود
در كارزار فلسفه برتر شهيد
بر سرزمين روشن ايثار همچنان
مي تابد آفتاب رخ اكبر شهيد
تا حشر در مسير زمان جوش مي زند
خون از گلوي پاك علي اصغر شهيد
تو خاك ديده اي و نديدي در آن غروب
شد پرنيان بال ملك بستر شهيد
تو نيزه ديده اي و نديدي فرشتگان
پرواز مي كنند به گرد سر شهيد

در ماتم حسين چه داري محرم است
اندوه جوش مي زند آري محرم است

بند ششم

اضطراب آب

آمد به گوش ناله جانسوز اب آب
بادا هماره پيكر تو در عذاب آب
دردا فرات ناله ايشان نمي شنيد
گويي كه رفته بود به دنياي خواب آب
در اضطراب تشنه لبان تا بروز حشر
هرگز رها نمي شود از اضطراب آب
در ديدگان روشن طفلان اهل بيت
افكنده رخت حادثه را جاي خواب آب
در سوگ تشنه كامي هفتاد و دو شهيد
در هفت بحر دهر خورد پيچ و تاب آب
شرمش ز تشنگان شهيد است گر به دشت
اينگونه راه مي سپرد پرشتاب آب
در حيرت از شجاعت عباس تشنه كام
باشد هماره دستخوش التهاب آب
بر آب ديد چهره خورشيد وار او
وانگاه شد ز شدت شرم آفتاب آب
باري بگو دگر چه نشان مي دهد به چشم
از ماهتاب نقش بجز ماهتاب آب
آمد تمام تشنگي اش را زمين گذاشت
وز تاب آفتاب نگاهش شد آب آب
هر چند تشنه بود ننوشيد آب و گشت
غرق ز خود گذشتگي آن جناب آب
خواندم كتاب كرب و بلا را كه ريخته است
از چشم بر ورق ورق اين كتاب آب
بر هفت باب چشم گذر كردم و دريغ
ديدم گرفته است به هر هفت باب آب
باري هنوز چشم در آغاز گريه است
چشمي كه ريخت در غم او بي حساب آب
خون گريه كن كه عالم و آدم در اين عزا
بارند خون ز ديده چنان از سحاب آب
چشمم پر آب از غم لب تشنگان تف
وز غم چكيده است از اين شعر ناب آب

در آن غروب سوخته ديگر چه ها گذشت
آيا چه بر عزيز رسول خدا گذشت

بند هفتم حسین (ع)

انقلاب سرخ

اي دشت شد غروب و تو رفتي به خواب سرخ
خون زد بر آسمان نفس يك شهاب سرخ
شد در مسير كاوش معناي زندگي
خون حسين (ع) پرسش ما را جواب سرخ
ماييم و روزهاي پريشان عاشقي
غمگين و دلگرفته ببار اي سحاب سرخ
لرزيد چار ركن زمانه محرم است
در حيرتم كه چيست در اين اضطراب سرخ
تلخ است اگر چه قصه غم مختصر چرا
با ما بخوان مفصلي از آن كتاب سرخ
تا گفت «يا سيوف خذيني...» به ناگهان
لرزيد شانه هاي جهان زين خطاب سرخ
اي آفتاب چهره نهان كن كه اوفتاد
از روي زين به روي زمين آفتاب سرخ
در خاك و خون تپيد و زمين را تپش گرفت
آيا چه بود در دل آن التهاب سرخ
مرگي چنين شگفت پذيراي شرح نيست
معناي ديگري است در اين انتخاب سرخ
سيراب مي كند جگر خاك تشنه را
ياد هميشه جاري آن انقلاب سرخ

تنهاتر از عدالت و زيباتر از بهار
در خون تپيد نادره سردار روزگار

بند هشتم

داستان خون

برخاك ظلم لشگر شيطان دواند خون
چشمان خلق را همه در خون نشاند خون
چشمم به سوگ خون خدا تلخ و جانگزا
آنقدر خون فشاند كه ديگر نماند خون
آنگونه مرگ ذات حيات است كاينچنين
بر رگ رگ فسرده هستي رساند خون
اف بر تو اي فرات كه گردون بجاي آب
آن روز بر گلوي شهيدان چكاند خون
با آن خطاب خون خدا از تراز خاك
خود را به اوج عرش معلا كشاند خون
ما را به درك تازه اي از آفتاب و عشق
ما را به درك تازه اي از خود رساند خون
جوشان عشق بود كه از تن به خاك ريخت
وز خاك لاله هاي حقيقت دماند خون
خون خداست موج زن دشت كربلا
در سوگ او به چشم زمانه چه ماند ؟ خون
آنسان به جاي خويش شبي تيره با قلم
خواندم حديث را قلم از ديده راند خون
در آن غروب سوخته چشمان آفتاب
بر پهندشت سرخ افق خون فشاند ، خون

گم كرده خويش را دل من تا رسيده است
چون رودخانه اي كه به دريا رسيده است

بند نهم

التهاب عشق

قتي كه رفت بر سر ني آفتاب عشق
خونين گريست هستي خود را سحاب عشق
در هفت باب خون خدا بود موج زن
لبريز كربلاست دگر هفت باب عشق
خون جاي آب، چرخ، مرا در پياله ريخت
ديگر چه جاي شكوه كه خون است آب عشق
آنك امام عشق برآمد ببين چه سرخ
مي تازد آسمان و زمين در ركاب عشق
جز ثبت لحظه هاي تب آلود كربلا
سرگرم ثبت چيست زمان در كتاب عشق
از روزهاي خون و شهادت چه مانده است
روحي اسير ماتم و چشمي خراب عشق
اي سوگوار هر چه بخواهي از او بخواه
دستي كريم دارد عاليجناب عشق
سود است با دل تو كه سودا نمي كند
با عمر دهر يك نفس از اضطراب عشق
رفتي به جستجوي حقيقت نفس زنان
باز آمدي و همنفست التهاب عشق
بستي دهان پنجره هاي گرسنه را
پاسخ نداشت حادثه بي جواب عشق

اينك كه آمدي سخنت در رثاي اوست
او آنكه عشق مرثيه خوان عزاي اوست

بند دهم حسین (ع)
امانت آه

عالم به سوگواري اش از دل كشيد آه
باري گران نهاد به دوشش خميد آه
اين نامه را كه هست در او ياد كربلا
تا زودتر به عرش رساند پريد آه
گاهي به پا و گاه به سر در قفاي شوق
در فكر آنكه باز نماند دويد آه
مي گفت از شهادت مردان كربلا
از فرش تا به عرش به هر جا رسيد آه
دانست در عزاي شهيدان كربلاست
هر گاه باد صبحدم از من شنيد آه
آن سرو سرفراز فتاد از تپش دريغ
وآن نخل سبز فاطمه در خون تپيد آه
كروبيان عالم اعلي ز دل كشند
در حسرت مقام بلند شهيد آه
در ماتم حسين به جايي نمي رسيد
اي بي نشانه ناله و اي نا اميد آه
بر قتلگاه مي گذرد آهم آتشين
آيا ز درد و داغ در انجا چه ديد آه
تنها نه خاك تشنه صحرا كه بارها
افلاك در مصيبتش از دل كشيد آه

در آسمان واقعه پرواز مي كنم
اعجاز كربلاست كه اعجاز مي كنم

بند يازدهم

لاله زار زخم

خم گشت سرو قامت او زير بار زخم
گل كرد غنچه زار تنش در بهار زخم
بنگر كه در ميانه ميدان شكفته است
بر پيكر مطهر او لاله زار زخم
در خون نشسته ديد چو از زخم پيكرش
زآن دم نشسته است جهان بي قرار زخم
آن روز هم به هيات هر روز پرشتاب
مي گشت روزگار ولي بر مدار زخم
زآنروز عرش و فرش يكايك نشسته اند
در حسرت شهادت و در انتظار زخم
وقتي سرش به نيزه برآمد ز فرط درد
تاريخ بركشيد جهان را به دار زخم
خورشيد تيره گشت كه مي ديد روشنند
خورشيدهاي تافته در انفجار زخم
موجي ستاره پيكر خورشيد را گرفت
كاري شگفت بود شگفتا ز كار زخم
روح كدام عاشق و روح كدام مرد
جاري است در تسلسل ديوانه وار زخم
زخمش مطهر است به آن حد كه جبرييل
آمد فرود تا بنشيند كنار زخم
اي ماندگان عافيت افسوس بادتان
هيچ است سكه دلتان بي عيار زخم
بر پيكر مطهر او زخم ها نشست
اين است گر كه هست مرا اعتبار زخم

در سوگ آسماني او مي رسد به گوش
از بند بند جان جهان ناله و خروش

بند دوازدهم

بوسه گاه تيغ

ابليس بر سلاله حيدر كشيد تيغ
بر اهل بيت پاك پيمبر كشيد تيغ
هر كس كه بود دشمن پيغمبر و علي
آن روز بر عزيز پيمبر كشيد تيغ
ظلم آمد و به عدل مجسم ستم گرفت
بر منجيان عرصه محشر كشيد تيغ
تنها نه خاك را كه در آن لحظه عظيم
افلاك را به خاك و به خون در كشيد تيغ
در ماتم حسين چو ابر بهاري ام
زيرا خزان به گلشن اكبر كشيد تيغ
قاسم امانتي است براي حسين و خصم
بر روي يادگار برادر كشيد تيغ
خفاش سيرتي ز كمينگاه تيرگي
بر حنجر سپيد كبوتر كشيد تيغ
دستي نهان به حيله كه از آستين كفر
بر باغ ناشكفته اصغر كشيد تيغ
برشمر، لعن خلق جهان جاودانه گشت
وقتي به بوسه گاه پيمبر كشيد تيغ
بر دشت سرخ نقش شكوفاي عشق را
از مرز درك و وهم فراتر كشيد تيغ
با جوهري عجين شده با خون عاشقان
هفتاد و دو كبوتر پرپر كشيد تيغ

ميخانه زمانه به جز خون به خم نداشت
اي كاش ماه واقعه روز دهم نداشت

بند سيزدهم

معبر آسمان

پاشيد خون حنجر او تا بر آسمان
شد محو در نگاه علي اصغر آسمان
در گير و دار واقعه حس مي كند هنوز
خود را ، مگر چه ديده از آن حنجر آسمان
در خاك و خون تپيد اگر چند پيكرش
شد غرق در شكوه علي اكبر آسمان
خود را به صخره هاي جنون مي زند هنوز
در سوگ اين دو تازه گل پرپر آسمان
در اضطراب واقعه همشانه زمين
درمانده است و خسته و ناباور آسمان
آن ابرهاي تشنه گناهي نداشتند
جز جوش خون چه داشته در ساغر آسمان
غير از دريغ خوردن و از غم شكافتن
ديگر چه فكر داشت مگر در سر آسمان
آنك به خون تپيد امامي كه بوده است
او را به بارگاه خدا معبر آسمان
زينب ميان دشت روان است و ديده است
مانند او به صبر و توان كمتر آسمان
در ماتم حسين چه توفان كه مي كنند
چشمان اشك بار ملايك در آسمان

تاريخ شرح واقعه را جار مي زند
در پيچ كوچه هاي جنون زار مي زند

بند چهاردهمحسین (ع)

ناگهان سياه

شد در حريق ظلم زمين و زمان سياه
پوشيد در عزاي حسين آسمان سياه
هر سو شهيد خفته به خون است و مانده ام
با چشمي از مشاهده اين و آن سياه
داغش چنان عظيم كه صبح زمانه شام
سوگش چنان غريب كه روز جهان سياه
با چشم دل نگاه كن اجزاي روزگار
پوشيده اند در غم او همچنان سياه
ماييم و سير واقعه اي تا هميشه سبز
ماييم و روزهاي غمي بي گمان سياه
زينب ميان معركه مي گشت در پي اش
در پهنه اي كه بود كران تا كران سياه
ناگاه ديدگان وي افتاد بر حسين
شد آسمان مقابل آن ديدگان سياه
آن لحظه بزرگ در آيينه زمان
تصوير روشني است كه شد ناگهان سياه
گفت اي زمين مگرد كه محور شكسته شد
وي آسمان بسوز و ببار و بمان سياه
اي كوفيان كه آتش دوزخ خريده ايد
اين بود رسم دعوتتان رويتان سياه
اين آب مهر مادر ما بود اي فرات
رويت در اين مقابله تا جاودان سياه

يا ايها الرسول ببين اين حسين تست
اين آفتاب خسته خونين حسين تست

بند پانزدهم

كوچه هاي ني

در سوز تشنه كامي او سوخت ناي ني
بشنو كه نيست غير شكايت نواي ني
آواي آسماني آن سبزتر ز سرخ
جاري است در ترنم دردآشناي ني
جز ني كه مي دهد ز شهيدان نشانه اي
ياد شهيد مي شكفد در صداي ني
ارواح آسماني شان چرخ مي زند
در باغ هاي مبهم و بي انتهاي ني
من مي روم ولي به كجا مي كشد مرا
اين حس ناشناخته در كوچه هاي ني
تا از سر بريده او نوحه سر كند
سر مي نهيم بر در ماتم سراي ني
رأس حسين(ع) بر سر ني رو به سوي شام
مي خواند رازهاي نهاني براي ني
قرآن چو خواند بر سر ني ماند جاودان
در دشت خاطرات زمان ردپاي ني
مي رفت كاروان اسيران اهل بيت
با سينه اي گداخته از ماجراي ني
اينك زبان خواهر و خون برادر است
راهي به شهر جور و جنون پابپاي ني

خورشيد سرخ از افق ني طلوع كرد
معراج بيكرانه خود را شروع كرد

بند شانزدهم

كربلاي شام

با كوهي از دريغ و ملامت براي شام
زينب رسيده است به دروازه هاي شام
اي غرق ماجراي تپش خيز كربلا
بگذار تا بگويمت از ماجراي شام
داغي عظيم در دل و قصدي عظيم تر
زينب چنين رسيد به ظلمت سراي شام
آنان كه محو زيستني كربلايي اند
عادت نمي كنند به آب و هواي شام
در اولين مقابله تشخيص مي دهد
بوي هزار توطيه را در فضاي شام
زينب سفير نهضت خونبار كربلا
كوهي است در برابر فرمانرواي شام
مي گويد از حقيقت و مي گويد از حسين
وز خاينان كوفه و ظلم و جفاي شام
بگذار فاش گويمت آن خطبه بليغ
تكرار كربلاست ولي كربلاي شام
روحي چنين عظيم و كلامي چنين بلند
آزاد و پاك مي رهد از تنگناي شام
امروز از پس گذر قرن ها هنوز
پيداست نقش واقعه در جاي جاي شام

مي گويم و حديث به پايان نمي رسد
انسان به درك واقعه آسان نمي رسد

بند هفدهم حسین (ع)
كربلاي غم

هر جا كه راه مي برم آنجاست جاي غم
جاري است در مسير زمان كربلاي غم
از بطن چار عنصر عالم ز شش جهت
بر شد به هفت گنبد گيتي نواي غم
در خون نشست چشم شفق ، آسمان گريست
وز حد گذشت وسعت جغرافياي غم
جبريل بر زمين مطهر قدم نهاد
افراشت در ميان بيايان لواي غم
در خون خويش تشنه لبان شاد خفته اند
ما مانده ايم و غربت بي انتهاي غم
اينك غروب اي دل عاشق قدم بزن
با من تمام واقعه را پابپاي غم
دل را ز غم تفاوتي اينك نمي نهم
چون غم سزاي دل شد و دل شد سزاي غم
با غم يگانه باش كه عرش خداي نيز
اينك بر آن سر است كه افتد بپاي غم
در سوگ او سرودم و ديدم كه باز هم
در انتهاي خويشم و در ابتداي غم
در تنگراه خاطر من راه برده است
شوقي كه ريشه ساخته در ژرفناي غم
اين است ترس من كه به ناگاه بشكند
اينسان كه تكيه داده زمين بر عصاي غم
خاكيم ليك در غم افلاكي حسين(ع)
پركرد صحن سينه ما را صفاي غم
غم گر غم حسين و شهيدان كربلاست
شادي نخواهم از همه عالم بجاي غم
اينك تو اي محدث صحراي كربلا
با ما بگوي شمه اي از ماجراي غم

اين تشنگان پاك به خون خفته كيستند؟
كز سوگشان تمام ملايك گريستند
محرم ۱۳۷۴

تركيب بند از محود سنجری(سینا)  ( فکر کونم اون موقع سنش از سن الان من کمتر بوده)


میان پرده

بازی شب یلدا

شماره یازدهم

شماره دهم

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 17:3 |
این روزها روزای سختی برای دیکتاتور هاست! روزایی که داره یکی پس از دیگری ابهتشون رو از دست میدن. روزایی که دارن با مرگ دست و پنجه نرم می کنند میاوسویچ ٬ پینوشه و حال صدام. ولی مرگ این آخری برای ایران و ایرانی لطف و صفای دیگری داشت. نمی دونم دیدید مردم تو خیابونا شیرینی و گل پخش می کردن یا نه؟ صدام

تا پدرم گفت که فلانی صدام اعدام کردن نا خود آگاه یاد یکی از دوستانم افتادم که پدرش شیمشایی شده بود و چند سال پیش شهید شد. یادش افتادم که میگفت تاولای رو کمر پدرش رو میترکوندن تا چرکارو از توش بیرون بکشن و . . . اشک تو چشام جم شد. یاد شلمچه افتادم! یاد گلایی که پرپر شدن. یاد زنان و مردانی که جونشون رو سپر ایران عزیز کردن. یاد پدر و مادرانی که از دسته گلاشون فقط یه پلاک به جا مونده. یاد اون اون بچه هایی که تو هلبچه خفه شدن. یاد فرزندانی که فرصت نکردن دست گرم پدر و مادر و رو سرشون تجربه کنند یاد. . . آره دوستان سردار قادسیه هم رفت!

ولی این اعدام یه درسم داشت. صدام به دست ارباباش اعدام شد. صدام وقتی تاریخ مصرفش گذشت مثل آشغال دور انداخته شد! بد ترین بلا ها رو به سرش آوردن و با خفت ٬ در حالی که حد اقل آرزو داشت تیر بارون بشه در یکی از شکنجه گاه های خودش با طناب دار اعدامش کردن! این شاید درسی باشه برای تمام وطن فروشان و مزدوران عالم. ( فرقی هم نمیکنه به شرق وابسته باشی یا غرب)

نمی دونم شنید یانه؟ ٬ وقتی می بردنش اعدامش کنند می گفت مرگ بر ایران ٬ مرگ بر فارس و . . .

آره دوستان یکی از بزرگترین دشمنان کشورمون به دست دشمن دیگری از پای درآمد.

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. . .

قاتل برادران و خواهرانمون از این دنیا رفت! برای اولین بار از مرگ یک جاندار خوشحال شدم. با افتخار هم میگم که از مرگ این سفاک آن چنان خوشحالم که در پوست خود نمی گنجم.

و اما جالب تر از همه برام موضع گیری هایی بود که در این رابطه مشاهده شد. در بین همه ی کشور ها این مرتیکه قذافی از همه با حال تر بود. سه روز عزای عمومی! آخر سوژه خنس این مرتیکه. البته این عمل منحصر به فردنبود. حماس عزیز هم خوب جواب دلار های جمهوری اسلامی رو پس داد. ( نتیجه ی سیاست خارجی منفعلانه و امتیاز دادن یک طرفه )

ولی در این وبلاگستان هم یه سری از بچه ها واکنش های با مزه ای نشون دادن. با اینکه هیچ وقت نمی خواهم به عقاید کسی توهین کنم ولی نمی دونم چرا ( راستش رو میگما! ) وقتی وبلاگ بعضی از بچه ها رو می خوندم خندم میگرفت! یه خنده ی تلخ!

گروهی از دوستان طبق روال همیشگی فرصت رو فنیمت شمردن و شروع کردن به شعار دادن که این امپریالیسم چنین و چنان! و در ادامه شروع کردن به ژستای روشنفکری گرفتن که ما با اعدام مخالفیم و . . .

تنها سخنی که برای این دوستان دارم این هست که این سری که رفتین بهشت زهرا به قطعه ی شهدا هم سری بزنند. یه دوری اونجا بزنید بعد برید نمایشگاهی که همونجاست رو ببینید. بجز عکسایی که اونجا می تونید ببینید به سالن سینما هم سری بزنید. فیلمی که اونجا نمایش می دن رو یه بار تماشا کنید. فقط یه بار! من خودم دل این رو ندارم که یه بار دیگه اون فیلم رو ببینم ( بماند که بعد از دیدن این فیلم چقدر گریستم! ) امروز که این سخنان رو از شما شنیدم باز یاد همون صحنه ها افتادم و اشک تو چشمام جمع شد. عزیزان این ژست روشنفکری اونچنان چشاتون رو بسته شهیدامون رو فراموش کردید!

صدام در جلسه ی آخر محاکمش گفت افتخار میکنم که ایرانی ها رو شیمیایی کردم.

این مرد تا آخرین لحظه های زندگی نکبتش کینه ی مردم ما رو از دلش بیرون نکرد! شما اعدامش رو محکوم میکنید؟

ما ایرانی ها یکی از خصوصیات بدمون همین افراط و تفریط در همه ی امورمونه! این کفتار هزاران نفر از هموطنانمون رو کشته و زخمی کرده. . .

گاهی وقتا احساس می کنم شما دوستان سخنانی رو به زبان میارید که شاید حتی خودتون هم به اونا ایمان نداشته باشید!

بازم یاد مرگ این کثافت کفتار میفتم و یه شادی نا خود آگاه تمام وجودم رو لبریز میکنه.

به امید ایرانی آباد وآزاد.

زنده باد ایران و ایرانی.

موفق باشید.

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 12:18 |
آفتاب:                                                        واکنش احمدی‌نژاد به بحران گوجه‌فرنگی

آفتاب: «محمود احمدی‌نژاد» رییس‌جمهوری روز یکشنبه و در صحن علنی مجلس، در واکنش به فریادهای نمایندگان که قیمت گوجه فرنگی را 3000 تومان اعلام می‌کردند،گفت:«بیایید از میدان تره‌بار نزدیک منزل ما بخرید که گوجه کیلویی 1200 تومان است». به گزارش خبرنگار پارلمانی آفتاب، احمدی‌نژاد در بخشی از سخنانش هنگام تقدیم لایحه بودجه سال 86 به مجلس وقتی درباره تورم صحبت کرد، گفت: الان گوجه فرنگی 1200 تومان است.

 
 

در این حین، تعدادی از نمایندگان با صدای بلند فریاد زدند «گوجه کیلویی سه هزار تومان است»، احمدی‌نژاد در پاسخ با لحن طنز گفت: بیایید از میدان تره‌بار نزدیک منزل ما بخرید. 

وی اظهار داشت: کنترل تورم از افتخارات مجلس هفتم و دولت است. 

احمدی‌نژاد در بخشی دیگری از سخنانش با اشاره به کسب مقام ششم در بازی‌های کشوری‌های آسیایی دوحه قطر گفت: کسب این رتبه نسبت به مقام یازدهم در دوره قبل به رتبه ششم از دیگر افتخارات دولت نهم است.

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه دوم بهمن 1385 و ساعت 10:52 |
آفتاب:                                                         اعتراض مشاركت به تجميع انتخابات

آفتاب: جبهه مشارکت روز يكشنبه با صدور بيانبه‌اي به مصوبه مجلس هفتم در مورد تجميع انتخابات اعتراض كرد.در اين بيانيه كه نسخه‌ای از آن به آفتاب ارسال شد، تاکید شده است «هفته گذشته مجلس هفتم به کلیات طرحی ذیل عنوان تجمیع انتخابات مجلس و ریاست جمهوری رأی داد که محتوای آن مخالفت آشکار با چندین اصل از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارد». 

بيانيه می‌افزايد: بررسی عملکرد مجلس هفتم، که در شرایط ویژه و انتخاباتی غیر رقابتی و با حذف گسترده و کم‌سابقه اصلاح‌طلبان در سراسر کشور شکل گرفت، و نيز ارزيابی رفتار اکثریت حاکم بر آن كه پیش از انتخابات با شعار «آبادگران» به مجلس راه یافته بودند، به ویژه در جهت انطباق با شعار ادعایی در حوصله این بيانيه نیست، اما با گذشت نزدیک به سه سال از عمر این مجلس اکنون برای همه شهروندان ایرانی روشن است که عملکرد جناح حاکم نه تنها هیچ‌گونه بهبودی در اوضاع اقتصادی و معیشتی آنان به وجود نیاورده است بلکه بر تنگی فضای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه افزوده که مصوبه اخیر مجلس را می‌توان در زمره آخرین اقدامات در این زمينه برشمرد. 

در ادامه بيانيه جبهه مشاركت آمده‌است: هر چند طرح «تجمیع انتخابات» با توجیه صرفه‌جویی در هزینه‌ها مورد تصویب اکثریت مجلس هفتم قرار می‌گیرد اما به خوبی روشن است که محتوا و مضمونی کاملاً سیاسی دارد و در مخالفت آشکار با مشارکت فعال شهروندان در اداره امور کشور است. 

اين حزب با اشاره به اينكه نمایندگان حاضر در مجلس با گذراندن این مصوبه از چرخه تصمیم‌گیری نظام در پی طولانی کردن عمر مجلس هفتم و انطباق با زمان ریاست جمهوری و انجام این دو انتخابات در یک برهه زمانی برآمده‌اند؛ با اين توجیه كه هماهنگی میان ریاست جمهوری و اکثریت مجلس و همزمانی در انجام مسؤولیت به افزایش کارآمدی دولت و مجلس مي‌انجامد»، افزوده: «تجربه‌های موجود در دنیا الزاماً به اثبات این گزاره‌ها حكم نمي‌كند و به دليل فقدان نظام حزبی و عدم نقش دادن واقعی به احزاب در انتخابات‌های مجلس و ریاست جمهوری در ایران، حتی در صورت تجمیع اين دو انتخابات راه بر تفاوت نگرش و رأی بین دولت و مجلس باز خواهد ماند».

در ادامه بيانيه با اشاره به مفايرت مصوبه مجلس با چند اصل قانون اساسي آمده است: حافظه تاریخی ملت ما به خوبی بیاد می‌آورد که در طی دوران جنگ تحمیلی هشت ساله و اشغال بخش‌هایی از کشور ما توسط قوای اشغالگر بعثی با هوشمندی و رهبری امام (ره) هرگز از این اصل استفاده نشد و ايشان تصریح و تأکید داشتند که حتی در زیر بمباران شهرها و شرایط جنگی انتخابات مجلس در مؤعد مقرر و قانونی برگزار و کشور با پشتوانه‌ رأی مردم اداره شود و با اینکه هزینه‌های سرسام‌آور جنگ دولتمردان و مسؤولان اداره کشور را به صرفه‌جویی در هزینه‌ها اجبار می‌کرد هرگز به تجمیع انتخابات برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها فکر و اندیشه نشد و فواید سیاسی و اجتماعی برگزاری انتخابات ادواری هر ساله آنقدر زیاد بود که انجام هر گونه هزینه‌ای را در این باره توجیه می‌کرد و به نظر ما در شرایط فعلی نیز همین قاعده برقرار است. 

جبهه مشاركت با اعلام اينكه «اين مصوبه خلاف شرع نيز هست»، توضيح داده: چرا كه رأی دهندگان به نمايندگان فعلی براي چهار سال وكالت و نمايندگي داده‌اند و تمديد اين عهد و قرار نيازمند رأی مجدد آنان در موعد مقرر است. 

در ادامه بيانيه تجميع انتخابات از نظر شکلی نيز نقد شده و آمده است: از نظر شکلی نیز تجمیع انتخابات مجلس و ریاست جمهوری نمی‌تواند پایدار باشد برای اینکه این احتمال همواره وجود دارد که فرد منتخب برای ریاست جمهوری نتواند مدت چهار سال مسؤولیت خود را به هر دلیل به پایان رساند (به دلیل استعفا یا فوت يا برکناری به واسطه عدم کفایت و...). 

جبهه مشاركت تاكيد دارد: از این منظر می‌توان گفت که انتخابات ریاست جمهوری قابل جمع با هیچ یک از انتخابات دیگر نیست و حتی به نام مصلحت نیز نمی‌توان به تصویب این مصوبه دل بست و آن را مشکل‌گشای دلایل اعلامی طرفداران این تجمیع دانست، هر چند به نظر ما به نام مصلحت نمی‌توان چند اصل از قانون اساسی را يكجا بلاموضوع کرد و نظام انتخابات ادواری تدوین شده در قانون اساسی را در هم ریخت. 

جبهه مشارکت در ادامه بيانيه خود هشدار داده: «جریانی که به طور مشخص در انتخابات مجلس هفتم با تضعیف بنيان‌های مردمسالاری و اساس جموریت نظام وارد عمل شد، امروز با تصویب قانون در پی کمرنگ و کم اثر کردن کامل انتخابات‌ها در اداره کشور است و ما اقدام مجلس هفتم را اقدامی برخلاف چند اصل مسلم از اصول قانون اساسی و مغاير با الزامات مردمسالاری و تضییع حقوق شهروندان ایرانی ارزیابی می‌نماییم و هر چند تصویب این طرح در مجمع تشخیص مصلحت نظام را بعید می‌دانیم اما اگر به نام مصلحت چنین طرحی در مجمع با توجه به مخالفت صریح با چند اصل قانون اساسی تصویب شود آن را باعث بی‌اعتباری قانون اساسی در اداره کشور و باز شدن راه برای عبور از این قانون می‌دانیم که قطعاً مصلحت و منافع درازمدت نظام را در پی ندارد». 

در پايان بيانيه آمده است: ما اطمینان داریم که مردم ایران با چشمانی باز عملکرد مجلس هفتم و اکثریت آن را زیر نظر دارند و امیدواریم در سال آینده هم اینان در انتخاباتی آزاد، عادلانه و رقابتی امکان ارزیابی و داوری عملکردشان را با رأی مردم فراهم آورند و نه اینکه عمر مجلس و داوری مردم را به تأخیر اندازند، ما همچون امام راحل میزان را رأی مردم دانسته و این حق را فقط در انطباق با قانون اساسی قابل اعمال مي‌دانيم و لاغیر

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه دوم بهمن 1385 و ساعت 10:50 |
آفتاب:                                                         بیانیه فرهنگ و توسعه درباره تخلفات ارشاد

آفتاب: در پی مصاحبه مطبوعاتی رئیس دیوان عدالت اداری و انتقادات شدید دستگاه قضایی از عملکرد وزیر ارشاد در جریان تصرف غیرقانونی مؤسسه فرهنگ و توسعه، هیات امنا و هیات مدیره رسمی موسسه فرهنگ و توسعه نیز در بیانیه‌ای تصریح کرد «هیات مدیره رسمی و قانونی مؤسسه فرهنگ و توسعه رسماً خواهان رسیدگی به عملکرد وزارت ارشاد در موسسه، طی یکسال گذشته است چرا که صرفنظر از تصرف غیرقانونی اموال و اسناد مؤسسه، اطلاعات دقیق و غیرقابل کتمانی وجود دارد که عملکرد وزارت ارشاد در این مؤسسه را با شبهات جدی روبرو کرده است».

این بیانیه پس از آن صادر شد که دستگاه قضایی طی حکمی به نفع هیات مدیره این مؤسسه رای داد و عدم وابستگی آن را به وزارت ارشاد «محرز» دانست، با این حال و به رغم حکم دستگاه قضایی و گزارش‌های سازمان‌های دخیل دیگر که همگی مؤید نادرستی اتهامات دولت و رسانه‌های افراطی حامی دولت به این مؤسسه است، وزارت ارشاد از اجرای این حکم سرباز زد. به گزارش خبرنگار آفتاب؛ متن کامل بیانیه مطبوعاتی هیات مدیره مؤسسه فرهنگ و توسعه که نسخه‌ای از آن برای پایگاه خبری آفتاب ارسال شده به شرح زیر است:

پاسخ موسسه فرهنگ و توسعه به اتهامات وزارت ارشاد
بیش از یک سال است که مقامات وزارت ارشاد دولت نهم و شخص رئیس جمهور در مصاحبه‌های مطبوعاتی و سخنرانی های عمومی خود، اتهامات سنگینی را به موسسه غیر دولتی «فرهنگ و توسعه ایران» وارد می کنند. در این مدت متاسفانه سایت‌های اینترنتی حامی دولت و برخی روزنامه های دولتی از انتشار هیچ تهمتی فروگذار نکرده اند. کار به جایی رسیده است که حتی مقامات دستگاه قضایی نیز به دلیل دفاع از حقایق و رد اتهامات غیر مستند و سیاسی مزبور به «فساد» و « رانت خواری » متهم می شوند! 

سئوال بزرگ این است: چرا مسئولین وزارت ارشاد راساً بدون مراجعه به مراجع قضایی و دریافت احکام مبادرت به تصرف اموال موسسه نموده اند؟ چرا پس از یک سال اتهام پراکنی حتی یک صفحه سند در تایید مدعیات وزارت ارشاد به دست نیامده است؟ چرا با آن که بررسی های سازمان بازرسی کل کشور، حکم دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، مصاحبه های برخی اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس و گزارش های نهادهای مسئول بی طرف همگی موید نادرستی مدعیات وزارت ارشاد است؛ این وزارتخانه همچنان سیاست پیشین را دنبال می کند؟ چرا وزارت ارشاد و شخص وزیر محترم در مقابل حکم دستگاه قضایی مقاومت کرده و از آن تمکین نمی کنند؟ چرا با تمام ادعاهای موجود فهرست بودجه هایی که موسسه از دولت دریافت کرده است اعلام نمی شود؟ وزارت ارشاد اعلام کرده است که «موسسه فرهنگ و توسعه» 700 میلیارد تومان دارایی دارد؛ چرا اکنون که موسسه توسط وزارت ارشاد غصب شده فهرست این دارایی ها منتشر نمی شود؟! با وجود اتهامات سنگینی که به اعضای هیات مدیره موسسه وارد گردیده چرا هیچ گاه موارد سودجویی و بهره برداریهای شخصی هیات امناء و هیات مدیره و مدیر عامل موسسه به همراه مستندات آن اعلام نشده است؟ و نهایتاً آن که پشت پرده این ماجرا چیست؟ 

هیات امناء و اعضای هیات مدیره «موسسه فرهنگ و توسعه ایران» پس از یکسال سکوت در مقابل فضاسازی های مدیران وزارت ارشاد و پیرو کنفرانس خبری معاون حقوقی این وزارتخانه تصمیم گرفته است بخشی از حقایق این پرونده را بازگو کند. تاکید می شود که این پاسخ بر مبنای اسناد رسمی حقوقی و قضایی تهیه شده و در صورت اصرار وزارت ارشاد بر مشی گذشته خود، به زودی ناگفته ها و اسناد تکان دهنده دیگری طی یک کنفرانس خبری در معرض قضاوت رسانه های بی طرف و افکار عمومی گذاشته خواهد شد.

الف- پیشینه ماجرا
1- در ساعت 15:30 روز 19/9/84 بیش از 15 نفر از مامورین وزارت ارشاد بدون حکم قضایی و به صورت غیر قانونی به موسسه فرهنگ و توسعه ایران هجوم آورده و ضمن اخراج کلیه کارکنان موسسه کلیه اموال، دارایی ها، اسناد و مدارک موسسه را به زور ضبط و تصرف می کنند.
2- همزمان با این حمله وزیر ارشاد طی دستوری غیر قانونی، دفتر حقوقی وزارتخانه را موظف می کند اساسنامه جدیدی را تنظیم و افرادی دیگری را به عنوان اعضای جدید هیات مدیره موسسه معرفی کند. این در حالی است که موسسه فرهنگ و توسعه به هیچ وجه زیر مجموعه وزارت ارشاد نبوده و نامه وزیر صراحتاً خلاف ماده 270 قانون تجارت است. متاسفانه مرجع ثبت شرکتها علیرغم این که ابطال هر گونه تغییرات در مفاد اساسنامه و صورتجلسات اشخاص حقوقی که به ثبت رسیده است فقط با حکم دادگاه قابل اجراست؛ در خواست غیر قانونی وزارت ارشاد را که در تاریخ 14/9/84 وارد این اداره شده بلافاصله ثبت و ظرف سه روز در تاریخ 17/9/84 که تعطیل رسمی بوده است!! در روزنامه رسمی به چاپ می رساند. چنین عملیاتی آن هم در روز تعطیل بی شک معنادار و بی سابقه است. 

3- وزارت ارشاد بلافاصله پس از تصرف موسسه و برای سرپوش گذاشتن بر اقدامات غیر قانونی خود، درست یک روز بعد یعنی در تاریخ 20/9/84، موضوع را به برخی رسانه های خاص کشانده و اتهامات نادرست فراوانی را به هیات مدیره منتسب می کند. از همان زمان موج سازی رسانه های حامی وزیر ارشاد با محور «اختلاس های میلیاردی» آغاز می شود. البته برخی رسانه های اصولگرا یا مستقل نیز به دلیل اطلاعات نادرست وزارت ارشاد تحت تاثیر قرار می گیرند. مقامات وزارت ارشاد بعدها به دلیل نگرانی از برخورد قوه قضائیه ادعا می کنند که مسئولان سابق موسسه استعفا داده اند که این نیز یک دروغ بزرگ است. بلکه هیات مدیره موسسه طی اظهارنامه شماره 18573 مورخ 22/9/84 بعد از تصرف غیر قانونی موسسه مسئولیت هرگونه تضییع حقوق و سوء استفاده از اموال را متوجه وزیر دانسته است. 

4- هیات مدیره جهت اثبات اینکه اقدامات وزیر ارشاد خلاف قانون و مقررات حاکم می باشد مبادرت به طرح شکایت علیه وزارت ارشاد می نماید و دیوان عدالت ادرای با دریافت شکایت در تاریخ 25/10/84 و به منظور رسیدگی لازم و جلوگیری از ورود خسارت به موسسه دستور توقف عملیات توسط وزارت ارشاد را صادر کرد. لیکن وزارت ارشاد هرگز در مقابل حکم قضایی تمکین نکرد.
5- دستگاه قضایی در تاریخ 3/7/85 پس از هشت ماه بررسی حکم نهایی خود را درباره شکایت هیات مدیره قانونی مؤسسه از وزارت ارشاد صادر کرد و عدم تعلق مؤسسه فرهنگ و توسعه به وزارت ارشاد را «محرز» دانست. در این حکم همچنین بر اساس اساسنامه، درخواست هیات مدیره سابق مورد تایید قرار گرفت. این حکم نیز با مقاومت وزیر محترم ارشاد روبرو شد و در اقدامی تامل برانگیز، رسانه‌های حامی دولت این بار نه مؤسسه فرهنگ و توسعه که مسئولان قضایی را نیز متهم کردند! 

ب ـ اطلاعات نادرست به رئیس‌جمهور
1ـ در طول یک سال گذشته مقامات وزارت ارشاد و رسانه‌های حامی مکرراً ادعا کرده‌اند که موسسه فرهنگ و توسعه از بودجه دولتی برخوردار بوده است. متاسفانه اطلاعات نادرستی که در این زمینه به دکتر محمود احمدی‌نژاد داده شده موجب گردید ریاست محترم جمهوری در اجتماع مردم پاکدشت اعلام نمایند مؤسسه فرهنگ و توسعه بیست سال پیش (یعنی سال 1365) با بودجه دولتی 600 تا 700 میلیارد ریالی تاسیس شده است. ایشان همچنین در گردهمایی ائمه جماعات صراحتاً عنوان کردند که این مؤسسه در ابتدای تاسیس از دولت بودجه‌ای معادل 500 میلیارد ریال گرفته است. این اظهارات در حالی است که کل بودجه جاری وزارت ارشاد در سال 1365 حدود 6 میلیارد ریال و عملکرد آن حدود 5/4 میلیارد ریال بوده است! در سال 1365 همچنین بودجه جاری کل کشور حدود 2660 میلیارد ریال بوده است. به عبارت دیگر بر اساس اظهارات ایشان، موسسه در آن سال یکصد برابر بودجه ارشاد و یا 25% بودجه جاری کل کشور را از دولت دریافت کرده است! 

2ـ چگونه می توان 500 میلیارد ریال بدون تصویب مجلس شورای اسلامی و خارج از ضوابط قانونی بودجه گرفت بدون آنکه سوابق آن در سازمان مدیریت و برنامه ریزی، خزانه داری کل کشور، بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات وجود داشته و هیچ مرجعی از آن مطلع نشده باشد. دولت بیست سال پیش، در حالی‌که به شهرداری‌های کل کشور فقط 250 میلیون تومان کمک کرده است و بودجه جاری سازمان صدا و سیما تنها کمی بیش از 3/2 میلیارد تومان و بودجه عمرانی آن 700 میلیون تومان بوده است؛ چگونه 600 تا 700 میلیارد به موسسه فرهنگ و توسعه پرداخت کرده است. 

3ـ مؤکداً متذکر می‌گردد که اختصاص بودجه دولتی به این موسسه کذب محض است و مؤسسه فرهنگ و توسعه ایران هیچ‌گاه یک ریال بودجه دولتی دریافت نکرده است. البته وزارت ارشاد در یک مورد به یکی از پروژه‌های فرهنگی مؤسسه (پروژه اصفهان) کمک مالی کرده است که چند ماه بعد حدود چهل درصد بیشتر از مبلغ فوق را از مؤسسه پس می‌گیرد. مرکز فرهنگی بین المللی اصفهان از ابتدا خارج از چهار چوب وزارت ارشاد طراحی و عملیات ساختمانی آن در سال 1369 آغاز گردید. پس از اجرای حدود 40% پروژه، متاسفانه به دلیل عدم امکان تامین مالی کار متوقف شد. سپس وزارت ارشاد کمک به ادامه ساخت پروژه را آغاز کرد که پس از مدتی با توجه به توان مالی پایین وزارت ارشاد این کمک مجدداً متوقف می‌شود و بالاخره موسسه با تامین مالی پروژه را کامل می نماید. جمع کل بودجه کمک وزارت ارشاد برای این پروژه کمتر از ده میلیارد ریال بوده است که موسسه به منظور تسویه حساب با وزارت ارشاد طی سال‌های 83 و 84 مبلغ چهارده میلیارد ریال به این دستگاه پرداخت کرده است .

ج ـ ادعای نادرست وزارت ارشاد
1ـ «مؤسسه فرهنگ و توسعه ایران» در سال 1369 توسط پنج نفر از «اشخاص حقیقی» و با سرمایه شخصی به صورت مؤسسه «غیرانتفاعی»، «عام‌المنفعه» با شخصیت حقوقی مستقل نزد اداره ثبت شرکتها تحت شماره 4117 به ثبت رسیده است. موسسین با وزارت ارشاد هیچگونه رابطه استخدامی و اداری نداشته‌اند. 

2ـ معاون حقوقی وزارت ارشاد در کنفرانس مطبوعاتی خود که در واکنش به انتقاد رئیس دیوان عدالت اداری از عملکرد وزارت ارشاد برگزار شد، ادعا کردند که طبق «اساسنامه موسسه در سال 74» موسسه فرهنگ و توسعه متعلق به وزارت ارشاد اسلامی است و اعضای هیات امنا باید از سوی وزیر ارشاد اسلامی برای سه سال تعیین شوند. کلیه مطالب فوق کذب محض است و بررسی صحت این ادعا به راحتی از طریق مرور اساسنامه ممکن خواهد بود. احکام مذکور حتی یکبار توسط آقای مهاجرانی صادر شد که آن هم به دلیل مغایرت با اساسنامه، به تایید اداره ثبت شرکت‌ها نرسید. حضور آقای احمد مسجد جامعی وزیر سابق ارشاد نیز بر اساس مصوبه هیات امنا در تاریخ 1/7/81 و به عنوان یک «شخص حقیقی» امکان پذیر شده که صورتجلسه آن در تاریخ 22/10/81 به شماره 29905 به تایید اداره ثبت شرکت‌ها رسیده است. 

3- عدم وابستگی مؤسسه فرهنگ و توسعه به وزارت ارشاد توسط وزاری پیش از آقای صفارهرندی رسماً مورد تاکید قرار گرفته است. آقای مسجد جامعی یک بار در تاریخ 25/12/83 در هامش نامه موسسه به ایشان، مراتب عدم ارتباط سازمانی موسسه با وزارت ارشاد را تایید می‌کنند. در تاریخ 2/3/84 نیز وزیر وقت ارشاد در صورت جلسه‌ای تاکید کرده است «هیچ شائبه‌ای در خصوص این که مؤسسه فرهنگ و توسعه ایران وابسته یا تحت حمایت مجموعه یا نظارت وزارت ارشاد باشد نیست بلکه مؤسسه‌ای است غیر انتفاعی و عام‌المنفعه با شخصیت حقوقی مستقل». وی در آن صورت‌جلسه همچنین تصریح کرده است که وزارت ارشاد مبلغ قابل توجهی به موسسه بدهی دارد که باید پرداخت شود و هیات امنا هیچ حقی از دارائی‌های موسسه برای خود قائل نیست و آنرا جزء اموال عمومی می‌داند.

د ـ عملکرد وزارت ارشاد
1ـ مسئولان وزارت ارشاد و سایت های دولتی در یک سال اخیر اعداد و ارقام متضاد و گاه نجومی‌ای را پیرامون دارایی‌های مؤسسه منتشر کرده‌اند. این اعداد گاه حدود 300 و گاه تا 700 میلیارد تومان ذکر شده است. منابع این اخبار نادرست همچنین ادعا کرده‌اند که مؤسسه در کشورهای استرالیا، فرانسه، اسپانیا، آمریکا، دوبی و جزایر کیش ، قشم و چابهار دفاتر متعددی داشته است. واقعیت این است که وزارت ارشاد با مبالغه در میزان اموال و دارائی‌های موسسه و با جوسازی و اشاعه اکاذیب در زمان‌های مختلف، همواره مانع شفاف شدن عملکرد خود در این زمینه شده است. مؤکدا و صراحتاً اعلام می‌شود هیچ یک از ارقام نجومی فوق قرین به صحت نبوده و مؤسسه از هیچ دفتری در خارج از کشور یا حتی خارج از تهران برخوردار نیست. سئوال مهم این است که مسئولان وزارت ارشاد چرا پس از یک سال تصرف اسناد و اموال مؤسسه هنوز نتوانسته‌اند یک سند در مورد دفاتر خارج از کشور یا سوء استفاده از اموال مؤسسه ارایه کنند. 

2ـ هیات مدیره رسمی و قانونی مؤسسه فرهنگ و توسعه رسماً خواهان رسیدگی به عملکرد وزارت ارشاد در موسسه، طی یکسال گذشته است. صرفنظر از تصرف غیرقانونی اموال و اسناد مؤسسه ، اطلاعات دقیق و غیرقابل کتمانی وجود دارد که عملکرد وزارت ارشاد در این مؤسسه را با شبهات جدی روبرو کرده است. 

3ـ وزیر ارشاد از تاریخ تصرف مؤسسه تا کنون چند گروه مدیریتی را در مؤسسه منصوب و عزل کرده است. گزارش آخرین مدیر منصوب وزارت ارشاد در این مؤسسه به رئیس دیوان عدالت اداری حاوی اطلاعاتی است که بررسی‌های قضایی را ضروری ساخته است. در این گزارش به مواردی همچون خارج کردن اسناد مالکیت، چک‌ها (5/6 میلیارد تومان) و مدارک مهم مؤسسه توسط نماینده اول وزارت ارشاد و امتناع او از بازگرداندن این اسناد/ خارج کردن اسناد مهم توسط یکی دیگر از نمایندگان وزارت ارشاد/ بردن حدود ده خودرو مؤسسه و امتناع از بازگرداندن آن‌ها/ تحویل یکی از آپارتمان‌های مؤسسه به یکی از دوستان نماینده جدید وزارت ارشاد/ بی‌جواب گذاشتن مکاتبات پی در پی مدیران منصوب وزارت ارشاد توسط دفتر حقوقی وزارتخانه/ بلاتکلیف گذاشتن کارمندان مؤسسه/ امتناع از پرداخت حقوق آن‌ها و ... اشاره شده که البته در حکم دستگاه قضایی نیز مورد استناد قرار گرفته است. 

4ـ در طول یک سال گذشته اتهامات فراوان و دروغینی با محوریت مدیران و رسانه‌های وزارت ارشاد علیه هیات مدیره سابق مؤسسه فرهنگ و توسعه ایران تحت شعار «مبارزه با رانت‌خواری» منتشر شده است که حق پیگیری قضایی تمام این اتهامات را محفوظ می‌دانیم. ناگفته پیداست که در این مدت حتی اگر یک سند در تایید مدعیات فوق یافت می‌شد علاوه بر انتشار در رسانه‌ها توسط وزرت ارشاد به مرجع قضایی نیز ارایه می‌گشت. 

هیات مدیره مؤسسه فرهنگ و توسعه با افتخار به گذشته خود (که حتی عملکرد وزارت ارشاد نیز صحت آن را تایید می‌کند) خواهان مداخله عقلای قوم در این پرونده و پیگیری رسانه‌های متعهد است تا مانع تضییع حق آشکار خدمتگذاران ایران اسلامی و جلوگیری از سوءاستفاده از تریبون‌های عمومی برای منافع سیاسی یا اقتصادی گروهی خاص گردند. 

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه دوم بهمن 1385 و ساعت 10:49 |
آفتاب:                                                         انشعاب برای احضار احمدی‌نژاد؟

آفتاب: یک ماه پس از انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا که توسط محمد رضا باهنر به «تکه تکه شدن» اصولگرایان تعبیر شد، به نظر می‌رسد که ابعاد اختلاف در این جناح به مراتب گسترده‌تر از هر زمان دیگری شده است. عمق اختلاف در جبهه اصولگرایان که در ابتدا به غلط توسط برخی رسانه‌ها به عنوان مجموعه یکدست حامی احمدی‌نژاد معرفی می‌شد تا آن جا پیش رفته است که فراکسیون اصولگرایان در مجلس شورای اسلامی را منشعب کرد و برخی از خوشنام‌ترین حامیان اولیه محمود احمدی‌نژاد یعنی عماد افروغ و محمد ‌خوش‌چهره را در مقابل محمد رضا باهنر (نماد حمایت سیاسی از دولت) قرار داد.

محمد رضا باهنر یعنی کسی که اینک تابوت «فراکسیون یکدست اصولگرایان» را بر دوش خود می‌کشد همان کسی است که به مدد در گوشی‌ها و رایزنی‌های سیاسی توانسته است دولت را تاکنون از امواج بزرگ انتقادی اصولگرایان در پارلمان رهایی بخشد و وجهه‌ای آبرومند از همکاری دولت‌‌ـ‌ مجلس ارایه کند. او اما اکنون خود به هدف اصلی اصولگرایان منتقد تبدیل شده است. یعنی کسانی که می‌گویند حمایت‌های باهنر و یاران سیاسی‌اش از محمود احمدی‌نژاد و دولت نهم مانع تصحیح برخی رویکردهای توده‌گرا، غیر کارشناسی و حتی غیرقابل درک دولت در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی است.

فراکسیون جدید اصولگرایان در مجلس هفتم روز یکشنبه در حالی اعلام موجودیت کرد که به گفته «سعید ابوطالب»، برخی چهره‌های خبرساز نظیر عماد افروغ، محمد ‌خوش‌چهره، حسن سبحانی و محمود مدنی عضو این ائتلاف جدید هستند. حساسیت این انشعاب بیشتر از آن جهت است که اغلب این انشعابیون روزی حامی سرسخت و پر و پا قرص محمود احمدی‌نژاد بوده‌اند. فراموش نکنیم که محمد خوش‌چهره همان مردی است که در میانه رقابت‌های انتخاباتی سال 84 به صدا و سیما آمد و در مقابل این نگرانی نماینده هاشمی رفسنجانی (نوبخت) که می‌گفت مدیران با تجربه و شخصیت‌های سرشناس حاضر به همکاری با محمود احمدی‌نژاد نخواهد بود؛ چهره‌ای خشم زده به خود گرفت و تاکید کرد «من خود در خدمت ایشان هستم».

حساسیت انشعاب در فراکسیون اصولگرایان امّا فقط آن نیست که موج فاصله ‌گرفتن حامیان اصولگرای احمدی‌نژاد از او به دلیل عملکردش را به نمایش می‌گذارد. چرا که گفته می‌شود یکی از دلایل این انشعاب در فراکسیون اصولگرایان مجلس هفتم این است که هیات رییسه مجلس شورای اسلامی تلاش می‌کند نمایندگانی را که پای طرح احضار رییس جمهور به مجلس را امضا کرده‌اند متقاعد کند امضای خود را پس بگیرند. فراکسیون انشعاب کرده از فراکسیون اصولگرایان در مجلس متشکل از محمد خوش چهره،‌ عماد افروغ، حسن سبحانی،‌ سعید ابوطالب و .. می‌باشد که همگی پای طرح احضار رییس جمهور به مجلس را امضا کرده‌اند. به طوری که برخی از تحلیلگران سیاسی این فراکسیون انشعاب کرده را «فراکسیونی برای احضار رییس جمهور به مجلس» دانسته‌اند.

پیش از این محمدرضا باهنر نایب رییس مجلس در گفت و گو با آفتاب با اشاره به اینکه برخی تلاش‌ها از سوی نمایندگان برای احضار رییس جمهور به مجلس وجود دارد گفته بود: « تلاش می‌کنیم مانع احضار رییس جمهور به مجلس شویم و مشکلات را از طریق گفت و گو رایزنی حل کنیم».

افروغ چه می‌گوید
عماد افروغ، رییس کمیسیون فرهنگی و یکی از چهره‌های شاخص منتقد احمدی‌نژاد‌ وجود فراکسیون اصولگرایان خلاق [فراکسیون انشعابی] را در فضای سیاسی ایران لازم دانست و در خصوص دلایل به وجود آمدن این فراکسیون گفت «ما احساس می‌کنیم که باید فعال‌تر و نقادانه‌تر برخورد کنیم و این موضوع نیازمند یک قرائت و تعبیر جدید از اصولگرایی است».

افروغ در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب با بیان این که «جامعه ایران در حال پوست انداختن است»‌ افزود: من بارها گفته‌ام که جامعه ایران اکنون در حال پوست انداختن است اما متأسفانه برخی نمی‌خواهند این پوست انداختن سیاسی را درک کنند و به مقابله با آن می‌پردازند و تنها چارچوب دوگانه چپ و راست را به عنوان طیف سیاسی قلمداد می‌نمایند.

نماینده مردم تهران در ادامه سخنانش اصولگرایان را دو گروه دانست و گفت: اصولگرایی به دو بخش تقسیم می‌شود: «اصولگرایی خام و اولیه» و «اصولگرایی خلاق و انتقادی» که من خود را وابسته به دسته دوم می‌دانم.

واکنش باهنر به انشعاب اصولگرایان
جنجال خبری ناشی از انشعاب اصولگرایان در حالی است که محمدرضا باهنر رئیس فراکسیون اصولگرایان در واکنش به تشکیل «فراکسیون اصولگرایان خلاق» اعلام کرد «در جو عمومی مجلس چنین فضایی برای این فراکسیون وجود ندارد و ممکن است یک یا دو نمایند به دنبال تشکیل چنین فراکسیونی باشند اما سایر نمایندگان فراکسیون اصولگرا چنین نظری را ندارند».

باهنر در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب با بیان این که «باید ماهیت این فراکسیون را بررسی کرد» گفت:‌ باید دید که این دوستان با چند نفر می‌‌خواهند فراکسیون تشکیل دهند و اصولا به دنبال چه کاری در مجلس هستند؟

وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به خبر یکی از سایت‌ها که وی را به کارشکنی در طرح‌های استیضاح و تحقیق و تفحص متهم کرده بود، گفت: من این خبر را تکذیب می‌کنم و اساسا آن را دروغ می‌دانم.

 

واکنش باهنر به انشعاب اصولگرایان                   واکنش باهنر به انشعاب اصولگرایان

آفتاب: محمدرضا باهنر رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس که به دلیل حمایت‌های مطلقش از دولت باعث انشعاب در این فراکسیون شد، در واکنش به تشکیل «فراکسیون اصولگرایان خلاق» که از جانب سعید ابوطالب نماینده تهران مطرح شده بود اعلام کرد «در جو عمومی مجلس چنین فضایی برای این فراکسیون وجود ندارد و ممکن است یک یا دو نمایند به دنبال تشکیل چنین فراکسیونی باشند اما سایر نمایندگان فراکسیون اصولگرا چنین نظری را ندارند».

باهنر در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب با بیان این که «باید ماهیت این فراکسیون را بررسی کرد» گفت:‌ باید دید که این دوستان با چند نفر می‌‌خواهند فراکسیون تشکیل دهند و اصولا به دنبال چه کاری در مجلس هستند؟ 

وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به خبر یکی از سایت‌ها که وی را به کارشکنی در طرح‌های استیضاح و تحقیق و تفحص متهم کرده بود، گفت: من این خبر را تکذیب می‌کنم و اساسا آن را دروغ می‌دانم. 

گفتنی است فراکسیون اصولگرایان خلاق از برخی چهره‌های با نفوذ مجلس مانند عماد افروغ، محمد خوش‌چهره، حسن سبحانی و سعید ابوطالب تشکیل شده است که در اعتراض به عملکرد باهنر و فراکسیون اصولگرایان امروز اعلام موجودیت کرده است. این دسته از نمایندگان عنوان کرده‌اند که با توجه به این‌که هيات‌‏رييسه به نظر جمعی احترام نمی‌‏گذاشت، نمايندگان احساس كردند كه از حضور آنها در فراكسيون اكثریت سوءاستفاده می‌‏شود.

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه دوم بهمن 1385 و ساعت 10:45 |
بازتاب:

در حالي كه آرژانتين با آرايشي تمام‌عيار از وكلا و مقامات حقوقي براي جلسه فرداي اينترپل در فرانسه حاضر مي‌شود، چگونگي حضور تيم ايران براي رد ادعاهاي غيرحقوقي آرژانتين در پرده‌اي از ابهام قرار گرفته است.

روزهاي دوشنبه و سه‌شنبه در شهر «ليون» فرانسه، جلسه اينترپل براي رسيدگي به ادعاي آرژانتين براي بررسي بازداشت دوازده تن از مقامات كشورمان به اتهام دست داشتن ايران در بمب‌گذاري مركز آميا در بوينوس‌آيرس برگزار مي‌شود.

اطلاعات رسيده به خبرنگار «بازتاب»، حاكي از آن است كه تيم اعزامي آرژانتين، شامل دو تن از دادستان‌هاي كل آرژانتين به نام‌هاي «نيسمان» و «گنزالس»، رئيس اينترپل آرژانتين و سه تن از معاونان اوست. همچنين يك تيم حقوقي كامل از دفتر حقوقي وابسته به «شري بلر»، همسر توني بلر، نخست‌وزير انگلستان، كه بيش از بيست ماه است روي اين پرونده كار مي‌كنند، در جلسه فردا شركت خواهند كرد؛ اين تيم، سه وكيل «كوئيز كنسول» و پانزده نفر وكيل در امور بين‌الملل را شامل مي‌شود.

ادعاي جديد دولت آرژانتين عليه ايران با تقاضاي «نيسمان»، دادستان اين كشور بالا گرفته است. پنج ماه پيش، مقدمات ارسال اين ادعانامه، كه حاوي هشتصد صفحه اسناد و مدارك جديد به زبان اسپانيايي است، به دفتر مركزي اينترپل فراهم شد. جلسه روز دوشنبه بين طرف‌هاي ايراني و آرژانتيني برگزار مي‌شود تا آنها در مورد اختلافات حقوقي تبادل آرا كرده، موارد حقوقي پرونده را بررسي كنند. پس از آن جلسه روز سه‌شنبه كه جلسه‌اي سه‌جانبه خواهد بود، برگزار مي‌شود. در اين جلسه، طرف آرژانتيني با طرف ايراني و كميته اجرايي اينترپل جلسه مشترك برقرار مي‌كنند و كميته اجرايي اينترپل درباره دادخواست دولت آرژانتين، مبني بر حكم جلب بين‌المللي دوازده نفر از مقامات ايراني تصميم خواهد گرفت. گفته مي‌شود، قرار است در آينده اين تعداد به بيست نفر افزايش يابد.

دولت آرژانتين با يك تيم حقوقي قوي پا به عرصه دعواي حقوقي خود عليه ايران در اينترپل گذارده است. اين در حالي است كه پيش از اين، اينترپل حكم تعقيب يازده تن از مقامات ايراني را پس از شنيدن ادله مناسب حقوقي ايران لغو كرده بود. به اين ترتيب، و اگر تيم اعزامي ايران داراي بار كافي حقوقي باشد، با توجه به نبود مدرك محكمه‌پسند در اختيار آرژانتين در اين تزاحم حقوقي، ايران سربلند بيرون خواهد آمد

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه دوم بهمن 1385 و ساعت 10:44 |
سیمرغ

سلام دیدم خیلی وقته که پست جدید نداشتم و بعدم دیدم این پست خیلی جالب هست از یکی از سایتا پیچوندم براتو تا بخونیدو حالش رو ببرید. راستی به خدا منتظرم امتاحانا تموم بشه تا بچه ها مطلب بدن و شماره جدید آماده کنم. این قدرم من تنبل نیستم. ( یکمی بیشتر تنبلم.) و اما آدرس جایی و هم که این و پیچوندم نمیدم.

چيني‌ها دارند با مشكل عظيمي برخورد مي‌كنند كه مسلمان نشنود كافر مبيناد. روزنامه «اعتماد» گزارش داد كه بر طبق پيش‌بيني‌ها در پانزده سال آينده كشور چين با كمبود سي ميليون عروس روبه‌رو خواهد بود. يعني از هر ده مرد چيني بين 20 تا 45 سال يك نفر بدون همسر خواهد ماند. در همين رابطه واحد همسريابي و حل مشكلات دامادهاي ناكام  با توجه به شرايط بومي و همچنين پيشينه ايدئولوژيكي جمهوري خلق چين چند راهكار چپي براي حل اين مشكل پيشنهاد كرد.

1ـ حل مشكل به شيوه استاليني (شوروي ـ دهه 30 و 40):
اول گروهي كه اين آمار را ارائه داده‌اند را دستگير و بعد از پخش اعترافات آنها مبني بر خيانت و جاسوسي براي امپرياليسم، همگي را اعدام مي‌كنيم. بعد تمامي آدم‌هاي 20 تا 40 سال را كه بدون زن هستند، به جرم همدستي و تهيه خوراك تبليغتي با گروه اول دستگير و به اردوگاه كار اجباري مي‌فرستيم و در نهايت به اين بهانه دوباره تصفيه عظيمي در كليه سطوح حزب به راه مي‌اندازيم.

2ـ حل مشكل به شيوه مائويي (چين ـ دهه 50 و 60):
ضمن يك سخنراني پرشور براي كشاورزان، آدم‌هاي غرب را انگل اجتماع و زالوي كشاورزان و دهقانان معرفي كرده و 45 روز به آنان براي ترك تجرد مهلت مي‌دهيم. بعد از 45 روز هم همگي را به دريا مي‌ريزيم و مي‌فرستيم پيش بقيه تجديدنظرطلب‌ها!

3ـ حل مشكل به شيوه پل‌پوتي: (كامبوج ـ خمرهاي سرخ ـ دهه70)
تمام دختران مجرد غرب كشور را شبانه سوار قطار كرده و به شرق كشور مي‌فرستيم و تمام مردان مجرد شرق كشور را مجبور به مهاجرت به شمال كشور مي‌كنيم و مادران كم‌فرزند جنوب كشور را سوار قطار كرده و 20 كيلومتر آن‌طرف‌تر زنده به گور مي‌كنيم و مردان اجاق‌كور شمال كشور را پياده به سمت جنوب مي‌بريم و... .

4ـ حل مشكل به شيوه گورباچفي: (شوروي ـ دهه 80)
ابتدا ضمن تأييد خبر، رهبران قبلي را مسئول به وجود آمدن اين فاجعه معرفي كرده و سپس با توجه به بحران به وجود آمده، تقاضاي برگزاري پيش از موعد پلنوم مي‌كنيم. در آنجا اختيارات دبيركلي را افزايش داده و بعدا حل اين مشكل را در تجزيه و اعطاي خودمختاري به ايالات داراي عروس و دامادهاي ناهمسان نشان داده، نظام را در آستانه فروپاشي قرار مي‌دهيم. در جريان كودتا، چند ميليون مرد 20 تا 25 ساله كشته مي‌شوند و مشكل حل مي‌شود.

5ـ حل مشكل به شيوه كيم‌ايل‌ سونگي (كره شمالي ـ زمان حال):
همچنان به توليد بمب اتم و آزمايش‌هاي هسته‌اي ادامه مي‌دهيم و همچنان بودجه‌هاي كشاورزي و صنعت و حمل‌ونقل و آموزش را صرف تسليحات نظامي مي‌كنيم و همچنان دنيا هم تحريم‌ها را عليه ما ادامه مي‌دهد و همچنان چند ميليون آ‌دم از گرسنگي مي‌ميرند در نتيجه تا پانزده سال آينده احتمالا داماد زنده‌اي در كشور وجود نخواهد داشت كه براي عروسش نگران باشيم. عروس زنده هم همچنين.

6ـ حل مشكل به شيوه هو جين تائويي (چين ـ زمان حال):
بعد از دريافت گزارش بلافاصله با همكاري يكي از شركت‌هاي چندمليتي، خط توليد انبوه «عروس چيني» را راه‌اندازي كرده و هم‌زمان با آماده‌سازي كانتينرهاي مخصوص حمل، ده‌ها ميليون عروس چيني توليد مي‌كنيم. چند ميليون را براي رفع نيازهاي داخلي انبار كرده و بقيه را به اروپا، آمريكا، خاورميانه، اقيانوسيه، آفريقا، قطب جنوب و شمال و هر جايي كه احتمال نياز به عروس داشته باشد، صادر مي‌كنيم. رويشان هم برچسب مي‌زنيم: «Made in Japan»!

می خوام بگم از کجا این رو آوردم تا فردا نگن مطلب بدون گفتن منبعش گذاشته : بازتاب

و در ادامه برای اینکه به دوستان چپ بر نخوره و به امپریالیسم جهانی هم  چیزی گفته باشم پرده ای از جنایات این متقلبان بزرگ بر میدارم. این جنایت کاران که همه ی کاراشون با تقلب و . . . انجام میدن از جوانی برای این کار ها آموزش میبینن و در دانشگاهاشون به جایی اینکه با درس خوندن واحد پاس کنن با تقلب اونهم به روش های بسیار ناپسند به این امر نایل می شن. و حتی از خانوم ها استفاده ی ابزاری هم میکنن. ما در اینجا پرده از این جنایتشون هم بر مرمیداریم! خودتون ببینید و قضاوت کنید!

سیمرغ

سیمرغ

 

 راستی امید وارم کسی از شوخیام ناراحت نشده باشه.


بازی شب یلدا

شماره یازدهم

شماره دهم

 

+ نوشته شده توسط حسام در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 11:56 |


Powered By
BLOGFA.COM