تبليغاتX
سیمرغ ( هفته نامه )

بازتاب:

به گفته يكي از تحليلگران اطلاعاتي سابق آمريكا، طرح احتمالي آمريكا براي اقدام نظامي عليه برنامه اتمي ايران، فراتر از چند حمله محدود بوده و جنگي تمام‌عيار را عليه ايران به راه خواهد انداخت.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «رويترز»، «وين وايت» از تحليلگران ارشد خاورميانه بخش اطلاعاتي وزارت امور خارجه آمريكا، كه تا مارس 2005 در اين پست باقي بود، گفت: «من برخي از طرح‌ها را ديده‌ام. اين تنها يك حمله ساده و محدود نيست، بلكه يك جنگ عليه ايران است كه براي سال‌ها خاورميانه را دچار بي‌ثباتي خواهد كرد».

وايت در گفت‌وگو با «شوراي سياستگذاري خاورميانه»، مؤسسه‌اي در واشنگتن، اظهار داشت: «اين حملات تنها براي چند هدف خاص در ايران طراحي نشده، بلكه باز كردن راه تا اين اهداف هم جزو طرح است كه با حذف بخش اعظم نيروي هوايي ايران، زيردريايي‌هاي Kilo، موشك‌هاي ضدكشتي و حتي سيستم موشك‌هاي دوربرد ايران است كه مي‌تواند براي كشتي‌هاي آمريكايي در خليج فارس خطرناك باشد.

وي اضافه كرد، به شدت نگران پيامدهاي حمله اسرائيل يا آمريكا عليه تأسيسات اتمي ايران است كه منجر به انتقام شديد ايران خواهد شد.

بوش تأكيد دارد كه هنوز هم به دنبال راه‌حلي ديپلماتيك عليه ايران است، ولي هيچ گاه گزينه اقدام نظامي را حذف‌شده ندانسته است.

«كنت كژمان»، از كارشناسان خاورميانه مي‌گويد: در صورت شناخت ظرفيت‌هاي ايران، اين وضعيت قابل مديريت است.

وي گفت: «رهبران تهران بسياري از كارشناسان را متقاعد كرده‌اند كه ايران در حال تبديل شدن به يك «ابرقدرت» است، اما اين كشور بسيار ضعيف‌تر از آن است و هيچ كدام از مقياس‌هاي بزرگ بودن را ندارد. اقتصاد ايران با ضعف مديريت همراه است و تقريبا به جز نفت، صادرات ديگري ندارد. همچنين ظرفيت توليد نفت ايران به سرعت در حال كاهش است و از نظر نظامي نيز چندان برجسته نيست.

بنابراين، دولت آمريكا براي حل مشكل ايران، چندان نبايد از راه خود خارج شود، چراكه ايران در موقعيتي نيست كه بخواهد به آمريكا صدمه بزند؛ به عبارت ديگر اينها تنها بلوف است».

«كژمان» درباره رويارويي با ايران هشدار داد و گفت: اگر يك معامله بزرگ رخ دهد، آن‌گاه به سود هر دو كشور خواهد بود.
گفتني است، برخي تحليلگران اين گونه اظهارنظرها را بيشتر نوعي جنگ رواني در پوشش انتقاد از حمله به ايران ارزيابي مي‌كنند.

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 22:42 |
بازتاب

با حضور شهردار تهران و تني چند از مسئولان شهري، عمليات ساخت نمايشگاه بين‌المللي تهران در شهر آفتاب نزديك حرم مطهر حضرت امام(ره) آغاز شد.

به گزارش فارس، مطالعات ساخت پروژه نمايشگاه بين المللي تهران از آذرماه سال 83 آغاز شده است و اين نمايشگاه تا 48 ماه ديگر افتتاح و آماده بهره‌برداري مي‌شود.

نمايشگاه بين‌المللي واقع در شهر آفتاب در مساحتي به وسعت 300 هكتار ساخته مي‌شود و روزانه 300 هزار نفر مي‌توانند از نمايشگاه بازديد كنند.

اين نمايشگاه حدود 120 هزار متر مربع سالن نمايش، كنفرانس، ملاقات، اداري، سالن‌هاي گمرك و پشتيباني، ساختمان خدماتي، پاركينگ با جاي پارك 30 هزار خودرو، هتل 5 ستاره و 3 ستاره، سالن در آن ساخته خواهد شد.

در نمايشگاه بين‌المللي تهران باغي با وسعت 62 هزار مترمربع در وسط نمايشگاه ساخته خواهد شد. اين باغ با نام باغ چاله، تلفيقي از 7 باغ معروف ايراني همانند باغ شازده و فين كاشان است و با الگوي معماري يزد و كرمان ساخته خواهد شد، اين باغ چند متر پايين‌تر از سطح زمين ساخته مي‌شود تا از خنكي زمين در بنا استفاده شود.

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 22:41 |

بازتاب:

مديركل حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري درباره نتيجه تشكيل دادگاه الواح ايراني در آمريكا گفت: اين جلسه منجر به صدور حكم نشده است.

اميد غنمي در گفت‌وگو با فارس افزود: ديروز جلسه دادگاه الواح ايراني در آمريكا تشكيل شد اما منجر به صدور حكم نشد.
وي در ادامه گفت: در اين جلسه فقط دو طرف دفاعيات خود را در دادگاه مطرح كرده‌اند.
مديركل حقوقي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اظهار داشت: هنوز زمان تشكيل جلسه بعدي دادگاه مشخص نيست.

الواح ايراني و اماني مؤسسه‌ شرق شناسي دانشگاه شيكاگو شامل هزاران لوح گلي باستاني حاوي اطلاعاتي درباره زبان‌ها و زندگي روزمره مردم در دوران هخامنشي است كه در سال 1933 توسط پروفسور هرتسفلد در تخت جمشيد به دست آمده است و اين الواح در سال 1934 به درخواست دانشگاه براي مطالعات بيشتر به صورت اماني از ايران خارج شد.

خرداد‌ سال 85 يك قاضي در پي دادخواهي يك وكيل آمريكايي رأي به حراج اين گنجينه به نفع كشته شدگان انفجاري در اسرائيل داده بود اما دادخواست بخش شرق شناسي دانشگاه شيكاگو با تأكيد بر اماني بودن گنجينه آثار باستاني ايران در دانشگاه شيكاگو اين حكم را رد كرد.

300 لوح از مجموعه‌اي كه در اختيار دانشگاه شيكاگو است در سال 83 توسط مؤسسه شرق شناسي به ايران عودت داده شد.

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 22:40 |
حرفای دل خودم با تصاویری از آفتاب:

این خانوم ها انگار تا حالا چادر ندیدن!؟

این مدل فکر کنم مصری باشه

این برنامه همونجور که میبینید جزو پر بیننده ترین شو های لباس جهان هست

آرایش این خانوم هم مجزوب کنندس

یکی از نکات جالب این برنامه همونجور که دیدید نو آوریست

این همون مدل مصریه بودا

این یکی که دیگه خیلی زیباست.

راستی خدارو شکر این دفه ( ببخشید که پرویی میکنما!) این خانوما حد اقل سیبیلاشون رو تراشیده بودن و مثل دفه ی قبلی نبودن. خوب بازم خدارو شکر که پیشرفتی حاصل شد

 

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 22:39 |
آفتاب:                                                       ابعاد حمله احتمالی آمریکا به ایران

آفتاب: طرح‌های احتمالی آمریکا برای استفاده از گزینه نظامی علیه ایران همچنان موضوع بحث محافل کارشناسی و اطلاعاتی است و هر روز ابعاد تازه‌تری از این مساله مورد بحث قرار می‌گیرد. «واین وایت» کارشناس سابق اطلاعات آمریکا مدعی است طرح‌های نظامی برای حمله به ایران فراتر از حملات محدود است و می‌تواند سال‌ها باعث بی‌ثباتی خاورمیانه شود. این در حالی است که اکثر کارشناسان در مورد عواقب حمله نظامی علیه ایران هشدار داده و معتقدند این اقدام تنها به بحرانی‌تر شدن منطقه می‌انجامد. 

خبرگزاری رویترز به نقل از واین وایت گزارش داد: «من برخی از طرح‌های موجود برای حمله به ایران را دیده‌ام... باید بگویم نباید در مورد حملات محدود صحبت کنیم». وی همچنین گفت: اهداف مورد نظر فقط به داخل ایران محدود نمی‌شود بلکه نیروهای هوایی ایران، زیر دریایی‌ها، موشک‌های ضد موشک که می‌تواند کشتی‌های تجاری و جنگی آمریکا در خلیج فارس را تهدید کند و احتمالا موشک‌های بالستیک ایران نیز جزء اهداف در نظر گرفته شده هستند. 

این کارشناس خاورمیانه در عین حال در مورد عواقب حمله آمریکا یا اسرائیل علیه تاسیسات هسته‌ای ایران ابراز نگرانی کرد و گفت: این امر می‌تواند با واکنش شدید ایرانی‌ها روبرو شود. 

رویترز در ادامه گزارش خود نوشته است جرج بوش همواره تاکید کرده است که تلاش می‌کند برنامه هسته‌ای ایران را از طریق دیپلماتیک حل کند اما وی تاکنون صراحتا گزینه نظامی را از دستور کار دولت خود خارج نکرده است. به ویژه سخنان اخیر وی در مورد اوضاع عراق و متهم کردن ایران به دخالت در این کشور بار دیگر احتمال حمله نظامی به ایران از سوی آمریکا را قوت بخشیده است. 

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 22:24 |
آفتاب:

آفتاب:‌ به نظر می‌رسد اقدام آمریکا در بازداشت 5 دیپلمات ایرانی در دفتر نمایندگی کشورمان در اربیل و اطلاعاتی که آمریکایی‌ها ادعا می‌کنند از این دفتر به دست آورده‌اند، رفته رفته بر روابط دوجانبه تهران ـ بغداد تاثر منفی می‌گذارد. در حالی که محمد کاظمی قمی سفیر تهران در بغداد از آزادی قریب‌الوقوع دیپلماتهای ایرانی در بغداد خبر می‌دهد هوشیار زیباری وزیر امورخارجه عراق ضمن تاکید بر «بازنگری در تشریفات دیپلماتیك» با ایران، خاطر نشان کرد عراق سفیر خود در تهران را برای پاره‌ای مشورت‌ها از تهران فراخوانده است.

زیباری به نیویورك‌تایمز گفت: «عراق در حال بازنگری گسترده در تشریفات دیپلماتیك خود با ایران است و احتمالا محدودیت‌های جدیدی را درباره آنها اعمال خواهد كرد.» 

وزیر امورخارجه عراق افزود: «عراق تصمیم گرفته است كنترل‌های دیپلماتیك خود را درباره مسئولان ایرانی تشدید كند و بر برنامه دقیق ماموریت آنها در اینجا و هماهنگی نزدیك‌تر با بغداد تاكید خواهد كرد و اعلام می‌كند مسئولان نباید با گروه‌های مسلح خارج از دولت همكاری كنند». گفتنی است آمریکا پیش از این ادعا کرده بود «کشف اطلاعاتی مبنی بر دخالت عناصر ایرانی در خشونت‌های فرقه‌ای عراق» دلیل حمله به دفتر نمایندگی تهران در اربیل بوده ‌است. مقامات کشورمان این اتهامات را قویا رد کرده‌اند.
 
به گفته زیباری احتمالا از این پس دیدارهای مقامات ایرانی از عراق تنها با تایید شخص نخست وزیر ممکن خواهد بود. زیباری با بیان آنكه این دسته‌بندی شامل اعضای سپاه‌پاسداران نیز خواهد شد، افزود: «با وجود اختلافات درباره نیروهای سپاه، عراق تصمیم خود برای بازنگری در تشریفات با ایران را با توجه به عملیات آمریكا اعلام كرده و حتی سفیر خود در تهران را به بغداد فراخوانده تا درباره این تغییرات گفتگو كند». 

وی گفت: «پس از اولین حادثه ما بسیار واضح به آنها اعلام كرده‌ایم كه ما در چندین توافقنامه بازنگری خواهیم كرد و شما باید بسیار مراقب باشید و مسلما آنها مطلع شده‌اند». 

سخنان زیباری در حالی مطرح می‌شود که سفیر ایران در بغداد روز شنبه از آزادی دیپلماتهای ایرانی تا آخر این هفته خبر داده بود. زیباری اما در مصاحبه با نیویورک تایمز گفت اطلاعات چندانی درباره این مسئله ندارد به جز آنكه نیروهای آمریكایی معمولا كسانی را كه شواهدی علیه آنها در دست نیست طی 10 روز آزاد می‌كنند. 

وی افزود: «نیروهای آمریكایی حق دارند افراد مظنون به حمله را بازجویی كنند اما ما در مقام دولت عراق راه میانه‌ را پیش گرفته‌ایم.» 

وزیر امورخارجه عراق در توضیح این مسئله گفت: «ما از یك سو موقعیت آمریكا را درك می‌كنیم و از سوی دیگر موقعیت جغرافیایی خود را درنظر داریم چراکه پس از این حمله ایرانی‌ها به ما مراجعه می‌كنند و ما نمی‌توانیم پاسخ دهیم». 

زیباری با اشاره به تغییرات موردنظر در تشریفات دیپلماتیك با ایران گفت: «تعداد توافق شده هزار و 500 زائر در روز احتمالا تغییر نخواهد كرد اما برای كنترل شدیدتر نقاط ورود كمتر می‌شود». وی افزود: «بازدید كنندگان دارای گذرنامه دیپلماتیك باید جزئیات روشن ماهیت ماموریت خود را در عراق و احتمالا مدت حضورشان را ارائه كنند.» 

وی افزود: «بازدید كنندگان سیاسی احتمالا باید تایید شخص نخست وزیر را به دست آورند و ممكن است این دیدارها به اطلاع آمریكا برسد.» 

هوشیار زیباری با بیان آنكه دو عضو سپاه پاسداران ایران كه در بغداد دستگیر شدند تنها با استفاده از یك نامه دیپلماتیك دولت ایران تقاضای ویزا كرده بودند گفت: «می‌توانستیم توضیحات بیشتری درباره ماموریت آنها در اینجا به دست آوریم». وی همچنین گفت درباره ماموریت آنها در عراق مشكوك بوده است. 

وزیر امورخارجه عراق برای اولین بار تعداد دیپلمات‌های ایرانی فعال در عراق را فاش كرده و گفت: «اكنون 36 نفر در سفارت در بغداد هستند، 11 نفر در كنسولگری كربلا و 9 نفر دیگر در كنسولگری بصره مستقر هستند». وی با ادعای آنكه مسئولان دستگیر شده در دفتر اربیل موقعیت دیپلماتیك نداشته‌اند، گفت: «وزارت امورخارجه در قالب بخشی از این برنامه بازنگری، قصد دارد دفاتر ارتباطی داخل عراق را به كنسولگری تبدیل كرده و به آنها موقعیت دیپلماتیك رسمی بدهد.»

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 22:21 |
خبرگزاری مهر:

یک شرکت تولید کننده تلفن های همراه در ژاپن از طراحی و تولید محصولی بی سابقه هم چون تلفن همراه معطر خبر داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، اکنون تنها دیگر شرکت سرشناس Apple نیست که کیت های معطر تولید می کند.تلفن همراه ساخت شرکت ژاپنی DoCoMo از مزیت دیگری همچون دو صفحه نمایشگر برخوردار است.

در ساخت این تلفن های همراه از صفحات معطر استفاده شده که به هنگام باز شدن تلفن بوی معطری در هوا منتشر می کنند. شرکت ژاپنی معتقد است که این صفحات معطر با بوی دل انگیزی که در هوا منتشر می کنند، موجب القای آرامش به دارنده آن در طول صحبت کردن با آن می شوند.

بر اساس گزارش رویترز، این تلفن ها از ماه آینده وارد بازار شده و پیش بینی می شود که استقبال خوبی هم از آن به عمل آید. این تلفن همراه جدید همچون کتابی باز شده که در یک سمت آن صفحه نمایشگر معمولی و در سمت دیگر آن صفحه نمایشگر لمسی برای استفاده کاربر وجود دارد.

این صفحه ویزه به کاربر این امکان را می دهد تا با استفاده از انگشتان خود از تلفن همراه استفاده کند.

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 1:11 |
خبرگزاری مهر:

تیم فوتبال استقلال با شکست برابر مقاومت بسیج فارس از دور مسابقات فوتبال جام حذفی باشگاههای کشور حذف شد.

به گزارش خبرنگار مهر، تیم فوتبال استقلال امروز در مرحله یک شانزدهم نهایی مسابقات فوتبال جام حذفی باشگاههای کشور در ورزشگاه حافظیه شیراز به مصاف مقاومت بسیج فارس رفت و در یک بازی ضعیف و دور از انتظار با نتیجه 2 بر صفر شکست خورد.

استقلال در حالیکه نیمه نخست را با نتیجه یک بر صفر به حریف شیرازی واگذار کرده بود، در نیمه دوم به دنبال جبران شکست بود. تلاش مستمر شاگردان مرفاوی اگر چه با طرح و برنامه خاصی همراه نبود اما حریف کم تجربه را به لاک دفاعی فرو برده بود.

 استقلال که با تمام توان رو به دروازه مقاومت مرصاد آورده بود بالاخره توانست سد دفاعی حریف را بشکند. داسیلوا در دقیقه 74  بازی در محوطه جریمه مرصاد مدافع حریف را ناچار به ارتکاب خطای پنالتی کرد. نوازی برای زدن ضربه پنالتی پشت توپ ایستاد و با بی دقتی ضربه اش را به تیر دروازه کوبید.

استقلال که در آستانه حذف ازمسابقات جام حذفی بود، یکبار دیگر مقابل مرصاد تسلیم شد. این بار صمد اکبری در دقیقه 86 با جاگیری مناسب در میان مدافعان استقلال پاس کوشکی را به تور دروازه آبی پوشان چسباند.

استقلال در نهایت بازی را واگذار کرد و از راهیابی به مرحله یک هشتم نهایی جام حذفی باشگاههای کشور بازماند و مقاومت مرصاد شیراز نیز در مرحله بعد به مصاف پرسپولیس خواهد رفت.

 

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 1:9 |
آفتاب:

آفتاب: همزمان با افزایش شایعات منتشر در رسانه‌های بین‌المللی پیرامون آمادگی دولت بوش برای حمله محدود نظامی به ایران، نمایندگان دموکرات کنگره آمریکا تلاش‌های قابل تاملی را برای جلوگیری از این حمله احتمالی که ظاهراً فعلاً صرفاً در اندازه «جنگ روانی» است آغاز کرده‌اند. ده‌ها تن از نمایندگان مجلس ایالات متحده شامگاه پنجشنبه قطعنامه‌اى را به كنگره آمریكا عرضه كردند كه قرار است رییس جمهور آمریكا جورج دبلیو بوش را موظف سازد به اینكه پیش از آغاز عملیات نظامى علیه ایران موافقت كنگره این كشور را كسب کند.

خبرگزارى فرانسه در گزارشی که پیرامون همین موضوع منتشر کرده آورده است «نمایندگان احزاب دموكرات و جمهوری‌خواه در كنگره آمریكا درصددند مانع آن شوند كه دولت آمریكا بدون موافقت كنگره جنگ علیه ایران را آغاز كند». «مارتین میهان» نماینده حزب دمكرات در كنگره آمریكا به خبرنگاران گفت كه كنگره آمریكا منفعل در گوشه نخواهد ایستاد و نخواهد گذاشت كه به جنگى دیگر كشانده شود كه جهان را ناامن‌تر كند. 
نگرانی کنگره از حمله به ایران

ایالات متحده در آخرین روزهای ماه دسامبر برای نخستین بار پس از جنگ عراق ناو هواپیمابر «آیزنهاور» را به آب‌های خلیج فارس فرستاد و در نظر دارد تا ناو هواپیمابر «استنیس» را به ناوگان دریایی خود در این منطقه ملحق کند. در پی این اقدام و همچنین تغییرات جدید ارتش آمریکا در آرایش نظامی خود در خلیج فارس که دامنه آن به تغییرات در آرایش زیرآبی آمریکا (زیر دریایی‌ها) نیز کشیده شد، برخی از معتبرترین رسانه‌های بین‌المللی تاکید کردند که دولت بوش احتمالاً سودای یک حمله محدود نظامی به ایران را در سر می‌پروراند. در همین رابطه، دریاسالار «ادوارد بالتین» فرمانده پیشین ناوگان روسیه در دریای سیاه گفت که تغییر محل استقرار زیردریایی‌های اتمی آمریکا به نزدیکی آب‌های ساحلی ایران در خلیج فارس نشان می‌دهد طرح‌های نظامی پنتاگون برای این منطقه تنها شامل اعمال کنترل بر ناوبری دریایی در خلیج فارس نبوده و به احتمال قوی حمله به «هدف‌های ایرانی» را درپی‌ خواهد داشت. 

تصمیم بوش برای اعزام 20 هزار نیروی آمریکایی دیگر به عراق/ استقرار موشک‌های ضد موشک در خاورمیانه/ تهدیدات جرج بوش در جریان اعلام استراتژی جدید سیاست‌های آمریکا در عراق مبنی بر این که آمریکا اقداماتی علیه کشورهایی که از خشونت‌ها در عراق حمایت می‌کنند انجام می‌دهد/ و دستگیری دیپلمات‌های ایرانی در عراق نیز که کم و بیش با ماجرای حمله ناو آمریکایی به ایرباس ایرانی و تحولات روزهای پایانی جنگ شبیه است؛ از دیگر علایمی است که شایعات مربوط به آمادگی آمریکا برای حمله نظامی به ایران را تقویت کرده است.

کار به آنجا رسیده است که روزنامه کویتی «دیلی عرب تایمز» در گزارشی مدعی شد آمریکا خود را آماده می‌کند تا ماه آوریل به ایران حمله کند! بر اساس گزارش منتشر شده در این روزنامه، جرج بوش اخیرا نشستی را با حضور دیک چنی معاون خود، رابرت گیتس وزیر دفاع و کاندولیزا رایس وزیر خارجه و سایر مشاورانش در کاخ سفید برگزار کرده و در آن طرح حمله به ایران را با جزئیات مورد بررسی قرار داده است.

«رابرت گیتس» وزیر دفاع آمریكا ظهر پنج‌شنبه اطمینان داد كه آمریكا در پى كشمكش نظامى با ایران نیست. گیتس روز گذشته به هنگام دیدار خود از بحرین به خبرنگاران گفت: «من فكر نمى‌كنم كه كسى خواهان كشمكش نظامى‌اى دیگر در این منطقه باشد». گیتس همچنین گفت كه مقامات ایران در رابطه با مناقشه بر سر برنامه اتمى ایران زیاده‌روى كردند. 

کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا/ تونی اسنو سخنگوی کاخ سفید/ و تام کیسی سخنگوی وزارت خارجه از جمله مقامات آمریکایی هستند که ظرف هفته گذشته وجود هرگونه طرحی برای حمله به ایران را تکذیب کرده‌اند. «رابرت گیتس» وزیر دفاع آمریکا و ژنرال «پیتر پایس» فرمانده ستاد مشترک ارتش آمریکا نیز جمعه گذشته (22 دی‌ماه) در جریان تشریح استراتژی‌های جدید آمریکا در عراق برای «کمیته دفاعی سنا» گفتند: هر چند که نیروهای آمریکایی در حال تلاش برای جلوگیری از صدمه رساندن ایران و سوریه به نیروهای آمریکایی در عراق هستند ولی با این حال هیچ نقشه‌ای برای حمله فوری به ایران وجود ندارد.

+ نوشته شده توسط حسام در جمعه بیست و نهم دی 1385 و ساعت 18:54 |

بازتاب:

با شرکت تنها سي و چند نماينده در جلسه رای‌گيری شورای مرکزی فراکسيون اصولگرايان، اين فراکسيون با پديده غيرمنتظره‌ای مواجه شد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» اين پديده در حالی به وقوع پيوست که از قبل به نمايندگان عضو اين فراکسيون دعوتنامه داده شده بود و ۷۶ نفر برای عضويت در شورای مرکزی اين فراکسيون نامزد شده بودند كه حاضران حدود نيمي از اين تعداد بودند.

عده‌ای از نمایندگان معتقدند فراکسيون اصولگرايان که با داشتن بيش از ۲۰۰ عضو به درستی فراکسيون اکثريت خوانده می‌شد، اکنون به دليل بهره‌برداری‌ها و استفاده‌های یکجانبه برخی نمایندگان از جمله باهنر، رييس آن با مشکل مواجه شده است.

چندی پيش اعلمی، يکی از منتقدان نمايندگان اصلاح‌طلب با افشای برخی از این موارد گفت: اقدامات برخي نمايندگان بانفوذ مي‌تواند اين تهديد را براي مجلس شوراي اسلامي در اين دوره در مقايسه با دوره‌هاي قبل داشته باشد كه به جاي ايفاي نقش مهم مجلس در اداره امور كشور، حوزه تصميم‌گيري‌هاي كلان كشور، در حاشيه قرار گيرد.

عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، در گفت‌وگو با «بازتاب»، ضمن بيان اين مطلب اظهار داشت: نقش آقاي باهنر به عنوان نايب رئيس مجلس و عضو مؤثر در فراكسيون اصولگرايان در تضعيف جايگاه مجلس، بسيار پررنگ‌ است. كارشكني‌هاي گاه و بي‌گاه ايشان و تلاش بي‌وقفه‌اي كه براي دور كردن نمايندگان از انجام وظايف قانوني و نظارتي خود نظير تذكر، سؤال، تحقيق‌وتفحص و استيضاح انجام مي‌دهد، مؤيد اين ادعاست و متأسفانه روش‌هايي هم كه براي اين منظور در پيش گرفته مي‌شود، چندان اخلاقي و زيبنده ايشان به عنوان يك شخصيت سياسي كاركشته نيست.

اكبر اعلمي، نماينده تبريز ادامه داد: مثلا ايشان به تازگي براي تشويق برخي از نمايندگان جهت پس گرفتن امضاي خود از طرح تحقيق‌وتفحص از تبليغات رياست‌جمهوري، جمعي از آنها را گرد آورده و به آنان اعلام كرده بود، «اگر اين تحقيق‌وتفحص مطرح شود، چه بسا نوبت به طرح تحقيق‌وتفحص از هفتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي نيز برسد» و هنگامي كه با اعتراض برخي از حاضران روبه‌رو شد كه به او گفتند: «آن را كه حساب پاك است، از محاسبه چه باك است؟»، كيف خود را خارج كرده و با نشان دادن دسته چك خود، مي‌گويد: «چنانچه اين اتفاق بيفتد، من بايد پاسخگو باشم».

وي گفت: البته اين موضوع تنها مختص آقاي باهنر نيست، چون در همان جلسه، نماينده ديگري كه از چهره‌هاي مطرح و شاخص فراكسيون اصولگرايان و رئيس ستاد انتخاباتي يكي ديگر از نامزدهاي رياست‌جمهوري بوده نيز براي منصرف كردن حاضران جلسه از تحقيق‌وتفحص، خطاب به آنان مي‌گويد: «اگر اين طرح انجام شود، مسائلي آشكار مي‌شود كه طرح آنها به صلاح نيست؛ مانند اين‌كه در يكي از استان‌ها، شهروندي يك ميليارد تومان به حساب آقاي ... واريز كرده است، در حالي كه نامزد رياست‌جمهوري مزبور مي‌گويد، من اصلا او را نمي‌شناسم».

نماينده تبريز ادامه داد: از ديگر اقدامات اينچنيني آقاي باهنر و نزديكانش بايد به بحث استيضاح از وزير كشاورزي اشاره كرد كه برخي از نمايندگان اصولگرا، تهديد شدند كه در صورت پس نگرفتن امضاي خود، از صف اصولگرايان اخراج مي‌شوند.

اكبر اعلمي درباره علت به وجود آمدن چنين وضعيتي در مجلس گفت: البته چنانچه به سياست رايج به طور واقع‌بينانه بنگريم، شايد تا حدودي اين پديده ناخوشايند قابل توجيه بوده و ارتكاب آن از جانب آقاي باهنر، قابل درك هم باشد، زيرا هما‌ن‌گونه كه اشاره شد، آقاي باهنر به دليل حضور برخي از خويشاوندان و دوستانش در دولت، نفوذ بالايي در كابينه آقاي احمدي‌نژاد داشته و وي و دولت بر يكديگر تأثير و تأثر متقابل پيدا كرده‌اند و استفاده اينچنيني از مجلس به عنوان عقبه قدرت او، ميزان چانه‌زني و تأثيرگذاري ايشان را در هيأت دولت افزايش داده است. اما بهاي اين روند را مجلس و اكثريت نمايندگاني مي‌پردازند كه مي‌خواهند همچنان استقلال خود را حفظ كرده و نماينده مردم باشند و بديهي است با تداوم اين روند، توازن نظام به زيان مهم‌ترين ركن جمهوريت؛ يعني مجلس بر هم خواهد خورد و آسيب و خلل جبران‌ناپذيري بر پيكره نظام وارد مي‌شود.

نماينده تبريز مشكل برخي اصولگرايان را استفاده از مرزبندي‌هاي كاذب سياسي براي به حاشيه راندن برخي طرح‌ها دانست و گفت: طرح تحقيق‌وتفحص از شهرداري و 350 ميليارد تومان هزينه‌هاي موسوم به فاقد سند، هم از جمله طرح‌هايي است كه برخي دوستان، بسيار تلاش كردند به نتيجه نرسد و متأسفانه همان‌گونه كه گفته شد، در ادامه همان روش‌هاي ناپسند، اقدام به ايجاد نوعي مرزبندي كاذب كردند و مجلس را به دو جبهه كفر و ايمان تقسيم نمودند و يك اقليت فرضي را به عنوان مترسك در نظر گرفته و هرگاه بخواهند جلوي طرحي را بگيرند، اين‌گونه القا مي‌كنند كه اقليت با اغراض خاص خود، به دنبال آن است.

وي در پايان گفت: البته اين معضل مختص اين دوره نبوده و در هر دوره‌اي به دليل فقدان احزاب واقعي و غيرشفاف بودن فعاليت‌هاي سياسي، هر اكثريتي كه حاكم مي‌شود، معمولا اين قبيل معضلات رخ نمايانده و نوعا نمايندگان مستقلي هم كه فارغ از يارگيري‌هاي مرسوم و صرفا براي ايفاي وظايف نمايندگي فعاليت مي‌كنند، با مشكل روبه‌رو مي‌شوند و اين معضل در گرو شكل‌گيري احزاب واقعي و آزاد و داراي برنامه است كه در پايان دوره فعاليت خود نيز ملزم به ارايه كارنامه فعاليت‌هاي خود باشند. البته شرط لازم براي تحقق اين امر، آن است كه تن به پذيرش فعاليت‌هاي حزبي در نظام سياسي كشور داده شود.

+ نوشته شده توسط حسام در جمعه بیست و نهم دی 1385 و ساعت 18:49 |
آفتاب:                                                         اجماع جهانی حاصل سیاست دولت

آفتاب: پرونده هسته‌‌ای ایران هم‌اکنون در وضعیت بحرانی قرار دارد. برای مدیریت این بحران آنچه که امروز از سوی برخی تحلیلگران مطرح می‌شود، بازگشت به نوع نگاه هاشمی رفسنجانی و تیم مذاکره کننده قبلی به موضوع هسته‌‌ای است. «صادق زیبا کلام» استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران از جمله این افراد است که عقیده دارد سیاست خارجی دولت نهم، روند دیپلماسی 28 ساله جمهوری اسلامی مبنی بر جلوگیری از شکل‌گیری اجماع جهانی علیه ایران را در عرض 18 ماه به شکست کشانده و از این رو، تغییر این روند ضرورت دارد. 

او درباره این موضوع و انتقاداتی که اخیرا به سیاست‌های خارجی دولت نهم در پرونده هسته‌ای صورت می‌گیرد، گفت: این انتقادات حکایت از آن دارد که در بخش‌هایی از نظام مجموعه عملکرد سیاست خارجی دولت نهم با تردیدها و انتقاداتی رو به‌رو شده؛ زیرا راهبردی که دولت نهم طی یک سال‌ و نیم اخیر در پیش گرفته «همه یا هیچ» بوده است. 

این استاد دانشگاه در گفت‌و‌گو با خبرنگار سیاسی آفتاب توضیح داد: در راهبرد دولت نهم در عرصه سیاست خارجی به هیچ‌وجه انعطاف‌پذیری مشاهده نمی‌شود. شاهد این ادعا اینکه دولت نهم طی یک‌سال ‌ونیم اخیر تلاش نکرده قدرت‌هایی را که در عرصه بین‌المللی صد‌درصد مخالف دست‌یابی ایران به فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای نیستند (مانند تروئیکای اروپایی)، بیشتر با ایران همراه کند. 

وی بر این اساس افزود: این راهبرد منجر به آن شد که اعضای شورای امنیت با این پرسش مواجه شوند که ایران در سیاست خارجی به کدام سو می‌رود؟ به همین دلیل بود که تمامی اعضای شورای امنیت به قطعنامه تحریم ایران رای موافق دادند. 

زیبا کلام در ادامه انتقادات خود به راهبرد دولت نهم در عرصه سیاست خارجی تصریح کرد: هم اکنون فضا به گونه‌ای است که کشورهای همسایه ایران از این مساله نگران هستند و در مجموعه جهان عرب به استثنای سوریه انس و الفتی با ایران مشاهده نمی‌شود. 

به اعتقاد زیبا کلام، «اینکه ما بدون هیچ انعطافی در مقابل قطعنامه بایستیم، دقیقا همان چیزی است که بوش و رادیکال‌های کاخ سفید می‌خواهند». 

این استاد دانشگاه با اشاره به راهبرد تیم مذاکره کننده قبلی تصریح کرد: آقای هاشمی رفسنجانی از ابتدا اعتقاد داشت که ایران باید برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای را قطعا پیش ببرد، اما پیشبرد این مساله باید به گونه‌ای باشد که آمریکا نتواند اجماع جهانی علیه ما شکل دهد. 

وی خاطر نشان کرد: آمریکا طی 28 سال گذشته همواره در تلاش بوده تا اجماع جهانی علیه ایران شکل دهد اما در این کار موفق نشد. متاسفانه دولت نهم طی یکسا‌ل‌ونیم اخیر کاری کرد که این اجماع شکل گرفت. 

وی بر این اساس توضیح داد: هم اکنون این بحث مطرح است که آیا زمان آن فرا نرسیده است که در عرصه سیاست خارجی به ویژه موضوع هسته‌ای  به نوع نگاه هاشمی رفسنجانی و تیم مذاکره کننده قبلی برگردیم؟

وی با تاکید بر اینکه «نباید فراموش کنیم که برنامه هسته‌ای برای مملکت بوده نه مملکت برای برنامه هسته‌ای»، افزود:هدف برنامه هسته‌ای رشد و توسعه ایران است، نه اینکه ایران را قربانی برنامه هسته‌ای کنیم. 

زیبا کلام در پایان خاطر نشان کرد: مجموعه‌ این مسائل موجب شده که توجه را به نوع نگاه هاشمی رفسنجانی در پیشبرد برنامه هسته‌ای جلب کرده است.

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 10:21 |
آفتاب:                                                        پیام نظامی لندن برای تهران

آفتاب: یک روزنامه بریتانیایی با چاپ گزارشی مدعی شده‌است که پس از افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس دولت بریتانیا نیز درصدد است تا اقدام به تغییر آرایش نظامی خود در این منطقه نموده و بتواند جلوی آنچه که «افزایش نفوذ ایران در خاورمیانه» توصیف می‌شود را بگیرد. بنا به گزارش منتشر شده در شماره روز سه‌شنبه تایمز لندن نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا متعهد شده تا دو کشتی جنگی مین‌‌روب دیگر را به آب‌های خلیج فارس اعزام کند «تا جلوی عملی شدن تهدید ایران در قطع جریان صادرات نفت گرفته شود». 

این در حالی است که تاکنون هیچ‌یک از مقامات رسمی کشورمان از تصمیم تهران برای انجام چنین اقدامی صحبت نکرده‌اند. 
ایالات متحده در آخرین روزهای ماه دسامبر برای نخستین بار پس از جنگ عراق ناو هواپیمابر آیزنهاور را به آب‌های خلیج فارس فرستاد و در نظر دارد تا ناو هواپیمابر استنیس را به ناوگان دریایی خود در این منطقه ملحق کند. تغییر آرایش نظامی ایالات متحده و بریتانیا انتقادهای بسیاری از سوی دیگر کشورها مواجه شده ‌است. اغلب تحلیلگران مسائل نظامی نیز معتقدند افزایش چشمگیر حضور نظامی این دو کشور در آب‌های خلیج فارس می‌تواند میزان برخوردهای نظامی تصادفی را افزایش دهد.

در همین رابطه، یک فرمانده عالی رتبه نیروی دریایی روسیه گفت که تغییر محل استقرار زیردریایی‌های اتمی آمریکا به نزدیکی آب‌های ساحلی ایران در خلیج فارس نشان می‌دهد طرح‌های نظامی پنتاگون برای این منطقه تنها شامل اعمال کنترل بر ناوبری دریایی در خلیج فارس نبوده و به احتمال قوی حمله به «هدف‌های ایرانی» را درپی‌ خواهد داشت.

به گزارش خبرگزاری روسی اینترفاکس، دریاسالار ادوارد بالتین فرمانده پیشین ناوگان روسیه در دریای سیاه روز یکشنبه با بیان این موضوع گفت: «تحرکات اخیر نظامی آمریکا نشان می دهد که ایالات متحده هیچگاه انجام اقدام نظامی علیه تاسیسات اتمی ایران را از نظر دور نداشته و حضور زیردریایی‌های چندمنظوره در خلیج فارس می‌تواند بیانگر آماده‌شدن برای انجام چنین کاری باشد».

به گفته این دریاسالار روس هم‌اینک چهار زیردریایی آمریکایی در خلیج فارس حضور دارند که تاکنون تنها وظیفه کنترل عبور و مرور نفتکش‌ها در خلیج فارس و دریای عمان را بر عهده داشته‌اند «ولی ممکن است در آینده به آنها گفته شود که مانع از ورود کشتی‌های تجاری به آب‌های ایران شده و یا به سوی اهداف مشخصی در ایران موشک پرتاب کنند».

این فرمانده عالی‌رتبه ارتش روسیه با اشاره به اینکه آمریکایی‌ها بارها نشان داده‌اند که «شکیبایی‌شان نامحدود نیست» گفت: «تصادم زیردریایی آمریکایی و کشتی ژاپنی نشانگر اینست که ظاهرا فرمانده زیردریایی تا اندازه‌ای بر روی ماموریت نظامی خود تمرکز کرده که رعایت استانداردهای ایمنی دریانوردی را از یاد برده بوده‌ است».

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 10:17 |
بازتاب:

وزير دفاع روسيه از تحويل سيستم هاي جديد ضدموشك به ايران و فروش تسليحات بيشتر به تهران در آينده خبر داد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، سرگي ايوانف روز سه شنبه گفت:«ما سيستم هاي پيشرفته ضدموشك هاي كوتاهبرد TOR-M1 را طبق قرارداد به ايران تحويل داده ايم.»
وي افزود اگر ايران مايل به خريد تجهيزات دفاعي براي نيروهاي دفاعي اش باشد، تحت تحريم نيست و مانعي در اين زمينه وجود ندارد.
اما يك مقام ديگر از وزارت دفاع روسيه بعداً خبر داد كه تحويل اين سيستم ها درچارچوب قرارداد يك ميليارد دلاري با ايران هنوز تكميل نشده است.
آمريكا و رژيم صهيونيستي از انعقاد اين قرارداد بين ايران و روسيه درمورد فروش موشك هاي TOR-M1 انتقاد كرده بودند.
روسيه با اين استدلال كه سيستم هاي موشكي تنها از ايران در برابر حملات هوايي دفاع مي كند و خطري براي همسايگان آن محسوب نمي شود، گفته است تحريم هاي سازمان ملل عليه ايران شامل موشك نمي شود.

آمريكا عليه چهار شركت روسي به دليل فروش سلاح به ايران و سوريه تحريم هايي اعمال كرده است.

 

تحویل تور‌‌ـ‌ام‌1 به ایران تایید شد:                       تحویل تور‌‌ـ‌ام‌1 به ایران تایید شد

آفتاب: وزیر دفاع روسیه می‌گوید کشورش تحویل نخستین سری موشکهای زمین به هوای کوتاه‌برد Tor-M1 به ایران را به پایان برده است. این در حالی است که موضوع فروش این موشک‌ها از سوی مسکو به تهران طی ماه‌های گذشته موجب بالا گرفتن انتقادات شدید آمریکا از سیاست‌های تسلیحاتی کرملین گردیده ‌است. 

به گزارش خبرگزاری روسی اینترفکس «سرگئی ایوانف» روز سه‌شنبه با ذکر این ادعا که موشک‌های «تور-ام‌یک» از بهترین موشک‌های زمین به هوای موجود در سطح جهان به شمار می‌روند گفت که هنوز هیچ‌گونه تحریم بین المللی در این خصوص علیه تهران تصویب نشده است. 

ایوانف با اشاره به تلویحی به دخالت‌‌های آمریکا در زمینه فروش تسلیحات روسی به ایران گفت: «ما به توسعه همکاری‌های خود با ایران در چهارچوب قوانین بین‌المللی ادامه خواهیم داد و اگر تهران بخواهد سیستم‌های مرتبط با تسلیحات دفاعی خود را بهینه‌سازی کند همچون گذشته آماده‌ایم تا در این امر نیز با آنها همکاری کنیم».

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 10:14 |
بازتاب:

سردرگمي ديپلماسي ايران در برابر کشورهاي عربي طي يک سال گذشته، موجب شد به رغم دادن امتيازهاي متعدد، دولت‌هاي عربي با تباني با آمريکا، به توطئه عليه جمهوري اسلامي بپردازند.

يک کارشناس ارشد مسائل ديپلماتيک در گفت‌وگو با «بازتاب» ضمن بيان مطلب فوق، از ديپلماسي منفعل کشور در برابر دولت‌هاي عربي انتقاد کرد.

اين کارشناس افزود: انتقاد اصولگرايان از ديپلماسي دولت سابق، به خاطر انفعال و نرمي بيش از حد در برابر اروپا و غرب بود؛ در حالي که در يک سال اخير شاهد انفعال و امتيازات يکجانبه متعدد به دولت‌هاي عربي بوديم، اما اين دولت‌ها هم به صورت علني و هم به صورت مخفيانه به توطئه عليه ايران مشغول بودند.

وي خاطر نشان کرد: تصور سطحي ديپلماسي ما از راهبرد متعالي حضرت امام(ره) و رهبر انقلاب مبني بر تلاش براي وحدت جهان اسلام، باعث شده است تا ما در مواردي عملا دولت‌هاي عرب فاسد، دست‌نشانده و شريک آمريکا و اسرائيل را تقويت کنيم. در صورتي که ما مي‌توانيم با فعال کردن ظرفيت انقلاب اسلامي و اسلامگرايي در کشورهاي اسلامي، دولت‌هاي عربي را وادار به عقب‌نشيني در برابر ايران و مانع‌تراشي در برابر سناريوهاي آمريکا و اسرائيل در خاورميانه عليه جمهوري اسلامي کنيم؛ اما در شرايط فعلي دولت‌هاي عربي به کانون توطئه عليه ايران و تشويق آمريکا و غرب به اقدام عليه جمهوري اسلامي تبديل شده‌اند.

وي خاطر نشان کرد: پيام صريح رهبر انقلاب در خرداد ماه مبني بر به خطر افتادن جريان انرژي در منطقه و ثبات همه کشورها در صورت تهديد شدن ايران، راهبردي جدي بود که متأسفانه دستگاه ديپلماسي در سياست‌گذاري به آن توجه نکرد و همواره درصدد ارائه پيام‌هاي مثبت و تأکيد بر عدم نگراني دولت‌هاي عربي از جانب ايران بود و همين موجب شد تا به دليل خصومت ديرينه و کينه‌توزي دولت‌هاي عربي با ايران، پادشاهان عرب به توطئه‌سازي و تحريک آمريکا عليه جمهوري اسلامي به صورت آشکار و پنهان پرداخته و مستقيما نيز با تقويت گروه‌هاي تروريستي وهابي به کشتار شيعيان و دميدن در آتش جنگ‌هاي مذهبي در عراق و برخي ديگر از کشورهاي منطقه بپردازند.

اين کارشناس افزود: در جريان مسائل داخلي لبنان نيز به رغم آنکه سران سعودي، مصر، اردن و برخي ديگر از کشورهاي عربي مستقيما به تحريک دولت لبنان و تضعيف حزب‌الله مي‌پرداختند، ديپلماسي ايران براي جلوگيري از مخدوش شدن رابطه خود با اين کشورها، منفعل عمل کرد.

وي در پايان گفت: تجربه ۲۸ سال گذشته ديپلماسي جمهوري اسلامي نشان مي‌دهد که دولت‌هاي عربي هيچ‌گاه دوستان صادقي براي ايران نبوده‌اند و هرگاه جمهوري اسلامي با عطوفت و مودت بيشتري به سوي اين دولت‌ها دست دراز کرده است، آنها بر توطئه چيني و اقدام عليه ايران مصممتر شده‌اند و تنها يک ديپلماسي فعال و تهاجمي مي‌تواند در برابر اين دولت‌ها نتيجه دهد

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 10:11 |
انصار نیوز:                                        

هوالعزيز
درد دل فاطمه رجبي با رهبر معظم انقلاب

الحمدلله الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا ان هدانا الله.
خدمت مقام معظم رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي حفظه‌الله تعالي:
پس از عرض سلام و ارادت خالصانه، ابتدا از خداوند سبحان طلب آن دارم كه تا ظهور دولت مهدي عجل الله تعالي فرجه ‌الشريف، سايه مبارك شما را بر سر اسلام و مسلمين نگاه دارد و بعد به عصمت كبراي حق،‌ حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها توسل مي‌جويم كه ركن ركين ولايت فقيه را با زعامت وجود ذي‌جود حضرت‌عالي پشتيبان باشد،‌ تا سياست فاطمي سلام الله عليها، با مشي علوي عليه‌السلام در جامعه اسلامي از هر گزندي مصون بماند. ان‌شاءالله.

مقام عظماي ولايت!‌
اين نامه سرگشاده دردل‌هاي يك زن مسلمان است كه 27 سال دفاع بي‌باكانه تئوريك و عملي از حريم مقدس ولايت فقيه، كارنامه پرافتخار زندگي اوست و ديگر هيچ!
اين جانب فاطمه رجبي هستم كه شاخص اصلي در شناسنامه عملي‌ام، پاي‌بندي سرسختانه به انديشه، سيره، و رهنمودهاي حضرت امام خميني سلام الله عليه مي‌باشد. آنچه از رفتار، گفتار و كردار دوران دانشجويي، شغل‌هاي موقت و لحظه‌هاي زندگي‌ام ثبت شده براي آشنايان، چه موافق و چه مخالف در حد بضاعت، خارج از اين چارچوب نبوده و نيست. بديهي است كه مبارزه و تقابل با انديشه‌هاي انحرافي، كج‌روي‌هاي عملي، انحرافات و تحريف‌ها و جفاهاي تئوريك و عملي نسبت به ولايت فقيه را برگي زرين در تمام عمر انقلابي خود بدانم. هم‌چنين برايم افتخار و عزت است كه از همه دنياي مادي، حد متوسطي را برگزيده‌ام كه شايد در قشر متوسط جامعه هم به حداقل برسد. يقين دارم به همين جهت است كه نه «مدرك» را حريصانه دنبال كرده‌ام، و نه «شغل اجباري» را تشخص دانسته‌ام. در نتيجه همواره يك زن خانه‌دار و مادر دو فرزند مانده‌ام كه آن را افتخاري بزرگ مي‌دانم.

اما آنچه براي اين‌جانب موجب احساس مسؤوليتي مستمر گرديده، و وظيفه‌مندي را افزون مي‌كند، آن است كه «روحاني‌زاده‌ام»! آن چنان‌كه مستحضريد علاوه بر پدر بزرگوارم، از اجداد مادري نيز افتخاراتي عظيم به ميراث برده‌ام. از «علامه محمدتقي مجلسي» و «علامه محمدباقر مجلسي» تا استاد كل «آقا» وحيد بهبهاني، و از «آقا محمدعلي كرمانشاهي» تا «آقا محمود» كه از افتخارات شيعه و مرجعيت و روحانيت آن هستند، اين سرمايه عظيم «تكليف‌گرايي» مرا منشأ و مقصود گرديده است.

هميشه مي‌پندارم اگر فقط يك «سلول» بدنم از يكي از اين بزرگان بهره برده باشد، ‌چگونه «دنياي پرزرق و برق»‌ بايد حلقه بندگي‌اش را به گردنم افكنده، تمام و كمال مرا به خدمت بگيرد؟ و نيز چرا بايد در برابر دگرانديش و كج‌انديش و راهكارها و برنامه‌هاي زيان‌بار براي نظام اسلامي و مرجعيت و روحانيت، سكوت، بي‌تفاوتي و يا تساهل پيشه كنم؟

چگونه و با كدام «بها» يا «بهانه» مي‌توانم كساني كه در كسوت روحانيت،‌ مسؤوليت‌هاي سياسي را عهده دارند، و اصول اسلام و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي را با معيارهاي سياسي مي‌سنجند، و يا مصالحه مي‌كنند، تأييد نموده، يا بر رفتار و گفتارشان سرپوش بگذارم؟ چنين است كه بنابر مسؤوليت ديني، و شهامت شيعي، انتقاد يا حتي اعتراض را يك «تكليف» دانسته، و بدان عمل مي‌كنم. باشد كه آيندگان بدانند، در شرايط انجام اين اقدامات، بودند كساني كه بدون توجه به «مصالح و منافع فردي»، ‌مفاسد را تحمل ننموده، در برابر آن با «قلم و بيان» قيام كردند.

البته معترضان به اين جانب جز آنكه فرد يا افراد مورد انتقاد و اعتراضم را تا «عرش» بالا مي‌برند، يا اين‌كه پرسش‌گري روشنگرانه و اعتراض را «نشستن در جايگاه رهبري» مي‌خوانند، هيچ توجيه ديگري ندارند. و اين يعني «مصونيت‌سازي براي افراد خاص»‌ يا «گروه‌هاي داراي قدرت و ثروت»، و يعني دگرگوني «آزادگي در انديشه و عمل كه پرچم عزت‌مند تشيع علوي عليه‌السلام و فاطمي سلام الله عليها است. مي‌گويم اگر رفتار اختناق‌آور اين توجيه‌گران صحيح است، چرا «دكتر احمدي‌نژاد» كه مورد تأييد صريح و قاطع مقام عظماي ولايت فقيه، و قاطبه ملت عدالت‌خواه است، زير سر نيزه قلم و چكمه‌هاي بيان؟! آنان له مي‌شود؟ هم‌چنين براي ناصحان اين گروه «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته»، چه معنايي دارد؟‌

به هر روي،‌ افتخار و سربلندي من از آن است كه فرزند به حق مرجعيت و روحانيت عالي‌مقام، پارسا، شجاع و دينمدار هستم و اين برداشت تكليف‌گرايانه را در دايرة الگوپذيري از بزرگترين الگوي بشريت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و زينب كبري سلام الله عليها برگرفته‌ام. از اين روي نه‌تنها تا زماني كه زنده‌ام سكوت پيشه نخواهم كرد، بلكه بنا به حركت‌هاي منافقانه،‌‌ مسؤوليت افزون‌تر و خطيرتري را احساس مي‌نمايم. به همين جهت نوع نگاه و راهكارهايم نه كليشه‌اي از ژورناليسم است،‌ و نه دست وپازدن‌هاي خنثي و به اصطلاح كارشناسي‌هاي بي‌طرفانه! آيا در صف‌آرايي «حق و باطل»، «بي‌طرفي» معنا و مفهومي دارد؟ آيا مي‌توانم در زمره شيعيان علي‌بن‌ابيطالب عليه‌السلام باشم،‌ و الگويي چون «سعد وقاص» را انتخاب نمايم؟‌

27 سال عمر پربركت اسلامي جمهوري‌اسلامي،‌ مرا چه در جايگاه يك دانشجو در شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه تهران، و چه در مسؤوليت خانه‌داري و مادر دو فرزند بودن هرگز از دغدغه‌هاي انديشه ديني و سياست دينمدارانه، غافل نكرده است. گاه از خود مي‌پرسم، واقعاً كدام امر دنيايي در اين مسير هدايتگرم بوده و هست؟ اين پرسش را از آن رو مطرح مي‌كنم كه مي‌بينم اين «خط سرخ زهرايي سلام الله عليها» ثمري غير از تهاجم، تحقير، سرزنش، دشنام، تهمت و افتراء برايم ارمغان نداشته است. طبيعي است كه در استمرار آن، پرداخت هزينه‌هاي سنگين‌تر هم برايم قابل قبول باشد و از آن استقبال نمايم.

مقام عظماي ولايت !
در سال 1367 زماني كه «نظارت‌هاي خودمحورانه و جناحي اصلاح‌طلبان امروز» بر دانشگاه‌ها حاكم بود، از ورود به مقطع كارشناسي ارشد محروم شدم. به توصيه برخي از دست‌اندركاران درد آشنا، شكايت‌نامه‌اي خطاب به حضرت‌عالي به‌عنوان رياست‌جمهور، و رئيس شوراي انقلاب فرهنگي نوشتم. پيش از نگارش از «لسان ‌الغيب» كمك خواستم. باور نمي‌كردم كه پاسخ دهد:
رندان تشنه لب را آبي نمي‌دهد كس
گويا «ولي‌شناسان» رفتند از اين ولايت

گرچه آن نامه در بايگاني‌ها ماند، اما غزل الهامي، شادماني و طي طريق با اعتقاد و اطمينان بيشتر را به من ارزاني داشت. در نتيجه از يك سو پيمان شهادت‌طلبانه خود با سرور آزادگان حسين‌بن‌علي عليه‌السلام و قهرمان كربلا سلام الله عليها را مستحكم‌تر كردم، و از سوي ديگر در مسير دفاع از حوزه‌هاي امام صادق عليه‌السلام ولايت‌فقيه،‌ و سياست عدالت‌خواهانه آن، پايدارتر گرديدم. چرا نبايد چنين راه افتخارآفرين و پرمشقتي را انتخاب كنم، در حالي كه خداوند بهره‌مندي از تباري را نصيبم گردانيده كه در آن «خدمات ارزنده مجلسي»‌ها به تمدن شيعي، «زهد و تقوا و دنياگريزي مجتهد عالي‌مقام آقا وحيد بهبهاني»، «پايمردي و شجاعت آقا محمدعلي در اجراي شريعت، ‌مبارزه بي‌‌امان با انحرافات فرقه‌اي، توطئه‌هاي فرهنگ ستيز مزدوران غرب، و ده‌ها نماد ديگر از وفاداري به شريعت محمدي صلي‌الله عليه و آله و سلم و عدالت علوي عليه‌السلام را افتخاري عظيم و مسؤوليت‌آور، مي‌دانم.

علاوه بر آن، از حضرت خميني سلام الله عليه آموخته‌ام كه هر فرد اين مرز و بوم مديون خون‌هاي پاك شهيدان انقلاب اسلامي است و كمترين پيوند عقيدتي و فكري و سياسي با آنان، مسؤوليت بزرگ پاسداري از مرزهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي را به گردن او مي‌گذارد. نيك مي‌دانم اين شيوه‌اي است كه «ابوذر»ها، «حجر»ها و «سوده»ها رهروان نخستين آن بوده‌اند. آيا آن بزرگوران هميشه جاويد، به «بهانه» وجود «ولي» آن هم امام معصوم عليه‌السلام، «مسؤوليت‌گريزي» يا «مصلحت‌جويي» را سرلوحه كار قرار مي‌دادند؟

مي‌دانم كه مهاجمان از دو جناح براين نوشتار هم يورش خواهند برد، و مرا به جرم آزادگي با اتهامات مختلف، محكوم‌ و ترور شخصيت خواهند نمود. مگر يك‌سال و اند گذشته چنين نبوده است؟

اما از آنجا كه براي نوشتن اين نامه، توسط يكي از روحانيون فقيه و وارسته، از خداوند عليم و حكيم، طلب مشورت نموده‌ام، باكي از تخريب و ترور ندارم. حضرت حق پاسخ استخاره‌ام را چنين فرمود: «خيلي خوب است، در انجام آن ترديد نكنيد».

ولايت امر مسلمين !
واقعيت‌هاي سال‌هاي گذشته نشان مي‌دهد كه با حاكميت دوران سازندگي «گفتمان اسلام ناب محمدي صل الله عليه و آله و سلم» و هدف متعالي و انسان‌ساز قرآني آن دچار تغيير، تضعيف و دگرگوني شد. اين امر بر هيچ‌كس پوشيده نيست كه مسؤولان، از يك سو «تغيير نظر» و «دگرگوني عمل» را تا «ترويج زندگي به سبك غربي» پيش بردند و از سوي ديگر براي مؤمنان و آگاهان دردهاي جانكاهي به جاي گذاردند كه با جابجايي «توسعه» و «اصلاحات» هم اين درد و زخم عميق‌تر شد، و هم سلامت فكر و جسم و جان و عمل جامعه ار دچار مخاطرات جدي نمود.

آنچه امروز از «فقر و فساد و تبعيض» در جامعه به صورت گسترده ملاحظه مي‌شود، از نگاه هر فرد عادي، چيزي نيست، مگر برنامه‌ها و راهكارهاي دو دوره گذشته! خود نيك مي‌دانيد كه براي آگاهان به تفكر و برنامه‌هاي غرب اين ثمره، طبيعي با روندي مستمر است. زيرا آن‌ها مي‌دانند «توسعه» ارمغان آمريكا براي جهان سوم با پيامدهاي دردناك و مشابه مي‌باشد. در اين ميان بديهي است كه جهان اسلام به ويژه مهد تشيع، ايران عزيز، با «تغييرات مبنايي در باورها و اعتقادات» و دگرگوني در «اصول و ارزش»ها خسارات بيشتري را متحمل گردد.

البته اگر ركن ركين ولايت فقيه، وجود پربركت مرجعيت عالي‌مقام، و تلاش‌هاي بي‌وقفه علماي رباني در اين مرز و بوم نبود، ‌امروز اثري از مباني ديني و ارزش‌هاي مقدسي ديده نمي‌شد. شيون بيشتر بر اين عزاي بزرگ در آن است كه رؤساي دو دوره گذشته، و برخي مسؤولان عالي‌رتبه در لباس روحانيت، مجريان امر بودند، و با پوشش و تفسير و تأويل ديني، برنامه‌ها را به اجرا درآوردند.

آحاد اين ملت، حتي نسل سوم، ‌وقوف كامل دارند كه حضرت‌عالي بارها و بارها به «تهاجم فرهنگي» تأكيد ورزيده، و حتي آن را «شبيخون فرهنگي» تعبير نموديد. اما در كاركرد مسؤولان و مديران و تئوري‌پردازان دولت‌هاي گذشته، نه‌تنها تأثيري نداشت، بلكه روند تند اين «شبيخون» در دوره «اصلاح‌طلبي»، جامعه ديني را به خشم و تقابل واداشت.

اينك سپاس بي‌كران به درگاه ايزد منان مي‌بريم كه ملت هوشمند و متمسك به حبل‌الله اهل بيت عليهم السلام را در انتخابات رياست جمهوري نهم، هدايت نمود، و آنان را در «گزينش دكتر احمدي‌نژاد» ياري فرمود.

در دو دوره گذشته، همواره مي‌انديشيديم كه «شبيخون فرهنگي» با وجود «رؤساي جمهور روحاني» چگونه در برنامه‌ها و راهكارهاي نظام اسلامي دنبال مي‌شود؟ زيرا اين حركت نه در تاريكي شب و نه از روزنه‌ها به كشور و درون جامعه رسوخ مي‌كرد. بلكه با سخنان، تفسيرها و تأويل هاي مسؤولان عالي و اجراي عملي منسوبين و منتصبين آنان صورت مي گرفت! آيا مي‌شد و مي‌شود كسي به چنين دركي برسدد و اثرلات روبه رشد «توسعه» را در تار و پود جامعه بيمار ببيند، اما از آن روي كه از «نام و مقام و مال» بي‌بهره است، بي‌تفاوت و ساكت از آن عبور نمايد؟ يا آنكه در آن مستحيل شده و ثناگوي هم شود؟ يا با تطبيق انحرافي و التقاطي راهكارها و مباني توسعه با اسلام عزيز و احكام رهايي‌بخش قرآن كريم، و رفتار و گفتار مبارك حضرت‌ امام‌خميني‌ سلام الله عليه در استحكام آن بكوشد؟

بسيار كسان بودند كه راه‌هاي فوق را برگزيدند و از «بهره‌هاي آن نصيب فراوان بردند! برخي آشكارا «درستي» آن و «نادرستي» گفتمان اسلام ناب محمدي صلي‌الله عليه و آله و سلم را اعلان نمودند گروهي ديگر «مصلحت‌گرايي» را دليل «عافيت‌جويي» قرار داده، هر دو دوره با ادعاي «اصول‌گرايي» همراه و همگام مجريان و تئوري‌پردازان شدند. جالب است كه اين شيوه سياسي را «همدلي» ‌و «تعامل» ناميدند، امري كه در رياست‌جمهوري «دكتر احمدي‌نژاد» ذره‌اي از آن را بكار نگرفتند!‌بلكه در جهت خلاف هم حركت نموده و مي‌نمايند!؟

اما چه كنم كه بنده شايد از آن روي كه نه نامي دارم و نه مقام و نه در پي نان بيش از زندگي روزمره هستم، نتوانستم و نمي‌توانم هيچ يك از «بهانه»ها را كه به «بهاي سنگيني» هم خريده مي‌شد، پذيرا شوم!‌ در نتيجه راه در پيش گرفته دوران گذشته‌ام، «گفتن و نوشتن»‌ در جهت روشنگري، و مبارزه با اين «تغيير و دگرگوني» بود. به هرحال از آن روي كه علوم سياسي خوانده بودم، از «كنه ماجرا» به مقداري اطلاع داشتم. بدتر از آن مي‌ديدم همان اساتيد تدريس كننده «دگرگوني و نوسازي» در اعماق نظام اسلامي جاي گرفته‌اند،‌ و «علم» آنان است كه به مثابه «موادمخدر» در تار و پود نظام علوي عليه‌السلام از طريق مجريان،تزريق مي‌شود.

براي بسياري از آگاهان، نتيجه قطعي اين «تدريس و تحصيل» در مراكز «تصميم‌گيري و اجرا» از بين رفتن سلامت جامعه و گسست مردم از نظام اسلامي بود كه «مقام رفيع ولايت فقيه» عامل و علت بي‌نتيجه ماندن «گسست» گرديد، هرچند با ضايعات بالايي جامعه را مبتلا نمود. واقعيات نشان داد كه «ملت» از «دولت»ها بريدند، و با نظام اسلامي، «پيوند خود را محكم‌تر» نمودند.

مردم در دوران سازندگی می‌دیدند و می‌شنیدند که احکام الهی با تفسیر و تأویل رئیس‌جمهور در خطبه‌های نماز جمعه، «تعدیل» می‌شود و بلافاصله به اجراء در می‌آید. مردم در شگفت بودند که «مجریان نخستین تعدیل شریعت» از خانواده همین فرد بر می‌خیزند، تا «عادی‌شدن مسأله» را در جامعه حاکمیت بخشند. مردم شاهد بودند «عدالت‌خواهی» در بستر «توسعه» ناپدید می‌گردد، و بدعت‌گذاري شگفت‌آور «مدیران لایق» و نه «مدیریت‌های سالم»، را قداست می‌دهد! شگفتا که در این خط، «تخصص» هم نبود که بر «تعهد» غلبه می‌کرد، بلکه «نفع مشترک» و «رابطه»، اساس کار واقع می‌شد.

مردم از یک سوی سیره فاطمی سلام الله عليه و امام خمینی رحمت الله عليه و حضرت‌عالی رادر طهارت زندگی فردی، و پرچمداری مبارزه با استکبار و جهانخوارگی، و قیام برای اجرای عدالت نظاره می‌کردند، و از سوی دیگر ثروت‌اندوزی، خویشاوندسالاری و عقب‌نشینی و پذیرش نسخه‌های جهان‌گرایانه غربي به سرکردگی آمریکا را، راهکار اجرایی دولتمردان می‌دیدند. آیا مردم از یاد خواهند برد که رئیس دولت سازندگی در خطبه‌های جمعه، امیرمؤمنان عليه‌السلام، مولای متقیان و سرآمد زاهدان و پارسایان را دارای «ثروتی هنگفت» ترسیم کرد که «فرزندان آن حضرت از آن میراث برخوردار شدند»؟ آیا فراموش می‌شود که او پیامبر اکرم صلي‌الله عليه و آله وسلم را «دارای 9 خانه» که برای هریک از همسران خویش تهیه کرده بود، معرفی کرد؟ هرگز! اما شاید بسیاری نمی‌دانستند که این گفتمان اسلام جدید، راهکار هموارسازی مسیر توسعه‌ای است، که «تئوری مصرف‌گرایی» را دنبال می‌کند! و می‌دیدند که راه پیش گرفته خانواده مجریان امر، پشت پرده این تئوری‌پردازی‌ها، قرار دارد!

مردم با کمال تعجب هر روز اخبار رانت‌خواری‌ها، تبعیض‌ها، و خانواده‌گرایی‌ها را می‌شنیدند، و برخی مشاهده می‌کردند که به تدریج روبه افزایش است. هم چنین ثمرات نامطلوب این شیوه دولتمردان را در گستره‌ي جامعه به عینه ملاحظه می‌نمودند. دردناک‌تر آنکه این روند نامیمون طیف‌های مختلفی را آسیب‌پذیر کرد. که «تعداد معدودی» از دارندگان مدال افتخار دوران طلایی دفاع مقدس هم در آن جای داشتند. امروز که در دولت «عدالت‌محور دکتر احمدی‌نژاد» به آن روزها می‌نگرم. با وحشت و رعب فزاینده، روزهای سخت را در خاطر مرور می‌کنم. سپس خدای منان را سپاس می‌گویم که اراده ملت را در تبعیت از ولایت، به مسیر گفتمان اسلام ناب محمدی صلي‌الله عليه و آله و سلم رهنمون گردید.

واقعیت‌ها نشان می‌دهد، علاوه بر اندیشه و برنامه و راهکارهای توسعه، «دگرگونی تدریجی» در شیوه حکومتداری مسؤولان، از دوران سازندگی آغاز شد. پارسایی و دنیاگریزی، مسؤولیت‌پذیری و وظیفه‌گرایی رویکردی وارونه یافت، و تجمل‌گرایی و اسراف، اشرافیت و ویژه‌خواری، امتیازطلبی و حزب‌سازی و تقسیم جامعه به «دولتمردان» و «توده» گفتمان و اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی را به چالشی سخت گرفت. از تأسف‌های عمیق آن دوره «معارضه صریح و گسترده با فرهنگ بسیج» به عنوان نماد برجسته زندگی متعالی و نماد سیره تشیع علوی صلي‌الله عليه و آله و صلم بود. آیا میلیون‌ها وفادار به ارزش‌های بسیج فراموش می‌کنند که رئیس‌جمهور وقت در خطبه نمازجمعه به صراحت بسیجیان را «جلنبر»هایی خواند که «اُورکتی آمریکایی به تن دارند» و «می‌پندارند همیشه باید بیل به دست» باشند؟ این گفته‌های هولناک واقعیت‌هایی است که در تاریخ آن را ثبت كرده است. هم‌چنین نمی‌توان شعارهای ننگینی که در حاكميت اصلاحات، بسیج و بسیجی را آماج تیرهای زهرآلود خود قرار داد، مولود شوم این دوران ندانست. اما این که چرا «بازخوانی ریشه‌ای این پرونده» را که نه تنها بسته نشده، بلکه با روی کار آمدن دکتر احمدی‌نژاد، با روش‌های پنهان، هزینه بیشتری صرف آن می‌شود. «تخریب چهره‌های نظام» می‌خوانند، پرسشی است که آیندگان با مرور اسناد و وقایع، پاسخ آن را شفاف‌تر خواهند یافت.

از دیگر مسائل آن دوران «امتیازطلبی خانوادگی» در میان مسؤولان بود. واژه «آقازادگی» نه در معنای شخصیت، روش و منش و تبار والای اسلامی، بلکه با تصویر امتیازات، رانت‌ها و ثروت‌هاي خانواده برخی مسؤولان به ویژه عالی‌ترین مقام‌ها، خود نشان داد. از هرچه بتوان گذشت، نمی‌توان حضور و ماهیت حضور فرزندان و خویشان رئیس دولت سازندگی را اشاره نداشت. گرچه همین اشارات و پرسش‌هاست که دستاویز تخریب و ترور با ابزارهای گوناگون علیه پرسش‌کننده می‌گردد، یا همچون فرجام چند طلبه‌ي حوزه‌ي جعفری عليه‌السلام به ضرب وشتم، و زندان و تبعید آنان می‌انجامد. اما چه باک که اسلام متعالی، مفهوم «آزادگی» را در «زیستن شیعی‌گرایانه» متجلی کرده است.

آنچه در شهریورماه در دادگاه یک کشور اروپایی افشاء شد، گوشه کوچکی از فساد مالی، سیاسی و اقتصادی 16 ساله حاکمیت «توسعه» و اصلاح‌طلبی بود.
آیا در این ماجرا که رقم 15میلیون دلار رشوه یا پورسانت یا ... در یک معامله نفتی مطرح شد نام «مهدی هاشمی» با اسم مستعار «جونيور» ثبت نگردید؟

حال بازهم رئیس دولت سازندگی باید اصرار کند تا مدعیان این مفاسد خانوادگی «براي ادعای خود سند بیاورند»؟! آیا بازهم ابزارهای گونه‌گون در جهت «خفه کردن هر پرسش‌گر یا منتقد و معترض» باید تخریب و ترور شخصیت و اندیشه، و ضرب و جرح و زندان و تبعید بکار گیرند؟ می‌گویم اگر مجلس به یکی از سه وزیر پیشنهادی رئیس‌جمهور برای وزارت نفت رأی اعتماد می‌داد، شاید تاکنون پرونده‌های بسياري مطرح و رسيدگي شده بود. و نیز اگر مجلس و قوه قضائیه رئیس‌جمهور را یاری می‌کردند از مفاسد بسیار دیگري پرده براشته می‌شد. اما چه باید کرد که نمایندگان مجلس و ریاست قوه قضائیه نه تنها در این مسیر احمدی‌نژاد را یاری نمی‌کنند، بلکه با خشم و قهرحتی تهدیدهای او را، برای اقتصاد کشور زیان‌بار می‌خوانند!!

تعجب از آن است که قوه قضائیه نظام اسلامی، پس از افشای این مسأله، که نقطه‌ای از صفحات رانت‌خواری، ثروت‌اندوزی و مفاسد بی‌شمار را نشان می‌دهد، وزارت نفت در 16 سال گذشته را «پاک یا پاک‌ترین وزارت‌خانه‌ها ارزیابی می‌کند»؟! جالب است كه پس از اين اعلان قوه قضائيه، گزارشي از مفاسد وزارت نفت ،در دوران گذشته، در مجلس ارائه مي‌شود. معلوم نيست قوه قضائيه در برابر آن چه پاسخي دارد؟

آیا مسؤولان قوه قضائیه، اگر برای خداوند سبحان پاسخی آماده کرده باشند، نمی‌پندارند «تاریخ» صفحات خود را از اسناد و مدارک پرخواهد کرد و این «قاضی»ها را به محاکمه خواهد کشید؟ خدا نیاورد روزی را که یک «ویل دورانت» پیدا شود تا با ثبت واقعیات عملکرد مسؤولان، خانواده ها و اطرافیان آنان را در این دوران به تحلیل و بررسی بنشیند. به راستی چگونه می‌توان از دل توسعه و اصلاحات، «شهرام جزایری»هاي بسیار پیدا نکرد، که یک دارنده لباس روحانی که سال‌ها نمایندگی مجلس و مقام اجرایی داشته، حتی به ریاست مجلس شورای اسلامی هم رسیده، گرفتن 300 میلیون تومان از وی را «ارزش» هم بداند. اینجاست که باید عملکرد قوه قضائیه را در عدم همراهی با دکتر احمدی‌نژاد در راه مبارزه با مفسدان و مفاسد اقتصادی تأمل‌برانگیز و تأسف‌آور دید.

نکته دیگر كه در دوران سازندگي بروز يافت، کارکرد شرمگینانه «فائزه هاشمی» است. او که علاوه بر رفتار، در گفتار هم حریم‌شکنی احکام شریعت را دنبال نمود، و ساحت مرجعیت و روحانیت شیعه را تحت عنوان «فقه مردسالار» مورد تهاجم و اهانت قرار داد. آیا پیش از وی، کدام زن یا حتی مرد، جرأت چنین گستاخی‌های آشکار را درنظام اسلامی را داشت؟ پرسش دیگر آن است که او یا «فاطمه هاشمی» با کدام صلاحیت علمی، سیاسی و یا انقلابی و دینی وارد عرصه فرهنگي شده، یا این که «مدیریت‌های ویژه» را مادام‌العمر به خود اختصاص دادند؟ «فائزه هاشمی» بدون تردید با «پشتوانه پدر» به مجلس شورای اسلامی راه یافت، و در همین مسؤولیت!! به «زیارت قبر شاه معدوم در مصر رفت»، و در نشریه خود، «پیام همسر پلید شاه معدوم» را به مناسبت نوروز درج نمود. فاجعه‌بارتر آن که در پی اعتراض ملی، وی اظهار داشت: من به این خانواده احترام می‌گذارم. (نقل به مضمون)

مقام عظمای ولایت!
این اشارات کوچک‌ترین و ناچیزترین مسائلی است که همه ملت از آن آگاه است. به خدا سوگند این جانب، هرگز درپی پرده‌دری نبوده‌ام و چون حزب‌گرایان و جناح‌گرایان به آبروریزی افراد و خانواده‌ها با ورود به حریم‌های خصوصی نیندیشیده‌ام؛ بلکه از آن متنفر و بیزارم. همه نوشته‌ها و گفته‌های 27 ساله‌ام گواه این مدعاست.

آنان که در پایان دولت سازندگی حزبی خانوادگی و رابطه‌ای ایجاد نمودند، و آنانكه در مسیر پایداری منافع خود حتی «خواهان تغییر قانون اساسی و مادام‌العمر شدن ریاست‌جمهور براي رئیس دولت سازندگی» شدند، بر آنند با فحاشی و تخریب‌گری قدرت و ثروتی را که در 8 سال حاکمیت دولت اصلاحات «فربهی بیشتری» یافت، همچنان مصون نگهدارند.

در نگاهی دیگر، تبلیغات انتخابات نهم ریاست جمهوری را باید مرور کرد که شفاف شدن مواضع عملی، و مبانی فکری و سیاسی رئیس دولت سازندگی را بیش از گذشته نمایان کرد، و افکار عمومی را بیش از بیش نگران نمود. برخی از دلسوزان و وفاداران به اسلام و روحانیت، که برای اندیشه و عمل رئیس دولت سازندگی و اعمال و رفتار و سخنان خانواده و مدیران او «مرزسازی» می‌کردند و ثمرات نامطلوب آن را با اغماض و حسن نیت می‌نگریستند، در آن برهه، با چشم و گوش خود شگفتی‌های زشتی را دیدند و شنیدند، این افراد در انتخابات نهم که به دلیل بالارفتن پرده‌های بسیار، و صف‌آرایی‌های غیرمنتظره در تخریب و ترور احمدی‌نژاد و گفتمان عدالت‌محور او به سردمداری رئیس‌جمهورهای اسبق و سابق، و پیروزی معجزه‌آسای ملت در انتخاب دکتر احمدی‌نژاد، آن را «معجزه‌ي هزاره‌ي سوم» نامیدم- و این نام را برگفته از اشارات برخی فقهای وارسته و کارشناسان خبره خارجی برگزیدم- حجت را تمام شده یافتند.

در این امتحان الهی مردم، روش‌ها، ابزارها، راهکارها، و نوع نگاه اعتقادی در ستادهای انتخابات رئیس دولت سازندگی، اظهارات نمایندگان ویژه او در تلويزيون، فیلم‌های تبلیغاتی وی، آشکارا با احکام شریعت و مبانی انقلاب اسلامی و اندیشه حضرت امام سلام الله عليه در مغايرت بودند. هر يك از دو مناظره تلویزیونی نمایندگان ویژه این فرد در تخریب دکتر احمدی‌نژاد به تنهايي كافي است تا دين، انصاف، وجدان، انسانیت و اخلاق آنان را مورد سؤال همیشگی قرار دهد، چنانکه نتیجه انتخابات همین امر را نشان داد. بالاتر از همه «فیلم‌های تبلیغاتی» شخص رئیس دولت سازندگی بودکه در لباس روحانیت اعمال و سخناني را در تاریخ ثبت کرد، که هولناکی آن بر اندام هر ایرانی لرزه می‌‌اندازد.

اما رئیس دولت اصلاحات! به واقع «اصلاح‌طلبی» همان‌گونه که در گفته‌ها، و اقدامات مجریان آن ظاهر گردید، برنامه‌ای ناسازگار با اسلام و نظام اسلامی است. همه دانشجویان و پژوهشگران با ورود به این مبحث به آسانی «اصلاح‌طلبی» را برنامه‌ای کامل به منظور «جابجایی یا براندازی حکومت های نامطلوب از نظر آمریکا» خواهند یافت. برنامه‌ها و راهکارهایی که در تئوری و عمل اصلاح‌طلبان یک به یک اجرا شد. این که چرا نتیجه دلخواه حاصل نشد به دو امر مهم باز می‌گردد: برخورداری نظام اسلامی از ولایت فقیه که اساس و محور جمهوری اسلامی است و «ولایتمداری آگاهانه و مشتاقانه ملت خداجوی در تمسک به این ریسمان الهی».

درستی آن است که هم رئیس دولت اصلاحات و هم برنامه‌ها و راهکارهایش مورد تحسین و تشویق غرب، به ویژه آمریکا بوده‌اند. به نظر مي‌رسد همین نکته به تنهایی کافي بود تا رهنمود حضرت خمینی سلام الله عليه در این زمینه «میزان و معیار» قرار گیرد، که اگر دشمنان از کسی تعریف کردند در او شک بنمائید؟!

این جانب که در دوران سازندگی به دلیل «خودسانسوری»های ناآگاهانه از تریبون‌های مکتوب محروم بودم، با سخنرانی در مراکز مختلف اما محدود، روشنگری، انتقاد و حتی اعتراض‌های مبنایی را مطرح کردم. با یافتن وسیله مکتوب، علاوه بر «کتاب اصلاح‌طلبی» در ده‌ها مقاله و سخنرانی، نوع نگاه، مبانی و عملکرد اصلاح‌طلبانه را همراه با دوران سازندگي از نقد تا اعتراض پي‌گيري كردم. شگفتی از آن است که وقتی به حمایت از دیدگاه و عملکرد عدالت‌محور دکتر احمدی‌نژاد در ریاست‌جمهوری برخاستم، تخریب‌گران دولت نهم از هر دو جناح، گذشته مرا نادیده گرفته، «نوشته‌ها و گفته‌هایم» را به عمر دولت نهم پیوند زدند. این شگفتی بیشتر به جناح موسوم به اصول‌گرا باز می‌گردد، که در دوران گذشته از جمله تحسین‌کنندگان مبانی فکری، شیوه قلمی و نحوه‌ي سخنرانی‌هایم بوده‌است.

مقام عظمای ولایت!
چنان که پیشتر تصریح نمودم، فرزند حوزه امام صادق عليه‌السلام هستم، و یکی از رشدیافتگان در بستر اندیشه و سیره حضرت خمینی سلام الله عليه می‌باشم، و نیز در زمره شیفتگان اصول و ارزش‌های متعالی انقلاب اسلامی و بسیج پرافتخار آن هستم. چه بر این ادعا بخندند و چه بگریند! چه این نکات را مورد تحسین قرار دهند یا طبق روال یک سال و اند گذشته آن‌ها را وسیله تخریب و ترور شخصيتي بیشترم بنمایند، این واقعیت افتخارآمیز تار و پود وجودم را فراگرفته است. از این روی خویش را مجاز نمی‌دانستم که گفتمان اندیشه و راهکارهای اصلاح‌طبی را در حد بضاعت به چالش نگيرم! چگونه می‌توانستم آن روزها خاموش بمانم یا اینک فراموش کنم که رئیس دولت اصلاحات، با داشتن لباس روحانی فریاد برآورد: «اگر دین در مقابل آزادی بایستد در هم خواهد شکست» و «اگر عدالت هم در برابر آزادی ایستادگی کند درهم شکسته خواهد شد» بدتر از آن، این که وی برای سخنان و اندیشه خود «مشروطه‌گری» را حجت آورده که از منظر همه آزاداندیشان «اعدام شیخ شهید فضل الله نوری در آن، بر دار شدن شریعت توسط مشروطه چیان به منظور سوق دادن مهد تشيع در كژ راهه‌ي تاریک غربزدگی» بود.

بسیاری از جوانان امروز، آن روزها نوجوانی بودند که مقاله «شریعت بر دار» مرا در نشریه‌ي «صبح» خواندند، و بر آن مصیبت عظما گریستند. بسیاری از روحانیون بزرگوار، شخصاً یا با واسطه پیام‌های تسلی و تشکر فرستادند، و این قلم ناچیز را بدلیل «ورود به هنگام» و تطبيقي، با دعای خیرشان مزین فرمودند.

لحظه به لحظه اصلاح‌طلبی برای همه دینمداران آگاه درد بود و رنج، و غده چرکینی بود که جز خون و عفونت برون‌دادی نداشت؟ آیا مقام عصمت کبرای حق، در گفته های تئوری‌پردازان اصلاح‌طلب مورد جسارت واقع نشد؟ آیا آزادی راهپیمایی علیه خداوند، آزادی تعریف شده اصلاح‌طلبان مطرح نگردید؟ آیا عاشورای حسینی عليه‌السلام انتقام‌گیری به حق و واقع‌بینانه امویان از مجاهدان بدر، تحلیل نشد؟ آیا استیضاح امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف توسط برادر رئیس‌جمهور اعلان نگردید؟ اضافه باید کرد این نکته را که «جنگ با عاشورا» در پروژه تحلیل و تفسیر از سوی مشاور رئیس‌جمهور دولت اصلاحات و رئیس اصلاح‌طلب شورای شهر صورت گرفت. اعوذبالله من الشیطان الرجیم.

و این مصیبت عظما، نقطه‌ای کمرنگ از پرونده‌ي حاکمیت فرهنگی اصلاح‌طلبان است، که عرصه‌های اقتصاد و سیاست آنان چیزی جز استمرار برنامه های سازندگی نبود. از کدام مصائب می‌توان چشم پوشید؟ حرمت‌شکنی از دین یا حریم شکنی از ولایت فقیه؟! جسارت و ترکتازی به روحانیت که هتاکانه از مرز کاریکاتور هم گذشت و در آن «مصباح دین» به جرم دفاع از فلسفه سیاسی اسلام مورد تعرض اصلاح‌طلبان قرار گرفت؟ یا اندیشه‌سوزی‌هایی که توسط وزیر ارشاد وقت به انجام رسید؟

چگونه باید از خاطر برد سخنان رئیس دولت اصلاحات را که در جلسه استیضاح وزیر ارشادش، مجلسیان را چنین خطاب قرار داد: اندیشه او اندیشه من است.

از چه باید گذشت؟ از آنکه روزنامه دولت اصلاح‌طلب، بسیج و سپاه افتخارآفرین را «یاران دیکتاتور» تصویر کرد؟ یا ده‌ها و صدها نوشته و گفته‌ای که اشاره به کوتاه‌ترین جملات آن‌ها، حجم نه چندان کم کتاب «توطئه یا آزادی» را رقم زد؟

به هر روی آن دوران به سرآمد، و پیامدهای فاجعه‌بار فرهنگی آن به صورت اعتیاد گسترده، ابتذال اخلاقی، بی‌فرهنگی هنری و قلمی، فروپاشی مرزهای اخلاق در جامعه و خانواده، جامعه اسلامی را دربرگرفت. علاوه بر آنکه بیكاری وسیع، فاصله طبقاتی فاحش، تقسیم جامعه به فقیر و غنی، و حلقه مدیران چرخشی بین اصلاح‌طلبان اعم از کارگزاران و مشارکتی‌ها و ... معضلات غیرقابل تردید بجای مانده از آن 16 سال است. البته، رانت‌خواری‌‌ها و ویژه‌طلبی‌ها و مدیریت‌های خانوادگی، سرمایه عظیم را برای اصلاح‌طلبان به مانند کارگزاران سازندگی ثمر داد که تأسیس مؤسسات فرهنگی، هزینه گزاف تبلیغاتی و ایجاد روزنامه‌هاي زنجیره‌ای و سفرهای پی در پی خارجی این طیف را به آسانی می‌پردازد.

عنایات ویژه حضرت صاحب‌الامر، و امدادهای الهی که به فرموده حضرت خمینی سلام‌الله عليه در مواقع خطر پشتیبان نظام اسلامی و ملت ایران است، و برکت وجود مبارک ولي فقیه، در سوم تیرماه 1384، و پیش از آن در 27 خرداد، کشور ایران، نظام اسلامی و مردم نجیب ایران را مشمول خود قرار داد.

رویکرد معجزه‌آسای ملت به نامزدی که وارستگی، خلوص، ایمان و دنیاگریزیش او را محبوب قلب‌ها نمود، غرب دنیامدار را نیز به شگفتی واداشت. ملت انتخاب دکتر احمدی‌نژاد را انتخاب فردی اعلان كرد که در مدیریت‌های گذشته، به ویژه در شهرداری تهران با سابقه مدیریت «کارگزارانی» اصول و شیوه عملی «مدیریت اسلامی» را به نمایش درآورده بود.

احیای گفتمان اسلام ناب محمدی صلي‌الله عليه و آله و سلم پس از سال‌ها اخراج از دستور کار قوه مجريه، توسط احمدی‌نژاد با عطر «دعای فرج» به جامعه بازگشت. مردم‌گرایی و پرهیز از اشرافیت، ساده‌زیستی و دوری از کاخ‌نشینی، مسؤولیت‌پذیری و کنارنهادن مدیریت تشریفاتی و طبقاتی سبب شد تا زندگی و امید، شادی و طراوت، ارزش‌ها و اصول دین‌باورانه با حضور او به میان ملت بازگردد. اراده خداوند بر آن تعلق گرفته بود که با آراء چشم‌گیر ملت «مردی از جنس مردم» و با گفتمانی مبتنی بر «انتظار» به ریاست‌جمهوری برسد. اما از انتخابات تاکنون آن «توسعه‌مداران» و «آزادی‌خواهان» که در برابر هر حریم‌شکنی و اهانت به اصول و مقدسات از خود «سعه صدر» نشان می‌دادند، و میدان دادن به جسارت کنندگان علیه دین و باورهای ایمانی را – طبق رهنمود دین‌ستیزانه جان استوارت میل- یک ارزش «تساهل گرایانه» می‌خواندند، با احمدی نژاد چه برخوردی داشتند؟

مقام عظمای ولایت!
می‌دانم از انبوه رنج‌ها و مصائب که گوشه کوچکی از آن را بازگفتم، سینه‌ای پر درد دارید. اما از آنجا که ولایت فقیه را مأمن و ملجأ و پشتیبان و حافظ اسلام و مسلمین می‌دانم و به آن باور دارم، این چنین بی‌محابا گلایه‌هایم را مطرح می‌کنم.

می‌پندارم چرا خود را در دریای نعمت ولایت غرق نسازم، و شکوه از خیل انبوه مهاجمان و بدخواهان را به ولی فقیه عرضه ندارم؟ آيا مي‌توانم هم‌چون اصلاح‌طلبان باید به بیگانگان پناه برم، و در تریبون‌های کثیف آن‌ها، از رنج و درد برآمده از سال‌ها «غربزدگی» سخن بگویم؟ یا مانند برخی مسؤولان دارنده لباس روحانیت به دیار فرنگ سفر کرده و در مراکز و محافل آنجا داد سخن بدهم؟

آری! این مهم در تاریخ گرانبهای ایران اسلامی ثبت گردید، که پیروزی دکتر احمدی‌نژاد را آرای میلیون‌ها نفر روزه‌دار در ماه‌های خرداد و تیر، و توسلات و ادعیه هزاران مؤمن و پارسا به ظهور رسانید. این نبود مگر مشی زاهدانه او، و خلوص و تقوای فکری و عملیش که دل‌های مردم را به سوی وي متوجه کرد. در غیر این صورت «کدام نیرو توان مقابله با صف واحد اصلاح‌طلب و محافظه‌کار در حمایت از رقیب دکتر احمدی‌نژاد، و تخریب هولناک وی» را داشت؟ ناگفته پیداست که رفتار و گفتار «عدالت‌محور» دکتر احمدی‌نژاد نیز نماد حاکمیت اسلام ناب محمدی صلي‌الله عليه و آله و سلم بود که ملت عمیقاً به آن دل بستند. اما باید دید احزاب، گروه‌ها، مطبوعات، رؤسای جمهور پیشین، مجلس شورای اسلامی، شورای شهر تهران، سایت‌ها و مراکز و افراد مدعی دین‌داری و عدالت‌خواهی، از لحظات آغازین ریاست‌جمهوری تاکنون با او چه‌ها که نکردند؟! صدا و سیمای جمهوری اسلامی، به عنوان رسانه ملی، نسبت به این رئیس‌جمهور بدون حزب و گروه سیاسی، چه عملکردی داشته و دارد؟

واقعیت این است که تخریب بی‌امان این‌جانب، از سوی مطبوعات، نمایندگان مجلس و دست اندرکاران نامرئی سایت‌های لجن‌پراکن، با راهکار بی‌سابقه صدا و سیما، به جرم دفاع از دکتر احمدی‌نژاد و بررسی مستند واقعیات انتخابات نهم بود.

شاید گردانندگان و دست‌اندرکاران حملات ناجوانمردانه بپندارند، می‌توانند هم نسل حاضر، و هم آیندگان را از ریشه‌یابی واقعیات منحرف کنند. اما آن‌ها نمی‌‌دانند پیشرفت تکنولوژی که ابزار کار را آنها قرار گرفته، وسیله ثبت دقیق‌تر و ماناتر واقعیات برای آیندگان خواهد بود، علاوه بر آنکه نسل‌های حاضر نيز رفتار و گفتار آنان را با دقت نظر مورد توجه و تأمل قرار می‌دهند.

اگر کارکردی که گروه‌های بی‌شمار ملت آن را «حرکت مافیایی» می‌دانند، با پول و زور و امکانات بتواند، امروز «صدای بی‌پشتوانه سیاسی و مالی فاطمه رجبی را در گلو خفه کرده، یك قلم واقعیت‌نگار را در هم بشکند، اما نمی‌تواند، چشم و عقل نسل‌های آتی را ازديدن حقایق و واقعیت ها محروم کند».

مگر نه آنکه «زر و زور و تزویر» توأمان در تخریب احمدی‌نژاد یکپارچه و همدل! وارد عمل شدند، اما ملت تاگنون آرام و خاموش دست‌های پلید آنها را در لباس‌های مختلف دیده، و علی‌رغم خواسته آنان، بر گرد احمدی‌نژاد حلقه زده است؟

مقام عظمای ولایت!
من به صراحت گفته‌ام و نوشته‌ام که مجلس هفتم بدترین راهکارها را نسبت به احمدی‌نژاد به اجرا درآورد. در این مجلس بسیاری از نمایندگاني حاضرند که اقلیت 70 نفره مجلس ششم را تشکیل می‌دادند. «چهار سال سکوت، تأیید، همدلی و هماهنگی کامل با دولت اصلاحات» عملکرد آن‌ها در مجلس ششم بود. به استثنای سه یا چهار نماینده که گاه و بی‌گاه در مخالفت با برخی اقدامات نطق‌های پیش از دستور داشتند، کدام جبهه‌گیری، نقد کارشناسانه، و انتقاد دل‌سوزانه از نوع برخورد با دکتر احمدی‌نژاد در آن دوران نامیمون از اقلیت مجلس ششم به یادگار مانده است؟

سیل عظیم سؤالات، استیضاح‌های پی‌در‌پی، فحاشی، تمسخر، و مانع‌تراشی‌های مختلف با استفاده از کرسی مجلس شورای اسلامی توسط تعدادی از نمایندگان، دولت دکتر احمدی‌نژاد را در محاصره قرار داده است. این مجلس که بیش از یک سال بهترین نحوه عمل را در برخورد با دولت اصلاح‌طلب داشت، بدترین شیوه را در مواجهه با دولت اسلامی احمدی‌نژاد به کار گرفته است.

عدم رأی اعتماد بی‌سابقه به 4 وزیر، زیر و رو کردن لایحه بودجه 85، و مخالفت صریح و آشکار با تمامی اقدامات، سخنان و رفتارهای رئیس‌جمهور، پرونده کاری اکثریتی از مجلسیان است. بازهم من مي‌گويم اگر مجلس به یکی از 3 وزیر پیشنهادی وزارت نفت رأی اعتماد می‌داد، شايد امروز شاهد ترکتازی‌های مافیای قدرت و ثروت نبودیم.

تاریخ گواه آن است که «عدالت‌خواهی» در مقام عمل با چالش‌ها، موانع و دشواری‌های بسیار همراه است. به عنوان یک شیعه سیره مظلومانه بزرگترین مظلوم عالم، امیرمؤمنان عليه‌السلام را در مسیر اجرای عدالت شنیده‌ام. از این روی از عدالت‌ستیزان اصلاح‌طلب توقعی نیست که در راستای «حفظ و بقای ثروت و قدرت خود» با همه توان علیه دولت احمدی‌نژاد وارد عمل شوند. اما مجلس هفتم با نام «اصول‌گرایی» چه پاسخی دارد؟

چگونه از خاطر ملت فراموش می‌شود که در نخستین میزبانی مجلس برای رئیس‌جمهور - احمدی‌نژاد- رئیس مجلس با لحنی خشم‌آلود از «تغییر مدیران» به عنوان «برگ ریزان» سخن به میان آورد؟ نمی‌توان و نباید از یاد برد که وی رئیس‌جمهور جدید را در نخستين میهمانی تهدید نمود که «اگر به تغییر مدیران گذشته اقدام کند، مجلس در برابر وی خواهد ایستاد»؟! آیا خواسته ملت هم این بود؟ آیا رئیس مجلس و نمایندگان هم‌سو با او نمی‌دانستند آرای ملت «دگرگونی کامل در برنامه‌ها، راهکارها و مدیریت»ها را اعلان نموده است؟ پس این تهدید و اخطار با کدام نگاه، انگيزه و هدف بود؟!

پرسش‌های طرح شده در گفته‌ها و نوشته‌های من این است که: چرا باید مدیران وابسته به تفکر 16 سال گذشته در مصادر امور باقی بمانند؟ آیا برخی ضعف‌ها در دولت احمدی‌نژاد از منظر عموم ملت، به بقای مدیران سابق باز نمی‌گردد؟ آیا فساد و تبعیض اداری، اجتماعي، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی، ثمره کار مدیران گذشته نیست؟ اگر نیست، پس رئیس مجلس و همه همفکران با او به ملت پاسخ دهند این معضلات را چه کسی و چه عاملی در جامعه ایجاد کرده است؟

آیا ارسال صدها هزار نامه‌ از سوي مردم به رئیس‌جمهور – احمدی‌نژاد- در مورد بیکاری، مسکن، درمان، اعتیاد و در یک کلمه معضل خانمان‌برانداز فقر و فساد و تبعیض گسترده و عميق، برآمده از دولت نوپای احمدی‌نژاد است، یا نتیجه کار و برنامه و جهت‌گیری‌های 16 سال گذشته است؟ آیا گزارشی که در مجلس خوانده شد، حکایت از مفاسد کلان وزارت نفت دوران احمدی‌نژاد دارد یا دوران سازندگی و اصلاحات را می‌نمایاند؟

هم‌چنین سؤال است كه کدام یک از تصمیمات، اقدامات، سخنان و راهکارهای عدالت‌خواهانه و مردم‌گرایانه دکتر احمدی‌نژاد با قبول و همراهی مجلس مواجه شده است؟ سفرهای پربرکت استانی، که تحقق مشی علوی عليه‌السلام و دولت مردمی است یا دیپلماسی عزتمند و هویت‌بخش خارجی؟ پیشرفت به حق در انرژی هسته‌ای، و متوجه ساختن افکار عمومی جهان به آن، یا تعطیلات اسلامی عید فطر؟ برچیدن حیف و میل‌ها، زدودن رسم نامیمون آقازادگی، رانت‌خواری، امتیازطلبی و ... را مجلس تشویق کرده و با آن تعامل نموده یا «سقوط دلار» به عنوان شکست کامل سلطه آمریکا بر ایران و جایگزینی «یورو»؟ و ...

تعجب از آن است که چند چهره مدعی اصول‌گرایی، با زشت‌ترین کلمات و ناهنجارترین نوع سخن، رئیس‌جمهور را تخریب می‌کنند. چرا؟

و تعجب‌آورتر آنکه این افراد، حتی برآیند اقدامات رئیس‌جمهور و تلاش بی‌وقفه او و دولتش را در کلام صریح، قاطع و شفاف حضرت‌عالي نادیده می‌گیرند. با کدام عقل و منطق می‌توان پذیرفت نماینده‌ای که برای استمرار مخالفت خویش با دولت، دولت را متهم به «ماکیاويلیسم» می‌کند، دوستدار دولت و منتقد دلسوز آن است؟

یا نماینده‌ای که یک لحظه از تخریب دولت غافل نمی‌شود و با بدترین واژه‌ها اتهام می‌زند و ناسزا می‌گوید و با همه ادعاها، نمی‌تواند حتی یک نظر کارشناسانه انتقادی علیه «تبدیل دلار به یورو» اظهار کند، اما علت ناسزاگویی و تخریب‌گری خود را با کاربرد کلمه‌ي بی‌منطق «شتاب‌زده» توجیه می‌کند!!

آیا این افراد بر این باورند ملت در ارزیابی‌های خود، آن‌ها را صادق دانسته، و نوع تعامل پرخاشگرانه و کارشکنانه‌شان را با عملکرد دوستانه و صبورانه نسبت به دولت اصلاحات، به مقایسه نمی‌گذارد؟

شاید این تصور سبب مي‌شود که این نمایندگان به راه خود ادامه ‌دهند. اگر چنین نیست، پس چگونه است که مجلس با 210 امضاء در حمایت از رئیس دولت سازندگی به محکومیت چند طلبه امام صادق عليه‌السلام به جرم «پرسشگری از وی» بر می‌خیزد و با این عمل هم وفاداری به سازندگی را اعلان می‌کند و هم روح استبدادطلبی را حاکمیت می‌بخشد، و با 221 امضاء رئیس دانشگاه آزاد را پشتیبانی می‌نماید تا مبادا سیاست‌های عدالتخواهانه احمدی‌نژاد، در دفاع از حقوق ملت به تعویض وی پس از 25 سال بیانجامد، اما در برابر ماجرای چند «تروریست» در دانشگاه امیرکبیر، سکوت می‌کند؟!

مقام عظمای ولایت!
صدا و سیمای جمهوری اسلامی، تنها رسانه ملی نیز برخورد سیاسی با دولت را از ابتدا تا کنون دنبال کرده است. اعتراضات نمایندگان تشکل‌های دانشجویی به رئیس صدا و سيما در معارضه با مشی عدالت‌خواهانه رئیس‌جمهور، پرده از کنه ماجرا بر می‌دارد. تحقیر، تخریب، تمسخر، تضعیف و تخطئه همه برنامه‌های دولت، در کنار حذف و کمرنگ کردن خدمات آن، راهکارهای صدا و سیما است. این روند همراه با بزرگ‌نمایی كاستي‌ها و دروغ‌پردازی نسبت به دولت پیش می‌رود. نمونه این ادعا را می‌توان در مسأله «خرید گندم توسط دولت و دادن قیمت آن به کشاورزان در همان روز» اشاره کرد که اگر بنا شود برخی نمونه‌ها ذکر گردد، مثنوی هفتادمن کاغذ شود. اضافه باید کرد تخریب‌هایی که در پوشش طنز، کارشناسی، تحلیل و تفسیر خبری صورت می‌گیرد، و اکثر مردم نسبت به آن حساسيت نشان مي‌دهند.

هم‌چنین در شرایطی که سخنرانی‌های رئیس‌جمهور به عنوان مسؤول عالی‌رتبه مملکتی، پیرامون مسائل مختلف داخلی و خارجی با حذف یا تخطئه در صدا و سیما روبه‌رو است، و هر ابتکار و ابداع دیپلماتیک وی که سیاستمداران جهان را به تحسین وا می‌دارد، با شیوه‌های مختلف ضعيف و يا مسأله‌دار جلوه داده می‌شود، «سفر رئیس دولت اصلاحات به آمریکا و انگلیس» دارای جایگاه ویژه در بخش‌های متعدد است!! آن هم با رویکردی مثبت، و حذف واقعیات آن که گزارش برخي از مطالب آن بسیار هولناک بود!

روش صدا و سیما در برابر دولت تا بدانجا سیاسی‌کارانه است که حتی «مواضع صریح و شفاف جناب‌عالی را هم سلیقه‌ای منعکس می‌کند.» به‌عنوان نمونه جمله تاریخی شما را که «دولت جدید محبوبترین دولت‌های پس از مشروطه است» با اضافه شدن کلمه «از» پخش مي‌شود، و یا اين‌كه مردم از شنیدن حمایت‌های صریحتان از رئیس‌جمهور در شهر گرمسار در بخش‌های خبری محروم می‌گردند! چرا؟

در این میان ملت با بمباران تصاویر، سخنان، میهمانی‌ها و جلسات مقام‌های دوران اصلاح‌طلبي و سازندگي و احزاب و گروه‌های سیاسی در صدا و سیما مواجه است. از پخش تصاویر نماز جماعت گرفته تا خبری از یک میهمانی یا یک مسافرت و ...

بدیهی است جناح‌های سیاسی از تدبیر، شجاعت، صراحت، مهرورزی، صداقت و اخلاص دکتر احمدی‌نژاد خشمگین هستند. آن‌ها می‌دانند که «تحول عظیم» یا «انقلاب سومی» که با روی کارآمدن احمدی‌نژاد ایجاد شده، راه بی‌بازگشت برای دیگر رؤسای جمهور آینده است، همچنانکه معیار ارزیابی رؤسای جمهور گذشته قرار گرفته است. اما آیا صدا و سیما که تنها رسانه ملی است حق دارد ابزار کار سیاسی‌کاران باشد؟

این روند حتی «سمینار هولوکاست» را که اندیشه‌گران غربی و «خاخام‌های یهودی» در آن به حمایت از طرح دکتر احمدی‌نژاد پرداختند و «افسانه‌ای بودن هولوکاست» را صحه گذاردند، از دستور کار صدا و سیما خارج می‌کند! آیا جز این است که این سمینار، رژیم جنایتکار اسرائیل را افشاء كرد و مشروعیت دروغین آن را برملا ساخت؟ آیا این امر مهم از دید رئیس صدا و سیما اهمیتی کمتر از ملاقات‌ها و حضورهای شخص او دارد؟ آیا خواندن مشروح نامه رئیس صدا و سیما در پاسخ به حضرت‌عالی در بخش‌های مختلف صدا و سیما همراه با تصویر وی، حلال مشکلات و مسائل داخلی و خارجی کشور است که باید مردم تحمل شنیدن و دیدن چند باره آن را داشته باشند؟ و آیا...

مقام عظمای ولایت!
مسأله‌ي آقای قالیباف، از نکات دیگری است که این جانب به آن پرداخته و خواهم پرداخت. واقعیت آن است که اتخاذ «تصمیم سیاسی شدن یک شبه نظامیان» هیچ دلیل و توجیه عقلانی، منطقی و سیاسی در نظام اسلامی ندارد. اگر با مصلحت‌جویی‌های مقطعی این امر در مواردی تأیید شد، ولی به طور قطع در آینده معضل بزرگی برای نظام اسلامی خواهد بود. نظر این جانب بر آن است که وقتی افراد با صلاحیت در جامعه کم نیستند، چرا باید برخی از نظامیان، با پشت کردن به پیشینه خود، بدون توجه به نياز کشور به حضور آنان در قوای مسلح، لباس پرافتخار نظامی را از تن خارج ساخته، و حریصانه وارد میدان بازیگری سیاسی شوند؟ اضافه می‌کنم این افراد برای آیندگان هم هیچ پاسخی نخواهند داشت که چرا تبعیت از فرماندهی کل قوا را با گرفتن یک پست سیاسی معامله کردند.

اما فرد مورد نظر- آقای قالیباف- دارای عملکردی تأمل‌برانگیز و اسفبار است. وی با ورود به انتخابات نهم، در تبلیغاتی که به لحاظ هزینه مالی و محتوای سیاسی و عقیدتی همگان را به شگفتی واداشت، خود را معرفی کرد. بالابودن هزینه مالی او و رقیب نهایی دکتر احمدی‌نژاد، داراي فاصله با دیگر نامزدها بود. آقای قالیباف که هزینه گزاف و منابع مالی تبلیغاتش مورد پرسش پی‌در‌پی خبرنگاران واقع می‌شد، یکبار در برابر دوربین تلویزیون قول داد پس از انتخابات «مبلغ هزینه‌ها و منابع مالی» خود را اعلان نماید. همچنین او در دانشگاه امام صادق عليه السلام به دانشجویان معترض، به قرآن کریم سوگند یاد نمود که در پایان انتخابات میزان مخارج تبلیغات را برای ملت بازگوید. اما این امر نه تنها اتفاق نیفتاد، بلکه در شهرداری نیز، همچنان منابع مالی مجهول کار تبلیغاتی را دنبال كرد. پس از ریاست‌جمهوری دکتر احمدی‌نژاد، در صف‌بندی‌های جدید سیاسی، شورای شهر تهران با شکاف اکثریت و اقلیت، آقای قالیباف را به شهرداری تهران رسانید. رئیس شورا مردم را اطمینان داد که شهردار جدید در شیوه و برنامه‌ها، همان مدیریت مردمی و بی‌نظیر احمدی‌نژاد را ادامه دهد. اما در عمل چه شد؟ بازگرداندن مدیران کارگزارانی به ویژه رئیس «مترو» از اقدامات ابتدایی شهردار تهران بود. اسراف و تبذیز، سیاسی‌کاری و حذف برنامه‌های احمدی‌نژاد از دستور کار، به خصوص «اعلان برچیدن ملاقات‌های مردمی» نمادهای کار این شهردار بوده ‌است.

به طور خلاصه، دسته‌بندی و گروه‌بازی پرشتاب و آشکار در انتخابات شورای شهر، از سوی قالی‌باف حرکتی بی‌سابقه بود. هم‌چنين تشکیل «ستادهای حامی قالی‌باف در تهران و مشهد» مردم را بار دیگر به پشتوانه سیاسی و مالی شهردار تهران مشکوک کرد. این فرد که در انتخابات نهم، خود را «اصول‌گرای اصلاح‌طلب» و «رضاخان حزب‌اللهی» نامیده بود در شهرداری نیز عملکردی غیرمنتظره داشت. «بدعت‌گزاری اعلان نام شهردار» در تبلیغات انتخاباتی امری تأسف‌بار بود که توسط گروه‌های سیاسی حامي وي و براي بقاي او صورت گرفت و ... آیا مي‌توان به این فرد با دیده مساعد نگريست؟

به ‌طوركلي تصور دارم پیامدهای زیانبار «استعفای نظامیان» به ویژه «ورود شتابزده به عرصه سیاست»، و راهکارهای نامطلوب مالی و سیاسی و فرهنگی برای رسیدن به قدرت توسط این افراد، فرهنگ ایثارگر، و شهادت‌طلبی، شهامت و اخلاص را در راستای دفاع از مرزهای خاکی و ایمانی نظام اسلامی خدشه‌دار می‌کند. آیا نسل سوم، و نسل‌های آتی در برابر این راهکارها، تنها نظاره‌گرانی بدون تحلیل یا تأییدکننده‌هایی فاقد شعور خواهند بود؟ آیا این جانب به عنوان یک «فرد همیشه بسیجی» و «همسر یک بسیجی» حاضر در جبهه‌های حق علیه باطل، نباید به این رفتار سیاسی‌کارانه با ضایعات وحشتناک آن برای نظام اسلامی و ملت ایران، معترض باشم؟ و آیا اگر افرادی چون بنده را با تخریب و تهدید وادار به سکوت کنند، تاریخ از ثبت حقایق و واقعیات عاجز خواهد بود؟!

مقام عظمای ولایت!
سخن آخر در ارتباط با انتخابات اخیر است. همگان شاهد هستند رئیس مجمع تشخیص مصلحت پس از انتخابات با راهکارهای مختلف خود، خانواده و حامیان و ابزارهای سیاسی‌اش، ورود به مجلس خبرگان را دستور اصلی کار قرار دادند. براي من نمونه‌هایی چون «ماجرای 15 خرداد در قم و افشای نامه محرمانه امام سلام الله عليه درباره جنگ» وقايع هدفمند بودند که پس‌لرزه‌های ساختگی بدنبال داشتند. افشای نامه محرمانه، علاوه بر این‌که حرکتی در راستای تفرقه داخلی، تشتت و تنش در جامعه بود، نگاه نسل سوم را نسبت به افتخارات جنگ، حقانیت ایران اسلامی، و مظلومیت و شهادت‌طلبی عاشورایی هزاران سربدار گمنام، خدشه‌دار می‌کرد. علاوه بر آن «هدفمندی ویژه» افشای این نامه تأمل‌برانگیز است که باید در پروسه انتخاباتی مورد توجه واقع شود. به اشاره می‌گویم که «معاون پارلمانی دولت اصلاحات» پس از افشای نامه امام سلام الله عليه، در نوشته‌ای نظام اسلامی را تهدید کرد که «آقای هاشمی از این نامه‌ها زیاد در دست دارد». علاوه بر آن اضافه بايد كرد اصلاح يك شبه‌ي مقررات مجلس خبرگان را تا بر اساس آن هزاران کارت نظارت در دست فائزه هاشمی قرار گيرد، كاري که در خبرها به عنوان «جنبش چندهزارنفره» مطرح شد و تخلفات انتخاباتی، از نوع تبلیغ بر سر صندوق‌های رأی و کارکرد یکسال و اندي صدا و سیما و مطبوعات و سایت‌ها و غیره برای این فرد؛ اين‌ها مسائلی است که تاریخ آینده به آن خواهد پرداخت. هرچند رئیس مجلس تشخیص مصلحت با عجله اطلاعیه مي‌دهد و همه نظام اسلامی را خرج خود مي‌کند و با اعلان اين‌كه در 11 انتخاب گذشته نفر اول بوده است،‌ انتخابات پيش را مخدوش مي‌نماید؛ ‌به دليل همين روش‌ها و ابزارهاي نامشروع تبليغاتي است كه مشروعيت و ميزان آراي اين فرد از سوي ملت با ناباوري و ترديد نگريسته مي‌شود.

اما در انتخابات شورای شهر! آنچه را که به عنوان یک حركت زيان‌بار برای روحانیت نمی‌توان چشم‌پوشی کرد، اقدامات «امور مساجد» است. طبق گزارشات مستند، مرکز امور مساجد در چند جلسه، اقداماتی آشکار علیه دولت و در حمایت از «آقای قالی‌باف» و لیست حامی او داشته است. آخرین کار مرکز امور مساجد «دعوت از صدها امام جماعت در مسجد حضرت زهرا سلام الله عليها واقع در شهرک غرب بوده است». با کمال تأسف در این دعوت ضمن پرداخت ... به هریک نفر، مسؤول مرکز امور مساجد، در یک سخنرانی صریحاً اعلان می‌نماید: هر گروهي كه شوراي شهر را دست داشته باشد، مجلس را خواهد گرفت و سپس رياست‌جمهوري را بدست خواهد آورد. پس از سخنراني وي، ‌آقاي قالي‌باف سخنراني كرده،‌ نياز به ابقاي خود را در شهرداري اشاره مي‌كند. در پايان مراسم،‌ به هر يك از امامان جماعت بسته تبليغات اصول‌گرايان حامي قالي‌باف داده مي‌شود. آيا درست است كه مساجد اين سنگرهاي دفاع از نظام اسلامي، پايگاه سياسي گروه ويژه آقاي قالي‌باف شود؟

در همین جا ضروری می‌دانم بگويم بسیاری از مردم آشنا به مسائل از «تعویض مسؤول دعوت سخنران پیش از خطبه‌های جمعه، پس از سالیان دراز خدمت» شگفت زده‌اند، و مي‌پرسند: آیا دعوت از دکتر احمدی‌نژاد برای سخنرانی روز قدس در نماز جمعه، علت عزل این فرد گردیده؟ یا قصور دیگری از او سرزده است! اگر بخش نخست درست باشد، بايد براي روش‌هاي سياسي و جناحي اين جايگاه مقدس تأسف خورد!

ولی امر مسلمین!
می‌دانم توجیه تخریب‌گران من این خواهد بود که چرا چنین مسائلی را آشكار کردم. پاسخ من این است که عاملان این راهکارهای مغایر با اسلام، و بهره‌مندی از منابع مالی نامعلوم، با اعمال خود، تیشه به ریشه اسلام، نظام اسلامی و روحانیت و مساجد می‌زنند. مگر نه این که بسیاری از امامان جماعت از جلسه مذکور ناخشنود بوده و این نارضایتی را به جامعه بازگو کرده‌اند؟ آیا برای تطهیر مساجد، امامان جماعت و پاسداشت قداست روحانیت، ضرورت ندارد شیوه‌های خطرناک سیاسی با اغراض خاص پی‌گیری و ریشه‌یابی شود؟

پرسش دیگر آن است که «آقای قالی‌باف» دارای چه ویژگی‌هایی است که برای «شکست احمدی‌نژاد» مورد توجه واقع شده است؟ و نیز چرا او از سوي اصلاح‌طلبان نيز استقبال مي‌شود؟‌ انتخاباتی که گوشه کوچکی از «تبلیغات» یا «تخریبات» آن اشاره شد، چه میزان «مشروعیت» و «مقبولیت» دارد؟ «همدلی و همکاری اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان در برگزیدن قالی‌باف به شهرداری تهران پرده از مسائل انتخاباتی برخواهد داشت.

مقام عظمای ولایت!
بیم آن ندارم که گسترده‌تر از پیش تخریب شوم. وحشت آن ندارم که ترور فیزیکی شامل حالم گردد. چرا که ترور شخصیت و اندیشه را از سوی دو جناح، با امدادهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی به گونه‌ي بی‌سابقه متحمل گردیده‌ام. از این رو سربلند و مفتخر اظهار می‌دارم: این نامه را ننوشتم مگر برای ثبت در تاریخ گهربار شیعه و قضاوت نسل‌های آینده. ننوشتم، مگر برای دفاع از حریم مقدس روحانیت و پاک کردن آن از آلودگی‌های سیاسی چند چهره سیاسی‌کار! ننوشتم مگر برای پاسداری از خون هزاران شهید سرافرازی که در کسوت سپاهی، ارتشی و بسیجی، بقای نظام اسلامی و اعتلای پرچم جمهوری اسلامی ایران خون پاک خویش را اهدا نمودند.

نوشتم برای تاریخ و برای نسل‌های آینده این کشور! از آن روی که داور نهایی حکیم و علیم را خداوندی می‌دانم که نیاز به شرح و توضیح پیرامون اقدامات ندارد. نوشتم بدان جهت که به «معاد» اعتقاد راسخ دارم. «میزان» و «صراط» را عمیقاً باور داشته؛ «حساب» و «حشر» را حقیقتی یقینی می‌دانم. بنابراین اعتراف می‌کنم که این نامه را نوشتم تا تاریخ بداند درون مرزهای افتخارآفرین تشیع، «آزادگی» مهر تأیید زندگی هدفمند است. نوشتم تا نسل امروز ایران اسلامی و نسل‌های آتی بدانند که در امواج تخریب و ترور شخصیت و اندیشه، و ایجاد اختناق و ارعاب توسط حلقه‌ها و ابزارهای دنیاپرست، یک «زن مسلمان»، «به ولایت فقیه» متوسل می‌شود تا «گلایه»ها و «شکایت»های خود را به پیشگاه او عرضه کند.
نوشتم تا در تاریخ ثبت شود که «فاطمه رجبی» زنی تنهاست که «حریت» را پیشه کرده، و بند بندگی حق را با محوریت ولایت فقیه به گردن انداخته، و بر مدار همیشه جاوید آن می‌ماند و می‌میرد.

ولایت عظمای فقیه!
به‌عنوان يك دردمند نظام اسلامي شکایت از روزنامه‌ها و سایت‌ها و تریبون‌های اصلاح‌طلبان ندارم. از اصول‌گرایانی که برای رسیدن به قدرت، همه اصول را زیر پا نهاده و دکتر احمدی‌نژاد را به عنوان نماد برجسته عدالت‌خواهی، «علی‌وار» به مصاف پیوسته گرفته‌اند، هم گله‌ای ندارم. از تخریب‌گری گسترده سایت «آفتاب» وابسته به مجمع تشخیص مصلحت، و سایت «بازتاب» وابسته به دبیر مجمع تشخیص مصلحت، و سایت «انتخاب» با ریاست یک دارنده لباس روحانی هم گله‌ای نمی‌کنم، چون از این مراکز سیاسی، بیش از این انتظاری نیست، و از آن روی که این ابزارها جز با تخریب پیوسته دکتر احمدی‌نژاد روز را به شب نمی‌رسانند، روشن است که برای از پای درآوردن او، به ایجاد جو اختناق و سرکوب بپردازند. البته در این میان باید «فاطمه رجبی» به جرم گفتن حقایق و تحلیل واقعیات، با بدترین شیوه‌ها ترور شخصیت شود. با این هدف که فرد دیگری جرأت دفاع از رئیس‌جمهور و حقیقت‌گویی را نیابد! و این یعنی «قتل‌عام آزادگی»!

اما نمی‌توانم از سایت «مهر» وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، و ریاست روحانی آن در تخریب دکتر احمدی‌نژاد سخن نگویم. سایتی که اخیراً دو روزنامه «تهران امروز» و «تهران تایمز» را هم به میدان آورده است. داستان دومی در تخریب دكتر احمدي‌نژاد، در مجله «اشپیگل» هم مطرح شد، آیا واقعاً سازمان تبلیغات اسلامی در تخریب رئیس‌جمهور، حتی پذیرش همکاری با نویسندگان «مجله دانمارکی توهین کننده به پیامبر اعظم صلي‌الله عليه » را هم جایز می‌داند؟!

به تاریخ اعلان می‌کنم که «عدالت ستیزی» جناح‌های سیاسی، در «زنده به گور کردن زن» راه جاهلیت عرب را پیش گرفته است. در این حرکت الگو برداشته از کفر و شرک جاهلی، کارآمد «نسبت دادن فاطمه رجبی به دولت» است. در این راهکار، «فاطمه رجبی» نیست که می‌نویسد و فاطمه رجبي نيست كه سخن مي‌گويد، بلكه او «همسر سخنگوي دولت است». از این تخریب هولناک و بی‌سابقه به خداوند شکایت می‌کنم و نسل امروز و نسل‌های فردا را به گواه می‌گیرم.

سایت «مهر» آخرین بار در راستای «جذب آراء برای آقای هاشمی» به راهکار پلیدی متوسل شد. این سایت در بعد از ظهر جمعه با نوشته تخریب‌گرانه، مرا متهم به تخریب آقای هاشمی در ساعات ممنوعیت تبلیغات کرد. سایت مهر گویا تا آن ساعت به «رأی آوردن آقای هاشمی» امید نداشت كه مقاله‌ من را که چند روز پیش در دو سایت همزمان منتشر شده بود، بهانه تبليغ براي وي قرار داد. به دلیل همین روش‌ها و ابزارهای نامشروع تبلیغاتی است که هم مشروعيت و هم ميزان آرای این فرد را مشروع نمی‌دانم! همچنانکه بسیاری از مردم به آن ناباورانه و مشکوک می‌نگرند. از تخریب‌گران سایت «مهر» و دیگر سایت‌های جناح راست می‌پرسم: چرا هیچکدام به ابزار فشار «فاطمه» یا «فائزه هاشمی» در گرفتن هزاران کارت نظارت از ستاد نظارت شورای نگهبان توجه نکرد؟ آیا این خبر در سایت‌ها گزارش نشد؟

از سوی دیگر می‌پرسم چرا نمایندگان مجلس، حزب‌ها و گروه‌های خلق‌الساعه، با نام‌های مقدس به «خاندان‌سالاری» دو رئیس‌جمهور اسبق و سابق حتی در حال حاضر اشاره ندارند؟ چرا هیچ یک از وکلا، روزنامه‌ها، صدا و سیما و سایت‌ها و سخنگویان گروه‌های دینی و سیاسی سفر 60 نفره آقای هاشمی را به عربستان سعودی، آن هم با هواپیمای اختصاصی و همراه داشتن فرزندان، ندید و نشنید، و برای آن خواستار «جایگاه تعریف شده» نگردید؟

چرا هیچ‌یک از افراد و گروه‌های نام برده، سفرهای آقای خاتمی را به آمریکا، انگلیس و ... مورد سؤال قرار نمی‌دهد، و همراهی دختر، برادر، خواهرزاده و ... وی را، بدون داشتن جایگاه سیاسی یا مسؤولیتی مورد پرسش قرار نمی‌دهد؟ واقعاً هیچ‌کس در این کشور نمی‌خواهد بداند منابع مالی این افراد کجاست؟ و چرا لایتناهی است؟ هیچ‌کس نمی‌خواهد بپرسد، چرا خانواده این افراد حتی پس از پایان ریاست‌جمهوری آنان، همچنان «سروری» بر ملت دارند؟ اما همه حلقه‌های مافیایی، و ابزارهای تخریب‌گر، با «خفه کردن فاطمه رجبی»، بمباران دولت را دنبال می‌کنند؟

ناچارم به سخنان همیشه جاوید حضرت امام سلام الله عليه توسل جویم، آنگاه که در دهه 40 سلطه‌گری آمریکا بر ایران را با این تعبیر زیبا به چالش گرفت: «چون ما دلار نداریم، باید زیر پای آمریکا له شویم؟» و من می‌گویم: چون احمدی‌نژاد ویژه‌خوار نیست، حزب‌ساز نیست، منابع مالی و ابزارهای دولت را در دسترس خویشاوندان، و نزدیکان خود قرار نداد، و در یک کلمه چون او خارج از حلقه «مافیای قدرت و ثروت» است، باید آماج دسیسه‌ها و توطئه‌ها و تخریب‌های لحظه‌ به ‌لحظه واقع شود. و چون «فاطمه رجبی» نه «زر» دارد و نه «زور» و نه به «تزویر» روی می‌آورد، باید گلویش در چنگ‌های سیاسی‌کاران فشرده گردد، و «قلم» او زیر چکمه مستبدان و انحصارگرایان «خرد» شود.

مقام عظمای ولایت!
این نامه را نوشتم تا تاریخ بداند در فضای مصلحت‌سنجی و مصالحه، سیاست‌پیشگی و معامله، زنی مسلمان با ریشه و تباری افتخارآمیز، و سابقه و لاحقه‌ای روشن، بدون داشتن پشتوانه سیاسی و مالی، با «عدالت‌ستیزان» به مصاف پرداخت. مصافی نابرابر، اما مستند و مبتنی بر واقعیات.

نوشتم تا تاریخ بخواند که فاطمه رجبی در دفاع از فریاد مظلومانه احمدی‌نژاد برای اجرای عدالت، در یک «عملیات شهادت‌طلبانه» وارد شد و فریاد «مرگ بر مافیا» را به شعار «مرگ بر آمریکا» اضافه نمود. خوشحالم که نه در بوق‌های بیگانگان و نه با پناه بردن به دانشگاه های انگلیس و آمریکا و نه با سنگر گرفتن در حلقه‌های مافیایی، بلکه با پناه بردن به «رکن رکین ولایت فقیه» این فریاد را سر دادم. چه نیکوست عارفانه مردن، و چه ننگین است ذلت‌بار زیستن، و برای این زیست سیاسی بهانه تراشیدن!

به نسل‌های آینده می‌گویم قضاوت کنند که چرا «یک حلقه از افرادی که عملکردشان، برنامه‌هاشان و سخنانشان خارج از اصول انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است» و حتی با آن تقابل دارد، «چهره»ها و «شخصیت»ها و «ستون»های نظام اسلامی شده‌اند؟! آیا ملتی که برای انقلاب اسلامی خون داد، جوان داد، زجر کشید و برای بقای این نظام، آماج حملات و تخریب‌ها، طردها و محرومیت‌ها شد، و از نظام اسلامی ويژه‌خواري در پست و پول و مدرک و مقام نمي‌خواهد، «چهره» یا «شخصیت» نیست؟! آيا مردم جایگاهی در نظام اسلامی ندارند و حتی اجازه «نوشتن و گفتن» در بستر «آزادگی اسلامی» و «آزادی جمهوری اسلامی» هم نباید داشته باشند؟ این «شخصیت‌سازی» و «چهره‌پردازی» و «برپا نمودن ستون» برای نظام اسلامی را با چه «بهای سنگینی» باید تحمل نمود و تا کی و تا کجا؟ آیا بنیانگذار نظام اسلامی نفرمود: مصلحت اسلام و نظام اسلامی را فدای فرد نمی‌کنم! پس ما کجای تاریخ اسلام، و در کدام نقطه از سیره و اندیشه حضرت امام سلام الله عليه قرار گرفته‌ایم.

آیا آرای آقای هاشمی که با وسایل و دسایس سیاسی و متأسفانه مذهبی، جمع گردید، و جایگاه مجلس خبرگان سبب می‌گردد تا هم پیشینه او و خانواده‌اش، و هم حال پرمسأله وي به لحاظ مبانی فکری و مشی عملی «مصونیت آهنین» یابد؟ آیا حضور وی در مجلس خبرگان، مسؤولیت ملت را در برابر او و هریک از نمایندگان این مجلس عظیم، بیشتر نمی‌کند؟

چرا نباید فرد یا افرادی به مبانی فکری و اعتقادی و سیاسی آقای هاشمی بپردازند؟ مگر نه این‌که وی در سخنرانی انتخاباتی خود در «شهر ری» و در «جمع روحانیون» اعلان داشت: «اوایل انقلاب ولایت فقیه یک اصل مطرود» بود؟! و مگر نه این که او در همين سخنراني «امام سلام الله عليه را متهم کرد که در اول انقلاب ولایت فقیه را مدنظر نداشت» و مگر ...

و این همه تازه ترین اظهارات عقیدتی و سیاسی آقای هاشمی است.

نوشتم تا تاریخ بخواند که احمدی‌نژاد برای مهیاسازی «جامعه منتظر» تلاشی عدالتخواهانه دارد، و نیز بداند مخالفان، منتقدان، معترضان و رقبای او، با توجه به همین نکته، او را به مصاف گرفته‌اند. نوشتم زیرا تاریخ خواهد خواند که یک نماینده همیشه معترض، شادمان از عدم رأی آوردن لیستی که بدون وابستگی مالی یا حزبی به احمدی‌نژاد، خود را حامیان او معرفی نمود، اظهار داشت: «مردم یک نه بزرگ به خرافه‌گرایی، احساس‌گرایی، انتظارگرایی نامعقول و ... گفتند» آری! نوشتم تا مردم این زمان و مردمان آینده در این کشور و در هرجای دنیا، بدانند حتی شعار «انتظار گرایی» از سوی «عاقلان» و «عالم‌نمایان» قدرت‌طلب «خرافه‌گرایی» و «اوهام» است. و نوشتم تا نسل‌های آینده بدانند نفع‌پرستان دنیامدار، احمدی‌نژاد را مظلومانه به جرم پارسایی، و عدم استفاده از قدرت، و آلوده نشدن به حزب‌سازی و باندبازی، و تن ندادن به سهم‌خواهی و باج‌گیری به مسلخ می‌برند.

و نوشتم تا همگان بدانند «قدرت‌مداران همیشه در قدرت» با ابزارهای مختلف، و در «هم‌آوایی اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان» چنان احمدی‌نژاد را تخریب می‌کنند که فضایی از نوع فضای کودتای آمریکایی 28 مرداد ایران و کودتای آمریکایی «شیلی» علیه دولت مردمی «سالوادوره آلنده» ایجاد شود.

نوشتم تا همگان بخوانند و قضاوت کنند، گرانی‌های پی‌در‌پی پس از روی کارآمدن احمدی‌نژاد، نه دلیل ناکارآمدی اوست، و نه برنامه‌های غیرکارشناسانه. بلکه مافیای هزاردستان برای بازگشت مجددبه قدرت در این مسیر علت اصلی است. آیا نسل‌های آینده گزارش «مافیای آهن» را در یک نشریه هفتگی نخواهد خواند؟ و نوشتم تا همه بدانند که در هفته‌های اخیر نزدیک به انتخابات دست‌های پنهان چگونه مانع خدمت‌رسانی دولت به مردم شد. آیا کافی نیست اشاره شود که با گرانی مرموز «تخم مرغ» ورود کامیون‌های این کالا را در میادین تره‌بار، شهرداری تهران مانع شد؟! و آنگاه که «وانت های عرضه» آن در خیابانها مستقر گردید، مأمورین شهرداري تهران، به بهانه «سد معبر» اجازه عمل به آنها نداد! چه باک! که اگر نه امروز، فردا تاریخ و نسل‌های آینده، اسناد را مرور کرده، اهداف و اغراض، اشخاص و گروهها، و ابزارها و منابع مالی و سیاسی پشت پرده شکستن احمدی‌نژاد را برملا خواهند ساخت. در آن روز ماهیت منتقدان، کارشناسان، دل سوزان و تحلیلگران نقابدار امروز، معرفی خواهند شد، و مظلومیت فریاد عدالتخواهی احمدی‌نژاد که در محاصره شدید عدالت‌ستیزان مقتدرانه سر داده می‌شود، به گوش جهانیان بهتر و بیشتر خواهدرسید. آنگاه «منتظران فرج» او را «سردار منتظران» خواهند دید، که در قیل و قال سیاسی کاران و تهاجم عقل گرایان و غرب گرایان پرچم انتظار را همچنان برافراشته نگاه داشت.

فاطمه رجبی

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 0:25 |
آفتاب:                                                       گورباچف: آمریکا با ایران مذاکره کند

آفتاب:‌ میخائیل گورباچف، رئیس جمهور سابق اتحاد جماهیر شوروی گفت که آمریکا باید با ایران و سوره مستقیما مذاکره کند. گورباچف با اشاره به اینکه آمریکا باید سیاستی سازنده را در خاورمیانه در پیش بگیرد گفت: آمریکا باید از عراق عقب‌نشینی کند. گورباچف همچنین از آمریکا درخواست کرده تا از طمع خود برای رهبری جهان دست بردارد.

 
 

به گزارش خبرگزاری رسمی سوریه‌ (سانا) رئیس جمهور سابق اتحاد جماهیر شوروی در مصاحبه‌ای که روزنامه آمریکائی نیویورک تایمز فردا آنرا منتشر کند گفت: اگر واشنگتن به سیاست‌های یکجانبه خود متعهد باقی بماند این غیر ممکن است که بتواند مشکلات امنیتی در منطقه و در سطح بین المللی را حل کند. 

گورباچف در این مصاحبه که متن آن فردا منتشر خواهد شد همچنین درباره استراتژی جدید آمریکا در خاورمیانه نیز صحبت کرده و در خصوص موثر واقع شدن آن ابراز تردید کرده است.

یوگنی پریماكف، نخست وزیر سابق روسیه و رئیس اتاق بازرگانی و صنایع روسیه نیز، با انتقاد از استراتژی جدید آمریكا در عراق گفت تصمیم جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا برای افزایش نظامیان آمریکایی در عراق را غیر عقلانی و احمقانه نامید.

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 و ساعت 2:7 |
آفتاب:                                                       برادر ناتنی صدام اعدام شد

آفتاب: دو هفته و دو روز بعد از اعدام صدام حسین، دیکتاتور عراقی، برزان تکریتی برادر ناتنی و عواد البندر رییس دادگاه‌های انقلابی عراق نیز اعدام شدند. این دو در جریان دادگاه جنایت الدجیل به اعدام محکوم شده بودند. شاهدان عینی می‌گویند سنگینی بدن برزان باعث شد تا گردن وی قطع شده و سرش از بدن جدا شود.

 
 

مقامات عراقی می‌گویند این بار برای جلوگیری از تکرار حوادث اعدام صدام و برخی تخلفات صورت گرفته در طی اجرای حکم که باعث خشم سنی‌ها شد از تمامی حاضران تعهدی کتبی گرفته شد که کلیه مقررات را رعایت کرده و از هر نوع رفتار ناشایست بپرهیزند. در این تعهدنامه به صراحت آمده بود که تخلف از هر یک از موارد ذکر شده با مجازات سنگینی همراه خواهد بود.

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 و ساعت 2:6 |
آفتاب:                                                      طرح پنتاگون برای حمله موشکی به ایران!

آفتاب: یک فرمانده عالی رتبه نیروی دریایی روسیه می گوید تغییر محل استقرار زیردریایی‌های اتمی آمریکا به نزدیکی آب‌های ساحلی ایران در خلیج فارس نشانگر این است که طرح‌های نظامی پنتاگون برای این منطقه تنها شامل اعمال کنترل بر ناوبری دریایی در خلیج فارس نبوده و به احتمال قوی حمله به «هدف‌های ایرانی» را درپی‌ خواهد داشت.

 
 

به گزارش خبرگزاری روسی اینترفاکس، دریاسالار ادوارد بالتین فرمانده پیشین ناوگان روسیه در دریای سیاه روز یکشنبه با بیان این موضوع گفت: «تحرکات اخیر نظامی آمریکا نشان می دهد که ایالات متحده هیچگاه انجام اقدام نظامی علیه تاسیسات اتمی ایران را از نظر دور نداشته و حضور زیردریایی‌های چندمنظوره در خلیج فارس می‌تواند بیانگر آماده‌شدن برای انجام چنین کاری باشد». 

به گفته این دریاسالار روس هم‌اینک چهار زیردریایی آمریکایی در خلیج فارس حضور دارند که تاکنون تنها وظیفه کنترل عبور و مرور نفتکش‌ها در خلیج فارس و دریای عمان را بر عهده داشته‌اند «ولی ممکن است در آینده به آنها گفته شود که مانع از ورود کشتی‌های تجاری به آب‌های ایران شده و یا به سوی اهداف مشخصی در ایران موشک پرتاب کنند».

این فرمانده عالی‌رتبه ارتش روسیه با اشاره به اینکه آمریکایی‌ها بارها نشان داده‌اند که «شکیبایی‌شان نامحدود نیست» گفت: «تصادم زیردریایی آمریکایی و کشتی ژاپنی نشانگر اینست که ظاهرا فرمانده زیردریایی تا اندازه‌ای بر روی ماموریت نظامی خود تمرکز کرده که رعایت استانداردهای ایمنی دریانوردی را از یاد برده بوده‌است».

روز جمعه یک زیردریایی اتمی آمریکا با یک نفتکش ژاپنی در تنگه هرمز برخورد کرد، حادثه‌ای که نگرانی کشورهای دیگر را از افزایش حضور نظامی ایالات متحده در خلیج فارس به همراه داشت.

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 و ساعت 2:3 |
آفتاب:

آفتاب: درحالی برخی مقامات کشورمان از جمله رئیس‌جمهور و سخنگوی دولت از آمادگی تهران برای مذاکره با واشنگتن در صورت فراهم آمدن شرایط «مناسب و عادلانه» سخن می‌گویند، رابرت گیتس وزیر دفاع جدید ایالات متحده که به تازگی و در پی شکست حزب جمهوریخواه در انتخابات کنگره و سنای آمریکا جانشین دونالد رامسفلد در پنتاگون شده است اعلام کرد شرایط کنونی را زمان مناسبی برای گفتگو با تهران نمی‌داند.

 
 

گیتس همچنین ادعا کرد افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس به منظور مقابله با «رفتار بسیار منفی 
ایران در عراق» و زدودن این «تصور نادرست» است که ایالات متحده در مقابل دخالت تهران در اوضاع داخلی عراق منفعل شده‌است.
به گزارش خبرگزاری رویتر، رابرت گیتس که روز یکشنبه پیش از عزیمت به خاورمیانه در بروکسل سخن 
می‌گفت مدعی شد که دولت ایران در شرایط کنونی هیچ نقش مثبتی در عراق بازی نمی‌کند: «ایرانی‌ها به روشنی فکر می‌کنند که ما در عراق زمین‌گیر شده‌ایم، ابتکار عمل در دست آنهاست و نه تنها در عراق که در بسیاری مسائل دیگر می‌توانند ما را تحت فشار قرار دهند». 

رابرت گیتس که ژوئن 2004 طی مصاحبه‌ای از ایده مذاکره مستقیم با تهران حمایت کرده بود این بار گفت که مقطع زمانی کنونی را برای انجام چنین کاری مناسب نمی‌داند «زیرا شرایط تغییر کرده است». با این حال افزود که ممکن است در آینده دوباره از گفتگو با تهران حمایت کند، «مشروط بر اینکه تهران رویه بسیار منفی‌اش در عراق را کنار گذاشته و بپذیرد که برای حل مسائل جاری این کشور یک نقش سازنده بر عهده گیرد، در آن صورت شرایط برای مذاکره فراهم می‌شود». 
گیتس با اشاره به اینکه ایالات متحده وظیفه کنترل امنیت در خلیج فارس برای «چند دهه» بر عهده گرفته است گفت که بین اعزام 20 هزار سرباز تازه‌نفس امریکایی به عراق ، استقرار موشکهای ضد موشک پاتریوت و حضور یک ناو هواپیمابر دیگر در آبهای خلیج فارس رابطه مستقیم وجود دارد: «این تغییر آرایش بدین منظور انجام می‌شود که ما بر اهمیت خلیج(فارس) برای آمریکا تاکید گذاریم و بر همه روشن سازیم که حضور قدرتمند ایالات‌متحده در این منطقه برای مدت‌زمانی طولانی ادامه خواهد داشت».

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 و ساعت 2:0 |
بازتاب:

مهدي سليمي

آب‌هايي كه روزگاری در اقصی نقاط جهان، از شرق تا غرب، و از شمال تا جنوب، خلیج فارس نامیده می شد و در فارسی بودنش هیچ شک و شبهه ای ابراز نمی شد، امروزه درگیر تعصبات و نافهمی هایی شده است که به عمد سعی دارد، تا پیشینه ای سه هزار ساله را با دست آویز کردن مشتی اسناد و ادعاهای بی پایه، که اغلب آنها هم با ریخت و پاش های شیوخ عرب فراهم و به دست آمده، تغییر داده کلاه کج بینی و غرض ورزی خود را، بر چشمان تیز بین عقبه چند هزار ساله گاهواره تمدن، بر کشیده آن را خاموش کنند.

اما بر خلاف نیات مغرضانه برخی همسایگان ایران، اين آب‌ها، تاريخچه و گذشته دور و درازي دارند؛ گذشته‌اي كه مرور آنها، ثابت مي‌كند اين‌گونه تحريف‌ها، كه برخي آنها را ظاهري و سطحي و برآمده از تعصبات قومي مي‌دانند، پشتوانه‌اي قوي و برنامه‌ريزي كاملا حساب‌شده، در ورای آن نهفته است.

خليج فارس به انگليسي «Persian gulf» به فرانسه «golfe persique» به روسي «persidski zaliv» به تركي «farsi kavfozi» به ژاپني «perusha wan»، به يوناني «persicus sinus» و به رومي «mare persicum» ناميده شده است.
كتيبه داريوش
پيشينه تاريخي
در ترعه‌اي كه به دستور داريوش (518 تا 515 پيش از ميلاد) در كانال سوئز كنده شده، كتيبه‌اي به دست آمده كه داريوش هخامنشي در آن چنين گفته است: «من پارسي هستم، از پارس مصر را گشودم. من فرمان كندن اين ترعه را داده‌ام. از رودي كه از مصر روان شده است به دريايي كه از پارس آيد». در ترجمه كتيبه يادشده، داريوش آب‌هاي جنوبي ايران را «درياي پارسي» ناميده است. نامي كه امروزه و در چند دهه گذشته، به «خليج‌فارس» تبديل شده است.

در آبان ماه سال 1385 نيز يك كشتي مربوط به دوره «پارتيان» در عمق 70 متري آب‌هاي منطقه «سيراف» كشف شد كه نخستين و تنها كشتي بود كه در خليج فارس و ‌آن هم با اين قدمت به دست آمده است. پس از كشف اين محموله تاريخي، با بررسي‌هاي اوليه كارشناسان، چنين به دست آمد كه عبور و مرور اين نوع كشتي‌ها در اين منطقه، نشان از آن دارد كه خليج فارس (درياي پارسي آن زمان) در سيطره ايران و فارس بوده است. از قول «فلاريوس آريانوس»، مورخ يوناني در كتاب تاريخ جنگ‌هاي اسكندر هم نقل شده كه از اين آب‌ها با نام «پرسيكون كيت» يعني همان «خليج فارس» نام برده است.

بنا بر نقل مورخان بزرگ و آثار بر جاي مانده از ايران باستان، از زمان حكومت مادها در ايران، آب‌هاي خليج فارس و به تبع جزاير آنها جزيي از خاك ايران به شمار مي‌آمده است و در زمان هخامنشيان هم به موجب بندهاي ستون اول كتيبه بيستون، همه آب‌ها و جزاير خليج فارس، جزو استان پارس و متعلق به ايران به شمار مي‌رفته است.
«استرابون»، جغرافيدان مشهور قرن اول ميلادي، در كتاب خود و «بطلميوس» جغرافيدان مشهور قرن دوم ميلادي در كتاب «جغرافياي عالم» خود، بارها نام «خليج فارس» را به كار برده و «استرابون» محل زندگي اعراب را بين درياي سرخ و خليج فارس گفته است.

همچنين با نيم‌نگاهي به كتاب‌هاي «سفرنامه ابن بطوطه»، «تاريخ حمدالله مستوفي»، «ياقوت حموي»، «حمزه اصفهاني»، «ناصرخسرو قبادياني»، «ابوريحان بيروني» و «ابن بلخي»، مشخص مي‌شود كه نام خليج جنوبي ايران، «خليج فارس» بوده است. و به تعبير «جرجي زيدان» در كتاب «تاريخ التمدن الاسلامي»: «درياي فارس نزد متقدمان ـ همه درياهايي كه سرزمين‌هاي عرب، از مصب آب دجله گرفته تا ايله را احاطه مي‌كند، «درياي فارس» تعبير مي‌شده ـ و از آن جمله است؛ آنچه ما امروز آن را به خليج فارس، خليج عدن، درياي سرخ، درياي عرب و خليج عقبه، تعبير مي‌كنيم».

تأكيدات مؤسسات، دايرةالمعارف‌ها و اشخاص بر نام خليج فارس
در سال 1762 «كارستن نيبور»، دقيق‌ترين نقشه خليج فارس تا آن زمان را با نام خليج فارس، ترسيم و جزاير سه‌گانه محل مناقشه اعراب را نيز ثبت كرد و آنها را متعلق به ايران دانست.
در اين ‌كه همه نقشه‌ها و منابع كارتوگرافي جهان تا پيش از سال 1960، خليج جنوبي ايران را «خليج فارس» مي‌‌ناميده‌اند، شكي نيست، ولي به گفته «مجدي عمر»، معاون اول سابق شوراي دفاع ملي مصر در مصاحبه با «الاهرام»: «نسل من به ياد دارد كه ما در ايام مدرسه، در همه كتب و نقشه‌ها با لفظ خليج فارس سر و كار داشتيم، ولي پس از مدتي، به آن خليج عربي اطلاق كرديم. اين غيرمنطقي و عين رذالت و پستي است. اين‌كه چند كشور عربي در اطراف آن باشد، دليل نمي‌شود كه نام تاريخي را تغيير بدهيم و براي آن كه خود را از مخمصه نجات دهيم، آن را خليج بناميم! كدام خليج؟ مگر خليج بدون نام هم مي‌شود؟».
خليج فارس و درياي عمان
معلوم نيست چه دست‌هايي در صددند تا واقعيتي به اين روشني را تحريف و انكار كنند!؟ معتبرترين و قديمي‌ترين نقشه‌هاي كارتوگرافي در موزه و كتابخانه سلطنتي نگهداري مي‌شود كه بيشتر آنها منتشر نشده است.
پس از سال‌هاي دهه 60 ميلادي و اوج گرفتن كارشكني برخي اعراب و هم‌فكران آنان، دبيرخانه سازمان ملل در سال 1971 ميلادي، در يادداشتي به ايران و ديگر كشورها، اعلام مي‌كرد كه نام آب‌هاي جنوب غربي ايران، خليج فارس بوده و در سندهاي رسمي همه كشورها هم بايد به همين نام، خوانده شود و پس از آن، «ويليام راجرز»، وزير امور خارجه وقت ايالات متحده، در گزارش سال 1971 ميلادي خود درباره سياست خارجي اين كشور، از نام خليج فارس، بارها استفاده كرد.

اين مكاتبات در حالي انجام شده كه در همه فرهنگ‌هاي معتبر متقدم و متأخر به زبان‌هاي گوناگون انگليسي، آلماني، فرانسوي، عربي و تركي و... خليج‌ فارس به كار برده شده است. در حالي كه بنا بر مدارك و اسناد تاريخي (در ادامه خواهد آمد)، دولت انگليس و مستشاران بريتانيايي، علت اصلي ايجاد تفرقه و انحراف در موضوع خليج فارس و جزاير سه‌گانه آن بوده‌اند. با اين حال، «لرد كردزن»، وزير خارجه انگلستان در سال 1892 در كتاب «قضيه ايران» خود، بارها از نام خليج فارس استفاده كرده است.
حتي با بالاگرفتن جو عرب‌زدگي در كشورهاي دوست اعراب حاشيه خليج فارس و اعتراضات ايرانيان، سازمان ملل در سال‌هاي 1994 و 1999، دوباره مجبور مي‌شد با انتشار دو بيانيه، استفاده از واژه «خليج عربي» را نادرست خوانده، بر صحت «خليج فارس» تأكيد كند. همچنين اين سازمان در 1991 از همه ناشران و مطبوعات مي‌خواهد از واژه «خليج فارس» به عنوان واژه اصيل و درست در نوشته‌هاي خود استفاده كنند.

چگونگي تحريف خليج فارس و مستندات آن
بنا بر اسناد موجود، تا سال 1960، هيچ‌گونه سخني درباره استفاده از واژه «خليج عربي» و يا «خليج» به جاي «خليج فارس» نبود، تا آنجا كه حتي در سرود ملي كشورهايي مانند مصر، واژه «خليج فارس» به كار رفته بود، ناگهان با ظهور پديده پان‌عربيسم، اين سرودها عوض و بيانيه‌هاي بسياري درباره مالكيت امارات بر جزاير سه‌گانه و عربي بودن خليج فارس صادر مي‌شود. از جمله در پاي بيشتر اين بيانيه‌هاي عربي، امضاي كشورهاي سوريه، فلسطين و لبنان هم ديده مي‌شود.
بناي تاريخي بيستون
«سر چالز بلگريو» كه بيش از سي سال نماينده سياسي و كارگزار انگليس در خليج فارس بوده، پس از بازگشت به كشورش در 1996، كتابي درباره سواحل خليج فارس منتشر كرد كه در آن نوشته بود: «عرب‌ها ترجيح مي‌دهند خليج فارس را خليج عربي بنامند». پس از انتشار اين كتاب كه «ساحل دزدان» نام داشت، اين واژه جعلي در مطبوعات عربي رايج شد.
اما پس از رواج واژه جعلي «خليج عربي» در جهان عرب و بي‌پايگي اين نام جعلي، برخي دانشمندان عرب به تكاپو افتادند تا با دست و پا كردن شواهدي از تاريخ و گذشتگان، ادعاي خود را تأييد كنند. از همين رو، سه دليل براي اين ادعاي خود آوردند:

1ـ از «پليني»، تاريخ‌نگار رومي قرن اول ميلادي نقل شده كه آن را خليج عربي ناميده است.
2ـ از قول «كارستن نيبور» هم در 1762 نقل كرده‌اند كه گفته است: «سواحل خليج فارس، تابع دولت ايران نيست».

3ـ «رودريك اوون» هم در كتاب «حباب‌هاي طلايي در خليج عربي» نوشته: در همه نقشه‌هايي كه من ديده‌ام، خليج فارس در آنها ثبت شده، اما من با زندگي در بحرين، دريافتم كه ساكنان دو سوي اين دريا، عرب هستند، پس ادب حكم مي‌كند كه اين دريا را خليج عربي بناميم».

همان‌ گونه كه ديده مي‌شود و در خود عبارت «اوون» آمده، در همه نقشه‌هاي اين منطقه، نام «خليج فارس» به چشم مي‌خورد و برخلاف ادعاي اعراب، در نقشه تدويني «نيبور»، اين آب‌‌ها «خليج فارس» و حتي جزاير سه‌گانه متعلق به ايران ذكر شده است، اما درباره عبارت «پليني» بايد گفت كه وي در عبارت خود هم از واژه «خليج فارس» استفاده كرده و هم «خليج عربي» كه پس از دقت، مشخص مي‌شود كه منظور وي، خليج عربه (عقبه) كه گاهي به درياي سرخ اطلاق مي‌شده، بوده است.

البته دليل ديگري نيز به ميان آورده‌اند و آن اين‌كه كشورهاي عربي بيشتر از ايران هستند، اما وقتي كشوري مانند بحرين با هفتصد هزار جمعيت، امارات و قطر و كويت كه روي هم از يك استان ايران هم كوچك‌تر و كم‌جمعيت‌ترند، كشور ناميده مي‌شود، بايد در صحت چنين ادعايي ترديد كرد!

اقدامات اعراب براي تحريف خليج فارس
با وجود دلايل و شواهد فراواني كه تنها به برخي از آنها در مقدمه اشاره شد، اعراب متعصب، دست از ادعاهاي خود برنداشته، همچنان و به راه‌هاي گوناگون بر آن تأكيد ورزيده‌اند.
در سال 1337 شمسي، رژيم عراق به سركردگي «عبدالكريم قاسم»، از عبارت «خليج عربي» استفاده كرد و در يكي از سخنراني‌هاي معروف جمال عبدالناصر، رهبر معروف مصر در دهه 60 ميلادي، مي‌گويد: ما مي‌خواهيم قدرت عربي را از جبل‌الطارق تا خليج عربي بكشانيم (نقل قول به مضمون).

همچنين بعدها در 11 شهريور 1371 «حيدر ابوبكر العطاس»، نخست‌وزير جمهوري يمن، در اجلاس سران جنبش عدم تعهد كه در جاكارتا، پايتخت اندونزي، برگزار مي‌شد، از نام جعلي «خليج عربي» استفاده مي‌كند كه البته با اعتراض مقامات ايراني حاضر در آن اجلاس روبه‌رو مي‌شود.
در خرداد ماه 1384 مطبوعات، خبر از اطلاعيه‌اي دادند كه از دفتر نخست‌وزيري عراق صادر و گفته شده بود كه «گارد دريايي عراق و نيروهاي واكنش سريع اين كشور، عملياتي را در شمال خليج عربي [خليج فارس] براي محافظت از مرزهاي دريايي عراق، آغاز كرده‌اند». اين اطلاعيه دو بار نام «خليج عربي» به كار رفته بود.
تحريف خليج فارس در گوگل
«راشد عبدالله النعيمي»،، وزير خارجه امارات هم در سخنراني از تريبون مجمع عمومي سازمان ملل (در شهريور 84) چندين بار از تركيب جعلي «الخليج العربي» استفاده كرده و به اعتراضات نيز توجهي نكرده بود.
اين رخدادهاي ناگهاني و در سطح مقامات بالاي كشور عربي، جداي از رخدادهاي روزمره‌اي است كه امروزه به يك عرف ديپلماتيك عربي عليه خليج فارس تبديل شده است؛ مانند بروشورهاي خطوط هوايي امارات كه استفاده از «خليج عربي» را به آيين‌نامه كاري خود تبديل كرده است. حتي در اين ميان، مراكز آموزشي و علمي كه بايد با ديد منصفانه و به دور از غرض با مسائل برخورد كنند، از غافله عقب نمانده دانشگاهي در بحرين تأسيس مي‌كنند به نام «خليج عربي».

اين‌كه در ظروف غذايي حجاج ايراني خانه خدا، عبارت «Arabian gulf» به كار برده شده و يا در سال 83 در دوحه، پايتخت قطر، نام مسابقات در حال انجام در اين كشور، «جام خليج عربي» معرفي مي‌شود و در برخي عكس‌هاي ماهواره‌اي «Google earth» از منطقه «خليج فارس» با عبارت «Arab gulf» ياد مي‌شود، از مصاديق اقدامات برنامه‌ريزي شده اعراب است.

اين موارد، جداي كار «National geographic» است كه با همه اعتبار علمي خود، در كنار نام «خليج فارس» عبارت «خليج عربي» را وارد كرده و حتي جزيره كيش را «قيس» و لاوان را «شيخ» ناميده بود كه البته بعدها اصلاح شد.
در پروژه دامن زدن به تحريفات و استفاده از خليج عربي، نقش رسانه‌ها و نشريات غربي را نبايد از نظر دور داشت.

نقش رسانه‌ها و مؤسسات غربي
خبرگزاري «سي.ان.ان» و «بي.بي.سي» تا به حال، چندين بار عبارت «خليج عربي» و يا «خليج» را به كار برده و در پاسخ اعتراضات ايرانيان گفته‌اند كه چون از دو طرف تحت فشار است، براي اقناع طرفين، از عبارت «خليج» استفاده خواهد كرد و همچنين در فروردين 84 در تلويزيون انگليس، برنامه‌اي با نام «تمدن بين‌النهرين» پخش شد كه در آن، از خليج فارس با نام «عربين گلف» نام برده شد. تلويزيون‌هاي آمريكا نيز در كريسمس، هنگامي كه هر ده دقيقه يك بار پيام تبريك سربازان آمريكايي از خليج فارس را پخش مي‌كرد، آنان در پايان تمامي پيام‌ها، مكان خود را «خليج عربي» معرفي مي‌كردند.

برنامه تحريف ‌هماهنگ شده خليج فارس، پاي بسياري از نشريات معتبر علمي از جمله «Nature» را هم به ميان كشيده آنها را نيز وادار به استفاده از «خليج عربي» كرده است.
در كنار رسانه‌ها و نشريات، شركت‌ها، اشخاص حقيقي و مؤسسات غربي هم كه مستقيم و يا غيرمستقيم از كمك‌هاي مالي اعراب بهره‌مند مي‌شدند، از پاي ننشسته، پروژه جايگزيني واژه جعلي را به جاي «خليج فارس» پيگيري كرده‌اند.

رئيس‌جمهور برزيل در بيانيه نهايي اجلاس كشورهاي آمريكاي جنوبي و اعراب كه در آن، موضوع جزاير سه‌گانه هم مطرح شده بود، از نام جعلي خليج استفاده مي‌كند و از ايران مي‌خواهد به اعراب، پاسخ مثبت دهد.
در جنجال تغيير نقشه‌هاي موزه «لوور» فرانسه كه تا چند ماه در صدر اخبار كشورها بوده، كه پس از پيگيري‌ها، كمك‌هاي ميلياردي اعراب امارات به موزه لوور سر بر آورده، علت اين كار را مشخص مي‌‌كند، اما توجيه وزارت خارجه فرانسه و قانون شكني محرز اين كشور، مهم‌تر از همه اينهاست.

اين دستگاه در پاسخ به اعتراضات مقامات ايراني مي‌گويد: هر دو اصطلاح «خليج» و «خليج فارس» مورد قبول ماست و اين سياست فرانسه را به لوور هم گفته و منتقل كرده‌ايم. تأسف‌آورتر از همه اينها، اقدام كمپاني نفتي «شل» كه سال‌هاي متمادي از سفره نفت ايراني بهره برده و سودهاي كلاني نصيب خود كرده، است.

مقاله‌اي در يكي از نشريات اين كمپاني منتشر مي‌شود كه در آن از واژه «خليج» به جاي «خليج فارس» استفاده مي‌شود و مسئولان اين كمپاني در پاسخ افكار عمومي مي‌گويند كه ما ترديدي نداريم كه اينجا خليج فارس است، ولي چون عده‌اي مي‌خواهند آن «خليج عربي» باشد، براي جلب رضايت طرفين، نامش را «خليج» گذاشته‌ايم تا از برانگيختن احساسات جلوگيري شود.

بي‌تفاوتي در اقدامات داخلي
هرچند در برنامه‌ريزي‌شده بودن اقدامات كشورهاي عربي و دوستانشان در تحريف خليج فارس شكي نيست، تعجب از مسئولان داخلي و مديراني است كه با بي‌تفاوتي و اهمال‌كاري خود بر اين وقاحت اعراب، دامن مي‌زنند.
در خبرها آمده بود كه معاون وزير ارتباطات عربستان در سفر آذر ماه خود به تهران در سال 85 در هتل لاله تهران و جلوي چشمان مسئولان گردشگري ايران، چندين بار واژه «خليج عربي» را استفاده مي‌كند، ولي هيچ واكنشي از سوي مسئولان ديده نمي‌شود. حتي در يكي از كتاب‌هاي مورد استفاده در مؤسسات دانشگاهي كشور، كه در برخي مراكز تدريس هم مي‌شود، نام «خليج عربي» به كار رفته است.

نتيجه
با وجود اين‌كه موارد و مصاديق اين نوع اهانت‌ها بسيار است، اين موارد به همراه مقدمات نقضي آنها، صرفا براي اين آورده شد تا نشان دهد هر قدر كه دستگاه ديپلماسي اعراب يكپارچه و در اقدامي هماهنگ براي تحريف خليج فارس كوشيده و مي‌كوشند، بسياري از مسئولان و دست‌اندركاران ديپلماسي خارجي كشور، اقدامات آنان را سطحي ارزيابي كرده، برخورد منطقي و ريشه‌اي با مسائل نمي‌كنند، چرا كه از چند دهه پيش تا كنون كه ماجراي دست‌اندازي به ميراث چند هزار ساله گهواره تمدن و تصرف خاك و منافع ايران به ميان آمده، روز به روز، نه تنها اين فعاليت‌ها كاهش پيدا نكرده، بلكه عميق‌تر و در عين حال گستاخانه‌تر نيز شده است.

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 و ساعت 1:49 |
آفتاب:                                                       نوه ملکه به جنگ می‌رود؟

آفتاب-رضارزمجو: یک روزنامه انگلیسی با چاپ گزارشی مدعی شده است که پرنس هری فرزند پرنس چارلز ولیعهد بریتانیا آخرین مراحل یک اردوی نظامی ویژه ارتش را پیش از اعزام به عراق
سپری می‌کند. با این‌حال مقامات وزارت دفاع انگلستان می گویند هنوز هیچ تصمیمی در این خصوص گرفته نشده است. 

به گزارش روزنامه اخبار جهان، هری 22 ساله اینک قرار است در یک دوره آموزشی فشرده برای فراگیری عبارات کلیدی زبان عربی شرکت کند. پیش از این سابقه نداشته که یک عضو خانواده سلطنتی برای حضور در یک ماموریت رزمی راهی کشور دیگری شود.

مطابق اعلام وزارت دفاع بریتانیا واحدی که پرنس هری در آن خدمت می کند به احتمال قوی ماه آوریل آینده به عراق اعزام خواهدشد، با این حال مقامات وزارت دفاع می‌گویند که قرار نیست تمام اعضای این واحد راهی عراق شوند و تصمیم‌گیری در این خصوص که آیا وی شرایط اعزام به عراق را دارد یا خیر به فرمانده واحد سپرده خواهد شد.

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 2:25 |
آفتاب:

آفتاب: سرفرماندهی ارتش آمریکا در عراق روز یکشنبه با انتشار بیانیه‌ای مدعی شد که 5 دیپلمات ایرانی بازداشت شده در دفتر نمایندگی جمهوری ‌اسلامی در اربیل با سپاه پاسداران در ارتباط بوده و مسئولیت رساندن کمک‌های نقدی و اسلحه به جنگجویان مخالف حضور نیروهای ائتلاف در عراق را بر عهده داشته‌اند. این ادعا در حالی مطرح می‌شود که مقامات کشورمان با رد این اتهامات تاکید کرده‌اند که دیپلماتهای بازداشت شده با اطلاع و بنا به دعوت رسمی دولت عراق در این کشور مشغول انجام وظیفه بوده‌اند.

گفتنی است نیروهای آمریکایی بامداد پنج‌شنبه گذشته با حمله به کنسولگری ایران در شهر اربیل در شمال عراق پنج کارمند ایرانی را دستگیر کردند.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس در بیانیه ارتش آمریکا که روز یکشنبه در بغداد منتشر شد ضمن طرح اتهام ارتباط کارمندان دستگیرشده ایرانی با سپاه‌قدس ادعا شده است: «نیروی قدس بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که به عنوان یکی از منابع اصلی ارسال کمک‌های مالی، تسلیحات و نیز بمب‌های پیشرفته برای گروههای تندرو شناخته شده و نیز آموزش‌دهنده شورشیان مسلحی است که می‌کوشند دولت منتخب عراق را بی‌‌ثبات کرده و نیروهای ائتلاف را مورد حمله قرار دهند». 

نظامیان آمریکایی در حالی این ادعا را مطرح می‌کنند که مقامات دولت عراق با محکوم کردن بازداشت دیپلماتهای ایرانی از تلاش خود برای آزادی آنان خبر می‌دهند.
این نخستین بیانیه رسمی ارتش آمریکاست که به جزئیات عملیاتی که منجر به ربودن پنج کارمند دفتر نمایندگی ایران در اقلیم کردستان شد، اشاره می کند. جمهوری اسلامی ایران اتهامات وارده از سوی ارتش آمریکا را قویا تکذیب نموده و دولت عراق نیز بر این موضوع که افراد دستگیر‌شده به خاطر انجام خدمات کنسولی دراین دفتر حضور داشته‌اند‌ تاکید نموده ‌است.
کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا پیشتر اعلام کرده بود دستگیری دیپلمات‌های ایرانی در عراق بر اساس دستور مستقیم جرج بوش صورت گرفته است. وزیر خارجه آمریکا که با روزنامه نیویورک تایمز مصاحبه می‌کرد با اشاره به این که «رئیس جمهور آمریکا چند ماه قبل دستور حملات دفاعی نظامی گسترده علیه اقدامات ایران در عراق را صادر کرده بود» تصریح کرد که تصمیم برای سرکوب شبکه‌های این چنینی پیش از این گرفته شده بود و آقای بوش پس از آنکه شاهد افزایش فعالیت‌های غیرقانونی ایران در عراق بود این تصمیم را گرفت. 

رایس همچنین تاکید کرد که مقامات نظامی آمریکا به او گفته‌اند مدارک بسیاری به دست آمده که حمایت ایران از شورشیان عراق علیه نیروهای نظامی آمریکا در عراق را تائید می‌کند.

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 2:24 |
افزایش احتمال احضار احمدی‌نژاد:

آفتاب:

آفتاب ـ مهساامرآبادی: یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس از افزایش تعداد امضاهای نمایندگان برای احضار و طرح سؤال از رئیس جمهور در مجلس خبر داد. داریوش قنبری در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب ضمن بیان این که تعداد امضاها برای احضار محمود احمدی‌نژاد به مجلس و پاسخ به سوالات نمایندگان افزایش یافته است گفت: اکنون 50 نماینده طرح سؤال از احمدی‌نژاد را امضا کرده‌اند. به این ترتیب حدود 22 امضای دیگر لازم است تا ما این طرح را اعلام وصول کنیم.

وی با تأکید بر این که اسامی نمایندگان امضاکننده طرح سؤال از رئیس جمهور فاش نخواهد شد گفت: آقای اعلمی که طراح این سؤال است، اسامی امضا‌کنندگان را اعلام نمی‌کند چرا که اگر اسامی را بگوییم، افرادی در مجلس به سراغ امضا کنندگان می‌روند تا آنان را وادار کنند که امضاهای خویش را پس بگیرند، بنابراین تا زمانی که تعداد امضاها به 72 نفر و به حد نصاب نرسد، اسامی امضاکنندگان اعلام نخواهد شد. 
وی در پایان سخنانش تأکید کرد که فراکسیون اقلیت برای افزایش تعداد امضاها در تکاپو هستند و قصد دارند که تعداد امضاها را هر چه سریع‌تر به حد نصاب برسانند. 

گفتنی است گرانی و تورم، وعده‌هایی که در سفرهای استانی داده شده و به آن عمل نشده است، صدور قطعنامه تحریم، برخی انتقادات از مدیریت وزارتخانه‌ها، رویکرد دولت نهم به مجلس و جایگاه نمایندگان،‌ عدم توجه به سؤال نمایندگان و تصمیمات شتاب‌زده در مورد سازمان مدیریت، از جمله مواردی است که نمایندگان قصد دارند به خاطر آن، احمدی‌نژاد را به مجلس احضار کنند. 

برخی شنیده‌ها حاکی از آن است که برخی اعضای هیأت رئیسه مجلس و تعدادی از نمایندگان فراکسیون اکثریت، از هم اکنون تلاش خویش را برای شناسایی امضاکنندگان طرح سؤال از رئیس جمهور آغاز کرده‌اند و سعی دارند تا با شناسایی این افراد، آنان را متقاعد به بازپس‌گیری امضاهایشان نمایند.

 

وزیر مسکن در یک قدمی استیضاح:

آفتاب: یکی از اعضای کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس از احتمال استیضاح وزیر مسکن خبر داد و گفت:‌ رایزنی‌هایی برای استیضاح وزیر مسکن، ‌بین نمایندگان انجام شده است و به زودی استیضاح آقای سعیدی‌کیا در دستور کار مجلس قرار خواهد گرفت. 

داریوش قنبری در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب گرانی‌های اخیر مسکن را غیرقابل تحمل ارزیابی کرد و افزود: افزایش قیمت مسکن برخلاف وعده‌های وزیر به هنگام اخذ رأی از مجلس است. ایشان در آن زمان قول داده بودند که برای اقشار کم درآمد و آسیب‌پذیر جامعه مسکن ارزان قیمت تهیه کنند اما هیچ اقدام عملی صورت نگرفت و حتی شاهد افزایش بیش از 50 درصدی قیمت مسکن در بسیاری از شهرها بوده‌ایم. 

نماینده مردم ایلام در ادامه با تأکید بر این که افزایش قیمت مسکن باعث فشار بر اقشار کم درآمد و ضعیف جامعه شده است‌ افزود: وعده وام‌های مسکن از سوی وزیر مسکن یکی از عوامل اصلی افزایش قیمت خانه شده است که آثار روانی بسیاری را در بخش مسکن گذاشته است. وعده‌هایی توخالی که عملی نشد و تنها جو روانی را بر وضعیت مسکن ایجاد کرد بنابراین بخش قابل توجهی از گرانی و تورم مسکن، به دلیل وعده‌هایی است که آقایان بدون مطالعه داده‌اند... 

قنبری در ادامه سخنانش گفت:‌ وام‌های 10 میلیون تومانی که کابینه نهم وعده داد، ‌تنها به 30 هزار نفر تعلق گرفت که این تعداد با متقاضایان مسکن هیچ تناسبی ندارد و وزیر مسکن نتوانسته است که وعده‌های خویش را عملی نماید. 

وی ضمن یادآوری این که سعیدی‌کیا، زمانی وزیر راه نیز بوده است گفت: ‌ایشان هنگامی که وزیر راه بود ‌نیز بسیار ضعیف عمل کرد و در آن زمان استیضاح شد. به نظر من کارآمدی لازم در وزارت مسکن مشاهده 
نمی‌شود. 

عضو فراکسیون اقلیت مجلس در ادامه سخنانش با تأکید بر این که گرانی مسکن تنها به شخص وزیر برنمی‌گردد افزود: مسایل و مشکلات مسکن را نمی‌توان تنها به وزیر و وزارتخانه مسکن نسبت داد بلکه سیاست کلی دولت باعث شد تورم در بخش‌های گوناگونی افزایش پیدا کند و بر مسکن نیز تأثیر گذاشت بنابراین سیاست‌های اشتباهی که دولت بدون مطالعه اعمال کرد منجر به افزایش تورم شد. 

قنبری در عین حال افزود: جدا از سیاست‌های اشتباه دولت، ناکارآمدی و ناتوانی وزیر مسکن نیز در افزایش قیمت تأثیرگذار بوده است.
وی در خصوص این که وزیر مسکن در مقابل سوالات خبرنگاران تنها به لبخندی کفایت کرده است گفت: ایشان پاسخی نداشت که به خبرنگاران بدهد یعنی حرف و پاسخ قانع‌کننده‌ای نداشت که در مقابل آنان بزند و در پاسخ به وعده‌های عملی نشده تنها به لبخندی کفایت کرده است. 

قنبری در پایان سخنانش خاطرنشان کرد: من سؤالی را مطرح کرده‌ام که در حال طی کردن مراحل اداری است و هم زمان با من تعدادی از نمایندگان دیگر نیز چنین سؤالی را تهیه کرده‌اند، تمام این سوالات مضمون گرانی مسکن و عدم کارآمدی وزیر را دارند.


 تصمیم نهایی مجلس درباره دولت؟

آفتاب: قائم مقام حزب اعتماد ملی گفت: «قانون اساسی به نمایندگان مجلس اجازه و اختیار داده است در صورت عدم تجدیدنظر رئیس جمهور در رفتار و سیاست‌هایش به وظایف قانونی خودعمل کنند». رسول منتجب‌نیا در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب در خصوص افزایش انتقادات اصولگرایان نسبت به احمدی‌نژاد  از اینکه بانیان روی کارآمدن دولت و حامیان رئیس جمهوردر میان اصولگرایان به این نتیجه رسیده‌اند که این راه را ادامه نداده و در این روش تجدیدنظر کنند، ابراز خرسندی کرد و اظهار داشت: «این برای نخستین بار است که اصولگرایان به اشتباه خود پی می‌برند و آن را با شهامت اعلام می‌کنند. ما سراغ نداریم که آنها حاضر به اقرار به اشتباه باشند. اما اکنون آنها نشان می‌دهند که اشتباه خود را پذیرفته‌اند، به گمان من عاقبت و سرانجام این ماجرا خوب است و آنها هر چه زودتر از راه اشتباه برگردند بهتر است». 

وی با بیان اینکه دولتمردان و مسئولان اجرایی باید به انتقادات نیروهای سیاسی اعم از اصولگرایان و اصلاح‌طلبان توجه کنند و این روند باید موجب تجدیدنظر در رفتارها و سیاست‌های دولت شود تصریح کرد: «اگر دولت بر اشتباهات خود سماجت کند طبیعی است که مجلس و سایر مقامات عالی باید به وظیفه خود که قانون اساسی به آنها واگذار کرده عمل کنند. نمایندگان مجلس بر اساس قانون اساسی اختیاراتی دارند که در صورت تداوم روند فعلی می‌توانند جلوی اشتباهات را بگیرند. چه مجری همفکر آنان باشد و چه مخالف آنان».
منتجب‌نیا افزود: من به اصولگرایان به خاطر فضایی که برای نخستین بار در این جناح به وجود آمده تبریک می‌گویم چرا که دست از تعصب و سماجت بر اشتباهات خود برداشته‌اند و از دولتی که خود بر سر کار آورده‌اند به دلیل اشتباهاتش کمتر حمایت کرده‌ و بیشتر انتقاد می‌کنند. 

قائم مقام دبیرکل حزب اعتماد ملی در پاسخ به این مطلب که عده‌ای می‌گویند در صورت رسیدن روند انتقاد اصولگرایان به نقطه تعیین کننده، از تصمیم‌گیری جدی در خصوص دولت جلوگیری خواهد شد و آنان عزمی برای برخورد مناسب با اشتباهات ندارند گفت: «اگر انتقادات اصولگرایان پیش از تجدیدنظر دولت در سیاست‌هایش فروکش کند و به مرحله اجرا نرسد معلوم می‌شود این کارها صحنه‌سازی و دعوای زرگری است. اما اگر منتهی به جبران خطاها و یا برخورد با دولت و تصمیمات اساسی توسط مجلس و مقامات گردد آشکار خواهد شد که آنان در ادعا و انتقادات خود صادق هستند». 

وی در پایان گفت: «امیدوارم این انتقادات اصولگرایان تنها تاکتیکی سیاسی و روشی برای عقب نماندن از اصلاح‌طلبان نباشد. چرا که مردم واقعا با سیاست‌های دولت مسأله پیدا کرده‌اند و مجلس به عنوان نمایندگان مردم باید تصمیمات اسامی در این خصوص بگیرد».

 

باهنر: مانع احضار احمدی‌نژاد می‌شویم

آفتاب- مهدی نیاکی: نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در خصوص تلاش برخی از نمایندگان با هدف احضار رئیس جمهور به مجلس برای پاسخ به پرسش‌های موجود تصریح کرد «تلاش می‌کنیم جلوی این اتفاق را بگیریم و مسائل را با نشست‌ها و رایزنی‌ها حل کنیم». 

محمدرضا باهنر در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب در خصوص تحلیل‌های برخی از نشریات خارجی از جمله روزنامه‌ گاردین چاپ انگلستان که در شماره روز سه‌شنبه 16 ژانویه طی گزارشی با عنوان «آینده رئیس جمهوری ایران در ابهام»، به موضوع انتقادات اصولگرایان و همچنین نمایندگان مجلس از رئیس جمهور پرداخته و بحث استیضاح رئیس جمهور توسط مجلس هفتم را مطرح کرده بود گفت: «چنین بحثی در مجلس به هیچ وجه مطرح نیست. نشریات و رسانه‌های خارجی ایران آرام، باثبات و متحرک به سمت پیشرفت و توسعه را نمی‌پسندند. بنابراین دست به برخی گمانه‌زنی‌ها در این مورد می‌زنند و نظراتی را منعکس می‌کنند که اینها بیش از هر چیز نظرسازی است و خیلی واقعیت ندارد».

وی افزود: «من فضای موجود در مجلس و در میان نمایندگان را فضای همکاری و همدلی میان مجلس و دولت می‌دانم و مشکلی در این خصوص وجود ندارد». 

باهنر در پاسخ به این سؤال که بحث استیضاح یا احضار رئیس جمهور در مجلس تا چه حد جدی است اظهار داشت: «بالاخره همیشه و در همه دوره‌ها برخی نمایندگان به صورت پراکنده مشکلاتی را مطرح کرده‌اند و درخواست‌ها و سوالاتی از وزرا و رئیس جمهور داشته‌اند. اما در این مورد به خصوص چنین، چیزی واقع نشده و بحث احضار رئیس جمهور در مجلس روال قانونی خود را طی نکرده و از نظر قانونی پیش نرفته و کسی هم هنوز در این مورد درخواستی را به هیأت رئیسه مجلس ارایه نداده است». 

نایب رئیس مجلس هفتم در پاسخ به این سؤال که در صورت ارایه چنین درخواستی توسط نمایندگان واکنش شما و هیأت رئیسه چه خواهد بود تصریح کرد: «سعی می‌کنیم جلوی این اتفاق را بگیریم. به هر حال تلاشمان این است که نگذاریم روابط میان مجلس هفتم و دولت تیره شود و قبل از هر اقدام قانونی در این راستا می‌کوشیم با نشست‌ها و مذاکرات و رایزنی‌ها اگر مشکلی وجود دارد حل و فصل کنیم». 
پیش از این یک نماینده عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس از افزایش تعداد امضاهای نمایندگان برای احضار و طرح سؤال از رئیس جمهور در مجلس خبر داده بود. داریوش قنبری با بیان اینکه اکنون 50 امضا برای طرح این سؤال جمع‌آوری شده گفته بود که به این ترتیب 22 امضای دیگر لازم است تا نمایندگان این طرح را اعلام وصول کنند. در همین راستا برخی شنیده‌ها از تلاش برخی اعضای هیأت رئیسه برای جلوگیری از این امر و شناسایی افراد امضا کننده و متقاعد کردن نمایندگان به پس گرفتن امضاهای خود حکایت داشت. 

همچنین در روزهای گذشته محمد خوش‌چهره از چهره‌های اقتصادی حامی محمود احمدی‌نژاد در زمان انتخابات ریاست جمهوری که مدتی بعد به یکی از منتقدین جدی سیاست‌های وی تبدیل شده و در زمره اصولگرایان منتقد رئیس جمهور قرار گرفت در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب با انتقاد از همزمانی سفر رئیس جمهور به آمریکا لاتین و ارایه لایحه بودجه که به گفته او مقدرات سیاسی – اقتصادی – فرهنگی کشور را تعیین می‌کند از احتمال سؤال از رئیس جمهور در مجلس سخن گفته بود. 

وی با بیان اینکه ممکن است جلسه پرسش از رئیس جمهور به صورت رسمی یا غیررسمی برگزار شود تأکید کرده بود که احمدی‌نژاد باید به مجلس درباره انتخاب نوع کشورها برای افزایش تعاملات سیاسی – اقتصادی، همزمانی این سفر با ارایه لایحه بودجه و  این موضوع که معاون رئیس جمهور به جای وی لایحه بودجه را تقدیم مجلس می‌کند پاسخ دهد. 

خوش چهره اظهار داشت: ارایه لایحه بودجه توسط معاون رییس جمهور به مجلس علاوه بر اینکه بسیار امر بی سابقه‌ای است از نظر نمایندگان نیز هیچ توجیهی ندارد

 

چرا وزیر کشور استیضاح می‌شود؟

آفتاب: «قیصر صالحی» از طراحان استیضاح وزیر کشور در واکنش به سخنان وزیر کشور مبنی بر اینکه «قصد نمایندگان از استیضاح به دلیل تغییر ندادن استاندار است»، گفت که این استیضاح اصلا منطقه‌ای نیست و این مطلب در 11 محور اعلام شده از سوی استیضاح‌کنندگان نیز مشهود است. نماینده دیروکنگان در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی آفتاب افزود: تا روز چهارشنبه هفته گذشته بیش از 10 نماینده که همگی اصولگرا و از حامیان احمدی‌نژاد و دولت هستند، طرح استیضاح را امضا کرده‌اند.

 
 

وی با بیان اینکه «هدف از استیضاح تضعیف دولت یا وزارت کشور نیست»، اظهار داشت: فلسفه استیضاح این است که وزیر در صحن علنی، پاسخ سوالات نمایندگان را بدهد و ابهامات را رفع کند. 

صالحی با اشاره به اینکه «بحث استاندار یکی از موارد مطرح در استیضاح بوده»،در عین‌حال تصریح کرد: اصلا بحث ما عزل استاندار نبود بلکه خواستار این بودیم که وزیر کشور به استاندار در خصوص عملکردش توصیه‌هایی را گوشزد کند. 

عضو فراکسیون اصولگرایان در مورد این مطلب که «گفته می‌شود اغلب استیضاح‌کنندگان از نمایندگان استان بوشهر هستند»،افزود: جایگاه استان بوشهر در کشور دیگر منطقه‌ای نیست. جایگاه این استان، ملی و فراجناحی است و با این نگاه باید به مسایل این استان توجه کرد.

وی با اشاره به اهمیت اقتصادی استان بوشهر گفت: اقتصاد ایران وابسته به نفت است اکنون باید در منطقه پارس جنوبی حدود 120 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری شود، اما با گذشت یکسال و اندی از کار دولت نهم و وزیر نفت هنوز یک فاز در پارس‌جنوبی راه‌اندازی نشده است. 

صالحی براین‌اساس گفت:باید در بوشهر مدیریت عمرانی موفق باشد ولی استانداری هنوز معاون عمرانی ندارد. 

وی اظهار داشت: استاندار فعلی که با ملاحظات سیاسی با مدرک لیسانس امور تربیتی بر سر کار آمده است وقتی نتوانسته معاون عمرانی خود را انتخاب کند، چگونه می‌تواند توسعه زیر ساخت‌های  عمرانی، اجتماعی و بهداشتی را محقق سازد؟

نماینده دیر و کنگان با اشاره به انتقادات نمایندگان استان بوشهر از عملکرد استاندار افزود: آقای عطار‌زاده در مصاحبه با هفته‌نامه‌های محلی همین مسائل را مطرح کرد که متاسفانه استانداری دستور داد کل هفته نامه‌ها از سطح استان جمع‌آوری شود.
صالحی در پایان گفت: نمایندگان مردم در مجلس ناظر بر کار دولت هستند و حق نظارت دارند نباید با آنها این‌گونه برخورد شود. همانطور که بنیانگذار جمهوری اسلامی فرمودند مجلس در راس امور است و چنانچه نمایندگان نتوانند از ابزار نمایندگی خود استفاده کنند که سنگ بر سنگ بند نمی‌شود.

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 2:21 |
بازتاب:

نرخ بيكاري ايران در سال جاري به 12 و در سال 1390 به 15 درصد افزايش مي‌يابد.

به گزارش ايسنا، واحد اطلاعات اكونوميست در گزارش ماه دسامبر 2006 خود آمارهايي را منتشر كرد كه نشان مي‌دهد نرخ بيكاري در سال گذشته معادل 11.6 درصد بوده است كه طي سال جاري و سال‌هاي آينده روند صعودي را در پيش خواهد گرفت، به طوري كه در سال 85 نرخ بيكاري كشور معادل 12 و در سال 86 برابر با 12.5 درصد خواهد بود كه اين شاخص با تداوم روند رو به رشد خود طي سال‌هاي 87، 88 و 89 به ترتيب به 13، 13.4 و 14 درصد خواهد رسيد.

در سال 90 نرخ بيكاري معادل 15 درصد براي كشور به ثبت خواهد رسيد.
در همين حال نيروي كار ايران در سال گذشته معادل 23 ميليون و 700 هزار نفر برآورد و پيش‌بيني شده است كه با 2.9 درصد افزايش سال جاري به 24 ميليون و 400 هزار نفر برسد.

نيروي كار ايران طي سال 86 به 25 ميليون و طي سال 87 به 25 ميليون و 700 هزار نفر خواهد رسيد كه به ترتيب 2.8 و 2.7 درصد افزايش نشان مي‌دهد.

در سال‌هاي 88 و 89 نيروي كار كشور به ترتيب معادل 26 ميليون و 400 هزار نفر و 27 ميليون و 100 هزار نفر خواهد بود كه افزايش 2.6 درصدي در هر دو سال را تجربه خواهد كرد.
سال 1390 سالي است كه نيروي كار 27 ميليون و 700 هزار نفري در ايران مشغول به كار خواهند بود.

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 2:18 |
قبل از هرچیز از دوستان بازتاب تشکر میکنم که بد آموزی دارن

بازتاب:

وکالت، صلح حقوقي و مبايعه‌نامه، سه راه اصلي فرار از پرداخت ماليات املاک است.

به گزارش رسانه مالياتي ايران، مصطفي قلي خسروي، رئيس اتحاديه مشاوران املاک تهران با بيان مطلب فوق افزود: تعدادي از افراد معاملات خود را با وکالتنامه انجام مي‌دهند؛ يعني کسي را با وکالتنامه وکيل معاملات خود معرفي مي‌کنند که آن فرد نيز ميلياردها تومان خريد و فروش مي‌کند بي‌آنکه حتي يک ريال ماليات شامل حالش شود.

وي افزود: راه‌هاي ديگر فرار ماليات املاک، صلح حقوق و مبايعه‌نامه است. حال اگر قانوني مبني بر اخذ ماليات همزمان با انتقال و يا زمان انقضاي مبايعه‌نامه تدوين شود، جلوي فرار مالياتي از طريق مبايعه‌نامه تا حد زيادي گرفته خواهد شد.
خسروي از اجاره‌نامه‌هاي صوري به عنوان نوع ديگري از فرار مالياتي املاک ياد کرد.

رئيس اتحاديه مشاوران املاک تهران با اشاره به اين که دريافت ماليات نقل و انتقال مسکن کار درستي است، افزود: ماليات نقل و انتقال بايد دريافت شود؛ منتهي کارهاي مالياتي نيز که از راه دريافت ماليات صورت مي‌گيرد، بايد به تصوير کشيده شود. مردم بايد لمس کنند که پرداخت ماليات کارايي داشته و صرف عمران و آباداني و آسايش خودشان شده است که البته اين امر علاوه بر اطلاع رساني صحيح مالياتي نياز به فرهنگ‌سازي نيز دارد.

خسروي در خصوص تغيير جدول نرخ ماليات بر نقل و انتقال گفت: جدول بندي نرخ ماليات بر نقل و انتقال براساس نوع مصالح ساختمان است که حتي خود اتحاديه نيز چيزي درباره اين جداول نمي‌داند و اين جداول باعث فرارهاي مالياتي زيادي شده است. به نظر من بايد جدول نرخ ماليات بر نقل وانتقال املاک طبق متراژ ساختمان تعيين شود تا جلوي پارتي بازي و فرارهاي مالياتي گرفته شود.

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 2:17 |
بازتاب:

پليس كره جنوبي يك سرباز آمريكايي را به جرم تجاوز و كتك زدن يك زن 67 ساله در اين كشور دستگير كردند.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، پليس پس از دستگيري اين سرباز 23 ساله آمريكايي در كوچه‌اي در غرب سئول به بازجويي از وي پرداخت.
اين مرد كه تنها خود را فردي در حال خدمت در ارتش آمريكا معرفي كرده، از همكاري با پليس تا زمان رسيدن مقامات قانوني آمريكا خودداري كرد.

با توجه به ماهيت اين جنايت، پليس قصد دارد اجازه دادگاه را براي دستگيري اين سرباز در كره جنوبي و نه تحت بازداشت ارتش آمريكا دريافت كند.
اين قرباني در يكي از بيمارستان‌هاي محل زندگي خود در حال درمان است.

حدود 29 هزار نيروي آمريكايي در حمايت از نيروهاي كره جنوبي عليه هرگونه حمله از سوي كره شمالي در اين كشور مستقر هستند.

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 2:15 |
بازتاب:

در حالي كه حدود يك ماه به پايان اولتيماتوم شوراي امنيت سازمان ملل به ايران در پرونده هسته‌اي باقي مانده است، ستاد اقتصادي دولت، به ويژه سازمان مديريت، واكنش‌هاي لازم نسبت به اين اقدام را آغاز نكرده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، منابع ديپلماتيك، تحريم‌هاي مالي، به ويژه مسدود ساختن حساب‌هاي دولت ايران در بانك‌هاي خارجي را از گزينه‌هاي محتمل گام دوم مي‌دانند كه در صورت رخ دادن اين احتمال، امكان تحقق نيازهاي جاري كشور به ارز كه ماهانه حدود چهار ميليارد دلار است، با بحران روبه‌رو مي‌شود.

اين در حالي است كه بخش عمده اين مبلغ، مربوط به كالاهاي مصرفي است و بنزين با سالانه هفت ميليارد دلار، مهم‌ترين نياز جاري كشور به شمار مي‌رود.

با اين حال، نه تنها لايحه بودجه سال آينده با توجه به خطر تحريم و مقابله با پيامدهاي احتمالي آن طراحي نشده، بلكه وابستگي شديد به درآمدهاي نفتي و عدم پيش‌بيني شرايط انقباضي در اقتصاد كشور، آسيب‌پذيري كشور را در برابر تهديدات اقتصادي افزايش داده است.

اين در حالي است كه گفته مي‌شود سناريوي تحريم طراحي‌شده از سوي آمريكا و اروپا، بنا بر وارد كردن فشار و شوك اقتصادي به جامعه ايران در آستانه سال جديد شمسي است.

عدم تأمين نيازهاي مصرفي بازار ايران كه در اسفند ماه و به منظور برگزاري جشن سال نو تشديد مي‌شود، ممكن است به نارضايتي‌هاي گسترده اجتماعي تبديل شود.

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 2:7 |
خبرگزاری آفتاب:                                            کنایه خاتمی: حتما مشروع بود!

«سیدمحمد خاتمی» رئیس جمهور پیشین در جمع اعضای ستادهای انتخاباتی ائتلاف اصلاح‌طلبان در سراسر کشور بر ضرورت پایبندی اصلاح‌طلبان بر راهبرد اصلاحات و استفاده از ابزار انتخابات در جهت تحقق اهداف خود تاکید کرده و بار دیگر، عموم شهروندان ایرانی را به حضور در پای صندوق‌های رای در ادوار بعدی انتخابات فراخواند.خاتمی در سخنانش در عین‌حال، به محدودیت‌های مالی و تبلیغاتی ستاد اصلاح‌طلبان در انتخابات اخیر اشاره کرد و در مقایسه آن با تبلیغات انتخاباتی گسترده حامیان دولت گفت که «حتما این منابع مشروع بود

به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب، خاتمی که جمعه شب در تالار سیب تهران در بین اعضاء و مسئولین ستادهای انتخاباتی ائتلاف اصلاح‌طلبان در سراسر کشور حاضر شده بود، ضمن تقدیر از زحمات و تلاش‌های ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در انتخابات دوره سوم شوراها گفت: انتخابات مظهر حاكمیت ملت بر سرنوشت خویش است. اگر این انتخابات اشكالاتی در ساز و كارها و ضوابط و اجرا داشته باشد كه دارد، باید تلاش كرد تا این ایرادات مرتفع شود و فكر می‌كنم جهت‌گیری‌های مهم اصلاح‌طلبان در آینده رفع اشكالات ساز و كاری، سازمانی و اجرایی انتخابات باشد. 

خاتمی تصریح کرد: ملت ما حق ندارد انتخابات را كوچك بگیرد و گروه‌های سیاسی نیز حق ندارند مردم را برای اعمال این حقشان

ائتلاف و همدلی نسبی بین همه‌ جریان‌های اصلاح‌طلب با گرایش اعتدال و خدمت به مردم یكی از دستاوردهای بزرگ این انتخابات بود...

 
دلسرد كنند و البته حكومت نیز حق ندارد زمینه‌ این دلسردی را ایجاد كند. 

وی در ادامه با بیان اینكه «باید به مردم بگوییم با ورود شما به عرصه انتخابات بسیاری از مشكلات می‌تواند حل شود»، گفت: اگر این آمدن به انتخاب كسانی كه به حق حاكمیت مردم بر سرنوشت‌شان معتقدند، بیانجامد به اصلاح بسیاری از ساختارها منجر می‌شود. 

وی خاطرنشان ساخت: با حضور گسترده‌ مردم در انتخابات است که زمینه‌ كارگر افتادن نظام، سازوكارها و مقررات نادرست در مورد انتخابات و اجرای نادرست آن یا از بین می‌رود و یا به حداقل می‌رسد و یا از تاثیر حداكثری آن جلوگیری می‌شود. 

خاتمی در ادامه سخنانش با اشاره به موفقیت 40درصدی اصلاح‌طلبان در انتخابات اخیر اظهار داشت: اینكه گفته شده اصلاح‌طلبان به موفقیت 40 درصدی رسیده‌اند مربوط به شهرستان‌هاست كه محرومیت آنها هم بالاست و این قابل تقدیر است. 

رئیس جمهور پیشین با اشاره به فرصت پیش آمده برای مسئولان در پی حضور گسترده مردم در انتخابات گفت: نگرانی من از این است كه مسوولان ذیربط كه خودم نیز زمانی جزء آنها بودم نتوانیم این موقعیت را درك و از این فرصت‌ها استفاده و از لحاظ علمی، بین‌المللی، اقتصادی و فرهنگی در خور شان این ملت كار كنیم و یا با اتخاذ مواضعی به این عظمت خداداد لطمه وارد كنیم. 

رییس موسسه‌ بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، در ادامه‌ اظهاراتش با بیان اینكه «اصلاح‌طلبان

اگر محرومیت‌های مالی و امکانات نبود، تعداد كاندیداهای راهیافته‌ اصلاح‌طلبان به شورای شهر افزایش می‌یافت...

 
درعین قرار داشتن در محرومیت در انتخابات اخیر حاضر شدند»، از ائتلاف و همدلی نسبی بین همه‌ جریان‌های اصلاح‌طلب با گرایش اعتدال و خدمت به مردم به عنوان یكی از دستاوردهای بزرگ این انتخابات نام برد. 

خاتمی در ادامه اظهاراتش با اظهار تاسف نسبت به اینكه «اصلاح‌طلبان به لحاظ محدودیت در امكانات نتوانستند همه‌ كاندیداهای خود را به درستی به جامعه معرفی كنند»، افزود: اگر این محرومیت‌ها نبود، تعداد كاندیداهای راهیافته‌ اصلاح‌طلبان به شورای شهر افزایش می‌یافت. 

وی در تشریح محدودیت‌های مالی و تبلیغاتی اصلاح‌طلبان اضافه كرد: این محرومیت به نحوی بود كه ما بعنوان مثال در انتخابات خبرگان در تهران نتوانستیم حتی یك میلیون كارت چاپ كنیم و مشخصات آیت‌الله توسلی را از طریق آن به مردم معرفی كنیم. بسیاری از مردم نمی‌دانستند كه ایشان كاندیدا شدند و بعضی نیز نمی‌دانستند كه كدام توسلی است كه كاندیدا شده است. 

رییس دولت اصلاحات ادامه داد: امكانات تبلیغی اصلاح‌طلبان در این انتخابات بسیار كم بود و حالا شما می‌توانید این امكانات را با امكانات جریان مقابل كه حتما هم مشروع بوده، مقایسه كنید. 

خاتمی افزود: بعنوان رییس دولت اصلاحات افتخار می‌کنم که با وجود آنكه طی هشت سال بودجه‌های میلیاردی دولت در اختیار اصلاح‌طلبان بود، امروز از چنین محدودیتی در امكانات برخوردارند. افتخار می‌كنم كه بعد از هشت سال حضور در جایگاه ریاست جمهوری حتی یك دفتر برای كارم ندارم.
+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه نوزدهم دی 1385 و ساعت 12:35 |
خبرگزاری آفتاب:                                           تبلیغات رایحه خوش‌ 80 برابر اصلاح‌طلبان بود!

ستاد انتخاباتی ائتلاف اصلاح‌طلبان در مراسمی که سه‌شنبه شب در تالار معاصر تهران برگزار شد، از تلاش‌ها و زحمات اعضاء و مسئولان این ستاد، تقدیر کرد. به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب، در این مراسم که اعضاء، مسئولین و روسای مناطق و کمیته‌های ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان حضور داشتند، «علی‌اکبر رحمانی» رئیس این ستاد در تهران با اهدای لوح تقدیر از زحمات و تلاش‌های نیروهای فعال در ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان در سومین انتخابات شورای شهر تهران تقدیر کرد.

وی همچنین در ابتدای این مراسم در سخنانی، با اشاره به راهیابی چهار تن از نامزدهای اصلاح‌طلبان به شورای شهر تهران، اظهار داشت: با ورود اصلاح‌طلبان به شورای شهر، دیگر می‌توان مطمئن بود که 300 میلیارد تومان از سرمایه شهروندان تهرانی از شهرداری تهران ناپدید نمی‌شود. 

رحمانی ادامه داد: میزان هزینه‌های ستاد انتخاباتی ائتلاف اصلاح‌طلبان به ستاد «رایحه‌ خوش‌خدمت» (حامیان احمدی‌نژاد) در سراسر کشور یک به 80 بود، در صورتی‌ که میزان موفقیت اصلاح‌طلبان در کل کشور تقریبا 40 درصد و میزان موفقیت «رایحه خوش‌خدمت» تنها 4 درصد بود. 

رئیس ستاد تهران ائتلاف اصلاح‌طلبان خطاب به اعضای این ستاد افزود: اگر این انتخابات علیرغم برنامه‌‌ریزی‌های حساب شده از سوی رقبا به راه‌ یافتن چهار نفر از نامزدهای ما به شورای شهر تهران ختم شد، حاصل تلاش‌ها و زحمات شبانه‌روزی تک تک شما بود که با کمترین امکانات مالی، خالصانه فعالیت کردید. 

وی با اشاره به دیداری که در مقطع شمارش آرای انتخابات با «سیدمحمد خاتمی» داشت، تصریح کرد: آقای خاتمی صراحتا از برخی مسائل ابراز نگرانی می‌کردند اما تلاش‌های همه دوستان به خصوص زحمات بی‌شائبه مهندس بهزاد نبوی در بیرون ستاد، برای حفظ سلامت و دفاع از آرای مردم، در نهایت باعث شد تا نامزدهای ما به شورای شهر راه پیدا کنند. 

رحمانی با اشاره به مشکلات و تنگنا‌های پیش‌ آمده برای اصلاح‌طلبان در بحث نظارت بر صندوق‌های رای گفت: علیرغم تمام این مسائل موفق شدیم تا با سازماندهی نزدیک به 2800 نفر برای نظارت بر صندوق‌ها و همچنین حاضر شدن نمایندگان در 50 سایت شمارش آرا را علیرغم تمام بی‌مهری‌های مسئولین اجرایی انتخابات، از حقوق خود و مردم دفاع کنیم. 

استاندار سابق تهران انتخابات اخیر شوراها را «گام اول» اصلاح‌طلبان توصیف کرد و گفت: قدم بعدی ما انتخابات مجلس هشتم خواهد بود و امیدواریم با توان بالاتر، پتانسیل بیشتر و آچمز کردن رقبای خود، در آن انتخابات حرف جدی برای گفتن داشته باشیم تا انشاءالله با تداوم این شرایط، کشور را به سوی مطلوب‌تری رهنمون سازیم. 

وی با اشاره به نقش موثر محمدخاتمی و مهدی کروبی در پیروزی اصلاح‌طلبان، افزود: این حضور باعث شد تا علیرغم اینکه احساس می‌کنیم این انتخابات به شکلی مهندسی شده بود تا اصلاح‌طلبان بیش از این موفق نباشند، دومینوی شکست‌های ما پایان یابد. 

رئیس ستاد انتخاباتی ائتلاف اصلاح‌طلبان با تقدیر و تشکر مجدد از فعالین و نیروهای این ستاد که اکثریت آنها اعضای ستاد انتخاباتی دکتر معین در انتخابات گذشته ریاست جمهوری بودند، اظهار داشت: زحمات اعضای ستاد در این انتخابات حتی با انتخابات ریاست جمهوری 76 و 80 هم متفاوت بود. وی در پایان تاکید کرد: رقیب ما دیگر جرات برخورد و ادامه رفتارهای گذشته با میلیون‌ها نفر از هواداران اصلاحات در کشور را نخواهد داشت. 

به گزارش خبرنگار آفتاب، در ادامه این مراسم «علی تاجرنیا» مسئول کمیته مناطق ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در تهران با ارائه گزارشی از روند شکل‌گیری مناطق و حوزه‌های انتخاباتی و آغاز تبلیغات این ستاد، گفت: نتایج این انتخابات نشان می‌دهد که روح جدیدی در جنبش اصلاح‌طلبی ملت ایران دمیده شده است. 

وی با تشکر ویژه از اعضای ستادهای انتخاباتی اصلاح‌طلبان و همچنین محسن میردامادی، بهزاد نبوی و علی‌اکبر رحمانی، ابراز امیدواری کرد: امیدواریم این قبیل جلسات دوستانه اعضای ستادهای اصلاح‌طلبان، کماکان ادامه پیدا کند. 

در این مراسم علاوه بر اعضا و مسئولین ستادهای انتخاباتی اصلاح‌طلبان، تعدادی از کاندیداهای فهرست ائتلاف اصلاح‌طلبان هم حضور داشتند.

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه نوزدهم دی 1385 و ساعت 12:33 |
بازتاب:

وزارت دفاع آمریکا شب گذشته اعلام کرد که یک فروند زیر دریایی هسته ای آمریکا با یک کشتی تجاری ژاپنی در تنگه هرمز واقع در دریای عمان برخورد کرد .

به گزارش مهر، یک سخنگوی نیروی دریایی آمریکا که خواست نامش فاش شود؛ درگفتگو با خبرگزاری فرانسه گفت : هیچ گزارشی درباره بر جا ماندن تلفات دراین حادثه مخابره نشده است .

وی بدون اشاره به زمان این برخورد افزود : این برخورد هیچ آسیب جدی را برای زیر دریایی "نیو پورت نیوز USS" یا برای سیستم محرکه آن در برنداشت .

طبق پایگاه اینترنتی نیروی دریایی آمریکا ، این زیردریایی که 110 متر طول دارد و حامل 127 افسر و خدمه سرباز است در نورفولک ایالت ویرجینیا مستقر است .

تاد ویسیان سخنگوی پنتاگون در گفتگو با خبرگزاری فرانسه بدون ارائه جزئیات گفت :" این برخورد در جنوب تنگه هرمز روی داد .

تنگه هرمز بین خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد.

خبرگزاری جی جی پرس ژاپن نیز به نقل از منابع دولتی این کشور گزارش داد که در این برخورد ، هیچ آسیب جدی به تانکر ژاپنی که هم اکنون در بندری در امارات پهلو گرفته است ، نرسیده است .

9 فوریه 2001 ، یک زیر دریایی هسته ای آمریکا "گرین ویل " سبب غرق شدن یک کشتی آموزشی شیلات ژاپی طی پهلوگیری سریع در ساحل هاوایی شد . دراین حادثه 9 تن از شرنشینان کشتی ژاپنی، شامل چهار دانش آموز نوجوان کشته شدند

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه نوزدهم دی 1385 و ساعت 12:30 |
بازتاب:

بر اساس نوار صوتي ارائه شده در دادگاه سران سابق حزب بعث، «علي شيميايي» و صدام، در باره کشتار هزاران کرد با سلاح شيميايي، با هم گفت‌وگو‌ کرده بودند.

به گزارش راديو فردا، در نوار صوتي که در دادگاه علي حسن المجيد پسر عموي صدام حسين معروف به «علي شيميايي» و پنج نفر ديگر از مقام‌هاي سابق حزب بعث ارائه شد، صدايي که به علي شيميايي نسبت داده مي‌شود، مي‌گويد: «با سلاح شيميايي همه آنها را خواهم کشت.»

صدا همچنين ادامه مي‌دهد: «چه کسي مي‌خواهد حرفي بزند؟ جامعه جهاني؟ لعنت به جامعه جهاني!»
در پاسخ، صداي مردي که گفته مي‌شود صدام حسين است مي‌گويد: بله، موثر است. به خصوص در مورد کساني که فوري ماسک گاز نمي‌زنند.»

نوار صداي «علي شيميايي» در اشاره به کردها مي‌گويد با سلاح شيميايي همه آنها را خواهم کشت دادستان‌ها نگفته اند چگونه اين نوار ضبط صوت را به دست آورده‌اند.
صداي ضبط صوت پيشتر هم در دادگاه ارائه شده است. از قرار صدام حسين بسياري از جلسه‌هاي خود با مقام‌هاي دولتش را ضبط مي‌کرده است.

خبرگزاري «رويترز» از قول دادستان‌ها نوشته است که در حدود 180 هزار عراقي که بيشتر آنها را کردها تشکيل مي‌دهند، بر اثر گازهاي شيميايي جان خود را از دست داده‌اند.

«مغيث الفارون» دادستان کل، روز دوشنبه در دادگاه همچنين فيلم انبوه جسد کودک و بزرگسالاني را به نمايش گذاشت که بر اثر حمله شيميايي ماموران صدام، جان خود را از دست داده بودند.

دادگاه رسيدگي به جرايم مقامات ارشد رژيم بعثي عراق، که به دادگاه صدام معروف شده، در حالي دنبال مي‌شود که ديگر جرايم و شکاياتي که عليه صدام اقامه شده بود، از دستور دادگاه خارج شده است .

«محمد عريبي»، هنگامي که «علي شيميايي» شروع کرد در سوگ صدام قرآن بخواند، ميکروفن را خاموش کرد. محمد عريبي الخليفه، که قاضي ارشد دادگاه صدام است، روز دوشنبه هشتم ژانويه، 18 دي، با شروع جلسه دادگاه اعلام کرد با توجه به تاييد مرگ صدام، بررسي ديگر جرايم وي ضرورت نداشته و از دستور دادگاه خارج مي‌شود.

هنوز شش نفر ديگر در ادامه بايد محاکمه شوند و دادگاه در حال حاضر، پرونده کشتار انفال در سال‌هاي 1980 و 1988 ( 1385 تا 1366 ) و زمان جنگ عراق با ايران را در دستور کار دارد.

همدستان صدام به اتهام جنايات جنگي و جنايت عليه بشريت محاکمه مي‌شوند نوري المالکي، نخست وزير عراق که از سوي جامعه بين‌المللي به علت شيوه اجراي حکم صدام زير فشار است، از داخل عراق نيز با فشار براي اعدام هرچه سريعتر دستياران صدام روبرو است‌.

بان کي مون، دبير کل سازمان ملل نيز از مقامات عراق خواسته تا از اجراي حکم دستياران صدام جلوگيري کنند. دفتر نخست وزير عراق نيز تاييد کرده دليل تاخير در اجراي حکم اعدام، فشار بين المللي بوده است.

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه نوزدهم دی 1385 و ساعت 12:27 |
 

 

گداخـت جـان کـه شـود کـار دل تمـام و نشـد . . . . بسوختیم درین آرزوی خام و نشد

بـه لابـه گـفت شبی مـیر مجلـس تـو شـوم . . . . شدم به رغبت خوشیش کمین غلام و نشد

پیـام داد که خـواهـم نشـسـت بــا رنـدان . . . . بشد به رندی و دردی کشیم نام و نشـد

رواســت دربــر اگــر مـی طــپد کــبوتــر دل . . . . که دید در ره خود تـاب و پـیچ دام و نشـد

بدان هوس که به مستی ببوسم آن لب لعل . . . . چه خون که در دلم افتاد همچو جام و نشد

بـه کـوی عشـق مـنه بـی دلیـل راه قـدم . . . . که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشـد

فـغان که در طـلـب گـنـج نـامه ی مقـصود . . . . شدم خراب جهانی ز  غم تـمام و نشـد

دریـغ و درد که در جسـت و جـوی گـنج حضـور . . . . بسی شدم به گدائی بر کرام و نشد

                                هزار حیله برانگیخت حـافظ از سـر فکر

                                در آن هوس که شود آن نگار رام و نشد


بازی شب یلدا

شماره یازدهم

شماره دهم

استقلال بلاگستان در خطر است !

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه هجدهم دی 1385 و ساعت 20:12 |
بازتاب:

آيين‌نامه ساماندهي فعاليت پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني "سايت‌هاي اينترنتي" كه در تاريخ 29/5/85 از سوي هيأت دولت به تصويب رسيد، داراي ابعاد گسترده‌اي است كه اجراي آن ملزم تصويب قانون است، كه آن هم بايد توسط مجلس شوراي اسلامي انجام شود.

در تاريخ 29/5/85 هيأت دولت به بهانه ساماندهي سايت‌هاي اينترنتي، آيين‌نامه‌اي را تصويب كرد كه با اصول متعدد قانون اساسي در تضاد كامل است و از سوي ديگر، دخالت در كار قواي مقننه و قضائيه به شمار مي‌رود.

بنا بر اصل 23 قانون اساسي، «تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نمي‌توان به صرف داشتن عقيده‌اي مورد تعرض يا مؤاخذه قرار داد». حال اگر برخي از سايت‌ها و وبلاگ‌ها، محيط‌هاي مجازي شخصي به شمار ‌روند و حكم يادداشت شخصي بدون قصد انتشار را داشته باشند، چگونه دولت مي‌تواند آنان را بازخواست كند؟

اما اگر سايت‌ها از نظر دولت حكم مطبوعه و رسانه را دارند، بايد ذيل اصل 24 قانون اساسي مورد بررسي قرار گيرند كه طبق اين اصل قانون اساسي، «نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند، مگر آن‌كه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشند. تفصيل آن را قانون معين مي‌كند». بنا بر اين اصل قانون اساسي، قانون مطبوعات توسط مجلس شوراي اسلامي تصويب شده و در حال اجراست كه در اين قانون، بحثي از سايت‌هاي اينترنتي و وبلاگ‌ها نشده است. اصلاح و يا افزودن بر قانون هم از حيطه وظايف هيأت دولت خارج و در اختيار قوه قانونگذاري كشور است.

طبق اصل هفتاد و سوم قانون اساسي، «شرح و تفسير قوانين عادي در صلاحيت مجلس شوراي اسلامي است» كه بر اين اساس دولت حتي نمي‌تواند در مقام شرح و تفسير قانون مطبوعات برآمده باشد.
بنابراين، تدوين و تصويب چنين آيين‌نامه‌اي خلاف اصول 23 و 24 قانون اساسي به شمار مي‌رود، چه آن‌كه سايت‌هاي اينترنتي را محيط شخصي بدانيم و چه آنها را فراشخصي و غيرمطبوعاتي بدانيم كه ‌نياز به تعريف و قانونگذاري دارد و در صلاحيت دولت نيست.

حال چگونه دولت (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي) مي‌تواند طبق بند «پ» ماده يك اين آيين‌نامه به بستن سايت‌هايي كه در اين وزارتخانه ثبت نشده‌اند، اقدام ‌كند؟ اين اقدام منجر به محدوديت در اطلاع‌رساني و سانسور هم مي‌شود كه مخالف اصل بيست‌وپنجم قانون اساسي است كه سانسور را ممنوع كرده، مگر به حكم قانون كه قانون را نيز مجلس تصويب مي‌كند، نه دولت.

از سوي ديگر، طبق اصل 138 قانون اساسي، مصوبات هيأت دولت و تدوين آيين‌نامه‌‌ها توسط دولت، نبايد با متن و روح قوانين مخالف باشد و نيز بايد به اطلاع رئيس مجلس شوراي اسلامي برسد تا در صورتي كه آنها را برخلاف قوانين بيابد، با ذكر دليل براي تجديدنظر به هيات وزيران بفرستد. بنابراين آيين‌نامه ساماندهي سايت‌هاي اينترنتي خلاف قوانين موضوع كشور و قانون اساسي است. از رئيس مجلس شوراي اسلامي هم انتظار مي‌رود طبق اين اصل قانون اساسي، براي لغو اين مصوبه خلاف قانون اساسي اقدام كند.

از سوي ديگر،‌اين آيين‌نامه در ذيل ماده 7 مواردي را بر شمرده است كه سايت‌هاي اينترنتي نمي‌توانند به انتشار آنها مبادرت ورزند كه برخي از اين موارد آنقدر موسع است كه قابليت اجرا ندارد و يا مي‌توان از آن تعريف موسع يا سليقه اي داشت. به نحوي كه هر خبر يا موضوعي را شامل حال آن كرده، به تعطيلي آن سايت اقدام كرد. مواردي چون تحريك و تشويق به ارتكاب اعمال عليه امنيت، حيثيت و منافع كشور، توهين به ارزش‌ها، هرگونه اقدام عليه قانون اساسي يا تفرقه‌افكني و خدشه در وحدت و وفاق ملي و استقلال و تماميت ارضي و يا القاي بدبيني و نااميدي در مردم نسبت به مشروعيت و كارآمدي نظام، افشاي اسرار و اسناد طبقه‌بندي شده خصوصي، اشاعه منكرات و ترويج فحشا، اطلاعات خصوصي و شخصي افراد بدون اخذ اجازه كتبي از آنان .

همچنين اين ماده داراي مواردي است كه در حيطه كار قوه قضائيه و دستگاه قضاست، نه در حيطه اختيار قوه مجريه‌، چه رسد به اين‌كه در اختيار كميته‌اي قرار گيرد. مواردي چون توهين به اديان آسماني و كتب مقدس و انبيا و معصومين و مقدسات، توهين به اقوام و اقليت‌هاي مذهبي، هر نوع اقدام خلاف شرع يا قانون ديگر يا مخالف ضوابط و مقررات، افشاي اسرار و اسناد طبقه‌بندي‌شده از قبيل نظامي،‌ امنيتي و سياسي دولتي و خصوصي! توهين به اشخاص حقيقي و حقوقي، انجام فعاليت‌هاي غيرقانوني اقتصادي از قبيل پولشويي، تجارت هرمي و غيره، نشر اكاذيب و افترا و... از جمله مواردي هستند كه تشخيص آنها طبق قانون اساسي بر عهده دستگاه قضائي است.

از سوي ديگر، بر پايه تفسير شوراي نگهبان،‌ دولت نمي‌تواند به تهيه و تصويب لوايح قضائي بپردازد و اين از اختيارات قوه قضائيه شمرده شده است، چه رسد به اين‌كه دولت در پي تهيه و تصويب قوانين يا آئين نامه هاي قضائي برآمده، و در بسياري موارد آن را از حيطه كار قضا خارج كرده و در اختيار غير گذارده است؛ طبق اصل 158 (بند 2) تهيه لوايح قضائي از وظايف رئيس قوه قضائيه است.

حال با توجه به اينكه سه نهاد مجلس شوراي اسلامي، رئيس جمهور و شوراي نگهبان، مسئول صيانت از قانون اساسي هستند، انتظار مي رود، رئيس جمهور،‌خود راسا و در مراحل بعدي رئيس مجلس شوراي اسلامي كه اداره كل تطبيق قوانين كشور را تحت مديريت خويش دارد، و نيز شوراي نگهبان قانون اساسي، اقدام مقتضي براي صيانت و جلوگيري از نقض آشكار قانون اساسي به عمل آورند.

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 0:27 |
خبرگزاری آفتاب:                                          آشتی کنان بی‌نتیجه دو اصولگرا

منابع آگاه تاکید می‌کنند دیدار قالیباف و احمدی نژاد که با هدف ایجاد جبهه‌ای واحد از اصولگرایان برنامه‌ریزی شده بود، هیچ دستاورد ملموس و راهبردی نداشته است. به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب این دیدار که اخیرا و پس از انتخابات 24 آذر میان رییس جمهور و شهردار تهران انجام شد به نزدیکی سیاست‌های حامیان این دو منجر نشده است.

چندی پیش اعلام شده بود که احمدی نژاد در دیداری با قالیباف برخی از مشکلات شهر تهران را بررسی کرده است. قالیباف نیز در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران این دیدار را تایید کرده و گفته بود که در این دیدار با رییس جمهور در مورد برخی از مواد قانونی درخصوص کارهای مربوط به شهر تهران مذاکراتی انجام گرفته است. سابقه زمینه چینی برای این دیدار به دوران انتخابات ریاست جمهوری می‌رسد که برخی از اصولگرایان معتدل تلاش زیادی برای دیدار این دو کاندیدای ریاست جمهوری داشتند. 

شنیده شده است که یکی از بزرگان اصولگرا که برای این دیدار بسیار تلاش کرده علی اکبر ناطق نوری رییس شورای هماهنگی اصولگرایان بوده است. بزرگان اصولگرا تلاش می کردند این دیدارها را به گونه‌ای سامان دهند تا جبهه اصولگرایی به کاندیدای مشترک برسد. این دیدار اما در آن زمان به دلایلی میسر نشد تا زمان انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا که تلاش‌ها برای انجام این دیدار شدت گرفت. 

برخی از اصولگرایان این بار نیز تلاش کردند با زمینه چینی برای انجام این دیدار موجبات رسیدن به یک لیست واحد و مشترک را فراهم آورند. شنیده شده است که قالیباف این دیدار را به بعد از انتخابات موکول کرده بود. 

اکنون پس از دیدار شهردار تهران و احمدی نژاد برخی از منابع مطلع این دیدار را تنها یک جلسه «آشتی کنان» تلقی می کنند. 

پیش از این برخی از سایت‌ها و رسانه‌های اصولگرا در پی عدم کامیابی در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در تهران تلاش کردند به هم‌جناحی های خود درباره نزدیکی اصلاح طلبان با هواداران قالیباف در شورا هشدار دهند. سایت دریچه که توسط یکی از اعضای شورای سردبیری روزنامه رسالت اداره می‌شود در این خصوص به اصولگرایان توصیه کرده بود به نیروهای لیست اصولگرایان اصلاح طلب نزدیک شده و اتحاد خود را با آنان پیش از نزدیکی اصلاح طلبان به این گروه و اتخاذ تصمیمات مشترک در شورای شهر تهران از طریق ائتلاف میان این دو گروه اعلام نمایند. 

حامیان قالیباف در شورای شهر تهران با مرکزیت مرتضی طلایی فرمانده سابق نیروی انتظامی تهران بزرگ تلاش می‌کنند شعارهای خود را بیشتر در دایره مدیریت شهری متمرکز کرده و از سیاسی شدن پرهیز کنند. منابع نزدیک به قالیباف می‌گویند که وی در این دیدار بیشتر بر روی اجرای تبصره 13 که شامل ارائه بودجه‌ای به شهرداری تهران شده تاکید داشته و همچنین مباحثی را در خصوص بحث منوریل با رییس جمهور در میان گذاشته است. 

هنوز هیچ واکنش رسمی از سوی نزدیکان رییس جمهور در مورد دیدار با شهردار تهران مخابره نشده است.

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 0:20 |
خبرگزاری آفتاب:

آنگونه که یکی از مهمترین موسسات تحقیقاتی رژیم صهیونیستی مدعی شده ‌است «هیچ چیز ‌جز حمله نظامی توان جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات اتمی را نداشته و اسرائیل در صورت لزوم توان توسل به اقدام نظامی علیه تاسیسات اتمی ایران را دارد»! با این حال کارشناسان نظامی این رژیم معتقدند چنین حمله‌ای تنها وقتی عملی می‌شود که ایالات متحده اطلاع و رضایت کامل از انجام آن داشته باشد.

بنا به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، موسسه تحقیقاتی «مطالعات امنیت ملی» وابسته به دانشگاه تل‌آویو در گزارشی که رسانه‌های اسرائیلی روز پنجشنبه آن را منتشر ساختند مدعی شده‌است که زمان به نفع ایران در حال سپری شدن‌است «و تنها استفاده از نیروی نظامی است که می تواند تلاش رهبران این کشور در دستیابی به تسلیحات اتمی را متوقف سازد».

با توجه به اینکه بسیاری از سایت‌های اتمی ایران بصورت زیرزمینی ساخته شده‌اند بسیاری از کارشناسان نظامی در کشورهای مختلف جهان توان اسرائیل برای حمله به این تاسیسات را مورد تردید قرار داده‌اند، با این وجود گزارش موسسه اسرائیلی مدعی شده است که این رژیم از نظر «تکنیکی» توان لازم برای چنین اقدامی را دارد.

«گیورا ایلناد» مشاور سابق امنیت ملی رژیم صهیونیستی که در امر تهیه این گزارش با دانشگاه تل‌آویو همکاری داشته است علیرغم اشاره به امکان‌پذیر بودن تعرض نظامی به ایران، این موضوع را منوط به توافق و تفاهم کامل استراتژیک و نظامی با واشنگتن دانسته‌است: «اگر در نهایت قرار باشد که هواپیماهای اسرائیلی اجرای این ماموریت را بر‌عهده گیرند مطمئنا قبل از آن همه چیز بین دو کشور هماهنگ شده‌است». 

زیوی شاتوبر رئیس این موسسه و مشاور ایهود باراک نخست‌وزیر سابق اسرائیل نیز می‌گوید: «در حالی که به نظر نمی‌رسد هیچ کشوری در جهان از این حمله پشتیبانی کند انجام آن بدون رضایت و تائید آمریکا امکان‌پذیر نیست».

این گزارش بخشی از ارزیابی‌های انجام شده توسط این موسسه تحقیقاتی درخصوص توازن قوا در منطقه خاورمیانه است. مقامات رژیم صهیونیستی همواره جمهوری اسلامی را به عنوان یکی از جدی‌ترین تهدید‌ها برای امنیت اسرائیل تلقی کرده و سوءاستفاده رسانه‌های افراطی صهیونیستی و خبرگزاری‌های نزدیک به نئوکان‌ها در آمریکا از اظهارات محمود احمدی‌نژاد فضای بهتری را برای سوءاستفاده بیشتر این رژیم فراهم آورده ‌است.

تهدید نظامی صریح ایران توسط اسرائیل [کلیک کنید]
آمادگی اسرائیل برای آزمایش اتمی ایران! [کلیک کنید]
هشدار نتانیاهو به اولمرت در مورد ایران [کلیک کنید]

دو روز قبل موسسه INSS رژیم صهیونیستی نیز در گزارش سالانه خود سیاست‌های اسرائیل در مقابل فلسطین، برنامه هسته‌ای ایران و تروریست‌ها را ناکام ارزیابی کرده بود. در گزارش یاد شده ایران هسته‌ای به عنوان تهدید جدی برای اسرائیل معرفی شده و برای مقابله با آن بر استفاده از گزینه نظامی و بی‌فایده بودن اقدامات دیپلماتیک تاکید شده است. 

نویسندگان این گزارش نیز، ایران هسته‌ای را تهدیدی جدی برای اسرائیل دانسته و اعلام کرده بودند اگر آمریکا و اسرائیل خواستار متوقف کردن برنامه هسته‌ای هستند در نهایت گزینه‌ای به غیر از حمله به تاسیسات هسته‌ای این کشور را ندارند. 

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 0:16 |
خبرگزاری آفتاب:

«معصومه ابتکار» منتخب فهرست ائتلاف اصلاح‌طلبان در شورای شهر سوم تهران در نوشته‌ای که در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده، با انتقاد از مسئولان و تهیه کنندگان یکی از برنامه‌های شبکه رادیویی جوان، به شرح و توضیح اتفاقی که منجر به عدم حضور وی در این برنامه شد، پرداخت

وی در این نوشته با بیان اینکه وقتی وارد استودیوی رادیو شده است مشاهده کرده که تهیه كننده برنامه براساس هماهنگی قبلی عمل نكرده است، افزوده: قرار بود در برنامه‌ای از شبكه جوان رادیو با آقای بیادی به بحث و گفتگو در مورد مدیریت شهری بپردازیم. اما به محض ورود چشمم به آقای محمد علی رامین (مسئول کمیته سیاسی ستادهای رایحه خوش خدمت) افتاد كه مشغول صحبت بود فهمیدم كه قرار است در مقابل یك عمل انجام شده قرار بگیرم. 

ابتکار ادامه داده است: مسئله آقای رامین نبود، مسئله عدم هماهنگی و اطلاع رسانی درست به مهمانان برنامه بود كه برای حصور حق انتخاب دارند. بنابراین به تهیه كننده گفتم قرار ما این نبود كه مهمان دیگری حضور داشته باشد، پس ظاهرا قرار به هم خورده است. ولی او به راحتی منكر شد و ادعا كرد كه قبلا درباره این وضعیت صحبت كرده است.

وی با بیان اینکه «می توانستم این مسئله را به روی خود نیاورم و وارد استودیو شوم اما انكار تهیه كننده كه برایم روشن بود دروغی واضح بود مانع این مسئله شد»، اظهار داشته: من در مقابل دروغ نمی‌توانستم تسلیم شوم. گاهی اوقات آدم نمی‌فهمد كه دارند دروغ می گویند ولی در آن لحظه كه به سرعت هماهنگی های انجام شده برای این برنامه را در ذهن مرور كردم می دانستم انكار تهیه كننده چیزی جز یك دروغ - با چه هدفی؟ نمی دانم – نیست بنابراین تصمیم به بازگشت گرفتم، خداحافظی كردم و از استودیو خارج شدم. 

ابتکار با اشاره به این نکته که «توسط یك راننده تاكسی مطلع شده که پس از حاضر نشدن وی در برنامه رادیو در آن برنامه درباره او چه می‌گذرد» آورده است: برنامه به جای پرداختن به مسایل شهری به محملی برای تخریب مبدل شده بود گویی برنامه آن ساعت رادیو جوان مختص پنهان كردن مشكل ناتوانی تهیه كننده در انجام هماهنگی های لازم بود. 

ابتکار ادامه داده: این وضع آن قدر ادامه یافت كه خانم مجری برنامه یاد آور شد ما قصد بزرگ نمایی نداریم و در عین حال گفت: خانم ابتكار به شنوندگان ما توهین كرده است! 

کاندبدای منتخب ائتلاف اصلاح‌طلبان در شورای شهر تهران در ادامه با تقدیر از «حسن بیادی» کاندیدای ائتلاف اصولگرایان آورده که «آقای بیادی با برخوردی منطقی و منصفانه از مجری پرسید: آیا در مورد همه افراد حاضر در استودیو قبلا هماهنگی شده بود؟ كه متاسفانه همان پاسخ عاری از حقیقت به ایشان هم داده شد». 

وی در ادامه نوشته خود تصریح کرده‌است: واقعا اگر اینطور بود چرا من باید وقت می گذاشتم و مسیر طولانی بین دانشگاه و جام جم را طی می كردم و خود را به برنامه می رساندم؟ و بعد هم كه چنین اتفاقی رخ داده آیا این عدالت است كه چنین اتهامی را وارد كنند، در حالی كه من دسترسی به میكروفن نداشتم و نمی توانستم از خود دفاع كنم. برنامه كه با حضور دو مهمان در جریان بود، چه لزومی داشت چنین برخوردی صورت گیرد؟! ضمن اینكه آقای رامین هم از منتخبین شورا نبوده و قرار بود درباره برنامه های آینده منتخبین بحث شود. 

ابتکار در پایان تصریح کرده: البته این اتفاق نه تنها باعث پشیمانی من از ترك استودیو نشد بلكه انگیزه‌هایم را برای عدم مسامحه در مقابل دروغ بیشتر كرد به هر حال من به ارتباطات رسانه‌ای معتقدم و همواره برای اینكار و تعامل با رسانه ها احترام قایل بوده و هستم اما ایمان دارم كه بدون اخلاق و پرهیز از خود محوری و خود رایی در عرصه هایی كه قدرت در دست ماست، نمی توانیم به مقصد برسیم و هر گونه مسامحه در مقابل برخوردهای اینچنینی ما را از هدف دور می كند باید شجاعت گردن گرفتن اشتباهاتمان را داشته باشیم.

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 0:14 |
خبرگزاری آفتاب:

پانزده نماینده مجلس هفتم در تذکری مکتوب به «محمد نجار» وزیر دفاع خواستار توضیح وی در مورد مبنا و مجوز قانونی آنچه که «فعالیت‌های غیرمسئولانه» برخی از عوامل منسوب به نیروی مقاومت علیه برخی از نمایندگان و دخالت در امور سیاسی و حزبی خواندند، شدند. در این تذکر کتبی تاکید شده است «به موجب قوانین موضوعه و رهنمودهای بنیانگذار انقلاب و مقام رهبری و نظر به رسالت نیروی مقاومت، فرماندهان و سایر عوامل این نیرو به هیچ وجه مجاز به ورود در قلمرو مرزبندی‌های سیاسی و جانبداری از یک جناح خاص و فعالیت علیه جناح‌های دیگر و اشخاص منسوب به آنها نیستند و باید تابع قوانین کشور باشند».

به گزارش خبرنگار پارلمانی آفتاب، در ادامه این تذکر آمده است: ضمن قدردانی از عملکرد مثبت طیف وسیعی از بسیجیان اصیل و مردمی و نظر به دخالت‌های آشکار و نهان برخی از [...] عناصر بسیج و فعالیت له یا علیه بعضی از جناح‌های سیاسی و خصوصا تخریب‌های انجام شده علیه بعضی از نمایندگان ملت پاسخ فرمائید مبنا و مجوز قانونی عملکرد این دسته از اشخاص چیست؟ آمر آنها چه کسانی هستند و چرا فرمانده نیروی مقاومت به تذکرات مکرر و شفاهی و کتبی نمایندگان در این خصوص به تسامح و تساهل عمل کرده و گاهی جانبداری می‌کند؟ 

این تذکر به امضای اکبر اعلمی، محمد علیخانی، قدرت‌الله علیخانی، معلمی‌پور، آئین‌پرست، داریوش قنبری، بیژن شهبازخانی،‌ قمی، محبی‌نیا، گرامی مقدم، تابش، مروتی، سیدمصطفی هاشمی ریسه و وزیری رسیده است.

همچنین، «اکبر اعلمی» نماینده تبریز در تذکری مکتوب به وزیر دفاع خواستار پاسخ وی در مورد آنچه «مبنا و مجوز برخوردهای غیرمسئولانه برخی از گروه‌های منسوب به نیروی مقاومت بسیج با مردم آذربایجان» دانسته، شد. 

نماینده تبریز همچنین در تذکری دیگر به مصطفی پورمحمدی وزیر کشور پاسخگویی وی در مورد این موضوع را خواستار شده است.

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 0:12 |

آفتاب: مقامات روسی می گویند که اجرای قراردادهای فروش موشک‌های ضدهوایی به ایران و سوریه علیرغم مخالفت های آمریکا و متحدانش همچنان طبق برنامه ادامه خواهد یافت. مقامات ایران و روسیه سال گذشته قرادادی به ارزش یک‌میلیارد و 400 میلیون دلار با مسکو برای خرید یکی از پیشرفته‌ترین سیستم های دفاع هوایی موجود در جهان به امضا رسانده بودند. به گزارش خبرگزاری دولتی ایتارتاس حداقل نیمی از 29 موشک ضدهوایی استراتژیک TOR-M1 که ایران سال گذشته اقدام به خرید آنان نموده بود، به این کشور تحویل شده است.

یک مقام نظامی این کشور روز سه‌شنبه به این خبرگزاری گفت که اقدامات مربوط به ساخت و تحویل بقیه موشک‌ها نیز در جریان بوده و تصویب قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل هیچ تاثیری بر این موضوع و سایر همکاری‌های نظامی دو کشور نداشته است.

به گزارش ایتارتاس موشک های خریداری شده از سوی ایران در اطراف سایت‌های هسته‌ای این کشور استقرار یافته‌اند. این در حالی است که ایالات متحده با انتقاد شدید از قراردادهای نظامی تهران و مسکو تهدید کرده است کمپانی‌های تسلیحاتی «سوخو» و «رزبرن اکسپورت» روسیه را تحت مجازات‌های شدید مالی قرار می‌دهد.

همچنین بنا به اعلام خبرگزاری روسی اینترفاکس، والری کاشین رئیس دفتر مهندسی تسلیحات وزارت دفاع روسیه روز سه‌شنبه گفت که این کشور به کلیه تعهدات خود برای تحویل به موقع موشک‌های ضدهوایی و سایر تجهیزات نظامی خریداری شده از سوی دمشق جامه عمل می‌پوشاند. 

پیش‌تر مقامات نظامی اسرائیل با طرح این ادعا که دمشق سلاحهای خریداری شده از روسیه را در اختیار چریکهای حزب‌الله قرار می دهد از کرملین خواسته بودند تا فروش تسلیحات نظامی پیشرفته به سوریه بویژه موشکهای ضدهوایی قابل حمل را محدود سازند.

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 0:10 |
 

وی با اش

خبرگزاری آفتاب: به دنبال اعلام خبر شکایت «رحیم مشایی» رییس سازمان میراث‌فرهنگی از«عماد افروغ» و «سعید ابوطالب» نمایندگان تهران، افروغ نیز روز سه‌شنبه اعلام کرد که برای طرح شكایت متقابل از مشایی آماده است. به گزارش خبرنگار پارلمانی آفتاب، افروغ در حاشیه جلسه علنی مجلس در جمع خبرنگاران گفت «بر اساس آنچه كه در رسانه‌ها به نقل از شكایت آقای مشایی رییس سازمان میراث فرهنگی علیه من آمده است، من نیز آماده هستم تا علیه ایشان شكایتی را تنظیم كنم».

اره با انتشار فیلمی از شرکت رحیم مشاعی در یک مراسم کاملاً متضاد با پروتکل‌های تشریفاتی جمهوری اسلامی و با بیان اینكه «توقع ما از مشایی این بود كه جلسه رقص را ترك می‌كرد»، گفت:‌ ظاهراً ایشان این كار را نكرد و تا آخر جلسه نشسته بود. 

افروغ افزود: یك مقام دولتی از مونتاژی بودن فیلم سخن می‌‌گوید اما مشایی می‌گوید چه اشكالی دارد و اگر قرار است ما در چنین مراسمی نباشیم، باید كل گردشگری را تعطیل كنیم. 

نماینده تهران در مجلس به اشاره به شكایت مشایی علیه وی و ابوطالب دیگر نماینده تهران خاطرنشان كرد: تا زمانی كه این شكایت رسماً به دست من نرسید، واكنش نشان نخواهم داد؛ چون معتقدم فضاسازی‌های رسانه‌ای امری طببیعی و معقول است و روزانه چند شبنامه علیه من منتشر می‌شود، ولی انسان باید بپذیرد كه لازمه مدیریت جامعه نوین همین اطلاع‌رسانی‌ها است. 

آیا احمدی‌نژاد مشاعی را برکنار می‌کند؟ [کلیک کنید]

افروغ تاكید كرد: من اعلام كرده بودم كه رسانه‌ها هر چه بنویسند شكایت نخواهم كرد، ولی وقتی مقام رسمی مطالبی می‌نویسد و مرا متهم می‌كند، من از وی شكایت خواهم كرد. 

وی با بیان اینكه «نشر اكاذیب، گفتن دروغ و ارسال sms از جمله اتهامات مطرح شده از سوی مشایی علیه اینجانب است»، گفت: من تاكنون در طول عمرم هیچ sms را برای افراد نفرستادم. اگر مداركی موجود است من آن را قبول می‌كنم. 

رییس كمیسیون فرهنگی مجلس افزود: ما را به مكر و حیله متهم كردند كه باید جوابگو باشند. همچنین گفته‌اند كه طراحان پشت صحنه وجود دارند كه این اتهام نیز باید ثابت شود. 

افروغ با بیان اینكه «مستقیم یا غیر مستقیم ما را به ارتباط تشكیلاتی و توطئه علیه دولت متهم كردند»، خاطرنشان ساخت: این عبارت مفاهیمی نیستند كه به راحتی قابل اثبات باشند. اگر كسی مدركی دارد كه اینجانب در جلسه‌ای حضور یافتم و در آن علیه آقای احمدی‌نژاد بحثی كرده‌ام، آن را رو كند. 

افروغ با بیان اینكه «اگر خبرگزاری‌ها از من اظهار نظر نمی‌خواستند، من اظهار نظر نمی‌كردم»، خاطرنشان ساخت: این چه ارتباط سازمانی و تشكیلاتی برای تخریب رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است كه من می‌نشینم تا خبرنگاران تماس بگیرند و درخصوص این تماس‌ها هیچ اقدامی انجام نمی‌دهم.
 
وی با بیان اینكه «آقای مشایی دچار یك نوع توهم است»، تصریح كرد: یكی از چشمه‌های جوشان توهم و توهم توطئه مرتبط با دولت با این شكواییه آشكار شد، اما من بار دیگر به دولت هشدار اخلاقی و دلسوزانه می‌دهم تا حدودی به دوروبری‌های خود توجه داشته باشد. 

نماینده تهران تاكید كرد: تشنه این هستم كه از دادستانی شكایتی دریافت و مطابق آن شكایتی تنظیم كنم و تا آخر قضیه خواهم ایستاد و آن وقت مشخص می‌شود آیا ما اهل تحمل، سعه صدر و مصلحت‌اندیشی هستیم یا دیگران ما را به توطئه علیه دولت متهم می‌كنند. 

افروغ گفت: من تعجب می‌كنم چرا مشایی در شكواییه خود سرنوشت خودش را به آقای احمدی‌نژاد پیوند می‌زند. من اكراه دارم كه بگویم كه آقای مشایی مساوی با آقای احمدی‌نژاد است. 

وی تاكید كرد: وقتی آقای مشایی این بحث را با حیثیت دولت پیوند می‌زند، این حق را به من دهید كه این ذهنیت در من ایجاد شود شاید دولت نیز در جریان است. 

رییس کمیسیون فرهنگی مجلس با بیان اینكه این كمیسیون مدتها‌ قبل به خاطر گزارش‌های رسیده و تاكید اعضای این كمیسیون در پی تهیه گزارشی درخصوص ضعف عملكرد سازمانی و شخصی آقای مشایی است، تصریح كرد: فكر می‌كنم آقای مشایی درصدد است تا نوعی پیش‌دستی كند، حتی ما تماس داشتیم و به ما گفتند اگر صلاح می‌دانید ارتباطی با شما برقرار شود. بنده گفتم هیچ ارتباطی خارج از كمیسیون از نظر ما قابل قبول نیست و چندین بار رییس سازمان را برای پاره‌ای توضیحات در كمیسیون دعوت كردیم كه هر بار به دلایلی از این دعوت استنكاف كرده است. 

افروغ با بیان اینكه «وظیفه ما نظارت بر دستگاه‌ها است»، خاطرنشان كرد: در این خصوص كوتاه نخواهیم آمد و سابقه من در سه سال فعالیت مجلس هفتم نشان داد كه در هیچ موردی كوتاه نیامده‌ایم.

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 0:8 |
سلام. با اینکه این وبلاگ شخصی نیست به دلیل برخی اتفاقات مجبور شدم چند پست شخصی توش قرار بدم. برای همین از همه ی دوستانی که با من همکاری می کنن پوزش می خوام. ولی چه کنم که ما هم وارد بازی شب یلدا شدیم؟! البته یخرده دیر این اتفاق افتاد اما باز ما به بزرگی خودمان خردی اطرافیان رو می بخشیم!

من موندم چی بگم که کسی نمی دونه؟ آدم تابلو باشه هم بده ها! هرچی می خوام بگم میبینم که همه ازش با خبرن؟!

راستی امیر جان منو به این بازی دعوت کرد که البته یه بخش از خوصوصیات منو پیچوندن که ببینمش لهش می کنم!

یچیز هم قبل از اینکه ویژگی هامو بگم ذکر کنم! کسی بهم بخنده یا از این نوشته بر علیه من استفاده کنه با بد ترین روش های سبک هوقیق مورد شکنجش قرار میدم! ( این تهدید نبود می دونید که بهش عمل می کنم! )

۱- از ارتفاع میترسم بد جورا! البته دارم روش کار می کنم که ترسم بریزه. ( تا چشم حسوداهم در بیاد کمی هم موفق بودم ) برای همین تا یکی دوسال پیش من اصلا کوه نمی رفتم

۲- شاید اگه یه متنی رو ۱۲۵۴۸۷۴۲۱۲ بار بخونم چیزی ازش متوجه نشم ولی اگه یه بار یکی از روی اون مطلب برام بخونه کاملا می فهممش و اصلا گاهی وقتا حفظ هم می شم. برای همین ( اصلا هم از روی تنبلی نبودا ! ) مامان بیچارم تا دوم راهنمایی گاهی وقتا شبای امتحان مجبور بود از روی کتاب برای من بخونه و منم دراز می کشیدم و گوش می کردم.

۳- گفتم امتحان یادم افتاد که بگم از دوم دبستا به صورت حرفه ای ( اول دبستان هم می کردم و لی نه با این وسعت ) در تمامی امتحاناتم تقلب کردم ( حتی در کنکور ) و به جز یه بار که خودم گفتم تقلب کردم کسی نتونسته مچم رو بگیره. البته سوتی های جالبی هم تا حالا دادم که چنتاشون و براتون می گم:

الف: تنها باری که تونستن ازم تقلب بگیرن در کلاس زبان تو دانشگاه بود که اونم خودم گفتم تقلب کردم برای همین استاد ( به دلیل صداقتم ) نمره ی کامل رو بهم داد

ب: آخریم تقلبم همراه با یه سوتی عظما بود که بهم بخندید دقیقا نصفتون می کنم! امتحان آخری که تو دانشگاه دادم امتحان زبان فنی بود. منم کلا زبانم توپ . . . ( اینم داشته باشید که از نمره های کلاسی ۸.۵ نمره گرفته بودم و همش ۱.۵ نمره میخواستم تا پاس بشه! ) خلاصه یکی با هزار بدبختی بهم تقلب رسون فکر کردم اشتباه هست پارش کردم ریختمش دور. از اون امتحان فقت یه نمره کرفتم. داشتم می افتادم که از بند پ استفاده کردم!

پ: تو کنکور خودم اگه تقلب نمی کردم به احتمال ۹۰٪ تو تهران مهندسی عمران قبول می شدم ( به خدا خالی نمی بندما! برای اولین و آخرین بار درس خونده بودم  ) بعد رفتم سوال هارو گیر اوردم ، ولی اشتباه بود برای همین کاشان قبول شدم.

۴- از اینکه برم خارج زندگی کنم متنفرم ، بدم میاد ، نمی خوام ، حالم  و. . .

۵- یبار تو زندگیم یه . . . خوردم و عاشق شدم! هنوز هم با اینکه دیگه امکان نداره به عشقم برسم عاشقشم ، با تمام وجود دوسش دارم ، می خوامش ، به هیچ کس دیگه حتی نگاهم نمی کنم. ( قابل ذکر که مدتهاست من و اون با هم اصلا رابطه نداریم و اینم چون می دونم وبلاگم رو نمی خونه اینجا نوشتم ) گفتم هنوز مثل روزای اول دوسش دارم؟ از اینکه هنوز هم عاشقشم خیلی خوشحالم. دوستم دارم تا آخر عمرم همینجوری بمونم ( خودم  بزنم تا شما نگفتید) تا چشمتون هم دراد با تمام وجودم دوسش دارم!

خوب اینم از ۵ ویژگی من ( البته سعی کردم مواردی و بگم که کسی نتونه ازش استفاده کنه   تا چشتون دراد! ) اما ۵ نفری که قراره من دعوتشو کنم:

۱: M.H.T عزیز ( نویچه ی خودم )

۲: سمیه عزیز خواهر گلم

۳:الهه عزیز اون یکی خواهر گلم

۴:سمیرا میس رئوس دوست عزیزم

۵: بهاره ی عزیز دوست خوبم

راستی می خواستم امیر مهرزاد رو دعوت کنم که به دلیل اینکه از دستش ( به دلیل اون پست مسخرش ) ناراحتم این کارو نکردم.

امید وارم همه ی کسایی که دعوتشون کردم به دعوت من لبک بگن.

و اما آقا سید هم وارد این بازی شدن! خوندنش خالی از لطف نیست.

موفق باشید


شماره دهم

شماره یازدهم 


                          *خـبـر مـهـم* 

استقلال بلاگستان در خطر است !

این پست که با مشکل روبه رو شده بود خدارو شکر باز آماده شد. به همه ی دوستان بلاگر پیشنهاد می کنم این پست رو بخونند. ما هم انشا الله در شماره ی بعدی بیشتر در این زمینه سخن خواهیم گفت.

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه چهارم دی 1385 و ساعت 12:30 |


Powered By
BLOGFA.COM