تبليغاتX
سیمرغ ( هفته نامه )
سلام. قبل از هر چیز شهادت حضرت علی ( ع ) را به تمام شما عزیزان تسلیت میگم. امید وارم که همگی پیروان راستین آن امام باشیم. و در ادامه باید بگم شرمنده که گاهی وقتا به جا ی یه هفته هفته ها می گذره که شماره بعدی و آماده کنیم و اما در باره ی این شماره باید بگم که به کمک بچه ها چند قسمت به اون اضافه کردیم و قرار شد یسری تغییراتی در سیمرغ این هفته داشته باشیم.

اولین تغییر اینه که بخش مقالات تغییر نام داده و از این هفته قراره بشه چه خبر از کجا؟ و به جاش بخش مقالات مخصوص مقالات و مطالب بچه ها خواهد شد. نکته ی بعدی که باید ذکر کنم اضفه شدن بخش گزارش هفته و بخش نگاه هفته ( ما دیدیم بد جور جو عکاسی بین بچه های بلاگر هست گفتیم عقب نیفتیم ) و شعر به سیمرغ هست.

و در ادامه می خواستم  از تمام دوستانی که در این ۱۰ شماره به من در آماده کردن سیمرغ کمک کردن تشکر کنم. امیرقلی عزیز که از اولین شماره ها همیشه با مطالب و کمک های خودش منو شرمنده کرد قاصدک خانم که همیشه به من لطف داشتن بهاره خانم که این سری هم اولین کسی بود که مطلبش آماده بودولی به دلیل مشکلات فنی نشد که از مطلبش استفاده کنیم و از شماره بعد انشا الله در خدمتشون هستیم و میثم و آرزو که هر کدوم یک مطلب برامون داشتن و امیر مهرزاد عزیز که خیلی به من کمک کرده و همچنین الهه خانوم که این هفته یک شعر زیبا ازشون داشتیم و قراره از شماره های بعدی بیشتر در خدمتشون باشیم و سمیرامیس زئوس پایه ترین خواننده سیمرغ. از همه ی شما عزیزان تشکر میکنم.

نکته ای که در ادامه می خواهم یاد آوری کنم موردی که همه روزه دورو اطرافمون می بینیم یعنی کودکان کار امید وارم بتونیم به این عزیزان کوچولو کمک کنیم و ما هم انشا الله از هفته ی آینده یک بخش در رابطه با این موضوع خواهیم داشت

 

 

و اما سیمرغ این هفته:

 


مقالات:

از این شماره قرار شد اسم این قسمت که مخصوص مطالب و مقالات بچه هاست اسمش مقالات بشه . . .

 

 


گزارش هفته:

بر اساس همون تغییراتی که قرار شد بدیم و قسمت هایی رو به سیمرغ اضافه کنیم قرار شده از این هفته در صورت امکان از اتفاقاتی که دورو اطرافمون می افته گزارشی هم برای شما عزیزان داشته باشیم. . .


نگاه هفته:                                                                              تظاهرات با وانت !!!!!

 


چه خبر از کجا؟:

از این هفته قرار شده ( به پیشنهاد دوستان ) بخش مقالات اسمش تغییر کنه و از این شماره اسم این بخش چه خبر از کجا باشه. . .


شعر:

از این شماره قرار شده که یه بخش دیگه هم به سیمرغ اضافه بشه ، بخش شعر. . .

 

 

 

 


خبر مهم                                                                         خبر مهم

مهندس سید علی اکبرموسوی (خوئینی) نماینده مردم تهران در دوره simorghششم مجلس و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوارتحکیم وحدت) از بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات در اوین آزاد شد.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 11:23 |

سلام. شماره ی جدید به زودی آماده میشه.

شماره ی قبلی

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 10:45 |
بر اساس همون تغییراتی که قرار شد بدیم و قسمت هایی رو به سیمرغ اضافه کنیم قرار شده از این هفته در صورت امکان از اتفاقاتی که دورو اطرافمون می افته گزارشی هم برای شما عزیزان داشته باشیم. البته به علت کم بودن نیرو و این که دیواری کوتاه تر از دیوار امیرقلی عزیز پیدا نمیشه خبرگزار واحد مرکزی سیمرغ هم قراره ایشون باشن. و اما گزارش های این هفته

جشن ماهی سیاه کوچولو  از امیرقلی در رابطه با جشن روز جهانی کودک برای کودکان کار


ایرانیان موفق از حسام که به معرفی تعدادی از ایرانیان موفق در خارج از کشورمان می پردازه.

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 10:44 |
از این شماره قرار شد اسم این قسمت که مخصوص مطالب و مقالات بچه هاست اسمش مقالات بشه. بازم بتید بگم که بهاره خانون از همه ی بچه ها زود تر مطلبش آماده بود که به علت مشکلات فنی نتونستیم از مطلبش استفاده کنیم. انشا الله از شماره ی بعدی حتما در خدمتشون خواهیم بود. و اما مقاله های این هفته:
آزادى و دمكراسى از ديدگاه سوسياليسم از امیرقلی:

نيروهاى منرقی چپ بايد پيشنهادهايى عقلايى در حل مشكلات مملكت ارائه كنند و با اثبات اداره‌ى جاهلانه‌ى امور از طرف جهموری اسلامی ( حاصل  پیوند شوم ارتجاع سیاه و راست )  لرزه بر اركان آن بياندازند و مشروعيت آن را از او بگيرند. در اين صورت يا جمهوری اسلامی تحت فشار مردم تغيير ماهيت خواهد داد و يا اگر سرنگون شود آگاهى‌اى در مردم ايجاد شده است كه كار به آشوب وهرج و مرج نكشد . . .


اگه یروز  از قاصدک:

خسته از یک روز پرکار و مشغله ، غرق در افکار روزمره ی خودت داری طول خیابون و با قدم هایی سردرگم طی می کنی . . . رسیدی به ورودی مترو . . .؟ چقدر پله ؟! احساس می کنی پاهات توان این یکی و دیگه ندارن!! به هر حال راه می افتی چون درسته پاهات خسته است اما هنوز می تونی روی ۲ تا پای خودت بایستی . . .


فرهنگ 2 از حسام:

در بحث* فرهنگ به مقوله ی فرهنگ پذیری رسیدیم و آنکه این فرهنگ پذیری و انواع آن به چه دلایلی به وقوع می پیوندند. حال در این قسمت در ادامه ی همان بحث به مسئله ی فرهنگ پذیری و تضاد خذده فرهنگ ها در جامعه ی خودمان می پردازیم. . .


مکاتب ، واژه ها و اصطلاحات سیاسی و فلسفی از حسام :

برای اون سری از دوستان که به مسائل سیاسی و فلسفی علاقه مند هستند یک سری معنی اصطلاحات را که از یک جزوه انتخاب کردم ذکر خواهم کرد. البته قبل از هرچیز باید بگم که در این جزوه ( که دوستان از سیر و سلوک آن باخبرن ) معانی لغات با دید چپ معنی شده. امید وارم که مفید باشه و بتونید ازش استفاده کنید. و در آخر اگه کسی خواست در جای دیگر این مطلب را بیاورد لطف کنه و ذکر منبع را فراموش نکند. . .


درد دل از حسام :

تو خیابون تا با هرکسی در مورد اوضاع واحوال حرف میرنی زود یه گیری میده به حکومت ( حالا خیلی وقتا اصلا هم ربطی نداره ها! مثلا پرسیدی چرا سیب رو گرون می فروشی؟ ) و شروع می شه. . .

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 10:34 |
                     زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول

تو خیابون تا با هرکسی در مورد اوضاع واحوال حرف میرنی زود یه گیری میده به حکومت ( حالا خیلی وقتا اصلا هم ربطی نداره ها! مثلا پرسیدی چرا سیب رو گرون می فروشی؟ ) و شروع می شه. . .

تو تکسی این آخوندای . . . تو اتوبوس این آخوندای . . . تو مترو این آخوندای . . . و باز هم همون حرف های همیشگی. همون شکایتای تکراری. اما تا ازشون می پرسی آقا ، خانم ، برادر من ، خواهر من و . . . اگه اوضاع این قدر بده و شما هم می دونی و فهمیدی چرا کاری نمی کنی؟ یا اینکه خود شما برای بهتر شدن این وضع چه کردی؟ اگه نره سراق همون حرفای صد تا یه غاز که ای آقا کار کار انگلیساس ( با اون چشای چپشون ) و اینارو انگلیسا اوردن و آقا اینا همش حرف و من و شما نمی تونیم وضع مملکت و عوض کنیم و. . . حد اقل سرشو می اندازه پایین و همچین شرمنده نشون می ده که فکر می کنی حرفات بالاخره یه اثری داشته و بعد از یه امری یکی پیدا شده که از گذشتش پشیمون بشه و برای بهبود اوضاع یه قدمی ورداره. ولی خیلی نمیگذره که به این خیال خام خودت می خندی.

به راحت ادامه می دی ، بازهم همون حرفا ، باز هم همون اراجیف!

ای خدا !

تو خونه هم که وضع معلومه. کسایی که خودشون در زمان جوانی حتی زندگیشونو برای آزادی به خطر انداختن امروز فقط باهات می کنن و میگن: این کارا عاقبت نداره! تو کارای مهم تری هم داری! اینا وقت تلف کردن! و . . .

بعد همه ی این بالا پایین رفتنا میزسی به همین حرف که خیلی شنیدیش: برای ساکت کردن مردم بهترین راه اینه که به نون شب مهتاجشون کنی!

شاید هم ما زیاد آرمانی فکر می کنیم!؟ شاید ما هنوز نمی فهمیم دنیا چه خبره؟! شاید فردا ما هم به کارای امروزمون بخندیم و بگیم وقتمونو تلف کردیم ؟!

نمی دونم!

من که این چند وقت شدیدا دچار بحران روحی شدم و نمی دونم چی کار باید بکنم؟! دوستام هم که یکی ، یکی بر اثر فشار خونواده هاشون دارن پراکنده می شن.

شاید من هم به این نتیجه برسم که فقط باید نق زد و دچار روزمرگی شد.

نمی دونم.

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 7:38 |
در بحث* فرهنگ به مقوله ی فرهنگ پذیری رسیدیم و آنکه این فرهنگ پذیری و انواع آن به چه دلایلی به وقوع می پیوندند. حال در این قسمت در ادامه ی همان بحث به مسئله ی فرهنگ پذیری و تضاد خذده فرهنگ ها در جامعه ی خودمان می پردازیم.

در بحث فرهنگ یاد آور شدیم که فرهنگ پذیری در بزرگسالان به صورت امر پیچیده و دوسویه ای واقع می شود. اما مسئله ای که در این جا بیشتر به چشم می خورد سرعت بالای فرهنگ پذیری در سطح طبقات خاصی از مردم کشورمان است که این امر منجر به بروز تضاد مابین این قشر با فرهنگ طبقات دیگر جامعه شده به صورتی که این تضاد ها و این برخورد هابه مرحله ی حساس خود رسیده اند.

حکومت از این فرهنگ پذیری فقط با عنوان تهاجم فرهنگی یاد کرده ، با پاک کردن صورت مسئله فقط با برخورد هایی قهر آمیز در صدد جلوگیری از پیشرفت ( به قول خودشان ) فرهنگ غرب در کشورمان است و بی آنکه در این امر اندک توفیقی داشته باشد روز به روز از محبوبیتش در بین هر دوزیف ( سنتی و مدرن ) کاسته می شود.

در اینجا بدون آنکه بع تأیید یکی یا ترد دیگر خرده فرهنگ بپردازم قصد آن را دارم که دلایل این فرهنگ پذیری را که به نظرم اهمیت ویژه ای دارند بیان کنم.

همان طور که ذکر شد در مقوله ی فرهنگ پذیری ما ، سرعت بالای این تغییر فرهنگ مسئله ی قابل تاملی است. اما این تنها مسئله ی نگران کننده در فرهنگ پذیری ما نیست بلکه مسئله ای که بیش از دیگر مسائل ناراحت کننده است تأثیر ناچیز فرهنگ ما بر فرهنگ غرب ( همان طور که در بحث فرهنگ ذکر شد فرهنگ پذیری امری دوسویه می باشد. ) است. این تاثیر آن چنان ناچیز است که حتی می توان ار آن چشم پوشی نمود. این امر که اسفبار ترین مشکل فرهنگی ما به شمار می آید بدان معنی است که فرهنگ چند هزار ساله ی ما در وضعیت کنونی حرفی برای گفتن ندارد و فقط مقلد صرف به حساب می آید. ولی چه شد که فرهنگ ایرانی- اسلامی با هزاران سال سابقه به این روز در آمد؟

یکی از دلایلی که می توان برای این امر یاد نمود ، پیشرفت علوم مادی و در جازدن سنن و قوانین و مناسبات آن است.

در سال ها اخیر تحولی ( نمی توان نام انقلاب را برای آن برگزید ) در صنعت کشورمان رخ داده که موجب تسریع در حرکت رو به جلوی این مقوله و گسترش آن در کشورمان شده است. به دنبال ورود این صنعت از غرب فرهنگی نیز که متعلق به صاحبان این صنایع بود به میان فرهنگ کشورمان نفوذ پیدا کرد. فرهنگ غرب!

این فرهنگ به سرعت مورد استقبال قشر خاصی از مردم ( بیشتر قشر مرفح و تحصیل کرده ) قرار گرفت و به تب طیف سنتی در مقابل این فرهنگ وارداتی واکنش نشان داده و آن را نپذیرفتند.

گروه اول فرهنگ خودمان را پیر و مردود تلقی کرده به سوی فرهنگ غربی روان شدند و دیگری حتی در مواردی که وجود آن نیاز زندگی در عصر کنونی است قد برفراشتند.

در این میان گروهی از تحصیل کردگان جامعه که اصول و اعتقادات خود را فراموش نکرده بودند حد وسط را برگزیدند و نام روشنفکران دینی را برای خود انتخاب کردند. این گروه سعی در جلوگیری از این افراط و تفریظ نمود اما نه در قبل از انقلاب و نه در پس از آن موفقیت قابل ملاحضه ای کسب ننمود ( زیرا در هر زمان قدرت در دست یکی از این دو گروه افراطی بود ).

این ناکامی منجر به آن شد که از یک سو نیاز به فرهنگ و قوانینی متناسب با پیشرفت جامعه بی پاسخ بماند و از طرفی دیگر اصول فرهنگمان زیر سوال رود.

همچنان که در جامعه ی امروز برخی قوانین که متعلق به سده های اول اسلام می باشد و از سوی جامعه ی جهانی مترود شده ( مانند سنگ سار ) هنوز در کشورمان وجود دارد و از طرفی دیگر روز به روز به تعداد شیفتگان فرهنگ غربی اضافه می شود.

از دلایل دیگری که می توان از آن یاد کرد موروثی بودن فرهنگ و حتی دین در جامعه ی ماست. البته این مشکل تنها جامعه ی ما نیست اما امری که این موضوع را در جامعه ی ما بیش از دیگر جوامع برجسته می نماید همان در جا زدن بیش از حد این سنن در کشورمان است.

با ورود فرهنگ غربی به کشورمان سوالاتی جدیدل و مسائلی تازه در افکار مردم به خصوص در ذهن جوانان به وجود آمده که شارعان رهنگی پاسخی قابل قبول برای آنها نیافتند. نه تنها این سوالات بی پاسخ مانده که به دلیل همان موروثی بودن مسئله ی مهمی چون دین در کشورمان ( امری که حتی از نظر دینی نیز مردود است ) حتی برای سوالتی از قبل اینکه چرا خدا را می پرستیم؟ چرا پیرو چنین دین یا مذهبی هستیم؟ و . . . هم در ذهنمان بدون جوابی قانع کننده مانده است.

این تقلید موجب آن شده که به محض مواجه با فرهنگی جدید شیفته یآن شویم ، گویی این فرهنگ تازه مارا از زندانی که برایمان ساخته اند آزاد می کند.

در بحث ** هویت گفته شد که در بخش هویت طبیعی شخص هیچ نقشی ندارد اما هویت اکتسابی وضع اینگونه نمی باشد. نکته قابل توجه آن است که وقتی در مقوله ی هویت اکتسابی نیز این اختیار از شخص گرفته شود نتیجه ای بهتر از این بدست نخواهد آمد. این تقلید هویت مصنوعی برای شخص به وجود می آورد ، نقابی که با کوچکترین تلنگر شکسته خواهد شد.

و در آخر آخرین دلیلی که می توانم برای این فرهنگ پذیری بی محا با ذکر کنم دین حکومت است.

همان گونه که در بحث های قبلی ذکر شد دین از اصلی ترین ارکان تشکیل دهنده ی فرهنگ است. حال وقتی حکومتی تمام اشتباهات خود را به وسیله ی این دین توجیه کند ، از دین به عنوان سپری در برابر انتقادات و شمشیری برای نابودی دشمنان استفاده می کند ( به طور کلی از دین استفاده ی سیاسی می کند ) منجر به آن می شود که منتقدین و مخالفان نا خود آگاه در برابر این دین حکومتی موضع بگیرند و آن را سدی در برابر آزادی بیان خود قلمداد نمایند. در اینجا است که مردن از این دین حکومتی کریزان می شوند و این دین حکومتی مقبولیت خود را در میان مردم از دست می دهد.

در بحث *** دموکراسی یار آور شدیم که دین اسلام با دموکراسی تضادی ندارد و اجرای احکام اسلامی در کشوری مسلمان خود دموکراسی است. اما نکته ی قابل تامل همان استفاده ی ابزاری از اسلام می باشد!

در بخش های بعدی در مورد دین زدگی و نقش روشنفکران دینی در علاج این درد بیشتر صحبت خواهیم کرد.

* فرهنگ

** هویت

*** دموکراسی

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 7:7 |
از این شماره قرار شده که یه بخش دیگه هم به سیمرغ اضافه بشه ، بخش شعر. از این شماره هر بار قرار شده یکی از بچه هایی که به سیمرغ مطلب می دن یک شعر برامون بیارن. البته قسمت فال حافظ به خاطر در خواست دوستان قراره همیشه ثابت بمونه.


فال حافظ                                                                

 


کابوس از الهه:

 

 

 


خلق از امیرقلی

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 5:37 |

خبرگزاری آفتاب:                                           جرم‌ سنگین کمال خرازی!!

گفته می‌شود «محمود احمدی‌نژاد» رئیس جمهور کماکان درخواست ملاقات رئیس و اعضای شورای راهبردی روابط خارجی را بی‌پاسخ گذاشته است. این در حالی است که حکم انتصاب کمال خرازی به این سمت توسط رهبری انقلاب اسلامی صادر شده و سایر اعضای این شورا نیز توسط ایشان منصوب شده‌اند.

در همین زمینه گفته می‌شود که «سید کمال خرازی» وزیر امور خارجه دولت خاتمی که ریاست شورای راهبردی روابط خارجی را بر عهده دارد تاکنون چندین بار درخواست برگزاری یک جلسه مشترک با حضور احمدی‌نژاد را به دفتر وی تقدیم کرده است اما هنوز هیچ پاسخی به این درخواست وی داده نشده است. 

شنیده‌ها حکایت از آن دارند که یکی از نزدیکان رئیس جمهور در پاسخ به این درخواست خرازی به وی پیغام داده که «هرگاه ماه‌ رمضان پایان یافت و افطاری خوردن‌های خرازی با خاتمی تمام شد، آنگاه می‌توان وقت ملاقاتی برای وی با رئیس‌جمهور در نظر گرفت»!

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 0:16 |
از این هفته قرار شده ( به پیشنهاد دوستان ) بخش مقالات اسمش تغییر کنه و از این شماره اسم این بخش چه خبر از کجا باشه. این هفته هم خبر ها و مطالب زیادی براتون داریم البته از یالثارات نرسیدم مطلبی بیارم که جاش از انصار نیوز مطالبی داریم.

نامه سرگشاده 81 نماینده مجلس ششم در اعتراض به ادامه بازداشت مهندس موسوی خوئینی:                                   

ادوارنیوز : هشتاد و یک تن از نمایندگان مردم در دور ششم مجلس، با انتشار نامه ای خواستار آزادی هرچه سریعتر مهندس سید علی اکبر موسوی خوئینی، نماینده مردم تهران در مجلس ششم و دبیر کل سازمان دانش آموختگان ایران شدند . . .


جرم‌ سنگین کمال خرازی!!:

گفته می‌شود «محمود احمدی‌نژاد» رئیس جمهور کماکان درخواست ملاقات رئیس و اعضای شورای راهبردی روابط خارجی را بی‌پاسخ گذاشته است . . .


محسن آرمين: اگر دين در خدمت قدرت درآيد، مقدسات هم در خدمت قدرت قرار مي‌گيرند :

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران با بيان اين كه در نظر جريان راديكال، هدف از جهاد، نابودي تمام اشكال شرك و كفر است، . .


محسن کدیور: از موسوی خوئینی که 4 ماه است با مقاومت ،حسرت یک آخ را بر دل برخی گذاشته به بزرگی یاد می کنیم:

دکتر محسن کدیور اندیشمند دینی آخرین سخنران مراسم شبهای قدر در حسینیه ارشاد بود دکتر کدیور در ابتدای سخنانش گفت: پیش از ورود به بحث لازم می دانم چند نکته غیر مرتبط با موضوع سخنرانی را متذکر شوم. . .


دکتر سروش: اگر با این مردم و دانشجویان به قانون رفتار نمی کنید، با ایشان مدارا کنید:

مراسم سخنرانی در حسینیه ارشاد به مناسبت آخرین شب از لیالی قدر، شب گذشته مطابق با برنامه اعلام شده از سوی سازمان دانش آموختگان ایران و اتحادیه دفتر تحکیم وحدت برگزار گردید اما انچه این برنامه را متمایز با مراسمهای انجام شده در شبهای گذشته کرد، حضور و سخنرانی از قبل اعلام نشده دکتر عبدالکریم سروش متفکر برجسته معاصر بود. . .


نامه همسر مهندس موسوي خوئيني همزمان با شب‌هاي قدر :

در حالي كه بيش از 4 ماه از بازداشت مهندس علي اكبر موسوي خوئيني دبيركل سازمان دانش آموختگان ايران مي گذرد، خانم زهره اسلاميان، همسر ايشان به مناسبت شبهاي قدر نامه‌اي را منتشر ساختند . . .


قتل با انگيزه مبارزه با فساد در سينما :

ساعت 16:15 دقيقه روز سه‌شنبه هفته جاري جوان متهم كه مصطفي نام دارد پس از ورود به سالن انتظار سينما بهمن چاقويي از جيب خود درآورد و اقدام به تهديد حاضران و كاركنان سينما كرد. . .


متن آخرين نطق موسوي خوئيني در مجلس ششم:

علي اکبر موسوي خونيني در آخرين باري که به پشت تريبون مجلس مي رود ابتدا سوگندي را که نمايندگان در پيشگاه خدا و ملت ادا کرده اند را به ياد آنان مي آورد و بعد به حداقل نيمي از مردم ايران و هفتاد در صد از مردم تهران اشاره مي کند که در انتخابات مجلس هفتم شرکت نکردند و آن گاه به عنوان نماينده و وکيل مردم تهران در دوره ششم مجلس شوراي اسلامي سخن مي گويد. . .


انتقاد شديد احمدي‌نژاد از هاشمي و اطرافيانش:

احمدی نژاد:  مخالفان عدالت مي‌گويند احمدي‌نژاد به دنبال توزيع فقر درجامعه است، در حالي‌كه آنان خودشان پول كشور را يك جا در اختيار تعداد معدودي از افراد وابسته به خودشان قرار مي‌دهند و نام اين عمل را توزيع سرمايه مي‌گذارند. احمدي‌نژاد تاكيد كرد: اگر كار ما توزيع فقر است ما به اين توزيع فقر افتخار مي‌كنيم. . .


 گزارش تصویری؛ تیم راگبی دختران تهران:

اما حکایت تیم راگبی دختران تهران به ده سال قبل برمی گردد؛ علی رضا اعرابی مربی سی و چهار ساله تیم راگبی دختران تهران، راگبی را زیر نظر بیژن صفایی و به قول خودش با استفاده از کتاب، اینترنت و فیلم آموخته و تنها دوره کوتاهی را در کشور امارات گذرانده، او از همکاری خوب فدراسیون بیس بال و نداشتن امکانات و بودجه کافی، دوری محل تمرین (ورزشگته آزادی) و مسیر بد رفت و آمد بچه ها می گفت. . .


نزاع بر سر ناخن گیر قتل برادر را به دنبال داشت:

در پی مشاجره لفظی میان ۲ برادر در شهرک آپادانا ، برادر جوان تر برای تصاحب ناخن گیر با چاقو به برادر دیگرش حمله ور شد و او را به قتل رساند. . .


خواندني‌هايي درباره 780 برنده جايزه نوبل:

با احتساب برندگان جوايز نوبل پزشكي و فيزيك 2006 كه دوشنبه و سه‌شنبه هفته جاري معرفي شده‌اند، جوايز نوبل تاكنون به 780 برنده اعطاء شده كه شامل 762 نفر از دانشمندان و شخصيت‌هاي برجسته و 18 سازمان مختلف بوده‌اند. . .


تيراندازی به دختران دانش‌آموز در آمريکا:

در حمله مسلحانه به مدرسه متعلق به جماعت آميش در شهرستان لنکستر پنسيلوانيا دست کم سه دختر دانش‌آموز کشته و هفت نفر زخمی شدند. . .


ابوطالب: در تفحص از وزارت ارشاد، اشتباه شده:

سعيد ابوطالب با اشاره به جلسه روز گذشته كميسيون فرهنگي مجلس، به حضور چند تن از كارگردانان سينما و نيز معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين جلسه اشاره كرد و گفت: آنچه در مورد تحقيق و تفحص از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي حدس مي‌زديم، ديروز با حضور كارگردانان سينمايي به قطعيت رسيد. . .


واكنش فرانسه به پيشنهاد كنسرسيوم اتمي:

فرانسه پيشنهاد ايران را مبني بر تشكيل كنسرسيومي به منظور توليد اورانيوم غني‌شده در خاك ايران رد كرد. . .


 طرح مجلس براي انگشت نگاري از اتباع آمريكايي:

مجلس شوراي اسلامي با اكثريت قاطع به يك فوريت طرح لزوم بازرسي و انگشت نگاري اتباع آمريكايي در مبادي ورودي كشور راي مثبت داد. . .


اعلام آمادگي آمريکا براي تعمير هواپيماهاي ايران:

وزارت خارجه آمريكا شامگاه سه‌شنبه به وقت واشنگتن، در بيانيه‌اي اعلام كرده است كه واشنگتن قطعات يدكي هواپيماهاي ايرباس ايراني را تامين خواهد كرد. . .


احمدي‌نژاد: فکر نکنند با خودشيريني مي‌توانند عظمت امام را زير سؤال ببرند:

رئيس‌جمهور گفت‌ برخي‌ خيال‌ نكنند مي‌توانند با طرح‌ مسائلي‌ كه‌ ارتباطي‌ به‌ مديريت‌ امروز ندارد و به طور ناقص، گزينشي‌، خودخواهانه‌ و به‌ دور از تقوا مي‌خواهد افتخارات‌ ملت‌ و عظمت‌ امام‌)ره‌( را با بازي‌هاي‌ سياسي‌ زير سوال‌ ببرد، براي‌ دشمن‌ فرصت‌ ايجاد و كام‌ ملت‌ را تلخ‌ كنند. . .


افشاي سند سرپوش گذاشتن واتيكان بر تجاوزات جنسي كشيش‌ها:

افشاي يك سند سري از واتيكان به وسيله «بي.بي.سي»، كليساهاي كاتوليك را با بحران جدي روبه‌رو كرده است. . .


دستگيري و برخورد آمريكا با اعضاي مجاهدين خلق:

يك زن ايراني كه هم‌اكنون در اردوگاهي در «منهتن» زندگي مي‌كند و زماني از رهبران گروه تروريستي «مجاهدين خلق» بوده، جزو دويست نفري است كه بازجويي از آنها به خاطر اقدامات تروريستي توسط دولت آمريكا ادامه دارد. . .


تلخ و شيرين دوران رياست جمهوري خاتمي:

رئيس جمهور سابق ايران شيريني‌ها و تلخي‌هاي دوران رياست جمهوري‌ خود را تشريح كرد. . .


تجاوزجنسی,ابزارسیاسی ترکیه برعیله زنان کرد :

تجاوز یک ابزار سیاسی است. دولت ترکیه، خشونت جنسی را به عنوان سلاحی بر ضد زندانیان سیاسی ار جمله کردها استفاده می کند. وقتی زن کردی مورد تجاوز قرار بگیرد از طرف خانواده دیگر اجازه زنده ماندن ندارد .چون او لکه ننگی برای خانواده به حساب می آید. ماجرای زندگی گلاره (*) پناهنده 36 ساله کرد در هلند را از زبان خودش می خوانیم. . .


پس از هجده سال دفتر هاشمی رفسنجانی منتشر کرد؛ نامه امام درباره علل پذیرش آتش بس:

آینده نو:متن نامه امام خمینی (ره) به مقام های لشکری و کشوری درباره پذیرش قطعنامه 598 که در 25 تیر 1367 نوشته شده به شرح زیر است . . .


اولين نمازخوان در كاخ سلطنتي انگليس:

التزام فوق‌العاده مسلمانان اروپايي در چند سال اخير، براي به جا آوردن مناسك و اعمال ديني در مكان‌هاي گوناگون، مقامات اروپايي و مراكز اين كشور را وادار به انجام اقدامات جالبي كرده است. . .


حادثه سیاه در ساختمان نیمه‌كاره:

یک پسر جوان درحالی‌كه جای چندین ضربه چاقو بر روی بدنش وجود داشت خود را به كلانتری هفت‌چنار رساند و راز اسارت در خانه شیطانی را فاش كرد. . .


دفاعیات همسر الهام!:

«فاطمه رجبی» همسر «غلامحسین الهام» سخنگوی دولت که مقاله توهین آمیز وی علیه «سید محمد خاتمی» با واکنش گسترده طیفهای مختلف سیاسی مواجه شد، در گفت و گو با سایت نزدیک به آیت‌الله مصباح یزدی از مواضع خود دفاع کرد. رجبی در مصاحبه با سایت «رجانیوز» انتقادات وارد شده به مقاله توهین آمیز خود را «تخریب» نامیده و گفته «این حجم گسترده از تخریب‌ها، در زمانی انجام شده كه وی در سفر زیارتی به خانه خدا بوده است». . .


شایعه تولد قاتل امام زمان تکذیب شد:

آیت الله بهجت از مراجع تقلید شایعه دیدن رویای تولدقاتل امام عصر(عج) توسط خود را تکذیب کرد. در روزهای اخیر در برخی مناطق کشور بویژه استانهای اصفهان و آذربایجان شایع شده بود که آیت الله بهجت هنگام وضوگرفتن بیهوش شده و پس از به هوش آمدن و جویا شدن حال ایشان، وی بیان میدارد هم اکنون قاتل امام عصر(عج) به دنیا آمده وهنگام بیهوشی چهره او را درعالم رویا مشاهده کرده است . . .


قتل‌های سریالی،زنجیره‌ای از مرگبارترین انگیزه‌های خاموش:

«خفاش شب»؛ قاتل بیرحمی كه در نیمه دهه ۷۰ حداقل ۹ زن و دختر جوان را پس از ربودن و تجاوز با ضربات چاقو یا فشار طناب و روسری به طرز فجیعی به قتل رساند و سوزاند؛ جنایات‌ هولناكی كه پس از گذشت سالها هنوز از ذهن شهروندان تهرانی بویژه اهالی محدوده غرب پایتخت بیرون نرفته است . . .


شمشير محمد(ص)!:

مقاله زیر که پس از سخنرانی پاپ نوشته شده، به دست یک یهودی ساکن اسرائیل تحریر شده است؛ وی یک اصلاح‌طلب اسرائیلی و یکی از مخالفان سرسخت سیاست‌های رسمی دولت اسرائیل است. . .


مردی دوقلوی خود را به دنیا آورد:

چندی پیش گزارشی از مردی که به نظر می رسید باردار است منتشر شده است. شکم این مرد که سانجو باگات (Sanju Bhagat) نام دارد به طور ناگهانی ورم کرده و به نظر می رسید که در حال زایمان می باشد. . .

 

+ نوشته شده توسط حسام در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 و ساعت 13:1 |
                 تظاهرات با وانت !!!!!

من خودم رو عکاس نمیدونم اما این قسمت یعنی نگاه هفته را به خاطر حسام از این هقته به سیمرغ اضافه کردیم . و از شانس بد شما باید عکس هایی رو که من ناشی میگیرم تحمل کنید .

 

+ نوشته شده توسط حسام در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 و ساعت 0:50 |

خسته از یک روز پرکار و مشغله ، غرق در افکار روزمره ی خودت داری طول خیابون و با قدم هایی سردرگم طی می کنی . . . رسیدی به ورودی مترو . . .؟ چقدر پله ؟! احساس می کنی پاهات توان این یکی و دیگه ندارن!! به هر حال راه می افتی چون درسته پاهات خسته است اما هنوز می تونی روی ۲ تا پای خودت بایستی . . . پائین پله ها رسیدی کسی به سختی و به کمک کراچ (چوب زیر بغل ) داره پله هارو آهسته تر از آهسته پایین میره!

به پاهات نگاه می کنی . . . سالمن! به پله هایی که ازشون پایین اومدی نگاه می کنی  . . . زیادن! به اون آدم نگاه می کنی . . . یه لبخند گوشه ی لباشه! احساس گنگی می کنی از دیدن لبخند اون آدم کم توان ( معلول ).

توی قطار ، روی صندلی نشستی و باز داری غرق افکار خودت می شی که همون آدم میاد داخل اما جایی نیست برای نشستن . . . نا خود آگاه بلند می شی و جاتو بهش میدی! و باهاش صحبت می کنی . . . وای خدای من چقدر این آدم انرژی داره! چقدر امید! و بهش می گی . . . در جواب می گه من هنوز می تونم بایستم ، حتی با کمک کراچ! و می تونم از وسایل حمل ونقل عمومی استفاده کنم. . . مثل دیگران! اما خیلی از دوستانم به خاطر نشستن روی ولیلچر این امکان و ندارن . . .

فکر می کنی . . . مترو . . . اتوبوس . . . حتی تاکسی!

اگه یه روز نتونی دیگه حتی با خستگی از پاهات استفاده کنی . . . دستات . . . چشم هات . . .   

 

حتی تصورش هم سخته! 

نویسنده: قاصدک

+ نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 و ساعت 23:19 |
ادوارنیوز : هشتاد و یک تن از نمایندگان مردم در دور ششم مجلس، با انتشار نامه ای خواستار آزادی هرچه سریعتر مهندس سید علی اکبر موسوی خوئینی، نماینده مردم تهران در مجلس ششم و دبیر کل سازمان دانش آموختگان ایران شدند .

متن این نامه به این شرح است :

بيش از چهار ماه از بازداشت مهندس سید علي‌اكبر موسوي خوئيني نماينده پيشين مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي مي‌گذرد اما متاسفانه وي همچنان در بازداشت موقت به سر مي‌برد اين در حالي است كه وكيل مدافع ايشان و بسياري ديگر از حقوقدانان مستقل معتقدند دلايل اعلام شده در مورد بازداشت موقت ايشان و اتهامات نسبت داده شده ، نمي‌تواند اين بازداشت موقت را توجيه نمايد .ما جمعي از نماينگان دوره ششم مجلس نكات ذيل را به اطلاع مقامات قضائي و امنيتي و شهروندان گرامي مي‌رسانيم :

1) علي اكبر موسوي خوئيني ازجمله نماينگان پركار، مسئوليت‌شناس و شجاع مردم در مجلس شوراي اسلامي‌بوده و همواره سعي داشت از حقوق مختلف موكلينش دفاع نمايد بويژه آن بخش از موكلين كه كمتر مدافعي در ساختار قدرت داشتند . و از اين رو مدافع جدي حقوق زندانيان بويژه زندانيان سياسي بود ، كوشش‌هاي مداوم ايشان و تعدادي ديگر از نمايندگاه دوره ششم مجلس ششم سبب شد كه بسياري از بازداشتگاههاي غيرقانوني كه بدون هيچ نظارتي بسياري از زندانيان سياسي را در خود جاي داده‌بود تعطيل و يا تحت نظارت سازمان زندانها قرار گيرد و اين اقدام منجر به ارتقاء جايگاه كشور از نظر احترام به حقوق بشر و ارائه تصويري مناسبتر از كشور گرديد از سوي ديگر وي همواره زبان گوياي مردم در مقابلبي‌عدالتي‌ها وبي‌تدبيري‌ها بود از نظر ما اين اقدامات موسوي خوئيني در راستاي ايفاي وظيفه نمايندگي وي بوده‌است و مطابق قانون از مصونيت پارلماني برخوردار بوده و ادامه بازداشت وي در ارتباط اين فعاليتها مسلماً خلاف قانون بوده و از نظر ما به هيچ وجه پذيرفته نيست .

2) برگزاري تجمعات بدون حمل سلاح مطابق قانون اساسي آزاد است و شركت در اين تجمعات نمي‌تواند سبب تعقيب قضائي گردد و آزادي سريع 69 نفر ديگر از كساني كه در اين تجمع بازداشت شده بودند نيز نشانگر اين واقعيت است كه صرف شركت در اين تجمع از نظر مقامات قضائي نمي‌تواند توجيه‌گر بازداشت مهندس موسوي خوئيني به مدت بيش از سه ماه باشد لذا ما ضمن ياداوري اصول قانون اساسي و حقوق شهروندي مصوب مجلس به مقامات قضائي اعلام مي‌كنيم كه ادامه اين بازداشت هيچ مبناي قانوني ندارد .

3) اتهام مهندس موسوي در ابتداي بازداشت شركت در تجمع غيرقانوني اعلام شد و پس از چند روز مطالب مندرج در يكي از سخنراني‌هاي ايشان در زمان نمايندگي مجلس به عنوان اتهام ايشان عنوان شد و پس از چندي يكي از مقامات بلندپايه امنيتي از ارتباط ايشان با خارج از كشور سخن گفت اين موضع‌گيري‌هاي مقامات قضائي و امنيتي نشان مي‌دهد كه ايشان از ابتدا با اتهام خاصي كه بازداشت ايشان را توجيه نمايد روبرو نبوده و پس از بازداشت سعي شده دلايلي براي ادامه بازداشت ايشان گرداوري شود در حالي كه قاعدتاً اگر اقدامات فردي خلاف قانون و يا مخل امنيت تشخيص داده شود بايد پس از تحقيقات لازم اتهام وي و دلايل اتهام به متهم تفهيم شود و در صورتي كه بيم تباني و يا از بين بردن دلايل اتهام و يا فرار در مورد وي وجود داشته باشد اقدام به صدور قرار بازداشت گردد اين در حالي است كه هيچ يك از اين مراحل در مورد ايشان رعايت نشده‌است .

با توجه به مطالب فوق‌الذكر امضاء كنندگان اين نامه كه همگي از نمايندگان دوره پيشين مجلس شوراي اسلامي بوده‌اند ضمن يادآوري جايگاه ايشان معتقديم اينگونه اقدامات علاوه بر تضييع حقوق شهروندي مردم تبعات منفي فراواني نيز براي وجهه كشور و نظام دارد اگر دستگاه قضائي و امنيتي تحمل فعاليت نمايندگان پيشين مجلس را نداشته باشد چگونه مي‌توان توقع داشت كه با اتهام نقض حقوق بشر روبرو نشويم لذا از مقامات مسئول مي‌خواهيم كه به سرعت زمينه آزادي ايشان از زندان و اعاده حيثيت از ايشان فراهم گردد.

*امضا کنندگان:

١-غلام حيدر ابراهيمباي سلامي
٢- عيسي قلي احمدي نيا
٣- محمود اخوان بازارده
٤- بهاالدين ادب
٥- جواد اطاعت
٦- مقصود اعظمي
٧- بهروز افخمي
٨- علي اکبرزاده
٩- شهربانو اماني
١٠- حسين انصاري راد
١١- محمد باقر باقريان نژاد
١٢- غلامحسين فروغي نيا(برزگر)
١٣- احمد بورقاني
١٤-سهراب بهلولي قشقايي
١٥-رحمان بهمنش
١٦-محمد پيران
١٧-علي تاجرنيا
١٨-علي تقي زاده
١٩-غلامحسين تکفلي
٢٠-علي اکبر جعفري
٢١-جلال جلالي زاده
٢٢-سيد مسعود حسيني
٢٣-فاطمه حقيقت جو
٢٤-عبدالرضا حيدري زادي
٢٥-محمد رضا خاتمي
٢٦-ناصر خالقي
٢٧-محمد حسين خليلي اردکاني
٢٨-مرتضي خيرآبادي
٢٩-محمد دادفر
٣٠-حاصل داسه
٣١-فاطمه راکعي
٣٢-طاهره رضازاده
٣٣-احمد رمضانپور نرگسي
٣٤-احمد رهبري
٣٥-حسن زحمتکش
٣٦-جليل سازگارنژاد
٣٧-محمد علي سعدايي
٣٨-داوود سليماني
٣٩-بهيار سليماني
٤٠-عبدا... سهرابي
٤١-سيد علي سيد آقاميري
٤٢-جاسم شديدزاده
٤٣-علي شکوري راد
٤٤-سيد ماشاا... شکيبي
٤٥-احمد شيرزاد
٤٦-رضا صالح جلالي آستانه
٤٧-ذبيح ا...صفايي
٤٨-محسن صفايي فراهاني
٤٩-مصطفي طاهري نجف آبادي
٥٠-سيد مهدي طباطبايي
٥١-علي ظفرزاده
٥٢-پيمان عاشوري بندري
٥٣-حميده عدالت
٥٤-صلاح الدين علايي
٥٥-محمد رضا علي حسيني عباسي
٥٦-کريم فتاح پور
٥٧-علي قنبري فارسان
58-سيد ناصر قوامي
59-جعفر کامبوزيا
٦٠-محمد علي کوزه گر
٦١-الهه کولايي
٦٢-حميد کهرام
٦٣-محمد کيانوش راد
٦٤-حسين لقمانيان
٦٥-امرا... محمدي جزي
٦٦-احمد مرادي
٦٧-علي مزروعي
٦٨-اکرم مصوري منش
٦٩-مير طاهر موسوي (کرج)
٧٠-مير طاهر موسوي (تبريز)
٧١-سيد مجتبي موسوي اجاق
٧٢-احمد ميدري
٧٣-محسن مير دامادي
٧٤-منصور ميرزاکوچکي بروجني
٧٥-عبدالمحمد نظام الاسلامي
٧٦-محمد نعيمي پور
٧٧-علي محمد نمازي
٧٨-سراج الدين وحيدي مهرجردي
٧٩-سيد شمس الدين وهابي
٨٠-رضا يوسفيان
٨١-مير محمود يکانلي

+ نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 و ساعت 22:43 |

لباسهايشان نو و قشنگ نبود؛ ولي شاد بودند. حداقل امروز؛ امروز بايد فراموش مي‌كردند كه چقدر آرزو داشته‌اند و برآورده نشده است؛ بايد فراموش مي‌كردند حسرت نداشتن لباسهاي قشنگ و اسباب بازيهاي جديد را و فقط بايد شادي مي‌كردند شادي و فقط شادي و با هم يكصدا مي‌خواندند ... عمر ما كوتاهست، چون گل صحراست، پس بياييد شادي كنيم ... 
كودكان كار و خيابان دروازه غار و شوش امروز صبح در پارك بهاران قرار داشتند تا شادي كنند.



كاش بوديد و مي‌ديديد خانه كودك شوش و عده‌اي دوستار كودكان، هر كاري كه مي‌شد انجام داده بودند تا بچه‌ها را شاد كنند، ايستگاه نقاشي، بادبادكسازي، گريم، كاردستي، درخت و رود آرزوها هم بود.
ماهي سياه كوچولو به همراه دوستاش آمده بو تا آرزوهاي بچه‌ها را به دست پري دريايي برساند؛
بچه‌ها با اون دستهاي كوچولو و قد و بالاي كوتاه، آرزوهايشون رو روي ستاره‌ها مي‌نوشتند و مي‌پريدند تا دستشون به بلندترين شاخه درخت آرزوها برسد.
آخه قرار بود ستاره‌ دنباله دار تمام ستاره‌هاي آرزوهاي بچه‌ها رو با خودش به آسمون ببره؛ حتي ماهي كوچولوي قرمز كه تو حوض قلب بچه‌ها زندگي مي‌كرد؛ امروز خيلي شاد بود، مي‌شد ديد كه مي‌خنده.

اون طرف بچه‌ها با هم ديگه مي‌خودندد. سلام سلام خاله بزغاله، عليك سلام خاله بزغاله، بچه مي‌خوام خاله بزغاله، بچه نداريم خاله بزغاله، پس اينها چي‌اند خاله بزغاله، دست گلن خاله بزغاله ...
همشون خواستني بودند؛ تونگاهشون ميشد خوند كه دوست داشتن هر روز اينقدر شاد باشند. يكي شون كه مي‌گفت:‌تو صافكاري كار مي‌كنه و عصرها به مدرسه مي‌ره گفت كه آرزوش برآورده شده، آرزوش اين بود كه بيادش اينجا.
دختر كوچولو صدا كرد و گفت: ميشه خودكارت بدي. روي ماهي كوچولوي خندون نوشت «من دوست دارم كه كشورم آزاد باشد» پرسيدم كشورت كجاست گفت: افغانستان و انداخت تو رود آرزوها.
اون طرف چند تا بچه داشتن بادبادك درست مي‌كردند اسم يكيشون نظام بود؛ تو كولرسازي كار مي‌كرد؛ 15 سال سن داشت گفت كه به مدرسه شبانه مي‌ره، از دوستش پرسيدم تو چي مدرسه مي‌ري؟ اول گفت: آره ولي نظام گفت كه جواد ديگه مدرسه نمي‌ره، خياطي مي‌كنه.
پارچه سفيد اون طرفتر براي اين بود كه بچه‌ها هر چي دوست دارن بكشن. ياسمن خونه روياهاشو كشيده بود، پنجره بزرگي كه رو به دريا باز مي‌شد.
يزداني، مدير عامل انجمن حمايت از حقوق كودكان كه اين جشن را برگزار كرده بودند گفت: الان 250 كودك كار و خيابان در خانه كودك شوش شناسايي و جذب كرديم و به آنها مهارتهاي هنري و آموزشي مي‌دهيم ولي به دليل نداشتن فضاي آموزشي كافي امكان ارائه آموزش نيمه رسمي سوادآموزي را نداريم.
او مي‌افزايد كه چند سال پيش يك مدرسه در اختيار اين كودكان قرار داده بودند و در آنجا 500 دانش‌آموز كار و خيابان درس مي خوانند ولي بعد از اين كه مدرسه را از ما گرفتند همه پراكنده شدند.
يزداني خاطرنشان مي‌كند: البته امسال يك مدرسه مخروبه از سوي آموزش و پرورش در اختيار ما گذاشتند ولي به دليل نداشتن امكانات و بودجه نتوانستيم آن را بازسازي كنيم.
مدير عامل انجمن حمايت از حقوق كودكان مي‌افزايد: اغلب كودكان كار منطقه شوش و دروازه غار در بازار رودكي كار يا در خيابانهاي بالاي شهر دست فروشي مي‌كنند. اغلب خود خانواد‌ه‌ها، كودكانشان را به دست فروشي مي‌فرستند و بعضي از آنها كارشنان نيمه سازماندهي شده است.
به گزارش ايسنا، براستي چه زمان فرصت پرداختن به كودكان كار و خيابان و برخورداري آنها از فرصتهاي برابر با ساير كودكان دست مي‌دهد. كودكاني كه نه به دلخواه بلكه تنها به دست روزگار سرنوشتي اين چنين پيدا كرده‌اند.

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 و ساعت 1:8 |

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران :

سرويس: سياسي

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران با بيان اين كه در نظر جريان راديكال، هدف از جهاد، نابودي تمام اشكال شرك و كفر است، گفت: از اين رو آنها به جهاد ابتدايي قائل هستند و معتقدند بايد با نظام‌هاي غيرالهي مبارزه كرد؛ در حالي‌كه جريان اصلاحي هدف از جهاد در اسلام را دفاع در برابر تجاوز دشمن مي‌داند و به جهاد دفاعي معتقد است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «محسن آرمين» كه در مراسم شب‌هاي قدر با عنوان "جريان‌هاي تفسيري معاصر و انديشه‌ي آزادي" در كانون توحيد سخن مي‌گفت، با يادآوري اين‌كه در انديشه‌ي يوناني، آزادي و دموكراسي مورد توجه بود، تصريح كرد: اين آزادي و دمكراسي در ترجمه‌ي اين آثار مورد توجه فلاسفه‌ي مسلمان قرار نگرفت.

وي اضافه كرد: با وجود آن كه انديشه‌ي فيلسوفاني مانند فارابي كه به بحث آزادي و دموكراسي قائل بودند،‌ در دوره‌اي مطرح شد اما ادامه پيدا نكرد، انديشه‌ي فيلسوفاني چون فارابي نشان مي‌دهد آزادي در سنت اسلامي، انديشه‌ي بيگانه‌اي نيست و در انديشه‌ي انديشمندان بزرگ مي‌توانيم نمونه‌هايي از آن را بيابيم.

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در ادامه اظهار داشت: در كلام اسلامي نيز مفهوم آزادي به عرصه‌ي اجتماعي تسري پيدا نكرد، اما مطالعات نشان مي‌دهد در زمينه‌هاي شكل‌گيري بحث جبر و اختيار، خاستگاهي كاملا سياسي وجود داشته است. بحث آزادي و مفهوم اجتماعي سياسي آن در انديشه‌ي مسلمانان كاملا بيگانه نبوده، هرچند كه متأسفانه هيچ‌گاه به بحث محوري تبديل نشده است.

آرمين هم‌چنين با بيان اين كه در آموزه‌هاي ديني هم مي‌توان ريشه‌هاي بحث آزادي را يافت، خاطرنشان كرد: انديشه‌ي جبر‌ي‌گرايي در شكل معقول‌تري در نظر اشاعره ادامه يافت و توجيه‌گر ستم سياسي و برخي حكومت‌هاي مطلقه‌ ‌شد و به پشتوانه‌ي دستگاه جعل حديث اموي وجود جبر را كاملا توجيه كرد.

اين فعال سياسي در ادامه با بيان اين كه مسلمانان در برخورد با انديشه‌ي غربي گاه دچار انفعال و وادادگي و گاهي دچار شيفتگي شدند، تصريح كرد: پس از طي دوران شيفتگي در مقابل فرهنگ و تمدن غربي واكنشهاي مختلفي بروز كرد، عده‌اي امور غربي را نفي و تحريم كردند، عده‌اي به پذيرش مطلق و كامل روي آوردند و در اين ميان جريان احياي ديني به عنوان گرايشي ديگر شكل گرفت.

آرمين در توضيح جريان احياي ديني، خاطرنشان كرد: همزمان با بحث بازگشت به قرآن و رونق حركت تفسيري در دوره‌ي معاصر اين جريان شكل گرفت، قرآن در بين مسلمانان جايگاه خاصي داشت و محور بنيادي بود، مسلمانان به آن تكيه مي‌كردند. زماني كه جامعه‌ي اسلامي با بحران مواجه مي‌شد، رجوع به قرآن، رونق و تحول مي‌گرفت؛ از اين رو در اين دوره شاهد رونق جريان‌هاي تفسيري هستيم.

آرمين هم‌چنين ويژگي‌هاي جريان‌هاي تفسيري را پيدايي روش‌هاي جديد در تفسير قرآن، تقويت نقش عقل و رويكرد عقلي اجتماعي در تفسير، كاهش اعتبار تفسير نقلي، نفي اسرائيليات، برجسته شدن رهيافت‌هاي هدايت‌خواهي و راهيابي و پاسخ خواستن از قرآن براي مسائل اجتماعي، طرح پرسش‌هاي جديد ناظر بر زندگي امروز انسان و بهره‌وري مفسران از دستاوردهاي بشري در فهم قرآن برشمرد .

وي افزود: متفكران مسلمان پس از طي مرحله‌اي از شيفتگي در برابر فرهنگ غرب، با اين اعتقاد كه با رجوع به اسلام اصيل و نفي تحجر و خرافات و اعتقادات انحرافي و خرافي و بازيابي انديشه‌ي اصيل ديني مي‌توانيم به انحراف خود پايان دهيم، به احياي ديني پرداختند. مبارزه با تحجر و خرافات، تأكيد بر بهره‌جويي از دستاوردهاي تمدني،‌ تأكيد بر وحدت سياسي و مبارزه با استعمار اروپايي، مبارزه با استبداد و نظام‌هاي خودكامه‌ي شرقي به عنوان اصلي‌ترين عامل انحطاط مسلمانان از ويژگي‌هاي اين جريان بود.

اين فعال سياسي در ادامه با بيان اين كه در درون حركت احياء نيز شاهد دو جريان اعتدالي و جريان راديكال ديني هستيم، گفت: جريان اصلاحي اعتدالي وجه تمدني غرب را از وجه سياسي و استعماري آن تفكيك مي‌كند و خواهان استفاده از دستاوردهاي بشري آن است، موضع گزينشي دارد و سعي مي‌كند دموكراسي و آزادي را از مدنيت جديد اتخاذ كند، اما جريان راديكال ديني بعد از جريان اصلاح ديني به وجود آمد. از اوايل قرن بيست به بعد به تدريج حركت اصلاح ديني از صحنه كنار مي‌رود و جريان‌هاي سكولار در كشورهاي اسلامي گسترش مي‌يابند.

وي ادامه داد: جنگ جهاني اول حادثه‌اي بود كه مدنيت جامعه غربي را به چالش جدي كشيد و نشانه‌هاي ناتواني آن را در عمل به ادعاهاي خود آشكار كرد. مجموعه‌ي اين شرايط باعث شكل‌گيري حركت جديدي شد؛ حركتي كه نسبت به سلطه‌ي غرب مخالف، عصيان‌گر و ستيزه‌جو بود و سعي مي‌كرد به دليل اين كه نتيجه و سلطه‌ي فرهنگ غرب را به ويژه در بخشهاي سياسي‌اش احساس كرده در مقابل آن و مظاهر مختلفش به عصيان دست زند و از نيمه‌هاي قرن بيستم در جوامع اسلامي و به ويژه مصر و ايران اين جريان رشد پيدا مي‌كند.

آرمين گفت: اين دو جريان كاملا متفاوت هستند اما ما هر دو را تحت عنوان جريان احياء مي‌شناسيم، هر دو به مرجعيت ديني و نقش و حضور دين در حوزه‌ي اجتماع و سياست معتقدند. مناسبات و نظامات اجتماعي، سياسي بر موازين اسلامي را قبول دارند، به برپايي حكومت ديني و توانايي حكومت اسلام در پاسخگويي به نيازهاي انسان معاصر و جامعه‌ي امروز معتقد هستند، سوداي عزت و سربلندي مسلمانان را دارند و قرآن را راهنما و راهگشاي عبور از مرحله‌ي ضعف و عقب‌ماندگي مي‌دانند.

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در ادامه اظهار داشت: اين دو جريان وجوه اختلافي هم دارند، نگاه جريان راديكال يك نگاه حداكثري است، در حالي كه نگاه جريان اصلاحي به دين رويكردي واقع‌بينانه است. نگاه جريان افراطي به دين نگاهي ايدئولوژيك مبتني بر ستيز و نفي ديگري است در حالي كه نگاه جريان اصلاحي به دين البته ايدئولوژيك اما مبتني بر مدارا، تساهل و تسامح است. در نگاه جريان بنيادگرا به دين وجه غالب يك وجه سياسي است در حالي كه نگاه جريان اصلاحي به دين سياست و قدرت محور نيست، سياست و قدرت در انديشه‌ي بنيادگرا حرف اول را مي‌زند. دين فقط از اين منظر ديده مي‌شود. اساسا دين و يا هر چيز ديگري وقتي قدرت ممزوج شد، وجه غالب قدرت و سياست خواهد بود.

وي با هشدار نسبت به قرارگرفتن دين در خدمت قدرت، تصريح كرد: زماني كه دين در خدمت قدرت درآمد، مقدسات و شريعت هم در خدمت قدرت قرار مي‌گيرند. اين نگاه ديگر با نگاه سنتي كه براي آن شريعت مهم است، متفاوت است. اعمال با در خدمت تثبيت قدرت بودن مشروع حساب مي‌شوند، ولو اين كه در نظر شريعت جايز نباشند.

آرمين ابراز عقيده كرد: اگر دوربين صدا و سيما تصاوير خلاف شرع نشان دهد، كسي آن وقت نمي‌پرسد كه دوربين صدا و سيما چگونه به گونه‌اي بر خلاف عادت و غيرطبيعي به اين نشست راه پيدا مي‌كند و به طور اتفاقي اين سوژه را شكار و پخش مي‌كند و كسي نمي‌پرسد وقتي دوربين صدا و سيما در چنين نشست حاشيه‌اي مي‌تواند حاضر باشد چرا در نشست سخنراني خاتمي در هاروارد حضور پيدا نمي‌كند.

وي در عين حال گفت: وقتي دين در خدمت قدرت قرار گرفت، ديگر ادعاي ارتباط با خدا و امام زمان(عج) سكه‌ي رايج روز مي‌شود و ليست نمايندگان به امضاي امام زمان(عج) مي‌رسد! اين‌ها همه موارد سخيف و پيش پا افتاده‌ي تسلط قدرت بر امر شريعت است.

اين فعال سياسي ادامه داد : جريان بنيادگرا، ‌حق حيات را براي انسان به ماهو انسان به رسميت نمي‌شناسد و براي ديگري صرفا در حيطه‌ي اقتدار و حاكميت دين خودش حقوقي حداقلي قائل است در حاليكه جريان اصلاح ديني براي انسان صرفنظر از دين و مذهبش حق حيات قائل است و به حقوق و آزادي‌هاي فردي و مدني بيشتري نسبت به او معتقد است.

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، هم‌چنين يادآور شد: جريان افراطي تفريط ‌گراست، اما جريان اصلاحي در كنار تكليف انسان را موجودي صاحب حق هم مي‌داند، جريان افراطي از مواردي نظير "لا اكراه في الدين" تفسيري ارائه مي‌دهد كه به موجب آن عملا اجبار ديگران به پذيرش اسلام شرعا جايز و بلكه واجب مي‌شود، اما جريان اصلاحي كليه‌ي صور اجبار و اكراه دين را كاملا نفي مي‌كند.

آرمين اضافه كرد: جريان بنيادگرا،‌ حاكميت‌هاي غيرالهي را مصداق طاغوت، غاصب و نامشروع مي‌داند و معتقد است كه رسالت انبياء و پيروي انبياء، سرنگوني حاكميت‌ها و هر نظامي كه در جهان وجود دارد و منصوب حكم خدا نيست، است و حق حاكميت را براي ملل و جوامع ديگر به رسميت نمي‌شناسد، در حاليكه جريان اصلاحي بر تعامل و همزيستي مسالمت‌آميز با جريانهاي اعتقادي ديگر تأكيد دارد.

وي گفت: جريان بنيادگرا به خود بسندگي اسلام در تمامي زمينه‌ها معتقد است و معتقد است همه چيز را بايد از درون دين بيرون آورد در حاليكه جريان اصلاحي اعتدالي معتقد است ضمن اين كه ما بايد اساس را آموزه‌ها و تعاليم ديني بگذاريم از دستاوردهاي بشري هم در اين زمينه‌ها بايد استفاده كنيم.

وي خاطرنشان كرد: جريان بنيادگرا به دموكراسي و آزادي به مفهوم جديد نگاهي بدبينانه دارد و آن را در واقع يكي از مظاهر كفر و يا عصيان بشر امروز در برابر خدا و عين شرك مي‌داند. ابتناي اداره‌ي كشور به رأي مردم مغاير با ابتناي كشور بر رأي و حكم خداوند است. اين دو كاملا در اين انديشه با هم در تضاد هستند. يكي مظهر شرك و ديگري مظهر توحيد است. بنابراين دموكراسي به هيچ‌وجه اشكال و لوازم آن را برنمي‌تابد. نهادهاي مدني، احزاب، مطبوعات آزاد را برنمي‌تابد در حاليكه جريان اصلاحي به سازگاري وجوهي از دموكراسي و آزادهي با انديشه‌ي ديني معتقد است به اين معنا كه اينگونه نيست كه جريان اصلاحي هرآنچه را كه به عنوان آزادي در اشكال مختلف خودش وجود دارد بپذيرد، بلكه معتقد است مي‌توان وجوهي از دموكراسي را از اسلام پذيرفت و بر اساس بنيادهاي ديني استوار كرد، به همين دليل جريان بنيادگرا به نوعي پوپوليسم و رابطه‌ي مستقيم بين حكومت و مردم بدون واسطه‌ي نهادهاي مدني معتقد است، به همين دليل آن دسته از آموزه‌هاي سياسي، اجتماعي مثل شورا كه در انديشه‌ي ديني با دموكراسي قرابتي دارد، در نگاه جريان افراطي و راديكال به هيچ‌وجه اهميت خاص خود را پيدا نمي‌كند.

در ادامه‌ي اين مراسم، آرمين به بررسي آراي دو تن از متفكران اسلامي به عنوان نماينده‌ي تفكر بنيادگرا و پايه‌گذار جريان اصلاحي اعتدالي پرداخت.

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 و ساعت 16:24 |
ادوارنیوز: دکتر محسن کدیور اندیشمند دینی آخرین سخنران مراسم شبهای قدر در حسینیه ارشاد بود دکتر کدیور در ابتدای سخنانش گفت: پیش از ورود به بحث لازم می دانم چند نکته غیر مرتبط با موضوع سخنرانی را متذکر شوم.
دکتر کدیورسپس یاد و خاطره افرادی که در 1 سال گذشته دار فانی را وداع گفته اند علی الخصوص آیت الله صالحی نجف آبادی را گرامی داشت و با اشاره به بازداشت 4 ماهه مهندس موسوی خوئینی گفت: کسانی نیز امروز دستشان از نعمت آزادی کوتاه است با اینکه در سال گذشته در میان ما بودند.
کدیور ادامه داد: آنهایی که در اثر فشار و زندان تن به مصاحبه های ساختگی و غیر قابل ارزش داده اند از نظر ما قابل شماتت نیستند چرا که تحت فشار اینگونه کرده اند، اما آنانی که این فشارها را تحمل می کنند و 4 ماه است حسرت یک آخ را بر دل دشمن گذاشته اند شایسته تقدیرند. ما از موسوی خوئینی به بزرگی یاد می کنیم و از خداوند ازدیاد مقاومت و صبر او را خواستاریم.

کدیور با اشاره به روند بسته شدن فضای سیاسی کشور گفت: در ماههای اخیر دو نشریه شرق و نامه نیز توقیف موقت شدند و البته معلوم نیست این توقیف چند ماه است یا چند ساله و یا همیشگی اما به هر حال باید برای این از دست رفتگان نیز تقاضای رحمت کرد و خداوند این دو نشریه را نیز رحمت کناد!

کدیور گفت: در سال اخیر صف مظلومان نیز طولانی تر شد و علاوه بر دانشجویان، اساتید دانشگاه و مراجع، دراویش نیز به صف مظلومان پیوستند و این عدالت در مورد ایشان هم رعایت گردید و حتی در همین ماه رمضان که ماه علی است، یا علی گویان بیشتر تحت فشار واقع شدند.

کدیور ادامه داد: بیشترین فشار را در این مدت دانشجویان و فعالان دانشجویی متحمل شدند، و چون کشور ما در تمامی امور پیشتاز است دانشجویان ما ستاره دار نیز شدند، دانشجویان تک ستاره، دوستاره و سه ستاره و اساتید بازنشسته شده که البته بی ستاره هستند. کدیور با انتقاد شدید از عدم ثبت نام دانشجویان گفت: ما این شیوه را در قبل از انقلاب هم نداشتیم خود من و بسیاری از دوستان من پیش از انقلاب به زندان رفتیم اما بعد از آن به کلاس و دانشگاه بازگشتیم و جلوی تحصیل کسی به این دلایل گرفته نشده بود.
کدیور با اشاره به حضور از قبل اعلام نشده و سخنان کوتاه دکتر سروش در این شب گفت: این چه جامعه و حکومتی است که در آن اندیشمندش باید غافلگیرانه بیاید و سخن بگوید؟ اگر اندیشمندان سخن نگویند این جاهلان هستند که بر مسند می نشینند و امروز می بینیم که فریاد خود آقایان هم بلند است که چرا به خرافه در این کشور افزوده شده است.
دکتر کدیور در ادامه سخنرانی مبسوطی را با عنوان تاملی در مبانی اعتقادی ایراد کرد که مشروح آن متعاقبا منتشر خواهد شد
+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 و ساعت 16:13 |
دکتر سروش در حسینیه ارشاد
ادوارنیوز: مراسم سخنرانی در حسینیه ارشاد به مناسبت آخرین شب از لیالی قدر، شب گذشته مطابق با برنامه اعلام شده از سوی سازمان دانش آموختگان ایران و اتحادیه دفتر تحکیم وحدت برگزار گردید اما انچه این برنامه را متمایز با مراسمهای انجام شده در شبهای گذشته کرد، حضور و سخنرانی از قبل اعلام نشده دکتر عبدالکریم سروش متفکر برجسته معاصر بود.

 هر چند که شایعه حضور و سخنرانی دکتر سروش در حسینیه ارشاد و در لیالی قدر در گوشها پیچیده بود اما این گمان می رفت تا با برگزاری آخرین شب مراسم باطل گردد. 1 ماه پیشتر از حضور و سخنرانی دکتر سروش در همایش دین و مدرنیته در همین محل جلوگیری شده بود اما در میانه مراسم شب بیست وسوم ودر هنگام سخنرانی تقی رحمانی ، دکتر سروش از درب پشتی حسینیه وارد سالن شد و در ردیف اول جای گرفت ورود دکتر سروش با ابراز احساسات جمعیت حاضر در سالن که از حضور اعلام نشده ایشان غافلگیر شده بودند همراه بود تا جاییکه مجری مراسم با قطع سخنان تقی رحمانی از حضار درخواست کرد تا نظم جلسه را حفظ کنند.

دقایقی بعد محمد صادقی مجری برنامه با آرزوی بازگشت دکتر سروش به دانشگاه در مقام استاد، از ایشان خواست تا در پشت تریبون قرار گیرند .عبدالکریم سروش نیز در میان ابراز احساسات حضار و در حلقه عکاسان در پشت تریبون قرار گرفت و به ایراد سخنانی کوتاه در زمینه شب قدر پرداخت.

دکتر سروش با تشکر و قدردانی از تمامی حضار جلسه علی الخصوص بانیان برنامه از اظهار لطف دوستان تشکر کرد و گفت: به دوستان برگزار کننده از این جهت که صنعت غافلگیری را نیک می دانند تبریک می گویم.

دکتر سروش شبهای قدر را لیالی مبارک و خجسته ای دانست که باید در آن به یکدیگر مبارکباد گفت
سروش با اشاره به نزول قران در شبهای قدر گفت: در این شبها پیامبر اسلام اولین تجربه دینی خود را داشت و این تجربه دینی را با ما که پیروانش هستیم در میان نهاد. و البته برای همه ما امکان بر افروختن این شعله دینی مخصوصا در چنین شبهایی وجود دارد.

دکتر سروش در ادامه با ذکر دعایی منسوب به پیامبر اسلام ادامه داد: تمامی کسانی که در راه تصحیح فهم دینی تلاش می کنند عبادت بزرگی می کنند و باید راه آنها را عزیز شمرد. سروش گفت: آدمیان عبادات مختلفی دارند عبادات برخی گریستن، برخی رکوع و سجود و عبادات گروهی نیز اندیشیدن است.

سروش مهمترین عبادات در این شبها را تقرب الی الله با خردورزی دانست و گفت: گمان نکنید که این سخنرانیها مقدمه ای است برای اصل موضوع و قران بر سر گرفتن ،بلکه اصل موضوع همین اندیشیدن و به تفکر واداشته شدن است. ما هر چه بیشتر بیاندیشیم و هرچه بیشتر تعقل کنیم البته عبادت کرده ایم.

دکتر سروش در پایان با اشاره به سیره و رفتار علی (ع) و قرائت اشعاری از مولوی در این مورد، امام علی را افتخار انبیا و اولیا دانست و ضمن اشاره به حلم و مدارای علی، خطاب به حاکمیت گفت: امروز حرف ما با شما این است که اگر به قانون عمل نمی کنید به حلم عمل کنید، با مردم و دانشجویان مدارا کنید یک حکومت نباید همواره در برابر مردم تیغ بکشد بلکه باید به حلم و مدارا رفتار کند.

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 و ساعت 16:9 |
خانم زهره اسلامیان در کنار زهرا موسوی خوئینی و مرحوم پدر مهندس موسوی در برابر زندان اوین

ادوارنيوز :‌ در حالي كه بيش از 4 ماه از بازداشت مهندس علي اكبر موسوي خوئيني دبيركل سازمان دانش آموختگان ايران مي گذرد، خانم زهره اسلاميان، همسر ايشان به مناسبت شبهاي قدر نامه‌اي را منتشر ساختند . متن اين نامه به اين شرح است :

«سبحانك اني كنت من الظالمين»
«فنادي في الظلمات ان لا اله الا انت ، فستجبنا له و نجيناه من الغم و كذلك ننجي المومنين .»
سه شب را در سال ، «شب قدر» ناميده اند و قدر و منزلت اش را نيز بي حد، كه در يك شب اش مولا علي (ع) ضربت خورده است و در شب ديگرش، به آسماني رفته است با درهاي گشوده‌ي رحمت. و به راستي كه علي در زندگي زميني اش چه كرده بود كه اينچنين تقديري به انتظارش نشسته بود؟ اينگونه مرداني را چه بود كه تحمل شان نكردند و به حبس فرستادند و در نهايت كشتند؟‌

اكنون اما من در حالي اين روزها و شب هاي قدر را پشت سر مي گذارم كه چهارماه از بازداشت همسرم مي گذرد. چهارماه مي گذرد و از منظر يك خانواده، البته نه از گذران ماه كه از دقايق و ثانيه ها،‌سخن بايد گفت. و البته ثانيه هاي در انتظار پدر،‌ براي دختري 9 ساله و پسري 4 ساله،‌ تعريفي ديگر دارد. تعريفي كه براي بسياري از عزيزان ناآشنا نيست. همان عزيزاني كه در اين مدت ما را تنها نگذاشتند و براي مان از ماه‌هايي سخن گفتند كه بر آنها گذشته است و از همين روي ما را نيز چون خود و خانواده‌هاي شان،‌دعوت به صبر و تحمل كردند. حضور آنها و ديد و بازديدشان اما مرهمي بود بر اين حديث صبر و بي قراري ما. وقتي از پس در بسته ي خانه و در نبود سايه ي پدر، چهره آشنا مي آمد و سكوت خانه ي ما را مي شكستيد، چه بسا كه خود نمي دانستيد ارزش كارتان را و نمي ديديد كه فرزندانم پس از رفتن تان،‌بدون بهانه ي پدر مي آرميدند و مي خوابيدند. وقتي روز اول مهر آمدي و قرآني به زهرا دادي و به جاي پدر، او را به مدرسه رساندي، براي ساعتي با اشكهايم بدرقه تان كردم.

و وقتي با اميرحسين غلت مي زدي و زير ميز ، گير كردي ، بغضم در ميان خنده هاي اميرحسين ، خاموش ماند. وقتي اميرحسين در بغل‌تان لم مي داد، جشن تكليف زهرا كه آمديد ، هديه‌اي را كه پيك از سوي پدر آورد، و سخناني را كه گفتيد و نوشتيد و فريادهايي كه بلند كرديد،‌همگي مرهمي بودند بر حديث صبر و بي قراري ما. و چه بسا كه خودتان،‌ ارزش كارتان را نمي دانستيد و من اما چه بگويم كه سخن طولاني نگردد، جز «سپاس».

در اين چهارماه، چه شب‌هايي كه امير حسين در خواب،‌ به بابا سلام كرد و وقتي كه برخاست او را در كنار خود نيافت و گريه سر داد. چه بگويم از آن زماني كه از ملاقات برگشتيم و بچه ها، باز خود را در خانه تنها يافتند … امان از اولين سحري كه زهرا خورد و پاي سفره گريست كه كاش بابا هم بود؛ كه كاش بابا بود و سفره ما در اين نيمه شب،‌خلي از سايه او نبود. چه بگويم از اين روزه دار كوچكم، وقتي كه در تولد امام حسن مجتبي،‌ به اميد عشق و ملاقات پدر، دو ساعت منتظر ماند، اشك ريخت و دست آخر، مايوس و دلتنگ به خانه بازگشت.

از ابتدا به زهرا آموخته ايم كه سادات هستي و از همين روي بايد كه بيش از سايرين ، مراقب رفتارت باشي. بچه‌ي مسلمان،‌ غم را در روز عاشورا مي چشد و 28 صفر را را نير روز بدي مي داند. اما گريه او در 13 رجب را چگونه توجيه بايد كرد؟ چه پاسخي به ذهن كودكانه او بايد داد،‌ وقتي كه مي گويد: «بابا رزمنده بود و ممكن بود كه در جبهه بميرد! بعد از آن هم كه نماينده مجلس بود و شبها وقتي به خانه مي آمد كه ما خوابيده بوديم. همه مي گويند كه آن نبودن ها و خستگي هايش به خاطر كارهاي خوبش بوده، پس به من بگوييد كه زندان چه ربطي به يك آدم خوب دارد؟»‌

چه پاسخي به اين فرزند كوچك مي توان داد وقتي عده‌اي مي پندارند كه دنيا آنقدر بزرگ است كه مي توان در آن، بي گناهي را گرياند و پدري را غصه داد و جوابي نيز پس نداد؟!

چه مي توان گفت جز آنكه: « قل سيروا في الارض … »

از فرزندانم كه بگذرم، اما چه پاسخي به پرسش ديگراني بايد دهم كه از علت بازداشت همسرم مي پرسند؟‌ بگويم زماني كه همسرم براي آرمانش حاضر بود زندگي خود را هزينه كند و زماني نيز بنا به راي مردم، مكلف به دفاع از حقوق اوليه آنها بود و از همينروي امروز در زندان است؟‌ بگويم كه كارش سركشي به سلولهايي بود كه اسيرانش را حداقل مستحق اجراي قانون مي دانست و از ديگر سوي،‌ در حوزه كاري‌اش در آن مجلس، تا آنجا كه توان داشت براي مخابرات و صنعت و جلوگيري از فساد و رانت خواري در اين حوزه ها،‌ مي‌كوشيد، و از همين روي اكنون زندان،‌خانه‌ي او شده است ؟

نمي دانم چه بايد بگويم و نمي دانم كه واقعا جرم يك نماينده مجلس چيست،‌ وقتي بعد از 4 ماه فشار و بازداشت در انفرادي،‌اكنون از او يا نامه‌ي درخواست بخشش مي خواهند و يا اعتراف به كار نكرده!‌مي خواهند كه او در زندان به اعتراف و درخواست بخشش روي آورد،‌ درحاليكه خود نيز چه بسا چنين روزي را پيش بيني مي‌كرد كه گفت:‌« هرآنچه در زندان بگويم و بنويسم را فاقد اعتبار مي‌دانم و شما نيز فاقد اعتبار بدانيد.» در اين هفته ها و ماه ها مي دانند و مي دانم كه چه در خواست‌هايي را براي واگويي چنين دردها و واقعياتي با رسانه هاي خارجي، نپذيرفتم و  تاکنون ترجيح داده ام كه صبوري پيشه كنم و جز با رسانه‌هاي داخلي به سخن ننشينم. گرچه براي من و براي همه ما بسيار دردناك است كه غيرايرانيان،‌نگران اجراي اصول اوليه قانون شهروندي در كشور ما باشند،‌آن هم در حق كسي كه خود، قانون نويس اين كشور،‌ بوده است.

اكنون در اينجا گردهم آمده ايد كه براي يك سال،‌از خداوند قادر و متعال،‌ طلب سلامت و بركت نماييد و در پناه قرآن كريم بگوييد:‌ بك يا لله،‌ به محمد و به علي و … . و در كنج اتاقكي بي رحم و خاموش نيز، ‌تني بيمار و دل شكسته از داغ مرگ پدر همچون شما با خود زمزمه مي كند:‌يا الله، به محمد و به علي و … .

اكنون اما گرچه ديوارها تنش را اسير كرده اند،‌ دعا كنيم كه روحيه‌اش عالي و قلبش پرتوان باد. و از خدا بخواهيم رهايي تمامي بي گناهان در بند و به خصوص سيد علي اكبر را. و براي اين رهايي همه باهم بگوييم:‌« يا علي»

با سپاس
زهره اسلاميان،‌ همسر سيد علي اكبر موسوي خوئيني

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 و ساعت 16:4 |

فال حافظ این هفتمون رو هم یکی از بچه هایی که به نام کودک کار معرف هستن گرفته. امید وارم که یه روزی برسه که هیچ بچه ای مجبور نباشه برای گذران زندگیش کار کنه.

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد . . . . عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد . . . . چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت . . . . که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل . . . . تا سرا پرده ی گل نعره زنان خواهد شد

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی . . . . ما یه ی نقد بقا را که ضمان خواهد شد

ماه شعبان مده از دست قدح کاین خورشید . . . . از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود . . . . چند گوئی که چنین است و چنان خواهد شد

گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر . . . . مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

                                     حافــظ از  بهر  تو آمد سـوی اقلیم وجود

                                     قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد

اینم عکس اون عزیزی که براتون فال این هفته رو گرفته.

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه بیست و دوم مهر 1385 و ساعت 12:29 |
وقتی می خندم از دندان هایم خون می چکد.

به گمانم کسی را به تازگی دریده ام.

چه کسی؟ را نمی دانم!!!

در راه که می آمدم کودکی دیدم ،   پیراهنش را دریده بودند.

دختری دیدم ، نجابتش را دریده بودند.

پسری را دیدم ، شعورش را دریده بودند.

مردی را دیدم ، غرورش را دریده بودند.

زنی را دیدم ، زنانگی اش را دریده بودند.

در راه که می آمدم . . .

راستی ، در راه که می آمددم خدا نبود ، به گمانم او را هم دریده بودند.

وقتی می خندم از دندان هایم خون می چکد.

من چه کسی را دریده ام ؟

نمی دانم!

شعر از الهه

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 22:54 |

تا در زمین خلق های ستمدیده هستند

تا در زمانه

مردان سرخ                

درسنگر عدالت خلق هستند                                 

- هرچند قریب واندک -

تا در کرانه های هستی مردانی بر سر طفل یتیم

شجاعت                                                   

   فرزند غریب آزادگی                                                           

 دست عطوفت می کشند                           

باغ های زیتون سرسبز خواهند ماند

تا فردا که آن آرمان سرخ 

 میان خلق ستمدیده

شاخه های زیتون را به عدالت تقسیم کند                                           

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه پانزدهم مهر 1385 و ساعت 2:41 |

نيروهاى منرقی چپ بايد پيشنهادهايى عقلايى در حل مشكلات مملكت ارائه كنند و با اثبات اداره‌ى جاهلانه‌ى امور از طرف جهموری اسلامی ( حاصل  پیوند شوم ارتجاع سیاه و راست )  لرزه بر اركان آن بياندازند و مشروعيت آن را از او بگيرند. در اين صورت يا جمهوری اسلامی تحت فشار مردم تغيير ماهيت خواهد داد و يا اگر سرنگون شود آگاهى‌اى در مردم ايجاد شده است كه كار به آشوب وهرج و مرج نكشد

دوستی از من درخواست کرد
مقاله‌اى در باب آزادى و دمكراسى از ديدگاه سوسياليسم بنویسم.قبل از طرح بحث توضيح كوتاهى بدهم كه من همراه با يارانى هستم كه خود را  پنجمین نسل از نیروهای جنبش پرافتخار چپ در ایران میدانیم .  در ضمن من تجربه‌ى سفر به خارج از ايران را ندارم و در نتیجه به ناچار باید بعد از تبین آزادی و دمکراسی از دیدگاه سوسیالیسم و مقایسه آن با آزادی و دموکراسی لیبرال به ارائه راه حل برای فردای ایران بدون جهموری اسلامی بپردازم .
به عقيده بسيارى از متفكران چپ دغدغه‌ى اصلى ماركسيسم "آزادى“ است. در راه حصول آزادى موانعى اقتصادى و اجتماعى وجود دارد كه يا به‌طور بيرونى مانع شخص مى‌شود تا او به آزادى برسد يا به‌طور درونى شخص را گمراه و بنده و ازخودبيگانه مى‌سازد تا مفهوم آزادى نزد او تحريف شود.
اما اين آزادى كه همه خواستار آنند چيست؟ آيا آزادى از ديدگاه ليبراليسم همان است كه سوسياليست‌ها دنبال
آنند؟ آیا فرقی بین دو منظر لیبرالیسم و سوسیالیسم وجود ندارد؟
چه آنهايى كه اعتقاد به سوسياليسم دارند و چه آنهايى كه آنرا نفى مى‌كنند خواهان نوعى دمكراسى هستند كه در حوزه‌ى سياست همان ليبراليسم سياسى است. بحث از دمكراسى بدون بن‌مايه‌ى درك صحيح از آزادى ممكن نيست. به لاجرم ما بايد هر چند به اجمال به تعريف آزادى از ديدگاه ماركسيسم بپردازيم.
 
به عقيده‌ى ما وجه مميزه و مشخصه‌ى هويت چپ در اعتقاد آن به نوعى آزادى و دمكراسى است كه قابل اجماع با ليبراليسم نيست.
آزادى از نگاه ليبراليسم معمولاً بدين شكل بيان مى‌شود كه انسان تا آنجا آزاد است كه ديگرى دخالت در كار او نداشته باشد. آزادى سياسى در اين معنى به طور ساده عبارت است از قلمرويى كه درآن شخص مى‌تواند كارى را كه مى‌خواهد انجام دهد وديگران نتوانند مانع كار او شوند.
جان استوارت ميل فيلسوف مشهور ليبراليسم در حمايت از آزادى فردى مى‌نويسد "اگر انسان آزاد نباشد كه بتواند به دلخواه خود زندگى كند و هر راهى را كه مى‌پسندد در پيش گيرد پيشرفت تمدن امكان‌پذير نخواهد بود و آنجا كه انديشه‌ها در بازار آزاد عرضه نشود حجاب از چهره‌ى حقيقت بر نخواهد افتاد و جايى براى ابتكار و خودجوشى و نبوغ و قدرت فكرى و شجاعت اخلاقى باقى نخواهد ماند. چنين اجتماعى در زير بار فشار ابتذالات گروهى در هم خواهد شكست".
از نظر تاريخى، ليبرال‌ها تمايل به رها كردن فرد از چنگال قدرت مطلق‌العنان داشته‌اند و با اين فرض كه مى‌توان به فرد اعتماد داشت كه بى‌مداخله‌ى دولت، مذهب و سنت مسئولانه عمل كند به عنوان قهرمانان راه آزادى مدافع توزيع اقتدار و اختيار در سراسر جامعه بوده‌اند. ليبراليسم متكى بر فردگرايى
*است و خواستارآن است كه دخالت دولت يا مراجع مذهبى و حزبى، در سرنوشت فرد تا آنجا كه ممكن است حذف شود.
آيزايا برلين اين مفهوم آزادى را منفى يا سلبى مى‌نامد. يعنى فقدان تضييق و محدوديت.اگر حكومتى موفق شود با حداقل قوانين و دخالت در امور فرد، جامعه‌اى امن براى زندگى اجتماعى فراهم آورد اشخاص به دنبال خوشبختى شخصى خود در رقابتى آزاد به بهترين نحوه‌ى زندگى و سعادت دست مى‌يابند.

مفهوم آزادى نزد سوسياليست‌ها از عقايد هگل سرچشمه مى‌گيرد. هگل در دايرة‌المعارف فلسفه مى‌گويد "به طور معمول عادت بر اين است كه مفهوم قوم (جامعه) را ملقمه‌اى از اشخاص خصوصى بدانند ولى چنين ملقمه‌اى همان اراذل است نه خلايق و از اين لحاظ قالب دولت چيزى است كه نمى‌گذارد جامعه به شكل ملقمه‌اى از افراد خصوصى در آيد يا اعمال قدرت و عمل كند."
هگل با مفهوم آزادى ليبرالى آشنا است ولى برخلاف آنها آن را آزادى صورى** مى‌نامد كه با آزادى اصيل فاصله‌ى زيادى دارد. به عقيده‌ى هگل رضايت فردى و آزادى هنگامى با هم جمع مى‌شوند كه از باورها و ارزش‌ها و ملاك‌هاى اجتماعى جامعه‌اى انداموار*** پيروى كنيم. مراد او از چنين جامعه‌اى چيست؟ نكته‌ى مورد نظر هگل اين است كه چون جامعه به نيازها و خواهش‌هاى ما شكل مى‌دهد، جامعه‌ى انداموار خواهش‌هايى را بيشتر ترويج و تشويق مى‌كند كه به حال آن از همه سودمندترند. به علاوه آنچنان اعضاى خويش را سرشار از اين حس مى‌كند كه هويتشان وابسته به عضويت در جامعه است كه ايشان نتوانند به فكر تعقيب منافع صرفاً خصوصى بيفتند. همان گونه كه هيچ يك از اعضاى موجود انداموارى كه تن من است- مثلا" بازوى چپم- هرگز به اين فكر نمى‌افتد كه از شانه‌ام جدا شود و كارى بهتر از گذاشتن لقمه در دهان من پيدا كند. همچنين نبايد از ياد برد كه رابطه‌ى هر موجود انداموار با اعضايش رابطه‌اى دو جانبه است. هم من به بازوى چپم نياز دارم و هم بازوى چپم به من. پس همانطور كه من آسيب به بازوى چپم را ناديده نمى‌گيرم جامعه انداموار نيز منافع اعضاى خويش را ناديده نخواهد گرفت.

در دمكراسى يونان باستان چنين انديشه‌اى فعليت يافته است. اينكه انديشمندان بزرگى نظير هگل، ماركس، نيچه و آنا هارنت شيفته‌ى اين دمكراسى هستند از اين بابت است كه نزد شهروندان دولت- شهرهاى يونان باستان، اخلاق، مبتنى بر رسوم وعاداتى است كه طبق آنها منافع فرد با منافع جامعه يكى است و شخص اگر قيد و بندى حس مى‌كند نه از باب حاكم، بلكه از بابت واقعيت‌هاى موجود خارج از اراده‌ى فرد و جامعه است.
چنين وضعى را مى‌توان در گروه‌هاى ورزشى هم مشاهده كرد. در يك تيم، هر شخص آزاد است تا خلاقيت‌هاى
فردى خود را بروز دهد ولى در نهايت بايد اين خلافيت‌ها در خدمت تيم باشد چرا كه فرد زمانى پيروز مى‌شود كه تيمش برنده شود. اساساً از ديد جامعه انداموار پيروزى فرد وپيروزى تيم مقولاتى تفكيك‌ناپذيرند.
دوستان لیبرال ملاك دمكراسى را عمدتاً آزاد بودن هر چه بيشتر افراد در شركت در انتخابات مى‌داند. به نظر فيلسوفان مذكور، مردان و زنان آزادى هم كه در يونان باستان حق راى نداشتند، احساس آزادى بيشترى نسبت به زنان و مردان جامعه‌ى كنونى دارند كه حق راى دارند ولى خود را جدا از حكومت و تحت سيطره‌ى آن مى‌دانند.
ولى جامعه‌ى پيچيده امروزى شبيه يونان باستان يا يك تيم ورزشى نيست. پرسشگرى‌هاى سقراطى آن جامعه را از هم پاشاند. سقراط به عنوان سمبل تطور عقل، عادات و رسوم غير عقلانى يونان را به پرسش و نقد كشاند و هماهنگى منافع فرد و حكومت را از هم گسيخت.
جامعه‌ى انداموار امروزى برخلاف جوامع روزگار باستان بر اصل ديگرى استوار است كه هگل آن را "عقل" و آيزايا برلين آن را "مفهوم مثبت آزادى“ مى‌نامد. مفهوم مثبت آزادى يعنى شخص هر قدر كه به آرزوهايش دست يابد خود را همان قدر آزاد احساس مى‌كند و به همان اندازه كه تحقق آنها را دور از دسترس بداند احساس بردگى مى‌كند. تحقق كامل آرزوهاى فرد در جامعه در صورتى ممكن مى‌گردد كه منافع خصوصى فرد با جامعه همگرا باشد و اين مقصود در جامعه‌اى انداموار اتفاق مى‌افتد كه در آن قول وقرارها و قراردادها و توزيع امكانات و محدوديت‌ها مبتنى بر عقل باشد.
آدمى در جريان تجربه‌ى آزادسازى خود از بردگى معنوى يا بردگى طبيعت و يا آزاد شدن از شر حكومت جبار، نياز به آگاهى دارد. شخص جاهل آزاد نخواهد شد حتى اگر كمترين تضييقات اجتماعى براى او وجود داشته باشد. لذا از ديدگاه هگل و ماركس، "آزادى“، شناخت ضرورت‌ها و فائق آمدن و يا كنترل آنهاست. بخش بزرگى از اين ضرورت‌ها در حركت جامعه در تاريخ نهفته است و آزادى شخص وابسته به آن است كه در همكارى با ديگران از مكانيسم كور اين حركت‌ها و ضروريات آگاه شود و آنها را در اختيار گيرد.

با اين تفسير از آزادى، مدل‌هاى دمكراسى نزد سوسياليست‌ها تفاوت اساسى با مدل‌هاى پيشنهادى ليبرال‌ها خواهد داشت.
به عقيده‌ى سوسياليست‌ها سيستم‌هاى دمكراسى ليبرال عاجز از تامين حداقل شرايطى هستند كه مثلا ًاستفاده‌ى افراد يا گروه‌ها از آزادى در گرو آن است چه برخوردارى از آزادى‌اى كه در عالم نظر محصور بماند و به استفاده‌ى عملى از آن نينجامد حائز قدر و قيمتى نخواهد بود. حقى كه نتوان آن را به موقع اجرا گذاشت به چه درد مى‌خورد؟ سرنوشت آزادى در دوران فردگرايى اقتصادى بى‌بند و بار اين است كه جوانان رمق حيات خود را در اضطراب بيكارى و يا كار در معادن و كارخانجات از دست مى‌دهند و پدران و مادران با بيمارى و نادانى و نادارى دست به گريبانند. و البته در چنين شرايطى برخوردارى ضعفا و فقرا از حقوق قانونى كه مثلاً بتوانند پول خود را هر طور كه مى‌خواهند خرج كنند يا كودكان خود را هر نوع كه مايل باشند آموزش بدهند ريشخندى نفرت‌انگيز تلقى مى‌شود. دلايل مربوط به لزوم مداخله‌ى دولت يا سازمان‌هاى مؤثر ديگر براى تامين شرايط لازم جهت آزادى مثبت بدين لحاظ است.

دوستان
لیبرال  تعريفى از دمكراسى مدرن در مقابل دمكراسى سنتى ارائه مى‌گردد كه تنها مشخصه‌ى دمكراسى مدرن كه لابد آخرين دستاورد توسعه‌ى سياسى بشر است، اين نكته است كه همه‌ى مردم بالغ مى‌توانند در انتخابات شركت كنند.
نگرانى نيروهاى مترقى چپ در جهان، فريبكارى اين نوع دمكراسى و راى‌گيرى است. خطر در كنترل نظر و عقيده‌ى توده‌ى راى‌دهنده توسط دستگاه‌هاى مسلط تبليغاتى است. خطر در نبود امكانات براى سازماندهى و آگاه‌سازى مردم توسط گروه‌هاى منتقد است. در دمكراسى مدرن مورد اطلاق دوستان لیبرال در آمريكا به‌طور منظم نيمى از واجدين شرايط در انتخابات شركت نمى‌كنند. آن نيمه‌ى ديگر هر چهار سال يكبار به صحنه دعوت مى‌شوند و در نمايش پر زرق و برق انتخاباتى و با فراهم شدن انواع كنترل افكار عمومى يكى از دو كانديد احزابى را به رياست جمهورى بر مى‌گزينند كه در اكثر موارد با هم اختلاف نظرى ندارند!
اگر بيش از اين وارد مسائل جوامع پيشرفته نشويم و چنانكه در
ابتدای مقاله‌ى رفيق ذكر شده به نظام آتى كشورمان بپردازيم و در عين حال سعى كنيم بحث همچنان در حوزه‌ى كلى و مجرد باقى بماند مى‌توان موضوعى را اگر چه بسيار ساده شده اينگونه مطرح كرد.
از ديدگاه دوستان لیبرال ، آزادى مقدم بر آگاهى است و از ديدگاه ماركسيسم قضيه بر عكس است.آگاهی بر آزادی مقدم است   به نظر ما در ايران امروزى اگر گروهى شعار آزدى بدهد و دمكراسى را نه به عنوان وسيله بلكه به عنوان هدف تلقى كند راه به آنارشيسم و بحران‌هاى جدى خواهد برد. ولى اگر فرض بر اين باشد كه آگاهى، خود، آزادى را به همراه خواهد آورد آنگاه نوع سياست‌ورزى دگرگون خواهد شد.
در ايران جماعتى جاهل (ارتجاع سیاه و راست ) در اتفاق روزگار صاحب دو ابزار قدرت شده‌اند يكى نفت و يكى مذهب شيعه و از هر دو اين ابزار با نهايت شدت استفاده مى‌كنند. سخن از نبود آزادى اين خلق خاموش را به حركت در نخواهد آورد. چشم اسفنديار جمهورى اسلامى جهل است.
 جهل را نمى توان با جهل زدود.
نيروهاى منرقی چپ بايد پيشنهادهايى عقلايى در حل مشكلات مملكت ارائه كنند و با اثبات اداره‌ى جاهلانه‌ى امور از طرف جهموری اسلامی ( حاصل  پیوند شوم ارتجاع سیاه و راست )  لرزه بر اركان آن بياندازند و مشروعيت آن را از او بگيرند. در اين صورت يا جمهوری اسلامی تحت فشار مردم تغيير ماهيت خواهد داد و يا اگر سرنگون شود آگاهى‌اى در مردم ايجاد شده است كه كار به آشوب وهرج و مرج نكشد

 در حوزه‌ى فلسفه‌ى سياست نظريه‌پردازان به دو گروه اصلى تقسيم مى‌شوند. ليبرال‌ها معتقدند كه آزادى اصل و مقدم است بر عدالت اجتماعى يعنى هم اصالت بيشترى دارد و هم در صورت پيگيرى آزادى، عدالت به دنبال خواهد آمد. سوسياليست ها عقيده بر آن دارند كه عدالت اجتماعى و شناخت قوانين حركت اجتماعى و راهبرد عقلايى امور مقدم بر آزادى است.
بگذاريد در اين باره مثالى بزنم.
در جوامع مدرن اين بحث سال‌ها مطرح است كه آيا بايد آموزش همگانى يكسان و تحت حمايت دولت باشد يا به بخش خصوصى سپرده شود؟
موضوع را از ديدگاه ليبراليسم نگاه كنيم. ليبرال‌ها مى‌گويند دو شخص را با هم مقايسه كنيد: يكى تمام عمر تلاش كرده، تحصيل علم نموده و با كار سخت ثروتى بهم زده است. ديگرى در تمام طول
عمر تن‌آسايى كرده است. آيا شخص اول حق ندارد از ثروت خود استفاده كند و نسبت به شخص دوم تحصيلات بهترى براى فرزندش فراهم كند؟ و اگر دولت مانع اين امر شد آيا آزادى او محدود نمى‌شود؟
سوسياليست‌ها بر اين باورند كه شخص اول را بايد آگاه به اين امر نمود كه در صورت عدم برابرى در دسترسى عموم كودكان به آموزش برابر، فسادى بزرگتر جامعه را تهديد خواهد نمود و اگر قانع نشد بايد آزادى او را سلب كرد.

اگر مى‌شد مجموعه‌ى آرزوهاى
انسان را يك‌جا برآورده كرد، آنگاه ديگر نزاعى بين نحله‌هاى فكرى سياسى وجود نمى داشت. از ديدگاه منطقى، در زمان گذار به جامعه‌ى ايده‌آل،. فرد بايد بين خواسته‌هاى خود دست به انتخاب بزنند.

اما دوستانى هم هستند كه اعتقادى به ليبراليسم سياسى ندارند و انتقادهاى آتشين به مفاهيم چپ دمكرات و چپ نوين دارند.
دفاع از دمكراسى سوسياليستى صرفاً با حمله به ليبراليسم مقدور نيست. دفاع از ديكتاتورى پرولتاريا يا ديكتاتورى كارگران و زحمتكشان جهان بدون در نظر گرفتن امكان عملى شدن چنين آرزويى و يا لااقل رسم خطوط كلى اين تصور ميسر نمى‌شود.
بنابرآنچه ما از ايران مى‌دانيم روند تكامل اقتصادى-اجتماعى ايران با اروپا متفاوت بوده و هست. دولت‌هاى ديكتاتورى- نفتى دوران اخير تبعيت دولت از طبقات اجتماعى را برخلاف اروپا شكل داده است. حاكمان در ايران با درجه‌ى بالايى، مستقل و بى‌نياز از حمايت طبقات حامى خود بوده‌اند. در ايران سلطه‌ى طبقه‌اى اجتماعى بر طبقه‌ى ديگر به شكل غرب وجود ندارد، لذا آزادى يك طبقه از سلطه‌ى طبقه‌ى ديگر بى‌معنى به نظر مى‌رسد.
در ضمن شايد در نقاط ديگرى از جهان كارگران كشورهايى متحد شده‌اند ولى ما نشانى از امكان اتحاد زحمتكشان ايران با زحمتكشان نقاط ديگر دنيا براى نيل به آزاديشان نمى‌بينيم.

مطلبى در مورد آزادى و تعهد هم لازمه‌ى اين بحث مى‌باشد. آزادى در هر شرايطى به يك ميزان مفيد و لازم نيست. آزادى در صحنه‌ى نبرد چه بسا اتحاد و اتفاق جنگجويان را از بين ببرد و با عث شكست شود. تقدم تعهد بر دمكراسى تشكيلاتى براى سازمان‌ها و احزابى كه در شرايط ديكتاتورى و خفقان فعاليت مى‌كنند از آنرو ضرورى است كه عزم، اراده، كاراكتر و تآثيرگذارى تشكيلات را حفظ مى‌كند و اين امور مهمتر از آزادى‌هاى فردى اعضا مى‌باشند.
"لشكرهاى بسيارى زير امر فرماندهان بد پيشروى كرده‌اند اما هيچ لشكرى در جمع پرمشاجره و پرمشاوره پيشرفت نكرده است".
من شخصاً غمگين مى‌شوم وقتى مى‌بينم افرادى در
میان دوستان لیبرال به حدى از رشد سياسى رسيده‌اند كه عقاید نیروها های جنبش پر افتخار چپ را تحمل کنند  ولى كرختى مانع آن است كه با این نیرو ها  به بحث جدى بپردازند، سعى در رسيدن به حداقل تفاهم براى اقدام عملى نمايند و تابع اراده‌ى تشكيلاتى واحد دست به مبارزه بزنند. كسانى كه حاضر نيستند به خود رنج مطالعه و تحقيق بدهند تا تخصص و آگاهى لازم را بدست آورند وگروه‌هاى مؤثر جامعه را تحت تاثير قرار دهند و در عين حال مانع تحميق گسترده‌ى مردم توسط جانيان رژيم شوند ، كسانى كه جرئت و همت برداشتن پرچم رهايى اين خلق ستمديده را ندارند واضح است كه طرفداران جدى آزادى‌هاى فردى در معركه‌ى نبرد باشند.

 


 


پانوشته‌ها:

 

 

Individualism*

formal freedom**

organic community***


در نگارش اين مقاله از كتب زير استفاده شده است و گاهى نقل قول‌هاى مستقيم از آنها آورده شده است:
- "مقدمه بر فلسفه‌ى تاريخ هگل"، ژان هيپوليت، ترجمه‌ى باقر پرهام، نشر آگاه، ١٣۶۵
- "هگل"، پيتر سينگر، ترجمه‌ى عزت‌الله فولادوند، نشر طرح نو، ١٣۷۹
- "چهار مقاله درباره‌ى آزادى“، آيزايا برلين، ترجمه‌ى محمدعلى موحد، نشر خوارزمى، ١٣٨٠
- "مدل‌هاى دمكراسى“، ديويد هلد، ترجمه‌ى عباس مخبر، نشر روشنگران، ١٣۶۹
- "ايدئولوژى‌هاى سياسى“، يان مكنزى و ديگران، ترجمه‌ى م. قائد، نشر مركز، ١٣۷۵

+ نوشته شده توسط حسام در شنبه پانزدهم مهر 1385 و ساعت 2:35 |

روزنامه اعتماد ملی:                     

جواني 23 ساله‌با انگيزه امر به معروف و نهي از منكر وارد سينما بهمن تهران شد و پس از قتل مردي جوان، فرد ديگري را مجروح كرد.

ساعت 16:15 دقيقه روز سه‌شنبه هفته جاري جوان متهم كه مصطفي نام دارد پس از ورود به سالن انتظار سينما بهمن چاقويي از جيب خود درآورد و اقدام به تهديد حاضران و كاركنان سينما كرد.

اين متهم 23 ساله با فريادهاي خود بازيگران و هنرپيشه‌هاي سينما را عامل فساد در جامعه معرفي كرد و گفت: اگر سينمايي وجود نداشته باشد آن وقت هنرپيشه‌اي هم نيست و آنها مجبور مي‌شوند شغل‌شان را تغيير دهند. وي مدعي بود كه براي اصلاح جامعه اقدام به اين كار مي‌كند به همين دليل وقتي با مقاومت و مخالفت تماشاچيان و كاركنان سينما روبه‌رو شد بليت فروش سينما را مجروح كرد. همچنين پس از آن يكي ديگر از كاركنان سينما كه قصد رسيدگي به همكار خود را داشت مورد اصابت چاقوي جوان مهاجم قرار گرفت.

در اين هنگام بود كه مردم و ماموران نيروي انتظامي وارد عمل شدند و جوان چاقو به دست را دستگير كردند.

پس از دستگيري مصطفي هر دو مصدوم به بيمارستان انتقال يافتند ولي يكي از مجروحان حادثه به علت شدت جراحات جان خود را از دست داد.

با مرگ مرد 38 ساله كه نامق نام داشت، متهم دستگير شده به عنوان قاتل تحت بازجويي قرار گرفت و تحقيقات در اين رابطه به ماموران دايره دهم پليس آگاهي تهران سپرده شد.

با حضور ماموران پليس در محل وقوع حادثه و انجام تحقيقات مشخص شد مصطفي پس از ورود به سالن انتظار سينما با صندلي شيشه‌هاي سينما را شكسته و مدعي شده است كه با اين كار امر به معروف و نهي از منكر انجام مي‌دهد تا از ترويج فساد توسط سينماها جلوگيري كند.

اين متهم به قتل صبح روز گذشته به شعبه چهارم دادسراي جنايي تهران آورده شد تا به سوالات بازپرس بهروز هنرمند پاسخ دهد.

او در خصوص انگيزه خود از اين كار گفت: چون كاركنان سينما براي خانواده‌هايشان نان حرام مي‌برند با چاقو به آنها حمله كردم و در حال حاضر نيز پشيمان نيستم. من بليت‌فروش گيشه سينما را به امر معروف و نهي از منكر دعوت كردم و وقتي با مقاومت او مواجه شدم با چاقو به او ضربه زدم.

اين متهم كه داراي تحصيلات راهنمايي است در جلسه بازپرسي مدعي شد كه تا چندي پيش در مشاغل فرهنگي مشغول به كار بوده است اما بنا به دلايلي در حال حاضر در جايي مشغول به كار نيست.رضا جعفري معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران درباره متهم گفت: اين‌گونه افراد نمادي از تحجر و خشونت هستند و جرايم را با انگيزه‌هاي به اصطلاح مذهبي توجيه مي‌كنند.

متهم در حال حاضر به دستور بازپرس هنرمند در اختيار ماموران دايره دهم پليس آگاهي قرار دارد تا تحقيقات لازم انجام شود. همچنين متهم براي معاينه به پزشكي قانوني معرفي شد تا در خصوص سلامت رواني وي معاينات لازم انجام شود

+ نوشته شده توسط حسام در جمعه چهاردهم مهر 1385 و ساعت 23:59 |

بگزارش "البرز" این روزنامه که "روزگار"نام دارد بناداردرویه ای متفاوت از"شرق " رادنبال کند.

براساس این گزارش علیرغم این تصمیم تحریریه روزگار همان کادرتحریریه روزنامه توقیف شده شرق خواهدبود.

روزگاررا نیزمحمدقوچانی روزنامه نگارجوان مطبوعات ایران سردبیری خواهدکرداما رویه اداره این روزنامه برخلاف روزنامه شرق ازنخبه گرایی به سمت عامه گرایی تغییررویه خواهدداد.

این تصمیم برای حضورجدی درعرصه سیاسی کشورودستورالعمل جدیدجبهه اصلاحات درراستای نزدیکی به متن جامعه صورت میپذیرد.

روزگاربصورت کاملارنگی در24صفحه منتشرمیشودکه احتمالاگرافیک تازه ای رانیزباخودبه همراه خواهدآورد.

به اعضای تحریریه شرق اعلام شده است که برای انتشار سر کار حاضر باشند تا در صورت پیش نیامدن مشکلی خاص، این روزنامه شنبه هفته آینده، نخستین شماره خود را روی دکه روزنامه‌فروشی‌ها بفرستد.

+ نوشته شده توسط حسام در جمعه چهاردهم مهر 1385 و ساعت 0:24 |

آرمان سرخ:

علي اکبر موسوي خونيني در آخرين باري که به پشت تريبون مجلس مي رود ابتدا سوگندي را که نمايندگان در پيشگاه خدا و ملت ادا کرده اند را به ياد آنان مي آورد و بعد به حداقل نيمي از مردم ايران و هفتاد در صد از مردم تهران اشاره مي کند که در انتخابات مجلس هفتم شرکت نکردند و آن گاه به عنوان نماينده و وکيل مردم تهران در دوره ششم مجلس شوراي اسلامي سخن مي گويد.

متن نطق مي تواند پاسخي باشد براي کساني که با خبر از شدت آزاري که در پنجاه روز گذشته به موسوي خوئني ها داده مي شود از خود مي پرسند که مگر او چه کرده بود. خطاب روشن و صريح وي به اقتدارگرايان و آن چه انجام دادند و هشدار دادن به آن ها که گرفتار سرنوشت صدام حسين و شاهان پهلوي خواهند شد، گفته هائي است که به گفته يکي از حاضران در چهلمين روز درگذشت پدرش "لکه هاي کبود و زخم هاي آشکار وي را توضيح مي دهد."

سابقه گردن کلفتان خودکامة تاريخ از آغاز تاسيس مجلس در ايران، چه محمدعلي شاه قاجار و چه رضاشاه و محمدرضاشاه پهلوي و … همه حکايت از آن دارد که اينان در تکميل و تثبيت استبداد خويش، مجلس يعني خانه ملت را هدف قرارداده و برخاموشي صداهاي حق خواهانة برآمده از آن به هر ترفند کوشيده‌اند، اگر زماني محمدعلي شاه با حمايت لياخوف روسي مجلس را به توپ بست و با اميدبستن به برچيدن بساط مشروطه، دوران استبداد صغير را حاکم ساخت و اگر رضا خان قلدر باحمايت انگليس راه برورود آزاديخواهان و حق جويان در انتخابات مجلس شوراي ملي بست، امروز نيز شاهد کودتاي پارلماني بر عليه جريان تحول‌خواه ايرانيان با ابزار رد صلاحيت و ارعاب در انتخابات دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي هستيم تا مجلس به هر ترفند مهره چيني گردد، که به فرموده اي قيام و قعود کنند و ديگر از آن نامه اعتراض و انذار نگاشته نشود و صداي افشاگرانه "حقيقت‌جو"يان برنخيزد و کميسيون اصل 90 آن ملجائي براي ستم کشيدگان نباشد و گزارش قتلهاي دگرانديشان، يورش نظاميان به کوي دانشگاه تهران، تبريز و طرشت، انفرادي ها و آزار روزنامه نگاران و زندانيان و فعالين سياسي به خصوص دانشجويان و فعالين جنبش دانشجويي گوش حاکمان را نيازارد و کسي ديگر در مجلس سخني از تنهايي زندان و انفرادي صابر، عليجاني، رحماني، گنجي، زرافشان، آغاجري، اشکوري، عبدي، باطبي و ساير زندانيان مظلوم بر زبان نياورد و آن کند که حاکميت مي خواهد و تنها آن گويد که حکومت مي پسندد.

جريان اقتدارگرا که در اين سال‌ها [با وجود برخي سستي ها و فرصت سوزي هاي قابل نقد مجلس ششم] بازهم دل خوني از اين مجلس داشت از فرداي 29 بهمن 1378 و پس از جريان ترور سعيد حجاريان، سناريوي خود را بر معطل نمودن مجلس اصلاحات کليد زد و با سنگ‌اندازي‌ها و لجاجت شوراي نگهبان در رد مصوبات و طرح‌هاي کليدي و موثر مجلس، سياست خسته کردن مردم از اصلاحات را مرحله به مرحله و قدم به قدم پيش برد تا برهمگان اثبات شود که تصميم گيرنده اصلي براي سرنوشت ملت نه مجلس منتخب شان و نه دولت متکي بر 22 ميليون راي ايرانيان که ديگران مي باشند و بدينگونه "نه ميزان راي ملت است" و نه اراده آنان اثري در تغيير رويه‌ها و ساختارها دارد.

و اکنون نوبت بستن طومار مجلس مردمي بود. طرح اقتدارگرايان در اين راستا از 2 سال قبل کاملا هماهنگ، با تشکيل و راه اندازي دفاتر نظارتي شوراي نگهبان در سراسر کشور و اختصاص 100 ميليارد ريال از بودجه براي اين دفاتر جهت پرونده سازي عليه اصلاح طلبان در تمامي شهرهاي کشور و برنامه ريزي براي قلع و قمع ايشان در جريان انتخابات مجلس هفتم آغاز شد و از سويي ديگر نيز اين جريان، تمام توان تبليغاتي، قضايي، شبه نظامي و نظامي خود را با سازماندهي و فرماندهي متمرکز در جهت فراهم نمودن فضاي ذهني لازم براي فرسايش جريان اصلاح طلبي و ايجاد ياس و انفعال و کاستن کمي و کيفي توان آن بسيج نمود تا مقدمات وارد ساختن ضربه نهايي فراهم گردد و سناريو کودتا با صدور علني جواز رد صلاحيت گسترده اصلاح طلبان تحت عنوان "احراز صلاحيت"، عملا عملياتي ترين بخش خود را در تسخير و تصرف مجلس هفتم آغاز نمود و در اين اثنا به سياق معمول فرصت سوزان نشسته بر مسند جمهوري و راي ملت به تاسفي و افسوسي بر اين مقدمه سازي مهره‌چيني‌ها بسنده کردند و در نهايت باسکوت، بر اجراي حکم هاي حکومتي تمکين نمودند تا به نام ايشان و به کام اقتدارگرايان تشکيل مجلسي فرمايشي با نمايشي بنام انتخابات ميسر گردد.

اما با اينهمه تنها کمتر از 30% مردم تهران و اکثر شهرهاي بزرگ و حدود 50 درصد کل واجدين شرايط در کشور را به پاي صندوق ها کشانده و افراد اصلي مورد شان در خوش بينانه ترين حالت حداکثر از حمايت 15% تهرانيان آنهم با شعارهاي کاملا غير ايدئولوژيک و در لباس اصلاح طلبانه برخوردار گرديد که البته بدون پيشداوري کامل بايد در انتظار تحقق و عده ها ماند و آنرا پيگيري نمود.

در اين جا ذکر چند نکته را به متوليان امر لازم مي‌دانم :

1- با توجه به در پيش بودن اجلاس يازدهم خبرگان رهبري از نمايندگان محترم خبرگان که طبق اصل 111 قانون اساسي پس از انتخاب رهبري، نظارت بر عملکرد ايشان از وظايف آنان مي باشد، جاي اين پرسش است که آيا عملکرد مقام محترم رهبري و نهادهاي تحت امر ايشان به خصوص در جريان انتخابات ناعادلانه، غير رقابتي و غير آزاد اخير با معيارهاي صداقت، تدبير و عدالت سازگار است؟

و آيا عدالت حاکمان که علي[ع] حاضرنشد ذره اي از آنرا فداي مصلحت حکومت خود کند اينگونه بود؟
هرچند بايد اول به اين پرسش پاسخ داد که آيا از خبرگان رهبري که در انتخابات آن شاهد مهره چيني و رد صلاحيت گسترده در انتخاباتي غيرعادلانه، غير رقابتي و غير آزاد سال 1377 و مياندوره‌اي اخير بوديم [به گونه‌اي که در حوزه‌هائي تعداد تاييد صلاحيت شدها برابر با تعداد کرسي هاي حوزه انتخابيه مربوطه بود!]، و از خبرگاني که عمده اعضاي کميته نظارت بر رهبري از منصوبين ايشان شکل يافته [که دقيقا نقض غرض مي باشد] مي توان انتظار نظارت صحيح داشت؟

همچنين آيا اگر نظارت دقيق مجلس شوراي اسلامي بر عملکرد رئيس جمهور و کابينه اعمال مي شد شاهد بسياري از ناکارآمدي ها و در مورد اخير تمکين بر برگزاري چنين انتخاباتي از طرف دولت بوديم؟

2- امروز تجربه بشري ثابت کرده که با توجه به پيچيدگي هاي امر تصميم گيري در مديريت کلان مطمئن‌ترين مسير در اداره امور، تکيه بر عقل جمعي و خرد عمومي بر پايه برابري سياسي و آزادي شهروندان بدون در نظر گرفتن حق ويژه براي فرد يا افرادي خاص است و اصولا مفهوم دموکراسي بدين صورت معنا مي يابد و فرآيندهايي چون انتخابات و تشکيل پارلمان و دولت جمهور در جوامع مدرن کنوني با رعايت شرايط آزاد براي انتخاب شونده و انتخاب کننده و وجود رقابت عادلانه و با لحاظ دوره اي بودن و محدود بودن زمان ماندن در قدرت براي انتخاب شدگان مي‌تواند به تحقق دموکراسي کمک نمايد.
اما انتخاباتي که در آن نه حق و آزادي انتخاب شونده و انتخاب کننده به رسميت شناخته مي شود و نه در آن شرايط رقابت عادلانه فراهم مي گردد و نه امور براساس راي ملت اداره مي گردد، نه تنها دموکراسي آفرين نخواهد بود که ثمري جز تحميل بار سنگين مالي و کشمکش هاي سياسي نخواهد داشت.

لذا پيشنهاد مي شود از اين پس، بساط چنين انتخاباتي بر چيده شود و با حکمي حکومتي اداره امور اجرايي و تقنيني بر وفق مراد حاکميت صورت پذيرد و کارآمدي حکومت تقويت شود.

3- فراموش نکنيم که صدام حسين در آخرين سال حکومت خويش انتخاباتي برگزار نمود که بيش از 98 درصد به وي و حکومتش راي دادند اما چنين انتخاباتي ذره اي از سست بنيادي پايگاه مشروعيت و مقبوليت حکومتش نکاست، پس حفظ و بقاي نظام جمهوري اسلامي را نيز درماني ديگر [به جز برگزاري انتخابات نمايشي و فرمايشي] بايد که همان انجام اصلاحات بنيادين و ساختاري بر پايه راي و همه پرسي عمومي است. نقل است که "بر سرنيزه هر کاري مي توان انجام داد به جز تکيه کردن بر آن" اميد که فرصت و امکان جبران فراهم باشد.

+ نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 و ساعت 23:7 |
انصار نیوز:

احمدی نژاد:  مخالفان عدالت مي‌گويند احمدي‌نژاد به دنبال توزيع فقر درجامعه است، در حالي‌كه آنان خودشان پول كشور را يك جا در اختيار تعداد معدودي از افراد وابسته به خودشان قرار مي‌دهند و نام اين عمل را توزيع سرمايه مي‌گذارند. احمدي‌نژاد تاكيد كرد: اگر كار ما توزيع فقر است ما به اين توزيع فقر افتخار مي‌كنيم.
دشمنان و بدخواهان ملت تصور مي‌كنند با هماهنگي برخي كج‌فهم‌ها، جاهل‌ها و قدرت‌طلبان داخلي مي‌توانند با جار و جنجال در مورد گوشه‌اي از تاريخ و حقايق كشور در صفوف به هم پيوسته ملت خلل ايجاد كنند و به فكر خود در ميدان هسته‌اي ملت را به عقب‌نشيني مجبور كنند.

رييس‌‌جمهوري اسلامي ايران گفت: تا ريشه كن كردن همه مفاسد ايستاده‌ام و از هياهوها مطلقا" نگراني نخواهم داشت .

محمود احمدي‌نژاد در بيستمين سفر استاني خود روز چهارشنبه در جمع مردم نظرآباد استان تهران با تاكيد بر اجراي عدالت در كشور خاطرنشان كرد: اگر عده‌اي فكر مي‌كنند با تهمت و دروغ و جلوگيري از انتشار خدمات دولت مي‌توانند جلوي حركت ملت ايران و اجراي عدالت را بگيرند سخت در اشتباه هستند.

وي تاكيد كرد: دوران تسلط برخي گروه‌ها بر منابع ثروت به پايان رسيده است .

احمدي‌نژاد به يكي از موارد مفاسد اقتصادي كه به گفته وي در روزهاي قبل جلوي آن گرفته شده است، اشاره كرد و گفت: دو نفر با وابستگي به جناح‌ها و گروه‌هاي خاص هزار ميليارد تومان از يك بانك خصوصي وام گرفته‌اند و بدون آنكه بدهي خود را پرداخته باشند مي‌خواهند با 290 ميليارد تومان، 29 درصد از سهام در اختيار اين بانك را خريداري كنند كه جالب است 60 ميليارد تومان از اين مبلغ را از يك بانك ديگر قرض كرده بودند.

وي اضافه كرد: دولت جلوي اين فساد را سد كرد و برخي از مديران اين بانك‌ها كه از قانون تخلف كرده بودند بر كنار شدند و حالا در حالي كه عده‌اي به دنبال چنين وام‌هايي هستند، مردم بايد براي دريافت چند ميليون تومان وام مدت‌ها انتظار بكشند.

در اين قسمت از سخنان رئيس‌جمهور مردم فرياد زدند كه حتي قادر به دريافت وام يك ميليون توماني از بانك‌ها نيز نيستند كه احمدي‌نژاد ادامه داد: مخالفان عدالت مي‌گويند احمدي‌نژاد به دنبال توزيع فقر درجامعه است، در حالي‌كه آنان خودشان پول كشور را يك جا در اختيار تعداد معدودي از نورچشمي‌ها و افراد وابسته به خودشان قرار مي‌دهند و نام اين عمل را توزيع سرمايه مي‌گذارند. احمدي‌نژاد تاكيد كرد: اگر كار ما توزيع فقر است ما به اين توزيع فقر افتخار مي‌كنيم .

وي با مخاطب قرار دادن كساني كه از بانك‌ها وام‌هاي كلان گرفته‌اند و با قلدري نمي‌خواهند بازگردانند، تصريح كرد: اگر تا 15روز تكليف خود را مشخص نكنند به عنوان خدمتگزار ملت اسامي شما را اعلام مي كنم.

احمدي‌نژاد با تاكيد بر اين‌كه اجراي عدالت مرحله سختي در راه تحقق عدالت است گفت: متاسفانه عده‌اي از اجراي عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادي عصباني هستند و سنگ‌اندازي مي‌كنند.

رييس‌جمهوري در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به اين كه كشور سرشار ازاستعدادهاي فراوان است گفت: ما همه بايد دست به دست هم دهيم و براي ساختن كشور تلاش كنيم .

وي وحدت و انسجام، كار و تلاش و توجه به عنصر عدالت را از مهم‌ترين عوامل ساختن كشور عنوان كرد.

احمدي‌نژاد در بخش ديگري از سخنانش به موضوع هسته‌اي كشور اشاره كرد و گفت: دشمنان به بهانه‌هاي مختلف به دنبال ايجاد مانع در برابر پيشرفت و توسعه ملت ايران است.

وي افزود: آن‌ها در اين راه بهانه‌هاي مختلف مي‌آورند و هر روز به يك بهانه در مقابل ملت ايران مي‌ايستند و امروز بهانه آن‌ها دسترسي ايران به سلاح هسته‌اي است .

احمدي‌نژاد با بيان اين كه ملت ايران يك ملت صلح‌جو و صلح‌طلب است تاكيد كرد: دشمنان بدانند كه به رغم همه اين مخالفت‌ها ملت ايران راه خود را انتخاب كرده و ذره‌اي از حقوق قانوني خود عقب‌نشيني نخواهد كرد.

وي ادامه داد: دشمنان و بدخواهان ملت تصور مي‌كنند با هماهنگي برخي كج‌فهم‌ها، جاهل‌ها و قدرت‌طلبان داخلي مي‌توانند با جار و جنجال در مورد گوشه‌اي از تاريخ و حقايق كشور در صفوف به هم پيوسته ملت خلل ايجاد كنند و به فكر خود در ميدان هسته‌اي ملت را به عقب‌نشيني مجبور كنند.

احمدي‌نژاد تصريح كرد: آنان سخت در اشتباه هستند زيرا پيروزي‌هاي پي‌درپي درانتظار ملت ايران است و دشمنان به اهداف خود نخواهند رسيد.

وي همچنين در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به مبارك رمضان و سال پيامبر اعظم (صلي‌الله عليه و آله و سلم)، ماه رمضان را ماه خودسازي، ماه اميد والطاف خدا و ماه رحمت و مغفرت عنوان كرد.

رييس‌جمهوري افزود: ملت ما يك ملت خداپرست، پاك و مومن است و دوست داشتن ملت‌هاي ديگر را بر همه‌چيز ديگر ترجيح مي‌دهد.

وي گفت: ملت ايران دوست تمام آزادي‌خواهان است و دربرابر همه زورگويان و قدرت‌طلبان ايستاده است و قدرت‌هاي جهاني با عزت و سرافرازي ملت ما مخالف هستند و در مقابل توسعه وپيشرفت ما مانع ايجاد مي‌كنند.

+ نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 و ساعت 22:59 |
خبرگزاری آفتاب:

اما حکایت تیم راگبی دختران تهران به ده سال قبل برمی گردد؛ علی رضا اعرابی مربی سی و چهار ساله تیم راگبی دختران تهران، راگبی را زیر نظر بیژن صفایی و به قول خودش با استفاده از کتاب، اینترنت و فیلم آموخته و تنها دوره کوتاهی را در کشور امارات گذرانده، او از همکاری خوب فدراسیون بیس بال و نداشتن امکانات و بودجه کافی، دوری محل تمرین (ورزشگته آزادی) و مسیر بد رفت و آمد بچه ها می گفت.

با این همه اکنون این ورزش در ده استان برای خانم ها و پانزده استان برای آقایان راه اندازی شده است. در مسابقات کشوری تیم راگبی دختران تهران، در میان هفت استان، گلستان، کرمان، کرمانشاه، سمنان، خراسان شمالی، فارس و تهران اول شد و بهترین اسکرام و بهترین خط دفاع نیز از تیم تهران انتخاب شد.

راگبی آنطور که ما آن را از نام فوتبال آمریکایی می شناسیم بازی خشنی به نظر می رسد اما بچه های تیم هیچ کدام این گفته را قبول ندارند آنها راگبی را ورزشی پر هیجان می دانند که در آن قانون حرف اول را می زند. اعرابی به بهره هوشی و تمرکز حواس بالای ایرانیان و تاثیرات آن در کنار تمرینات صحیح و قدرت و تاکتیک اشاره می کند و با تاکید بر قابلیت های بالای تیم تهران، از میان تیم های آسیایی حریف می طبد. جالب است اینکه تیم دختران تهران با وجود استفاده از بلوز و شلوار ورزشی و پوشش کامل اسلامی معتقدند مشکلی در بازی راگبی ندارند.

+ نوشته شده توسط حسام در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 و ساعت 0:16 |
در پی مشاجره لفظی میان ۲ برادر در شهرک آپادانا ، برادر جوان تر برای تصاحب ناخن گیر با چاقو به برادر دیگرش حمله ور شد و او را به قتل رساند.
در پی مشاجره لفظی میان ۲ برادر در شهرک آپادانا ، برادر جوان تر برای تصاحب ناخن گیر با چاقو به برادر دیگرش حمله ور شد و او را به قتل رساند. ساعت ۲ بامداد روز گذشته با صدای فریاد ساکنان یک منزل مسکونی در شهرک آپادانا ، همسایه ها سراسیمه از خانه های خود خارج شدند و مشاهده کردند جوان ۲۵ ساله ای به نام علی اکبر از ناحیه پهلو هدف اصابت ضربه چاقوی برادر کوچک ترش قرار گرفته است ، بنابر این به یاری او شتافته و او را به بیمارستان شریعتی تهران منتقل کردند اما تلاش پزشکان برای نجات جان او بی نتیجه ماند و جوان ۲۵ ساله براثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.
▪ گزارش به پلیس
به دنبال این حادثه ، ماموران با عزیمت به بیمارستان تحقیق از والدین جوان مقتول را آغاز کردند که معلوم شد ، هنگامی که علی اکبر در حال استفاده از ناخن گیر بوده است ، برادر ۱۸ ساله او به نام مصطفی از او می خواهد تا ناخن گیر را در اختیار وی قرار دهد که این موضوع موجب مشاجره و سپس درگیری میان ۲ برادر شده و مصطفی با چاقو برادرش را به قتل رسانده است.
▪ دستور قضایی
به دنبال این اظهارات ، موضوع به بازپرس ویژه قتل تهران گزارش شد و با عزیمت بازپرس جنایی به محل و تحقیق در این زمینه ، جسد مقتول به پزشکی قانونی انتقال یافت و جوان ۱۸ ساله نیز پس از بازداشت برای ادامه تحقیقات در اختیار ماموران شعبه ۱۰ پلیس آگاهی قرار گرفت. محمد تورنگ ، رئیس مرکز اطلاع رسانی نیروی انتظامی تهران بزرگ با اشاره به این خبر به خبرنگار ما گفت : هر ۲ برادر دانشجو بودند ولی متاسفانه با یکدیگر درگیر شده اند و این حادثه دلخراش رقم خورده است.
وی افزود: در تحقیقات اولیه از سوی ماموران ، جوان ۱۸ ساله که به اتهام قتل برادرش دستگیر شده ، بشدت پشیمان است ؛ اما افسوس که این پشیمانی هیچ گاه برادر بزرگ تر او را زنده نخواهد کرد.
+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 19:42 |

بازتاب:

با احتساب برندگان جوايز نوبل پزشكي و فيزيك 2006 كه دوشنبه و سه‌شنبه هفته جاري معرفي شده‌اند، جوايز نوبل تاكنون به 780 برنده اعطاء شده كه شامل 762 نفر از دانشمندان و شخصيت‌هاي برجسته و 18 سازمان مختلف بوده‌اند.

به گزارش سرويس ايسنا، نكته جالب توجه اين كه در بين برگزيدگان نوبل تنها نام 33 زن به چشم مي‌خورد.

جوانترين برگزيده جايزه نوبل نيز «لاورنس براگ» (Lawrence Bragg) است كه در 25 سالگي به همراه پدرش جايزه نوبل فيزيك سال 1915 را دريافت كرد در مقابل مسن‌ترين برنده جايزه نوبل «ريموند ديويس جي آر» (Raymond Davis Jr) است كه در هنگام دريافت جايزه نوبل فيزيك 2002، 88 سال داشت.

جايزه نوبل امروزه صرف نظر از ارزش نقدي آن به عنوان يكي بزرگترين و افتخار آميزترين جوايز جهاني مطرح است با اين حال دو نفر از برگزيدگان جايزه نوبل از دريافت اين جايزه خودداري كرده‌اند.

يكي از آنها «ژان پل سارتر» است كه در سال 1964 از دريافت جايزه نوبل ادبيات خودداري كرد. وي اصولا از دريافت چنين عناوين رسمي امتناع داشت.

Le Duc Tho نيز كه در سال 1973 به همراه «هنري كسينجر» به دليل تلاش براي برقراري صلح برنده جايزه ويتنام نوبل صلح شد، از دريافت اين جايزه خودداري كرد.

اين دو نفر به دليل نقشي كه در مذاكره براي برقراري صلح در ويتنام داشتند به عنوان برنده جايزه صلح نوبل معرفي شدند كه Le Duc Tho گفت به دليل وضعيت خاص ويتنام در شرايطي نيست كه بتواند اين جايزه را بپذيرد.

علاوه بر دو نفري كه به خواست خود از پذيرفتن جايزه نوبل سرباز زدند چهار برنده نگون بخت جايزه نوبل هم با فشار دولت‌هاي خود ناچار به رد اين جايزه شدند.

«ريچارد كوهن»، «آدولف باتنانت» و «گرهارد دومگ» سه برنده آلماني جايزه نوبل بودند كه از سوي هيلتر از دريافت جوايز خود منع شدند؛ البته هر سه آنها بعدها ديپلم و مدال نوبل را دريافت كردند كه ارزش آنها به هر حال به اندازه جايزه نوبل نيست.

«بوريس پاسترناك» برنده جايزه نوبل ادبيات سال 1958 هم ابتدا جايزه را پذيرفت اما با فشار دولتمردان شوروي از دريافت آن خودداري كرد.
در مقابل شش نفري كه جايزه نوبل خود را دريافت نكردند شش برنده نوبل بيش از يك جايزه دريافت كرده‌اند.

كميته جهاني صليب سرخ سه بار در سال‌هاي 1917، 1944 و 1963 به عنوان برنده جايزه صلح نوبل معرفي شد. البته پيش از آن، بنيانگذار صليب سرخ جهاني ـ هنري دونانت ـ هم در سال 1901 جايزه صلح نوبل را دريافت كرده بود.
كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل هم در سال‌هاي 1954 و 1981 دوبار برنده جايزه صلح نوبل شد.

«جي باردين» فيزيكدان برجسته در سال‌هاي 1956 و 1972 دوبار برنده جايزه نوبل فيزيك شد و «اف. سنگر» نيز دوبار در سال‌هاي 1958 و 1980 موفق به دريافت جايزه نوبل شيمي شد.

«ماري كوري» دانشمند برجسته هم يك بار در سال 1903 در رشته فيزيك و بار ديگر در سال 1911 در رشته شيمي جايزه نوبل را دريافت كرد. البته «لوييس پائولينگ» تنها فردي است كه تاكنون در دو زمينه كاملا متفاوت برنده جايزه نوبل شناخته شده است.
وي در سال 1954 جايزه نوبل شيمي و در 1962 جايزه نوبل صلح را دريافت كرد.

نكته ديگري كه شايد درباره برندگان جايزه نوبل خالي از لطف نباشد، برندگان خانوادگي اين جايزه است كه نمونه شاخص اين خانواده‌ها كوري‌ها هستند؛ علاوه بر «ماري كوري» كه دوبار برنده جايزه نوبل شد، همسرش ـ پيركوري‌ ـ، دختر آنها «ايرن» و دامادشان «فردريك بوليوت» هم موفق به دريافت اين جايزه شدند.

آلوا و گونار «ميردال» و گرتن و كارل « كري» دو زوج ديگري بودند كه هر دو همسر برنده جايزه نوبل شده‌اند.
ويليام و لورنس «برگ»، Niels و Aage.n «بوهر»، هانس و چيپين اولف «ون ايولر»، مان و كي. ام «سيگباهن» و جي.جي و جرج پگت «تامسون» نيز پنج پدر و پسري هستند كه تاكنون موفق به دريافت جايزه نوبل شده‌اند.

علاوه بر آنها جين و نيكولاس «تينبرگن» هم تنها برادران برنده جايزه نوبل هستند.

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 19:37 |

بازتاب:

در حمله مسلحانه به مدرسه متعلق به جماعت آميش در شهرستان لنکستر پنسيلوانيا دست کم سه دختر دانش‌آموز کشته و هفت نفر زخمی شدند.

به گزارش «بي.بي.سي»، پليس محلی ضارب مسلح را چارلز رابرتز، راننده کاميون، شناسايی کرده و انگيزه او را انتقام از دختران جوان و اقدام به خودکشی اعلام کرده است.

سخنگوی پليس می‌گويد: قاتل دانش‌آموزان پسر و زنان بزرگسال را رها کرد ولی دانش‌آموزان دختر را به هم بست و بر آنان آتش گشود و سپس با شليک يک تير به زندگی خود خاتمه داد.
از ميان 7 دختری که زخمی شده‌اند، حال چند نفر وخيم گزارش شده است.

حادثه خونين روز دوشنبه در منطقه «آميش» نشين موجب حيرت و خشم عمومی در آمريکا شده است.
آميش يک جامعه مسيحی سنتی است که اعضای آن روال زندگی بسيار ساده و آرامی دارند به طوری که در مواردی حتی پليس در مناطق سکونت آنان حضور ندارد.
آميش‌ها به زبان محلی بسيار نزديک به زبان آلمانی صحبت می‌کنند. ريا و تقلب، استفاده از برق و تلفن و اتوموبيل را حرام می‌دانند و به حرفه کشاورزی مشغولند.

به دنبال اين رويداد مرگبار که حدود ساعت ۱۰ و نيم صبح به وقت محلی به وقوع پيوست، خودروها و هليکوپترهای پليس به محل حادثه شتافتند.
با اين همه پليس تاکيد کرده است که شخص ضارب وابسته به هم کيشان آميش نبوده است.

اين رويداد مرگبار آخرين رشته از حملات به مدارس است که در هفته‌های اخير جامعه آمريکا را تکان داده است.
اين در حالي است که هفته گذشته نيز حادثه مشابهی در کلورادو اتفاق افتاد که در آن ضارب دختران را از دانش‌آموزان پسر جدا کرد.
مرد مهاجم پس از آزار جنسی چند تن از آنان، يکی از گروگانها را کشت و سپس خودکشی کرد.

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 13:26 |

بازتاب:

سعيد ابوطالب با اشاره به جلسه روز گذشته كميسيون فرهنگي مجلس، به حضور چند تن از كارگردانان سينما و نيز معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين جلسه اشاره كرد و گفت: آنچه در مورد تحقيق و تفحص از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي حدس مي‌زديم، ديروز با حضور كارگردانان سينمايي به قطعيت رسيد.

اين عضو كميسيون فرهنگي مجلس در گفت‌وگو با ايسنا، اظهار داشت: در اين جلسه مشخص شد كه در گزارش تحقيق و تفحص از روش علمي استفاده نشده، با اين استدلال كه اگر قرار است در اين حوزه تحقيق و تفحص صورت گيرد، بايد صدها فيلمي كه در اين دوره و حوزه ساخته شده مورد بازنگري قرار گيرد و فيلمنامه‌هاي آن خوانده و نيز با اهالي سينما و مسوولان سينمايي سابق گفت‌وگو انجام شود.

به گفته وي، در جلسه ديروز كميسيون فرهنگي مشخص شد كه در اين مورد حتي با يك نفر از اهالي سينما نيز حرفي زده نشده و بلكه ظاهرا چند مقاله و گزارش كه افرادي در قديم براي اهداف ديگري تهيه كرده بودند، مبناي گزارش قرار گرفته است.

ابوطالب با بيان اينكه در اين جلسه مشخص شد كه تحقيق و تفحص از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي رويكردي اثباتي نداشته است، گفت: من در آن جلسه به اهالي سينما گفتم و اكنون تأكيد مي‌كنم كه بابت اين تحقيق و تفحص از اهالي سينما عذرخواهي مي‌كنم، چون معتقدم كه بخشي از سينما كه متعلق به سينماي بعد از انقلاب است به آرمانهاي انقلاب، امام و اسلام پايبند بوده و هست و در فضايي غيرهمراه، همواره جهت تعالي سينما تلاش كرده است.

به اعتقاد اين عضو كميسيون فرهنگي در همه سالها نه تنها از اين بدنه سينماي متعهد تقدير نشده، بلكه هركس آمده همه سينما را با يك چوب رانده است.
وي افزود: گزارش تحقيق و تفحص از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي جرياني كه ابتذال در سينما زير سر آنهاست و عواملي كه در سينماي مبتذل سودهاي كلان كرده‌اند، منتفع بوده است.

ابوطالب با بيان اينكه اين گزارش همه مجلس را در مقابل همه سينما قرار داد، اظهار داشت: تا كنون هم مجلس و هم سينماي متعهد ما در يك جبهه مشترك بودند، يعني همه حرف از طرد و مبارزه با سينماي مبتذل مي‌زدند، ولي وقتي اين اتفاق افتاد، سينماي مبتذل موفق شد كه مجلس را در برابر همه سينما قرار دهد.

وي جلسه روز گذشته كميسيون متبوعش را به نوعي دلجويي از هنرمندان سينما دانست و با تاكيد بر ضرورت حمايت از سينماي متعهد چه در عمل و چه به لحاظ قانوني و بودجه‌اي، به بحث مطرح در همين جلسه در خصوص سفر كيش تعدادي از اعضاي كميسيون فرهنگي اشاره كرد و گفت: يكي از نتايج جلسه ديروز كميسيون اين بود كه مشخص شد سازمان ميراث فرهنگي قصد تخريب مجلس را داشته است.

وي عملكرد اينچنيني اين سازمان را مسبوق به سابقه دانست و افزود: گه گاه كه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري زير تيغ نظارت كميسيون قرار مي‌گرفته است، به چنين كاري دست مي‌زده كه اين تيغ كند شود.
به گفته وي، در جلسه ديروز آنها كه به اين سفر رفتند اظهار داشتند كه گمان مي‌كرده‌اند اين سفر ماموريت بوده و نمي‌دانستند كه قرار است سازمان هزينه‌هاي سنگيني را متحمل شود و نمي‌دانستند كه قرار است آنها را به هتل داريوش ببرند.

وي با بيان اينكه اصولا كيش مربوط به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نبوده، اين منطقه را تحت نظارت هيات مديره سازمان مناطق آزاد عنوان و خاطرنشان كرد: آنها كه به اين سفر رفتند، اظهار تاسف كردند و قرار شد كه هزينه‌هاي تحميل شده به بيت المال بازگردد و عامل اين جريان شناسايي شود.

نماينده مردم تهران با اشاره به سفر حدود 80 تن از نمايندگان به مشهد كه دو سال پيش با همين رويكرد انجام شد، گفت: سازمان ميراث فرهنگي چه در زمان مديريت قبلي و چه در زمان مديريت جديد به جاي تعامل سازنده و مثبت با مجلس و اصلاح تخلفات خود، به چنين اقداماتي دست مي‌زند.
به گفته وي، نمايندگان سفركرده به كيش، اعلام كردند كه هزينه‌هاي را به بيت المال برمي‌گردانند.

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 13:24 |
بازتاب:

فرانسه پيشنهاد ايران را مبني بر تشكيل كنسرسيومي به منظور توليد اورانيوم غني‌شده در خاك ايران رد كرد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، يك سخنگوي وزارت امور خارجه فرانسه امروز گفت: «كانال گفت‌وگو با ايرانيها وجود دارد» كه بايد از طريق خاوير سولانا، هماهنگ‌كننده سياست خارجي اتحاديه اروپا انجام شود.

«ژان باپتيست ماتئي» در جمع خبرنگاران تصريح كرد: «از طريق اين كانال است كه ما در انتظار پاسخ ايراني‌ها درباره تعليق هستيم.»
وي افزود پيشنهاد ايراني‌ها كه پيش از اين توسط محمد سعيدي، معاون بين‌الملل سازمان انرژي اتمي ارائه شده، «غيرمنتظره» بود.

ماتئي گفت: «اگر ايراني‌ها با تعليق غني‌سازي اورانيوم موافقت كنند، فضا براي مذاكرات ممكن است به وجود بيايد و در آن هر يك از طرفين مي‌توانند هر پيشنهادي كه بخواهند ارائه دهند.»
اين واكنش فرانسه در حالي مطرح مي شود كه سولانا در فنلاند گفت به پيشنهاد ايراني‌ها به فرانسه «علاقه‌مند» است اما افزود بايد اين ايده بيشتر مورد مطالعه قرار بگيرد.

معاون امور بين‌الملل سازمان انرژي اتمي ايران پيش از اين پيشنهاد كرده بود به منظور جلب رضايت جامعه بين‌الملل درباره برنامه هسته‌اي اين كشور، فرانسه كنسرسيومي براي غني‌سازي اورانيوم در ايران تشكيل دهد.

سعيدي امروز در گفت‌وگو با راديو «فرانس اينفو» تصريح كرد: «براي اينكه بتوانيم به راه حلي دست يابيم، ما يك نظر داريم و ما پيشنهاد مي‌كنيم فرانسه كنسرسيومي براي توليد اورانيوم غني‌شده در ايران تشكيل دهد.»
وي افزود: «به اين طريق فرانسه، از طريق شركت‌هاي يوروديف و آروا مي‌تواند فعاليت‌هاي غني‌سازي ما را به صورتي عيني كنترل كند.»

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 13:21 |

بازتاب:

مجلس شوراي اسلامي با اكثريت قاطع به يك فوريت طرح لزوم بازرسي و انگشت نگاري اتباع آمريكايي در مبادي ورودي كشور راي مثبت داد.

به گزارش فارس، در ادامه جلسه علني امروز مجلس يك فوريت طرح لزوم بازرسي و انگشت نگاري اتباع آمريكايي در مبادي ورودي كشور در دستور كار نمايندگان مجلس قرار گرفت و با 197 راي مثبت، 4 راي مخالف و يك راي ممتنع از مجموع 242 نماينده حاضر به تصويب رسيد.
در صورت تصويب نهايي اين طرح دولت موظف خواهد شد نسبت به ايجاد امكانات لازم در مبادي ورودي كشور براي بازرسي دقيق و انگشت نگاري از اتباع آمريكايي كه وارد كشور مي‌شوند اقدام نموده و از طريق گماردن ماموران خبره با داشتن بايگاني كامل از سوابق، نسبت به عدم ورود افراد و عناصر نامطلوب آمريكايي و مخل به امنيت كشور جلوگيري كند.
اين قانون از تاريخ ابلاغ لازم الاجرا خواهد بود و به محض لغو مقررات مشابه در كشور آمريكا، اين قانون به تعليق در مي‌آيد.
علاء الدين بروجردي در لزوم فوريت اين طرح گفت: مدتهاست كه هيئت‌هاي ورزشي، اساتيد دانشگاه‌ها و هيئت‌هاي علمي آمريكا از هموطنان ما در مبادي ورودي كشورشان انگشت نگاري مي‌كنند و برخورد تحقير آميز و توهين آميزي را اعمال مي‌كنند، لذا با توجه به وظيفه ما در دفاع از حقوق ملت و حق عمل متقابل، اين حق براي مجلس وجود دارد كه ما نيز در اين زمينه قانونگذاري كرده و آن را به دولت ابلاغ كنيم.
وي در توضيح علت فوريت اين طرح اظهار داشت: اخيرا مجلس نمايندگان آمريكا و سنا با يك شتاب قانوني را مصوب كرده و رئيس جمهور آمريكا هم آن را تصويب كرده و حتي بيانيه‌اي عليه ايران صادر شد و اقدام جديدي را شروع كردند كه بسيار فراتر از طرح تحريم ايران است.
بروجردي گفت: همان طور كه از نام جديد اين قانون بر مي‌آيد آمريكايي‌ها تحت عنوان قانون حمايت از آزادي ايران، مصوبه‌اي را گذراندند كه يكي از بندهاي آن تحريم ايران، تحريم اشاعه سلاح‌هاي هسته‌اي و برقراري دموكراسي در ايران است و در واقع اين حق را به صورت قانوني به آمريكا مي‌دهد كه در همه شئون داخلي ايران دخالت كند.
رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس تصريح كرد: طبق بيانيه الجزاير دولت آمريكا متعهد است كه در امور داخلي ايران دخالت نكند.
وي گفت: علت اين كه آمريكايي‌ها چنين اقدامي را انجام داده‌اند به خاطر شكست‌هاي متعدد آنها در عرصه‌هاي مختلف سياسي است.
نماينده بروجرد خاطرنشان كرد: آمريكايي‌ها امروز در اوج ناموفقيت هستند به طوري كه در عراق تروريست‌ بيداد مي‌كند و افغانستان نيز وضعيت مشابهي‌ دارد، در لبنان نيز كه آمريكا با حمايت خود آن را به درازا كشاند و پرونده هسته‌اي ايران را كه فكر مي‌كردند در فصل 7 موجب تحريم مي‌شود نشد و امروز اين قانون جديد را گذراندند.

وي اظهار داشت: وظيفه ما به عنوان نمايندگان اين است كه به صورت متقابل و در جهت دفاع از اين حقوق اين اقدام را انجام دهيم تا پس از تصويب آن وقتي يك آمريكايي وارد ايران بشود همان طور كه از ايرانيان بازرسي و انگشت نگاري مي‌شود، عمل متقابلي صورت گيرد.

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 13:20 |

بازتاب:

وزارت خارجه آمريكا شامگاه سه‌شنبه به وقت واشنگتن، در بيانيه‌اي اعلام كرده است كه واشنگتن قطعات يدكي هواپيماهاي ايرباس ايراني را تامين خواهد كرد.

به گزارش ايرنا، تامين قطعات يدكي و تعمير هواپيماهاي ايرباس ايراني به درخواست اداره هوانوردي فدرال آمريكا انجام گرفته است.
پس از طرح اين موضوع، وزارت خارجه آمريكا نيز همزمان ضمن مطلع كردن كنگره، از وزارت خزانه‌داري درخواست كرده تا مجوزهاي لازم را در اين عرصه صادر كند.

وزارت خارجه آمريكا در بيانيه خود نوشته است واشنگتن با وجود نگراني ها از بي‌توجهي دولت ايران به تعهدات بين‌المللي، از تحريمهايش عليه مردم ايران استفاده نمي‌كند.
آن طور كه برخي رسانه‌هاي آمريكايي نوشته‌اند آمريكا اين قطعات را مستقيما به تهران ارسال نخواهد كرد بلكه در يك كشور ثالت آن هم صرفا تعداد معدودي از اين هواپيماها را تعمير مي‌كند.
آمريكا در روزهاي اخير پيامهاي ضد و نقيضي در خصوص ايران مي‌فرستد.

از يكسو شركا را براي تحريم ايران شديدا تحت فشار گذاشته و از سوي ديگر، پس از سالها مقاومت در خصوص تامين قطعات يدكي مورد نياز در صنعت هوانوردي ايران ، به يكباره اعلام مي‌كند كه حاضر است اين هواپيماها را تعمير كند.

برخي از كارشناسان سياسي معتقدند دولت بوش در روزهاي پيش رو به تنها چيزي كه فكر مي‌كند، پايين نگه داشتن بهاي نفت و به تبع آن، پيروزي جمهوريخواهان در انتخابات كنگره است.

تاكيد ايران بر دفاع از حق مسلم خود در داشتن چرخه سوخت هسته‌اي براي مصارف صلح آميز از يكسو و احتمال آزمايش هسته‌اي كره شمالي از سوي ديگر، اين نگراني را براي مقامهاي آمريكايي بوجود آورده بود كه ممكن است بهاي نفت بار ديگر سير صعودي خود را دنبال كند.

به اعتقاد اين كارشناسان، ارسال چنين سيگنالي آن هم در دوره‌اي كه بوش مي‌كوشد تا ديگر كشورها را براي تحريم ايران متقاعد كند، اندكي با معنا است.
البته اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه ممكن است اين حركت ، با هدف نشان دادن عزم راسخ آمريكا براي اجراي كامل تعهدات مطرح شده در بسته پيشنهادي به تهران باشد.

پيش‌بيني مي‌شود اين بحث در روزهاي آتي، به يكي از مباحث داغ در عرصه داخلي آمريكا تبديل شود، بويژه اينكه جمهوريخواهان مايلند با دامن زدن به چنين مباحثي از نگراني‌هاي احتمالي راي‌دهندگان آمريكايي در خصوص طرح‌هاي فزون خواهانه كاخ سفيد بويژه در خاورميانه بكاهند.

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 13:18 |
بازتاب:

رئيس‌جمهور گفت‌ برخي‌ خيال‌ نكنند مي‌توانند با طرح‌ مسائلي‌ كه‌ ارتباطي‌ به‌ مديريت‌ امروز ندارد و به طور ناقص، گزينشي‌، خودخواهانه‌ و به‌ دور از تقوا مي‌خواهد افتخارات‌ ملت‌ و عظمت‌ امام‌)ره‌( را با بازي‌هاي‌ سياسي‌ زير سوال‌ ببرد، براي‌ دشمن‌ فرصت‌ ايجاد و كام‌ ملت‌ را تلخ‌ كنند.

به‌ گزارش‌ ايسنا، دكتر احمدي‌نژاد كه‌ در مراسم‌ اعطاي‌ سردوشي‌ و تحليف‌ فارغ‌التحصيلان‌ دانشكده‌ علوم‌ انتظامي‌ سخن‌ مي‌گفت‌، افزود: امروز ملت‌ بزرگ‌ ايران‌ يك‌ ماموريت‌ بزرگ‌ بر عهده‌ دارد و آن‌ برپايي‌ جامعه‌ شاهد است‌أ جامعه‌يي‌ عادل‌، موحد و الگو در اين‌ سرزمين‌ و اين‌ امر علاوه‌ بر اينكه‌ يك‌ وظيفه‌ اعتقادي‌ است‌، مطالبه‌ همه‌ ملت‌ها است‌.

رئيس‌جمهور گفت‌: ملت‌هاي‌ جهان‌ امروز از مكاتب‌ شرقي‌ و غربي‌ به‌ ستوه‌ آمده‌اند و مديريت‌هاي‌ ماركسيستي‌، ليبراليستي‌ و متكي‌ به‌ خودخواهي‌ به‌ بن‌بست‌ رسيده‌ است‌، هيچ‌ طرح‌ و ابتكاري‌ هم‌ براي‌ پاسخگويي‌ به‌ نيازهاي‌ معنوي‌، روحي‌ و كمال‌جويي‌ انسان‌ها وجود ندارد. امروز قدرت‌ها مي‌خواهند همه‌ مسائل‌ را با سلاح‌ و عصبانيت‌ و تحميل‌ خود به‌ ملت‌ها حل‌ كنند، در حالي‌ كه‌ دوره‌ اين‌ كارها به‌ پايان‌ رسيده‌ است‌. امروز ملت‌ها بيدار شده‌اند و به‌ دنبال‌ الگوي‌ توحيدي‌ و عدالت‌محور هستند و اين‌ را در تجمعات‌، نوشته‌ها و مطبوعات‌ نشان‌ مي‌دهند و فرياد مي‌زنند.

وي‌ ادامه‌ داد: ملت‌هاي‌ جهان‌ امروز اميدشان‌ به‌ ايران‌ است‌ و ملت‌ ايران‌ بايد الگو باشد و در اين‌ ميان‌ وظيفه‌ نيروي‌ انتظامي‌ سنگين‌تر است‌، شما مي‌خواهيد جامعه‌اي‌ سالم‌ داشته‌ باشيد و اصلاح‌ كنيد، پس‌ بايد همه‌ صالح‌ باشيد. قدرت‌هاي‌ جهان‌ امروز به‌ بن‌بست‌ رسيده‌اند و مي‌خواهند با تزوير و به‌ وسيله‌ شبكه‌هاي‌ گسترده‌، با جنگ‌ رواني‌ و تبليغي‌ و استفاده‌ از نقاط‌ ضعف‌ انسان‌ها، خواسته‌هاي‌ خود را به‌ ملت‌ها تحميل‌ كنند، آنها ابراز نگراني‌ مي‌كنند كه‌ مبادا ايران‌ به‌ سلاح‌ هسته‌يي‌ دست‌ پيدا كند، در حالي‌ كه‌ دروغ‌ مي‌گويند و خود روزانه‌ انبارهاي‌ بي‌پايانشان‌ را از اين‌ سلاح‌ها پر و كشورهاي‌ دست‌نشانده‌ خود را به‌ انواع‌ سلاح‌هاي‌ هسته‌يي‌ مجهز مي‌كنند. آنها تهديد و تجاوز و كشتار مي‌كنند، اما حتي‌ كك‌ قدرت‌ها هم‌ نمي‌گزد.

وي‌ خطاب‌ به‌ قدرت‌ها گفت‌: شما ما را به‌ انزوا تهديد مي‌كنيد، در حالي‌كه‌ خودتان‌ منزوي‌ شده‌ايد. ما به‌ شما نصيحت‌ مي‌كنيم‌ كه‌ از اين‌ رويه‌ دست‌ برداريد. شما با دست‌ خود به‌ ملت‌هاي‌ خود آسيب‌ مي‌زنيد. به‌ قانون‌ و عدالت‌ و رفتارهاي‌ انساني‌ برگرديد. تنفر مردم‌ از شما روزافزون‌ است‌ و ما نمي‌خواهيم‌ در جهان‌ تنفر باشد، بلكه‌ خواهان‌ محبت‌ و عشق‌ و عدالت‌ هستيم‌. دلمان‌ براي‌ شما مي‌سوزد. شما در سراشيبي‌ سقوط‌ افتاده‌ايد. ملت‌ ايران‌ ايستاده‌ است‌ و شما نمي‌توانيد با تبليغات‌، صفوف‌ منسجم‌ ملت‌ بزرگ‌ ايران‌ را از هم‌ بگسليد.

رئيس‌جمهور سپس‌ گفت‌: بعضي‌ها در داخل‌ خيال‌ نكنند براي‌ خودشيريني‌ و ايجاد فرصت‌ براي‌ تحرك‌ و ابتكار عمل‌ دشمن‌ كارهايي‌ كنند و كام‌ ملت‌ را تلخ‌ كنند، همچنين‌ مسائلي‌ را مطرح‌ كنند كه‌ ارتباطي‌ به‌ مديريت‌ امروز ندارد، مسائلي‌ كه‌ به طور ناقص، گزينشي‌، خودخواهانه‌ و بي‌تقوايانه‌ بخواهد افتخارات‌ ملت‌ و عظمت‌ امام‌ را با بازي‌هاي‌ سياسي‌ زير سوال‌ ببرد و براي‌ دشمن‌ فرصت‌ ايجاد كند.
وي‌ ادامه‌ داد: آنها از همين‌ الان‌ و قبل‌ از اقداماتشان‌ شكست‌ خورده‌اند. هركس‌ كه‌ بدون‌ تقوا براي‌ غير خدا و بدون‌ شناخت‌ ملت‌ ايران‌ بخواهد حركتي‌ انجام‌ دهد، قبل‌، بعد و حين‌ انجام‌ آن‌ حركت‌ شكست‌ خورده‌ است‌.

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 13:17 |

بازتاب:

افشاي يك سند سري از واتيكان به وسيله «بي.بي.سي»، كليساهاي كاتوليك را با بحران جدي روبه‌رو كرده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از پاريس، محور اصلي خبرهاي رسانه‌هاي غربي، در اين روزها، اختصاص به انتشار سندي از سوي «بي.بي.سي» دارد كه در آن، واتيكان به همه كليساها دستور داده است در صورت مشاهده تجاوز يا آزار جنسي كودكان به وسيله كشيش‌ها، بر آن سرپوش گذاشته و در صورتي‌كه كساني قصد افشاي چنين تجاوزات و اعمال خلاف اخلاقي را داشته باشند، با تهديد به خروج آنان از دين مسيحيت، جلوي انتشار چنين مطالبي را بگيرند.

بنا بر اين گزارش، در اسناد منتشره توسط خبرگزاري‌هاي جهان، مطلب مهمي نيز بيان شده، مبني بر اين‌كه پاپ «بنديكت» شانزدهم (پاپ كنوني) پيش از رسيدن به مقام پاپ، مسئول اين بخش در واتيكان بوده است؛ يعني بر جنايات كشيش‌ها سرپوش گذاشته و به هر نحو ممكن، سعي در حفظ آبروي ظاهري كليسا در اذهان عمومي مردم مي‌كرده است.

گفتني‌ است، آمار و ارقام منتشره در چند سال اخير، حكايت از تجاوزات جنسي متعدد و مكرر كشيشان به مراجعان كليسا و به ويژه كودك‌آزاري اين قشر داشته كه با توجه به تأثير منفي عظيمي كه اين موضوع بر تفكرات مردم نسبت به واتيكان و كليساي كاتوليك گذاشته، واتيكان اقدام به صدور چنين دستوري كرده است.
اما نكته مهم اين‌كه، اين دستور از مدت‌ها پيش صادر شده و با وجود اين دستور، فجايع كليسا تا به اين اندازه اعلام شده است؛ بنابراين، مشخص نيست كه اگر چنين دستوري كه پاي خدا و عيسي مسيح را براي انتشار ندادن تجاوزات جنسي كشيش‌ها به ميان ‌كشيده، نبود، چه تعداد از شنايع اخلاقي كشيش‌هاي كاتوليك فاش مي‌شد!

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 13:16 |

بازتاب:

يك زن ايراني كه هم‌اكنون در اردوگاهي در «منهتن» زندگي مي‌كند و زماني از رهبران گروه تروريستي «مجاهدين خلق» بوده، جزو دويست نفري است كه بازجويي از آنها به خاطر اقدامات تروريستي توسط دولت آمريكا ادامه دارد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «رويترز»، مقامات فدرال آمريكا كه از سال 1999 روي پرونده «زينب طالب جدي» شهروند آمريكايي تحقيق مي‌كنند، روز دوشنبه ادعا كردند كه او رهبر گروه مجاهدين خلق در عراق بوده كه در تصميمات راهبرانه و تصويب فعاليت‌هاي خاص تروريستي، عليه ايران نقش مهمي داشته است.

در سال 1997 گروه مجاهدين خلق توسط وزارت امور خارجه آمريكا، گروه تروريستي اعلام شد.

بنا بر اسناد دادگاه، زينب طالب جدي، جزو دويست نفر اعضاي اين گروه بوده كه در فوريه 2004 پس از محاصره مقر آنها در عراق توسط نيروهاي آمريكايي مورد بازجويي قرار گرفتند.
همچنين بنابر اين مدارك، صد انبار كه محتوي خمپاره‌انداز، موشك، موشك‌انداز و 420 هزار پوند مواد منفجره پلاستيكي بوده نيز، در مقر آنها كشف شده بود.

طالب جدي در بازجويي‌هايش گفته بود كه به هيچ وجه دوست ندارد به آمريكا باز گردد، چرا كه با تمام وجودش از مجاهدين دفاع مي‌كند.
او در 31 مارس، زماني‌كه قصد داشت از فرودگاه «جان اف كندي» نيويورك با پروازي از اردن وارد آمريكا شود، بازداشت شد.او با قرار وثيقه 500 هزار دلاري آزاد شده بود و در اردوگاه بي‌خانمان‌ها در نيويورك زندگي مي‌كرد.

او متهم به حمايت و تأمين منابع براي يك سازمان تروريستي خارجي است و احتمالا به پانزده سال زندان محكوم خواهد شد.
طالب جدي كه متولد ايران است، در سال 1978 براي ادامه تحصيل به آمريكا آمد. او كه به مسائل سياسي ايران علاقه عميقي داشت، با شوهرش به گروه مجاهدين خلق پيوست و در سال 1986 براي همكاري با شاخه نظامي اين گروه به عراق رفت.

در ژوئن سال 1999 همسر او در يك بمب‌گذاري همراه چند تن ديگر از اعضاي گروه كشته شد. او سپس كارش را رها كرد و همه چيزش را فروخته و به عراق رفت.

در همين حال به گزارش «آسوشيتدپرس»، «جاستين هريس»، وكيل طالب جدي 51 ساله، روز دوشنبه اعلام كرد: «دولت آمريكا ايران را حامي تروريسم دانسته و اين جالب است كه زني را دستگير مي‌كند كه به شدت با رژيم ايران مخالفت داشته است».
او گفت كه «موكلش» براي ديدن پسر بزرگ خود و درمان بيماري‌هاي گوارشي شديدش كه باعث كاهش شديد وزن او شده بود، به آمريكا بازگشته بود.

گروه مجاهدين خلق، در دهه 1960 در ايران تأسيس شد و در اوايل دهه 1980، مقر فعاليت‌هايش را به 40 كيلومتري بغداد منتقل كرد. آنان در جنگ عراق عليه ايران (1988-1980) حامي دولت صدام بودند.
وزارت امور خارجه آمريكا گفته بود: گروه مجاهدين خلق كه توسط صدام حسين تأسيس شده، از محاصره سفارت آمريكا در تهران در سال 1979 حمايت كرده و مسئول مرگ آمريكايي‌ها در سال‌هاي دهه 1970 است.

+ نوشته شده توسط حسام در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 13:14 |

بازتاب:

رئيس جمهور سابق ايران شيريني‌ها و تلخي‌هاي دوران رياست جمهوري‌ خود را تشريح كرد.

به گزارش فارس، سيد محمد خاتمي رئيس‌جمهور سابق كشورمان كه در جريان سفر اخير خود به نيويورك با شبكه بين المللي جام جم گفتگو كرده ضمن بيان شيريني‌ها و تلخي‌هاي دوران رياست جمهوري‌اش، بدترين خاطره‌اش از آن دوران را مشكل كمبود گندم در سال اول مسئوليت خود عنوان كرد و افزود: وضعيت به شدت بحراني شده بود و نزديك به 48 ساعت هيچ گندمي در كشور نبود و حتي من اين مسئله را به رهبري نيز نگفتم، بالاخره با تلاش‌هاي بي‌وقفه اين مشكل حل شد و من يادم مي آيد، چند روز به خاطر اين مسئله، نتوانستم بخوابم.

وي با اشاره به 18 تير گفت: 18 تير نيز از بدترين خاطراتم در دوران رياست جمهوري هشت ساله‌ام است. اول آن كه اصل مسئله و نحوه برخورد با دانشجويان بسيار اشتباه بود و پس از آن آشوبگراني در صحنه آمدند و مهمترين وظيفه دولت در آن روزها، بالطبع چگونگي برخورد با آشوبگران بود.
خاتمي بهترين خاطرات خود در دوران رياست جمهوري هشت ساله را اين‌گونه توضيح داد: وقتي ما در عسلويه به نتيجه رسيديم بهترين اتفاق دوران هشت ساله براي من بود.

وي همچنين با اشاره به سخنراني در جمع دانشجويان در آذر ماه 83 گفت: يكي از روزهاي خوب من آذر ماه 83 بود كه در جمع دانشجويان سخنراني داشتم. يك عده‌اي آن جا اعتراض كردند كه البته اعتراض‌هايشان بجا نبود،اما آنان مي‌توانستند هر اعتراضي به رييس دولت بكنند؛ بدون آن كه نگران باشند كه تحت تعقيب قرار مي گيرند.
خاتمي با اشاره به جمله حضرت علي(ع) كه فرموده‌اند «هيچ امتي تقدس پيدا نمي كند مگر اينكه انساني ضعيف بدون لكنت بتواند حرف بزند»، گفت: اين يكي از آرمان هاي انقلاب ما بود. بسيار خوشحالم كه اين اتفاق به گونه اي در دوران رياست جمهوري ام، افتاد.
بر اساس اين گزارش خاتمي در پاسخ به اين سوال كه بهترين آرزوي شما چيست؟ گفت: آرزو دارم كشور ما به شايستگي‌هايي كه دارد برسد.
وي در پاسخ به مهمترين نگرانيش گفت: نگرانم كه فرصت‌هايمان از دست برود.

مصاحبه كننده در پايان از خاتمي پرسيد: در دوران رياست جمهوري، برخي از حرفها را به دليل شرايطي كه داشتيد، نمي‌توانستيد بزنيد، حال اگر ناگفته‌اي هست بگوييد.
خاتمي پاسخ داد: طبيعي است كه كسي كه در هر رده‌اي باشد، با يك سلسله مسائلي روبه رو است كه بيانش در زمان وقوع ممكن است به امنيت ملي لطمه بزند و البته كاملاً طبيعي است. خيلي مسائل بوده كه اينجانب و بسياري از وزيران بايد براي خودشان حفظ كنند. ولي خيلي رازها بوده كه به خاطر محافظه‌كاري يا حفظ مصالح مملكت گفته نشده است.

وي در پاسخ به اين سوال كه اگر دوباره رئيس‌جمهور شويد چه اولويت‌هايي داريد؟ گفت: اولويت‌ها را بايد به اقتضاي زمان تشخيص داد. از نظر من اولويت‌هاي دوره گذشته همچنان باقي است؛ مثل حركت به سوي «مردم سالاري ديني»، تلاش براي «جامعه مدني»، «ضرورت تنش زدايي» و «بررسي درست 20 هزار ميليارد يارانه به مردم».

خاتمي درباره توصيه‌هاي خود به رئيس‌جمهور فعلي گفت: در ديدارهايي كه با آقاي احمدي‌نژاد داشتم، به ايشان گفتم كه چه «دموكراسي و آزادي» بخواهيم و چه «عدالت»، بايد در وراي همه شعارهايي كه مي‌دهيم در زمينه ساختن و مستحكم كردن پايه‌هاي كشور تلاش كنيم وگرنه عدالت هم به توزيع فقر تبديل مي‌شود. بايد در رشته‌هايي كه ايراني‌ها با ديگران فاصله چنداني ندارند (آي.تي، آي سي.تي، بيوتكنولوژي و هسته‌اي) بيشتر تلاش كنيم؛ همانطور كه در دوره‌هاي گذشته به اين بخش‌ها توجه ويژه داشته‌ايم و به صورت متمركز زير نظر رئيس‌جمهور بوده است كه ايشان هم از اين مساله استقبال كرد.

مصاحبه كننده از خاتمي پرسيد: شما در خارج از كشور محبوبيت بسيار خوبي داريد، به نظرتان راه حل مواجهه جمهوري اسلامي با بحران‌ها چيست؟ خاتمي پاسخ داد: بعضي از اين بحران ها را مراكزي هستند كه به هر بهانه‌اي توليد مي‌كنند، چون كه جمهوري اسلامي را به هر دليلي يا به خاطر مسائل ايدئولوژيك يا اين كه منافع خودشان در دنيا به خطر افتاده است، نمي‌پسندند.
وي ادامه داد: جمهوري اسلامي همواره در معرض تهديدها و توطئه‌هاست. پس بايد از تنش پرهيز كنيم. در مساله هسته‌اي هم بايد با تدبير جلو برويم اما از اصول كوتاه نياييم. بايد مذاكره كنيم و اگر هم آنها مي‌گويند كه اعتماد نداريم، در جريان همين مذاكرات اعتماد دو طرف حاصل شود؛ بايد از جنگ پرهيز كنيم و خط قرمزمان هم منافع و مصالح ملي است.

از خاتمي درباره «افراط‌هاي صورت گرفته در دوره گذشته از سوي برخي افراد جناحي» سوال شد كه وي تاكيد كرد: چشم انداز 20 ساله مي‌تواند محور كار براي همه باشد. با درس گرفتن از گذشته بايد ياد بگيريم كه در عين وجود اختلاف نظر، تفاهم داشته باشيم.

+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه یازدهم مهر 1385 و ساعت 5:50 |
برای اون سری از دوستان که به مسائل سیاسی و فلسفی علاقه مند هستند یک سری معنی اصطلاحات را که از یک جزوه انتخاب کردم ذکر خواهم کرد. البته قبل از هرچیز باید بگم که در این جزوه ( که دوستان از سیر و سلوک آن باخبرن ) معانی لغات با دید چپ معنی شده. امید وارم که مفید باشه و بتونید ازش استفاده کنید. و در آخر اگه کسی خواست در جای دیگر این مطلب را بیاورد لطف کنه و ذکر منبع را فراموش نکند.

* ابسولوتیسم Absolutisme : ابسولو به معنی مطلق و مقصود از ابسولوتیسم حکومت مطلقه و ریاست یکنفر شخص مطلق العنان بر جامعه است. در این آئین حقوق و قدرت زمامدار نامحدود است.

* اپیس گوپالیسم Episcopalisme : نام مسلکی است که در قرن ۱۶ در اروپا به وجود آمد. این مسلک منسوب به ژان کالون تئولیژیست فرانسوی است. او به سلطنت تکیه نداشت و معتقد بود که قدرت روحانی تفوق بر قدرت جسمانی دارد.

* آتاشه Attache : وابسته سفارتخانه

* آپتی میسم Optimisme : عقیده به خوش بینی و حسن ظن است. این اصطلاح غالبا ملحق به اصطلاحات حاکی از مرام های اصلی سیاسی می گردد.

*اپورتونیسم Opportunisme : مسلکی است که طرفدارانش به سرعت برحسب تغییر وضع سیاسی یا تغییر رژیم یا زمامدار بنا به نفع شخسی تغییر عقیده می دهند.

*اپورلوژیسم Apologisme : نام فرقه ای موسوم به اپولوژیست ها که در قرن ۱۷ در خلال جنگ های داخلی انگلستان برای مردم حق مقاومت در برابر پادشاه  قائل بودند. فلاسفه آغاز مسیحیت را که معتقد به استدلال در مقابل مخالفین مسیحیت بودند نیز اپولوژیسم می خواندند.

* اتوریتاریانیسم Autoritarianisme : مسلک و سیستم حک.متی است که در آن آزادی فرد تحت الشعاع قدرت دولت قرار می گیرد

* اتو کراسی Autocracy : سیستم حکومتی ای را گویند که در آن نمام قدرت ها در دست زمامدار باشد.

* اریستوکراسی Aristocrascy : حکومت اشرافی ، سیستم و نوعی حکومت که در آن قدرت و نظام در دست عده ی کمی از اشراف باشد.

* اریستوکرات Aristocrate : عضو هیئت حاکمه ی اشرافی ، هواخواه حکومت اشرافی

* اسکولاستیک Schoolastic : حکمت و فلسفه ی حکمای قرون وسطی  را که در مدارس به تدریس اشتغال داشتند ، اسکولاستیک می نامند. فاسفه ی این حکما که به نام مدرسیون یا اصحاب مدرسه نیز نامیده می شدند ، بیشتر جنبه ی دینی داشت. از فلاسفه ی مهم این مکتب آبلار ، تامس داکن ، گیوداکن و سنت آنسلم را میتوان نام برد.

* اسکی پیسم Escapisme : به معنی فرار است ، و مقصود از آن فرار از شرکت در کارهای اجتماعی و امتناع از قبول پست های دولتی و شرکت در امور حکومت است.

* اکسپانسیونیست Expansiniste : طرفدار توسعه و گسترش ارضی کشور به وسیله فتوحات نظلمی یا به وسیله اقتصادی

* الیگارشی Olygarichie : روشی در حکومت که توسط چند نفر اداره شود و کلیه قدرت ها در اختیار عده ای معدود باشد.

* امپریال Imperial : امپراتوری ، شاهنشاهی.

* امپریالیست Imperialiste : طرفدار و هواخواه امپراطوری.

* امپریالیسم Imperialisme : هواخواه امپراطوری ، عقیده و روشی را گویند که هدفش بسط امپراطوری و توسعه قلمرو و حکومت بر دیگران است.

* اگوئیسم Egoisme : عقیده به اینکه طبیعت انسان در همه جا و همه زمانی اساسا خود خواه است ، لذا زمامدار باید انگیزه اش اگوئیستیک یعنی خود خواهی و خود پرستی باشد.

* آنارشیست Anarechiste : آشوب طلب.

* آنارشیسم Anarechisme : هرج و مرج خواهی ، مسلک آنارشیسم حکومت را تنها موجب بدبختی و مصیبت های اجتماعی می داند.

* انترناسیونال  International : جهانی ، بین المللی.

* انترناسیونالیسم Internationalisme : در مقابل ناسیونالیسم است و عبارت است از اعتقاد به این همکاری و معاونت مابین ملت های جهان موجب سعادت و برقراری صلح و آرامش حکومت جهانی است.

* انتلکتوال Intellectual : روشن فکر ، خردمند.

* انتلکتوالیسم Intellectualisme : مکتب اصالت قریحه ی و هوش و عقیده بر اینکه علم زاده ی عقل و منبع دانش و کشف حقیقت ، یا علم صحیح به واقعیت تنها از طریق قریحه و هوش و عقل میسر است.

* اندوستریالیسم Industerialisme : یعنی صنعتی شدن زندگی انسان و رواج صنعت و کارخانه و ماشین و اهمیت دادن به صنعت.

* اندیویدوالسیم Individualisme :  یعنی اصالت فرد و طبق این فلسفه باید اجازه داده شود که هرکس به اختیار آزادا برای خود فکر و کار کند.

* اوبژگتیویسم Objectivisme : که آن را ایدآلیسم اوبژکتیف نیز می نامند ، فلسفه ایست که حقایق را از نظر حسی نگاه می کند.

* اوتارکی Auatrky : به معنی استقلال اقتصادی است.

* اولترا اندیویدوالیسم  Ultra Individualisme : عقیده به فردیت افراطی.

* اولتیماتوم Ultimatum : اتمام حجت ، آخرین پیشنهادی که دولتی به دولتی می دهد و در صورت عدم قبول موجب بروز جنگ می شود.

* ایرولاسیونیسم Irolationisme : اعتقاد به لزوم تبعیت از یک خط مشی و سیاست و کناره گیری علنی یک ملت از همکاری سیاسی و اقتصادی.

* باکنی نیسم Bakuninisme : عقیده ی سیاسی باکونین پیشوای آنارشیست روسیه و اروپا. وی این مکتب را که اصولش لزوم تخریب دولت و حفظ حقوق فردیت و افکار خداوند است را ابداع کرد.

* بالشویسم Balshewisme : شیوه ای خاص از مکتب مارکسیسم است، که طبق آن طبقه کارگر باید به وسیله دستجات محلی که پیرو انضباطی شدید از طرف دولت مرکزی باشند هرچه زود تر قدرت سیاسی را یدست آورند.

* بربریسم barbarisme : وحشیگری. توحش و حالت بدوی زندگانی جوامع اولیه و اقوام دور از تمدن.

ادامه معانی اصطلاحات را در هفته های آینده براتون آماده خواهم کرد. امید وارم که این مطلب مفید واقع بشه.

+ نوشته شده توسط حسام در دوشنبه دهم مهر 1385 و ساعت 10:44 |

خبرگزاری البرز:

تجاوز یک ابزار سیاسی است. دولت ترکیه، خشونت جنسی را به عنوان سلاحی بر ضد زندانیان سیاسی ار جمله کردها استفاده می کند. وقتی زن کردی مورد تجاوز قرار بگیرد از طرف خانواده دیگر اجازه زنده ماندن ندارد .چون او لکه ننگی برای خانواده به حساب می آید. ماجرای زندگی گلاره (*) پناهنده 36 ساله کرد در هلند را از زبان خودش می خوانیم.

ما پنج خواهر و یک برادر بودیم.برادرم همیشه شکلات های خوشمزه می گرفت ولی ما نه.من همیشه با مادرم دعوا می کردم و می گفتم که ما هم آدمیم اما جوابش این بود که تو دختر هستی یعنی هیچی نیستی.در فرهنگ جامعه من متاسفانه زنها هیچ امکانی برای تعیین سر نوشت خود ندارند. من با این مخالف بوده و همیشه با آن مبارزه کرده ام.دلم می خواهد صدایم را همه بشنوند.

من 36 ساله ام و زندگی سختی را پشت سر گذاشته ام.پدرم کرد ترکیه است که بخاطر فعالیت های سیاسی اش به لبنان فرار کرده بود.مادرم لبنانی است من متولد بیروت ام در بچگی بسیار کنجکاو و عاشق کتاب بودم.دوران ابتدایی را به خوبی پشت سر گذاشتم و دلم می خواست که به دبیرستان بروم ولی مادرم می گفت برای چی می خواهی درس بخوانی تو یک زنی!

زمانی که در اواسط دهه 1970 جنگ در لبنان شروع شد خانواده به جز پدرم به ترکیه نقل مکان کردیم.شرایط بسیاردشواری بود،پول نداشتیم و دولت ترکیه که علیه کرد ها بود مرتب مزاحم ما می شد. از مادرم سوال می کردند که شوهرت کجاست.یک بار او را به اداره پلیس بردند و دو روز در انجا نگه داشتند. مادرم مدتی بعد از برگشتن جنین اش سقط شد، ولی به ما هیچ چیز نگفت .

من منشی یک دکتر بودم و در خیاط خانه مادرم نیز کار می کردم و شبها زیر لحاف درس می خواندم .بالاخره پنهانی دیپلم متوسطه را گرفتم.مادرم خوشش نمی امد که دخترش همیشه مشغول خواندن کتاب باشد اومی گفت برو یک چیزی برای خودت بباف.و کتابهای مرا با عصبانیت به دورمی ریخت ولی من دست بردار نبودم و همچنان به درس خواندن ادامه می دادم همراه با خواهرم که بهترین شاگرد مدرسه بود و می خواست به دانشگاه برود و بالاخره هم از خانه فرار کرد تا در انکارا به دانشگاه برود و موفق هم شد.بعدها مادرم گفت که اشتباه کرده و الان پشیمان است ولی دیگر دیر شده بود.

24 ساله بودم که پدرم از لبنان برگشت و همه چیز تغییر کرد،من که حجاب نداشتم و دامن کوتاه می پوشیدم حالا باید روسری سر کرده دامن بلند می پوشیدم.پدرم خیلی عصبانی شد وقتی فهمید که دیپلم گرفتم مدرک دیپلم مرا پاره کرد و برای تنبیه نباید سه ماه از خانه خارج می شدم و فقط نان می خوردم و هر چه سریعتر ازدواج می کردم. می خواستم شوهرم را خودم انتخاب کنم ولی اجازه نبود پدرم گفت تو یک شوهرروشنفکر خواهی داشت.
فرهنگ ما برای زنها خیلی سختگیر می باشد.زن باید ازدواج کند و بچه دار شود.تو حق انتخاب نداری ناموس خانواده به رفتار تو بستگی دارد.من ضد ناموس هستم. چرا ناموس برای مرد ها نیست و آنها تمام آزادی را دارند.

شوهرم در یک اداره تبلیغاتی کار می کرد. او برای حزب کارگران کرد ترکیه ( پ - کا – کا ) که یک حزب غیر قانونی اعلام شده بود، فعالیت می کرد.او در چاپخانه اداره اعلامیه های ( پ - کا – کا ) را چاپ می کرد.من هم در گروه زنان فعال بودم با آنها راجع به حقوق زنان صحبت می کردم همانطور که همیشه از حقوق زنان دفاع کرده بودم.

من و شوهرم هر دو هم عقیده سیاسی بودیم ولی هیچگونه عشقی بین ما نبود.از سومین روز ازدواج مشکلات ما شروع شد،او تمام روز بیرون بود و تمام پول ما را به ( پ - کا – کا ) می داد.من یک خیاط خانه داشتم و سرم خیلی شلوغ بود.خیلی زود اولین بچه ام را که یک پسر بود حامله شدم.از شوهرم کمک خواستم ولی او بندرت خانه بود.
او به دفعات از طرف پلیس بازداشت و به زندان رفته بود ولی بالاخره در پاییز 1996 هر دوی ما را دستگیر کردند.در اداره پلیس ما را جدا کردند.از من سوال شد که آیا از فعالیت سیاسی شوهرم خبر داشتم و من پاسخ مثبت دادم. آنها مرا به زندان بردند،آنجا چشمها و دستهای مرا بستند لباسهای مرا در آوردند و روی یک میز گذاشتند و دو ساعت هر دوی آنها به من تجاوز کردند برایم تعریف کردن این وقایع بسیار دردناک می باشد ولی باید بگویم، چون چنین وقایعی همچنان رخ می دهد و همه باید بدانند.

تجاوز یک ابزار سیاسی است. دولت ترکیه، خشونت جنسی را به عنوان سلاحی بر ضد کردها استفاده می کند.وقتی زن کردی مورد تجاوز قرار بگیرد از طرف خانواده دیگر اجازه زنده ماندن ندارد چون او لکه ننگی برای خانواده به حساب می آید. دوست من که مورد تجاوز قرار گرفته بود باید خودش را می کشت در غیر این صورت خانواده او را می کشت.

وقتی که کار آنها تمام شد خون زیادی از من جاری بود آنها گفتند که من باید بلند شده و راه بروم اما نمی توانستم آنها گفتند پس چهار دست و پا حرکت کن. ولی گفتم نه ،من دیگرچه داشتم که از دست بدهم ؟.آنها گفتند کاری را که ما باید با تو می کردیم انجام دادیم واین که بعد از این چه اتفاقی می افتد به ما مربوط نیست و من گفتم هورا !
مرا با چشمهای بسته سوار ماشین و نزدیک خانه ام پیاده کردند.وقتی وارد خانه شدم مادرم بلافاصله فهمید که چه اتفاقی افتاده است. گفت پدرت نباید ترا اینطور ببیند و گر نه ترا خواهد کشت چون پدرم برای " ( پ - کا – کا ) کار می کرد و همیشه یک اسلحه با خود حمل می کرد.

بعد از مدت کمی متوجه شدم که حامله هستم اما پنهان می کردم ولی مادرم می دانست. می خواستم که سقط جنین کنم ولی او گفت اگر این کار را بکنی آنوقت همه خواهند فهمید که این بچه از تجاوز بوده است .جنین همچنان در رحم ام رشد می کرد.مادرم پیشنهاد کرد که به آلمان بروم چون اگر پدر و برادرم بفهمند مرا خواهند کشت. او می گفت المان یک دولت دمکرات دارد و از تو حمایت خواهد کرد،شوهرم بعد از ازادی از زندان به المان رفته بود و حالا می خواست که به هلند برود،پس مقصد هلند بود.پول برای سفرم حاضر بود چون وضع مالی خانواده ما خوب بود اما بعد من در هلند فقیر شدم.

به هلند آمدم و خود را معرفی کردم حالا باید با یک کارمند امور خارجیان ای- ان – د (سازمان وابسته به اداره مهاجرت هلند) مصاحبه می کردم و شرح حال خودم را می گفتم. ولی در حد مرگ می ترسیدم که شوهرم بفهمد مورد تجاوز قرار گرفته ام و بچه داخل شکمم از تجاوز است. بخاطر همین چیز زیاد مهمی نگفتم کارمند ای- ان – د مرا با تعجب نگاه می کرد.

به شوهرم هم هیچ چیز نگفتم ولی او حس می کرد. پرسید چه اتفاقی برایت افتاده ولی من ساکت بودم.اگر چه به یاد می اوردم که چگونه آن مردان بور به من تجاوز کردند. دخترم هم که بدنیا امد بور بود. شوهرم گفت که این بچه من نیست و او را نمی پذیرفت.

چهار ماه بعد از اینکه دخترم متولد شد دولت هلند شوهرم را به آلمان برگرداند چون او در انجا یک بار تقاضای پناهندگی کرده بود آلمان هم او را به ترکیه فرستاد. او بلافاصله دستگیرشد و به زندان رفت. یک سال نیم بعد او فرار کرده به هلند آمد.وقتی که در هلند او را دیدم قابل شناختن نبود بطور وحشتناکی تغیر کرده بود هم از نظر جسمی و هم روحی،او در گوشه اتاق می نشست و بچه ها نباید سر و صدا می کردند.

بعدا از دکتر او شنیدم که او هم در زندان مورد تجاوز قرار گرفته است منتها به طریق دیگری. آنها بوسیله یک بطری که به نمک و آلکل آغشته بوده به او تجاوز کرده بودند و او خجالت می کشید که در باره این موضوع صحبت کند و هرگز چیزی نگفت من و شوهرم هیچوقت نمی توانستیم یکدیگر را تسکین بدهیم.ما هر روز دعوا داشتیم تا اینکه دیگر در زیر یک سقف زندگی کردن امکان نداشت حالا دیگر ما از هم رسما جدا شده ایم، ولی می ترسم که یک روزی پسرم را بدزدد.

در مصاحبه با ای- ان – د نتوانستم حقایق زندگی ام را بگویم در نتیجه به من جواب منفی پناهندگی دادند. در سال 2002 من و بچه هایم را به خیابان انداختند. ما به آلمان رفتیم و تقاضای پناهندگی کردیم در آلمان به علت فشار های روحی و روانی شدید دو ماه در بیمارستان روانی بستری شدم و بچه هایم به یک خانواده سپرده شدند ولی در فوریه 2003 دولت آلمان ما را در یک شب سرد در یک ایستگاه قطار رها کرد.یک خانواده ترک که اتفاقی انجا بودند ما را به خانه شان بردند.من کاملا داغون شده بودم وتمام مدت گریه می کردم مجبور شدیم به هلند برگردیم. اما بعد کم کم توانستم روی پای خودم بایستم،با شکنجه روانی تجاوز هر روز زندگی می کنم و شبها خواب انرا می بینم. اما با این همه خود را بخاطر بچه هایم سر پا نگه می دارم.

اوایل، پذیرفتن دخترم برایم مشکل بود. حتی نمی خواستم به او غذا بدهم. ولی یک روانشناس خوب به من گفت که تو باید مبارزه کنی. دختر گناهی ندارد. او مهربان است واقعا هم همینطور است دخترم بسیار مهربان می باشد.الان بخاطردخترم مبارزه می کنم. مبارزه می کنم بخاطر زندگی او چون پدرم مرا تهدید کرده که دختر تو باید بمیرد اگر زمانی به ترکیه برگردید من هر دوی شما را خواهم کشت و برادرم گفته که دختر تو مایع ننگ فامیل می باشد و در جستجوی ماست تا هر دوی ما را بکشد. من خیلی می ترسم.

من الان کمتر دارو مصرف می کنم و در یک گروه زنان فعال هستم."من زندگی سختی را پشت سر گذاشتم آما هنوز عشق به مبارزه در من وجود دارد من این هستم و همیشه اینطور بودم زمانی به فکر خود کشی افتادم اما زندگی را انتخاب کردم چون اگر تو زنده نباشی نمی توانی صدایت را به گوش همه برسانی.


توضیح : گلاره، اسم مستعاری است که به منظور رعایت مسائل امنیتی برای مصاحبه شونده انتخاب شده است .

منابع: روزنامه هلندی ان- ار- س و پرونده پناهندگی مصاحبه شونده با کسب اجازه از وی

+ نوشته شده توسط حسام در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 22:57 |

امروز:

آینده نو:متن نامه امام خمینی (ره) به مقام های لشکری و کشوری درباره پذیرش قطعنامه 598 که در 25 تیر 1367 نوشته شده به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

با یاری خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبیاء بزرگوار الهی و ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین حال که مسوولان نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ می باشند، صریحاً اعتراف می کنند که ارتش اسلام به این زودی ها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به اینکه مسوولان دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح کشور نمی دانند و با قاطعیت می گویند که یک دهم سلاح هایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذارده اند به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمی شود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامه تکان دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از ده ها گزارش نظامی - سیاسی است که بعد از شکست های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح های شیمیایی و نبود وسائل خنثی کننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می نمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نکاتی از نامه فرمانده سپاه که در تاریخ 2/4/67 نگاشته است اشاره می شود، فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممکن است در صورت داشتن وسایلی که در طول پنج سال به دست می آوریم، قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته باشیم و بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانک و 3000 توپ و 300هواپیمای جنگی و 300 هلیکوپتر وقدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاح های لیزر واتم که از ضرورت های جنگ در آن موقع است، داشته باشیم می توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم.

وی می گوید، قابل ذکر است که باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا کند. او آورده است البته آمریکا را هم باید از خلیج فارس بیرون کنیم والا موفق نخواهیم بود. این فرمانده مهمترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امکانات دانسته و آورده است که بعید به نظر می رسد دولت و ستاد فرماندهی کل قوا بتوانند به تعهد عمل کنند. البته با ذکر این مطالب می گوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست.

آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده اند، مسوولان جنگ می گویند تنها سلاح هایی را که در شکست های اخیر از دست داده ایم به اندازه تمام بودجه ای است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود.

مسوولان سیاسی می گویند از آنجا که مردم فهمیده اند پیروزی سریعی به دست نمی آید شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است. شما عزیزان از هر کس بهتر می دانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است، ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبرویی داشته باشم خرج می کنم، خداوندا ما برای دین تو قیام کردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش بس را قبول می کنیم.

خداوندا تو خود شاهدی که ما لحظه ای با آمریکا و شوروی و تمام قدرت های جهان سرسازش نداریم و سازش با ابرقدرت ها و قدرت ها را پشت کردن به اصول اسلامی خود می دانیم. خداوندا در جهان شرک و کفر و نفاق در جهان پول و قدرت و حیله و دورویی ما غریبیم، تو خود یاریمان کن. خداوندا در همیشه تاریخ وقتی انبیاء و اولیا و علماء تصمیم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آمیزند و جامعه ای دور از فساد و تباهی تشکیل دهند با مخالفت های ابوجهل ها و ابوسفیان های زمان خود مواجه شده اند.

خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را برای رضای تو قربانی کردیم، غیر از تو هیچ کس را نداریم ما را برای اجرای فرامین و قوانین خود یاری فرما، خداوندا از تو می خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصیبم فرمایی.

گفتم جلسه ای تشکیل گردد آتش بس را به مردم تفهیم نمایند. مواظف باشید ممکن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند، صریحا می گویم باید تمام همت تان در توجیه این کار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عکس العمل می شود. شما می دانید که مسوولان رده بالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و میهن اسلامی مان چنین تصمیمی گرفته اند. خدا را در نظر بگیرید و هر چه اتفاق می افتد از دوست بدانید، والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین.

روح الله الموسوی الخمینی ـ شنبه 25/تیر/67

+ نوشته شده توسط حسام در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 20:9 |

بازتاب:

التزام فوق‌العاده مسلمانان اروپايي در چند سال اخير، براي به جا آوردن مناسك و اعمال ديني در مكان‌هاي گوناگون، مقامات اروپايي و مراكز اين كشور را وادار به انجام اقدامات جالبي كرده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نوشته «ديلي ميل»، ماه مبارک رمضان در قلعه Windsor Castle هم مورد احترام قرار گرفته است.
يك نمازخانه ويژه در نزديكي محل مورد علاقه ملكه براي ماه روزه‌داري در اسلام برقرار شده است. البته تنها يك نفر در اين اتاق نماز مي‌خواند كه كارمند بخش هداياي قلعه است.

«ناگينا جائودري» ‌مشاور بخش ديدارها هر روز ساعت 30/1 بعد از ظهر وارد اتاق مي‌شود در را قفل مي‌كند و نماز خود را به سمت مكه مي‌خواند.

خانم چائودري مي‌گويد زماني كه مسئولان قلعه به او اجازه اقامه نماز در يك اتاق ويژه را دادند او شوكه شده است. او گفت: «احساس بسيار خوبي دارم چرا كه نخستين مسلماني هستم كه در Windsor Castle نماز مي‌خوانم. من نمازم را اين‌گونه با قدرت و ايمان بيشتري مي‌خوانم چرا كه مي‌دانم در حال ساختن تاريخ هستم».
چائودري 19 ساله، دانشجويي است كه هفته‌اي دو روز در قلعه كار مي‌كند.

او مي‌گويد: «رمضان در روزهاي اول سخت است چرا كه روزها طولاني است و بدن شما نيز عادت نكرده است. من هر روز ساعت 30/1 بعد از ظهر براي صرف نهار مي‌رفتم ولي هم اكنون با خواندن نماز به نظر وقت زودتر مي‌گذرد. نماز واقعا مرا راحت مي‌كند و انرژي بيشتري را براي باقي روز به من مي‌دهد».

او اضافه كرد: «من بسيار نگران بودم كه به علت سوء تعبيراتي كه از اسلام مي‌شود اجازه نماز را به من ندهند، ولي وقتي با اجازه آنها روبه‌رو شدم واقعا شوكه شدم. من تنها 2 ماه بود در اين‌جا كار مي‌كردم و وقتي همه مرا در اين راه حمايت كردند متعجب شدم. ملكه، رئيس كليساي انگليس است و اين خيلي زيباست كه به اعتقادات سايرين نيز احترام مي‌گذارد».

سخنگوي كاخ سلطنتي انگليس نيز با تأييد اختصاص يك اتاق به نماز در طول ماه رمضان گفت: «ما پيش از اين نيز كارمندان مسلمان داشتيم كه براي نماز بيرون مي‌رفتند ولي در طول ماه رمضان اتاقي به اين كار اختصاص داده شده است». او اضافه كرد كه نمي‌تواند ديدگاه ملكه را در اين مورد بيان كند، اما تأييد كرد كه براي اين كار با او مشورت شده است.

+ نوشته شده توسط حسام در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 20:6 |
آفتاب:

یک پسر جوان درحالی‌كه جای چندین ضربه چاقو بر روی بدنش وجود داشت خود را به كلانتری هفت‌چنار رساند و راز اسارت در خانه شیطانی را فاش كرد.

نیمه شب ۲۷ شهریور پسر ۱۹ساله‌ای پابرهنه و زخمی وارد كلانتری ۱۱۱ هفت‌چنار شد، مأموران با مشاهده پسر جوان با لباس‌های خون‌آلود و رنگی پریده و ناتوان بهت زده شدند.
پسر وحشت‌زده رو به مأموران كرد و گفت: «دوستم را نجات دهید، چند آدمخوار قصد كشتن ما را داشتند، من فرار كردم ولی او هنوز در خانه وحشت اسیر آنان است.»
مأموران با شنیدن اظهارات پسر، بلافاصله برای بررسی ادعای وی تیم عملیاتی را به محل حادثه اعزام كردند. خانه وحشت، ساختمان نیمه‌كاره‌ای در حوالی میدان قزوین بود.
پلیس محل را محاصره كرده و قبل از آن‌كه متهمان قادر به فرار باشند در یك عملیات غافلگیرانه پنج نفر از آنان را ساعت ۴بامداد بازداشت كردند.
مأموران پلیس با حضور در این خانه توانستند پسر جوانی كه وی نیز به‌طرز وحشتناكی مجروح شده بود را پیدا كنند و از دام مهاجمان نجات دهند.
متهمان كه جوان شاكی از آنان به‌عنوان آدمخوار یاد كرده بود با ترفندی خاص این دو دوست جوان را ربوده و با تهدید چاقو آنان را مورد آزار قرار داده بودند. پنج متهم این پرونده درحالی‌كه در اثر مصرف مشروبات الكلی و مواد مخدر در حالت غیرعادی قرار داشتند به كلانتری هفت‌چنار انتقال یافتند.
رئیس شعبه سوم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران ضمن اعلام این خبر گفت: قربانیان كه دو جوان دانشجو هستند درخصوص نحوه به دام افتادن خود به پلیس گفته‌اند كه ساعت ۲۴ روز ۲۷ شهریور سوار بر موتورسیكلت از تهرانپارس به سمت میدان قزوین حركت كردیم تا دوستمان را كه از شهرستان به تهران آمده و آدرس ما را نداشت سوار كرده و به خانه بازگردیم، اما وقتی به میدان قزوین رسیدیم هنوز دوستمان به محل نرسیده بود، منتظر او بودیم كه متهم اصلی كه علی نام دارد به سویمان آمد و با معرفی خود به‌عنوان مأمور آگاهی ما را مجبور كرد به داخل ساختمان نیمه‌كاره برویم تا مورد بازرسی بدنی قرار گیریم.
ولی ورود به داخل ساختمان نیمه‌كاره سرآغاز حمله وحشیانه علی و پنج همدست دیگرش بود، آنان ما را به‌زور داخل یك اتاق كشانده و سپس ما را با چاقو مورد حمله قرار دادند.
در بررسی‌ها همچنین مشخص شد، جوانی كه به كلانتری مراجعه كرده بود، با پرداخت ۲۰ هزار تومان به یكی از ربایندگان توانسته بود راهی برای فرار از خانه وحشت بیابد.
وی به مأموران گفت: آنان وحشیانه ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند اما سرانجام توانستم از آن ساختمان نیمه‌كاره مخوف خارج شده و به پلیس مراجعه كنم.
تحقیقات از این متهمان زیر نظر بازپرس روشن رئیس شعبه سوم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران توسط پلیس آگاهی تهران بزرگ ادامه خواهد یافت.

+ نوشته شده توسط حسام در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 20:4 |
«فاطمه رجبی» همسر «غلامحسین الهام» سخنگوی دولت که مقاله توهین آمیز وی علیه «سید محمد خاتمی» با واکنش گسترده طیفهای مختلف سیاسی مواجه شد، در گفت و گو با سایت نزدیک به آیت‌الله مصباح یزدی از مواضع خود دفاع کرد. رجبی در مصاحبه با سایت «رجانیوز» انتقادات وارد شده به مقاله توهین آمیز خود را «تخریب» نامیده و گفته «این حجم گسترده از تخریب‌ها، در زمانی انجام شده كه وی در سفر زیارتی به خانه خدا بوده است».
وی در عین حال تاکید کرده: البته برای همه كسانی كه با مطبوعات سروكار دارند، آشكاراست كه ماههاست ترور شخصیت و تخریب من آغاز شده، ولی من خوشحالم كه اوج این تخریب‌ها زمانی رخ داده ‌است كه در نقد موضوع مورد مخالفت من، یعنی سفر خاتمی به آمریكا، میان مردم و متدینین اجماع نظر وجود دارد. وی با اشاره به موضع‌گیری‌های اخیر خاتمی در آمریكا گفت: «سخنان خاتمی در مورد ۱۱ سپتامبر ضربه بزرگی به اسلام و مسلمانان زد.» وی تاکید کرد: «درحالی‌كه اندیشمندان اروپایی‌ و آمریكایی‌، و حتی بیش از نیمی از مردم آمریکا، سیا و موساد را عامل اصلی و طراح حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر می‌دانند، خاتمی در اقدامی تأمل‌برانگیز، این اقدام را به مسلمانان (و البته با قید خشونت‌طلب) نسبت داده است.»
رجبی گفت: «بی‌شك اظهارات سخیف پاپ در مورد مسلمانان‌ و دین اسلام بازتاب طبیعی این اظهارات خاتمی است.» رجبی تاکید کرد: «من باید از شخص ضرغامی به‌خاطر بدرقه مناسبی كه از من كرد و در روزهایی كه در ایران نبودم از بخش خبری ۲۰:۳۰ اخبار تخریبی در مورد من را سریال وار پخش كرد، تشكر كنم. البته من قبلاً در مورد ضرغامی مطلبی با عنوان «صدا و سیما، هواها و بهانه های ضرغامی» نوشته‌ام و این اتفاق هم نشان داد كه انتقادات من از ضرغامی و صدا وسیما، صحیح وبجا بوده است.»
خانم رجبی، تأكید كرد: متأسفانه در حال حاضر بدترین و بی‌سابقه‌ترین مدیریت در صدا و سیما حاكم است به طوری كه حتی با زمان ریاست بعضی روسای این سازمان در اوایل انقلاب نیز قابل مقایسه نیست. وی افزود: مدیر فعلی صدا وسیما و برخی نزدیكان وی به صف‌شدگان برای انتخابات آتی ریاست جمهوری و به دنبال كسب منافع سیاسی خود هستند و اصلاً بها و ارزشی برای ملت و خواست آن قائل نمی‌باشند.
رجبی با انتقاد از «حمله کم‌سابقه سرمقاله‌نویس كیهان» علیه خودش و همچنین انتقادات بعدی او از سفر خاتمی گفت: «‌مثل‌اینكه انتقاد از خاتمی فقط حق سرمقاله ‌نویس كیهان است و دیگران حق چنین كاری را ندارد.» همسر الهام مدعی شد: «من پیش از این نیز ۲ بار در زمان ریاست جمهوری خاتمی مورد لطف او قرار گرفته بودم. بار اول كه در یک دبیرستان در تهران، تاریخ تدریس می‌كردم، از خاتمی انتقاد كردم و با این انتقاد در حالی كه ۵ سال سابقه تدریس داشتم در میانه سال ازمدرسه اخراج شدم و بار دوم نیز مطلبی را با عنوان «سخنی با حافظان شریعت‌» نوشته بودم كه مخاطب من علما و مرجعیت بودند. خاتمی با خواندن این مطلب دستور برخورد سه وزارتخانه ارشاد، كشور و اطلاعات را با من داده بود.»
وی در این گفت ‌وگو، ضمن اشاره به سوابق سیاسی ومطبوعاتی خود در سی سال گذشته؛ خصوصا در دهه هفتاد و پس از آن با انتقاد از «تلاش سایت‌های زنجیره‌ای و بعضی روزنامه‌ها برای هجمه به دولت از طریق مرتبط ساختن انتشار مطالب وی به حمایتهای همسرش» تأكید كرد: «بسیار عجیب است فمینیست‌هایی كه صحبت از ورود زن به مجلس خبرگان و رئیس‌جمهور شدن او می‌كنند و اگر بتوانند زن را پیامبر بعد از رسول خاتم هم می‌نامند، اینگونه اظهارنظرهای یك زن مستقل با سوابق مطبوعاتی وسیاسی روشن و آشکار را برنمی‌تابند و سعی می‌كنند او را به هر نحوی وابسته به محفلی خاص و سوء‌استفاده‌گر از رانت همسرش معرفی كنند.»
+ نوشته شده توسط حسام در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 20:1 |
آیت الله بهجت از مراجع تقلید شایعه دیدن رویای تولدقاتل امام عصر(عج) توسط خود را تکذیب کرد. در روزهای اخیر در برخی مناطق کشور بویژه استانهای اصفهان و آذربایجان شایع شده بود که آیت الله بهجت هنگام وضوگرفتن بیهوش شده و پس از به هوش آمدن و جویا شدن حال ایشان، وی بیان میدارد هم اکنون قاتل امام عصر(عج) به دنیا آمده وهنگام بیهوشی چهره او را درعالم رویا مشاهده کرده است.
به دنبال انتشار این شایعه، حجت الاسلام فاطمی نیا ازشاگردان این مرجع تقلید درملاقات با ایشان موضوع را مطرح و درخصوص صحت این شایعه سوال میکند.به گفته فاطمی نیا، آیت الله بهجت بشدت موضوع این خواب راتکذیب کرده است.
وی که درمسجدآیت الله انگجی تبریز سخنرانی می کرد، توضیح داد: «پس ازشنیدن این شایعه ونگرانیهای پیش آمده ازهدفدار بودن انتشارآن به محضراین مرجع عالیقدر شتافته و در دیدارم با ایشان مسئله خواب رامورد سوال قراردادم که ایشان نیزموضوع را به کل تکذیب فرمودند».
فاطمی نیا با «هدف دار» خواندن انتشاراین گونه شایعات به شایعه پراکنان حمله کرد وهدف نهایی شایعه پراکنان را «خدشه دارکردن مهدویت و فلسفه انتظار» دانست.
وی طراحان وعاملین انتشار این شایعه را «مشتی یاوه سرا» خواند و از مردم خواست درمورد موضوعات اعتقادی هوشیارانه برخورد کنند وبا بینش اسلامی این جریان را ازتحقق اهداف خود بازدارند.
+ نوشته شده توسط حسام در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 19:59 |
«خفاش شب»؛ قاتل بیرحمی كه در نیمه دهه ۷۰ حداقل ۹ زن و دختر جوان را پس از ربودن و تجاوز با ضربات چاقو یا فشار طناب و روسری به طرز فجیعی به قتل رساند و سوزاند؛ جنایات‌ هولناكی كه پس از گذشت سالها هنوز از ذهن شهروندان تهرانی بویژه اهالی محدوده غرب پایتخت بیرون نرفته است. حتی مدت‌ها پس از اعدام «غلامرضا ـ خ» در ملأعام همچنان نوعی اضطراب و تشویش در اذهان عمومی نسبت به تردد زنان در جامعه وجود داشت، به طوری كه این نگرانی‌ها در برخی مواقع حوادثی را نیز رقم می‌زد؛ماجرای زنی كه در تاكسی نشسته بود و وقتی متوجه شد، راننده مسیر همیشگی را طی نمی‌كند.علت را جویا شد و راننده به مزاح پاسخ داد: «من خفاش روزم!». این پاسخ منجر به آن شد كه زن جوان شیشه آبلیموی خریداری شده از یكی از میادین میوه و تره‌بار را بر سر راننده بكوبد. شاید اگر این شوخی در شرایط دیگری عنوان می‌شد، هرگز چنین واكنشی از سوی مسافر زن در برنداشت.
با نگاهی به تاریخچه قتل‌های سریالی، نام قاتلان حرفه‌ای تری به چشم می‌خورد كه نحوه ارتكاب جنایت و تعداد قربانیانشان به مراتب مخوف‌تر و بیشتر از «خفاش شب» است. «اصغر قاتل»، عامل قتل بیش از ۳۳ پسر خردسال و نوجوان به عنوان اولین قاتل زنجیره‌ای ایران شناخته شده است؛ جنایات وحشیانه وی تنها به داخل كشور محدود نشد و تا كشورهای مرزی نیز پیش رفت. همچنین «مجید ـ س» عامل به قتل رساندن ۳۹ زن، «سعید ـ ح» قاتل ۱۷ زن خیابانی در مشهد و سرانجام «بیجه» قاتل بیش از ۲۰ پسر خردسال و نوجوان به عنوان قاتلان مهم زنجیره‌ای از قبل از انقلاب تا كنون شناسایی شده‌اند، به طوری كه نام تعدادی از آنها حتی در میان لیست مهمترین قاتلان سریالی جهان به ثبت رسیده است. بررسی‌های جنایی انجام شده در خصوص موقعیت مكانی قتل‌های سریالی بیشتر در آنجا رخ داده است حاكی از آن بوده كه برخی قاتلان، منطقه‌ای خاص را برای ارتكاب جنایت انتخاب می‌كنند، برخی دیگر نقاط مختلف را و بلاخره برخی دیگر نیز شهرهای خاصی را مد نظر قرار می‌دهند. همچنین نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد كه تعداد قتل‌هایی كه یك مجرم به طور سریالی مرتكب شده، متفاوت است، اما معمولا از دو قربانی آغاز شده و تا ۱۵۰ تن نیز ادامه یافته است و این در حالیست كه بسیاری از قاتلان سریالی به دلیل هوش و زكاوتی كه در انتخاب سوژه‌هایشان دارند، به طور اتفاقی دستگیر می‌شوند. در تعریف قتل‌های سریالی، كارشناسان جنایی همواره بر این عقیده‌اند كه «چنانچه بیش از دو تن از سوی یك فرد و معمولا با انگیزه جنسی و در یك محدوده زمانی خاصی به قتل برسند»، قتل سریالی رخ داده است. از سوی دیگر یك قاتل سریالی در یك مدل و شیوه خاص اقدام به ارتكاب قتل می‌كند و چنانچه جنایت نخست با موفقیت روبه‌رو شد، همان شیوه را تا انتها ادامه می‌دهد. در حالی كه «گرفتاری‌های شغلی و خانوادگی»، «ناكامی‌های دوران كودكی و جوانی» و«عدم تحقق آرزو و آمال بشری» از مهمترین انگیزه‌های ارتكاب این نوع جنایات بوده‌اند، «نفرت» و «انتقامجویی» بیش از نیاز صرفا مالی در وقوع این قتل‌ها نقش داشته، به طوری كه در وقوع قتل‌های سریالی حس «انتقامجویی» شدید كاملا مشهود است؛ انتقام از كسانی كه فكر می‌كند، آنچه را كه او می‌بایست داشته باشد، آنها دارند. سرهنگ علی تواضعی، مدیر كل مبارزه با جرایم جنایی معاونت آگاهی نیروی انتظامی با ارایه تعریفی از قتل‌های سریالی می‌گوید: قتل‌های سریالی عبارت است از «ارتكاب قتل بیش از دو تن از سوی یك فرد در یك محدوده زمانی، كه غالبا با انگیزه جنسی صورت می‌گیرد». بر این اساس اگر شخصی چندین نفر را با انگیزه‌های مختلف به قتل برساند، این جنایت در شمار قتل‌های سریالی قرار نمی‌گیرد.
وی با بیان این كه عاملان قتل‌های سریالی در ارتكاب جرم، دیدگاه خاصی دارند، اضافه می‌كند: متهمان قتل‌های سریالی، عموما قربانیان خود را و به صورت انفرادی انتخاب می‌كنند.
●بیشتر مجرمان قتل‌های سریالی، قربانیان را مورد تعرض قرار می‌دهند
سرهنگ تواضعی با اشاره به این كه قریب به اتفاق مجرمان قتل‌های سریالی، قربانیان خود را مورد تجاوز قرار می‌دهند، اظهار می‌كند: در برخی موارد قاتل علاوه بر تجاوز به عنف و برقراری ارتباط غیراخلاقی، اموال قربانی خود را نیز به سرقت می‌برد و به این ترتیب در بیشتر موارد، این نوع قتل‌ها با تجاوز و سرقت همراه است. وی با تاكید بر این كه قاتل زنجیره‌ای در مدت زمان معینی نقشه‌های شوم خود را عملی نمی‌كند، به اعمال مجرمانه «گری ریگوی» (قاتل قتل‌های سریالی سال ۱۹۸۲ آمریكا) اشاره كرده و به ایسنا می‌گوید: این قاتل آمریكایی در طول ۱۰ سال، ۴۸ زن را به قتل رساند، این در حالی بود كه طی این مدت چندین بار به عنوان مظنون پرونده‌ها دستگیر شد اما همواره بدلیل نبود مدارك و ادله كافی بلافاصله آزاد می‌شد. مدیر كل مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی ناجا در این رابطه به این كه «بیجه» نیز چندین بار از سوی ماموران انتظامی دستگیر شده بود، اشاره و عنوان می‌كند كه وی نیز بدلیل نبود مدارك كافی دال بر اثبات مجرمیتش رها شده بود و به این ترتیب در دوران آزادی، پس از توقف چند ماهه در خصوص ارتكاب جرم، جنایات خود را از سر گرفت.
●شمار قتل‌های سریالی وقوعی در ایران پایین است
وی با بیان این كه شمار قتل‌های سریالی وقوعی در ایران ناچیز است، می‌افزاید: آنچه رخ می‌دهد بیشتر قتل‌های متعدد است كه بدلیل عدم تطابق با مشخصات و تعریف‌ قتل‌های زنجیره‌ای نمی‌توان این عنوان را برایشان قائل شد.
●«اصغر قاتل» یك بیمار جنسی بود
سرهنگ تواضعی در ادامه به شرح پرونده «اصغر قاتل» به عنوان اولین قاتل قتل‌های سریالی ایران پرداخته و توضیح می‌دهد: این جانی كودكان و نوجوانان پسر را پس از انجام عمل لواط به قتل می‌رساند. پس از دستگیری «اصغر» مشخص شد كه وی با چاقویی كه به همراه داشته، سر قربانیان را می‌بریده است. به گفته مدیر كل مبارزه با جرایم جنایی معاونت آگاهی ناجا، این جانی پس از دستگیری در بازجویی‌ها اظهار كرده بود؛ خونی كه در اثر وارد كردن ضربه چاقو به شاهرگ قربانیان با شدت می‌جهید، مرا راضی و خوشحال می‌كرد، این در حالی بود كه وی پس از ارتكاب قتل، حتی به لباس‌های قربانیان نیز رحم نمی‌كرد و آنها را می‌فروخت. سرهنگ تواضعی از «اصغر قاتل» به عنوان یك بیمار جنسی یاد می‌كند و ادامه می‌دهد: این جانی زمانی كه محاكمه شد، می‌گفت: «مرا چرا محاكمه می‌كنید؟ من كه آدم درست حسابی نكشتم؟»
●عاملان قتل‌های زنجیره‌ای، قربانیان را مستحق مرگ می‌دانند
‌▪انگیزه‌های جنسی، فراگیرترین انگیزه قاتلان سریالی
سرهنگ تواضعی با اشاره به وجود یكسری دیدگاههای خاص از سوی قاتلان سریالی عنوان می‌كند: اصولا یك ثبات رأیی هر چند به ناحق در عاملان جنایت به چشم می‌خورد. این افراد در ارتكاب جنایت به جایی می‌رسند كه قربانیان را مستحق مرگ می‌دانند، درست همانند قاتل زنان ویژه در مشهد. به گفته مدیر كل مبارزه با جرایم جنایی معاونت آگاهی ناجا، «سعید - ح» با ارتكاب قتل‌های سریالی زنان ویژه در مقطع زمانی خاص، قصد داشت، حمایت گروه ارزشی جامعه را شامل حال خود كند، چرا كه او تنها زنان خیابانی مشهد را پس از برقراری رابطه جنسی به قتل می‌رساند و این در حالی بود كه در بررسی‌های بعدی مشخص شد، او با چند تن از قربانیانش رابطه دوستی نیز داشته است. به گفته سرهنگ تواضعی، بنا بر بررسی‌های به عمل آمده، انگیزه جنسی فراگیرترین انگیزه قاتلان سریالی تا كنون بوده است.
●قاتلان قتل‌های زنجیره‌ای تا زمان دستگیری، اعمال مجرمانه‌شان را ادامه می‌دهند
▪قاتل سریالی بر اساس برنامه‌ریزی و نقشه قبلی مرتكب جنایت می‌شود
سرهنگ تواضعی، با بیان این كه عامل قتل‌های زنجیره‌ای معمولا تا زمان دستگیری، اعمال جنایتكارانه خود را ادامه می‌دهند، به ایسنا می‌گوید: عمدتا عاملان این نوع قتل‌ها، در حالی شناسایی می‌شوند كه قصد ادامه اعمال مجرمانه‌شان را دارند. وی با تاكید بر این كه قربانیان قتل‌های سریالی عمدتا دختران، زنان، كودكان و نوجوانان پسر هستند، تصریح می‌كند: قاتل سریالی یك مجرم منظم است، چرا كه عمدتا به صورت تك نفره، نقشه شوم خود را طراحی كرده و در حالی مبادرت به انتخاب سوژه‌ می‌كند كه حتی محل ارتكاب جنایت و مخفی كردن جسد را نیز در ذهن مرور و مشخص كرده است.
●متهمان سوژه‌ها را متناسب با طبقه اجتماعی، اقتصادی و شخصیتی خود‌ انتخاب می‌كنند
در حالی كه روانشناسان و محققان جنایی معتقدند: قاتل سریالی در حقیقت با ارتكاب قتل به نوعی انتقامگیری می‌كند؛ انتقام از كسانی كه فكر می‌كند، آنچه را كه او می‌بایست داشته باشد، آنها دارند، مدیر كل مبارزه با جرایم جنایی معاونت آگاهی ناجا با بیان این كه جانیان قتل‌های زنجیره‌ای، سوژه‌های خود را متناسب با طبقه اجتماعی، اقتصادی و شخصیتی خود انتخاب می‌كنند، به «بیجه» قاتل سریالی كودكان در پاكدشت اشاره كرده و به ایسنا می‌گوید: اكثر قربانیان بیجه، افرادی بودند كه وضعیتی مشابه او داشتند و با ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و شخصیتی او همخوانی داشتند. به گفته سرهنگ تواضعی، «مجید ـ س» قاتل بیش از ۳۹ زن نیز سوژه‌هایش را با توجه به طبقه اجتماعی و وضعیت اقتصادی‌شان انتخاب می‌كرد. وی می‌افزاید: در آخرین پرونده از این دست كه عاملان آن «علیرضا» و «اعظم»، سه تن از زنان تهرانی را به قتل رساندند نیز با توجه به این كه متهم ردیف اول یعنی «علیرضا» در یك شركت فیلمسازی فعالیت داشته و دارای مدرك لیسانس بوده است، با انگیزه سرقت، سوژه‌هایی را انتخاب می‌كرده كه در منازل مسكونی با ارزش ریالی بالا و زیربنایی بالغ بر یكصد متر سكونت داشتند. مدیر كل مبارزه با جرایم جنایی معاونت آگاهی ناجا همچنین به عامل ۱۷ قتل زنجیره‌ای «زنان ویژه» در مشهد اشاره كرده و به ایسنا می‌گوید: «سعید ـ ح» نیز زنان خیابانی را با پرداخت كمتر از ۲ هزار تومان اجیر كرده و به منزلش كشانده و پس از برقراری رابطه غیراخلاقی به قتل می‌رسانده است، سوژه‌های این قاتل بدلیل شدت اعتیاد حاضر به انجام كارهای غیر معمول نیز می‌شدند، این در حالی بود كه این جانی به حرفه بنایی مشغول بود و از این رو با توجه به وضعیت شغلی خود، هیچ‌گاه به طرف زنان ویژه‌ای كه از وضعیت مالی مناسبی برخوردار بودند، متمایل نشد.
●عاملان قتل‌های سریالی عمدتا از اختلالات روانی رنج می‌برند
بر اساس تحقیقات صورت گرفته، عاملان قتل‌های سریالی عمدتا از اختلالات روانی رنج می‌برند، در غیر این صورت حین ارتكاب جرم دچار جنون آنی شده و جنایتی دیگر را رقم می‌زنند.
●دستگیری قاتلان سریالی زنان پایتخت تنها طی ۱۵ روز صورت گرفت
سرهنگ تواضعی در ادامه به زمان دستگیری عاملان قتل‌های سریالی اشاره كرده و تاكید می‌كند: پلیس ایران در حال حاضر در شناسایی و دستگیری عاملان قتل‌های سریالی بهتر از گذشته عمل می‌كند؛ دستگیری «اصغر قاتل» ۲ سال، «مجید ـ س» ۲ سال، «خفاش شب» ۲ ماه و ۲۰ روز‏ و «بیجه» ۲ ماه و ۳۰ روز به طول انجامید، اما دستگیری عاملان قتل سریالی زنان پایتخت كه مربوط به سال ۸۴ است، تنها طی ۱۵ روز صورت گرفت.
●بالاترین ركورد قتل‌های سریالی، حدود ۳۰۰ فقره بوده است
از سوی دیگر سرهنگ هادی مصطفایی، رییس اداره قتل معاونت آگاهی ناجا نیز طی گفت‌و‌گویی با ایسنا از قتل‌های سریالی به عنوان قتل‌های خاموش یاد می‌كند و می‌گوید: آنچه در عرف از قتل‌های سریالی برداشت می‌شود، ارتكاب قتل‌های زنجیره‌ای از سوی یك شخص با انگیزه‌های جنسی است كه در تمامی جنایت‌ها از شیوه و روش خاصی استفاده می‌شود.
به گفته رییس اداره قتل آگاهی ناجا، بر این اساس زمانی كه جنایات متعددی رخ دهد كه برای پلیس محرز شود، این قتل‌ها با یكدیگر ارتباط داشته و با انگیزه مشخصی صورت گرفته است، می‌توان از آن به عنوان «قتل‌های سریالی» یاد كرد. وی با بیان این كه بالاترین ركورد قتل‌های سریالی تا كنون حدود ۳۰۰ فقره بوده است، می‌افزاید: این ركورد متعلق به «پدرو لوبس» كلمبیایی است كه حدود ۲۵ سال پیش، ۳۰۰ تن را قربانی اعمال مجرمانه‌اش كرد. جنایات این قاتل در آمریكای لاتین رخ داد و پس از دستگیری وی نیز خانواده قربانیان بدلیل نفرت بیش از حد، وی را از دست پلیس خارج كرده و زنده زنده سوزاندند.
●ارتكاب قتل‌های سریالی، روال عادی ندارد
سرهنگ مصطفایی با اعلام این كه قتل‌های سریالی، روال عادی ندارد و جزو استثنائات به شمار می‌رود، عنوان می‌كند: قتلهای سریالی به كشور، منطقه و یا محدوده جغرافیایی خاص اختصاص ندارد، چرا كه معمولا ناشی از عملكرد فرد است و در هر جایی ممكن است بروز كند. به گفته وی، زمینه انحراف و وارد شدن به مبادی جرم در هر فردی وجود دارد، بر این اساس در صورتی كه شرایط، فرد را به سمت ارتكاب جنایت سوق دهد، دیگر نمی‌توان گفت كه عامل جرم یك بیمار روانی است بلكه شرایط موجود، زمینه را برای ارتكاب جرم مهیا كرده است.
●بیشتر مجرمان قتل‌های سریالی در ابتدا انگیزه قتل ندارند
▪خطاهای رفتاری قربانیان، زمینه وقوع جنایت را فراهم می‌كند
سرهنگ مصطفایی با تاكید بر این كه بیشتر مجرمان قتل‌های سریالی در ابتدا انگیزه قتل نداشته‌اند، به ایسنا می‌گوید: این مجرمان در ابتدا با انگیزه دیگری سوژه‌ها را انتخاب می‌كنند اما پس از ارتكاب جرم، زمانی كه با عمل انجام شده مواجه می‌شوند، برای از بین بردن صحنه جرم، طعمه خود را به قتل می‌رسانند. وی در ادامه به خطای رفتاری قربانیان نیز اشاره كرده و می‌افزاید: افراد به نوعی با خطاهای رفتاریشان زمینه قربانی شدن را فراهم می‌كنند، چرا كه بنا بر تحقیقات انجام شده، این گونه حوادث برای افرادی رخ داده كه اصول رفتاری را رعایت نكرده‌اند. رییس اداره مبارزه با قتل معاونت آگاهی ناجا از وقوع قتلهای سریالی در جهان تحت عنوان پدیده استثنایی و نادر یاد كرده و خاطرنشان می‌كند: وقوع این گونه قتل‌ها در ایران ناچیز است، این در حالیست كه میانگین دستگیری مجرمان قتل‌های سریالی در جهان حدود ۷ سال به ثبت رسیده است.
+ نوشته شده توسط حسام در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 19:56 |

بازتاب:

Avnery Uri
مترجم: هادی جعفریان

مقاله زیر که پس از سخنرانی پاپ نوشته شده، به دست یک یهودی ساکن اسرائیل تحریر شده است؛ وی یک اصلاح‌طلب اسرائیلی و یکی از مخالفان سرسخت سیاست‌های رسمی دولت اسرائیل است.

ملاقات وی با یاسر عرفات در جریان جنگ لبنان در سال 1983 - به عنوان نخستین ملاقات رهبر فلسطینی‌ها با یک اسرائیلی - از جمله اقدامات وی در حمایت از فلسطینیان بوده است، به گونه‌‌‌‌‌ ای که عرفات در دوره‌ ای او را دوست من خطاب کرده است. او هم‌اکنون در اسرائیل زندگی می‌کند.


از آن دوران که پادشاهان رومی، مسیحیان را در قفس شیران می‌افکندند تا به امروز، روابط بین پادشاهان و مقامات عالی‌رتبه کلیسا، تغییرات بسياری را به همراه داشته است.
«کنستانتین بزرگ»، که در سال 306 میلادی؛ یعنی دقیقا 1700 سال پيش به پادشاهی رسید، به گسترش مسیحیت در قلمرو خود، که شامل فلسطین نیز می‌شد، کمک شایانی كرد. قرن‌ها بعد، مسیحیت به دو شاخه شرقی (ارتدکس) و غربی (کاتولیک) تقسیم شد. در غرب، اسقف اعظم رم، که پاپ نام داشت از امپراتور خواست که برتری او را بپذیرد.

جدال بین پادشاهان و پاپ‌ها، نقش کلیدی را در تاریخ اروپا ایفا نموده است. برخی از پادشاهان، پاپ را عزل یا اخراج کرده‌اند و برخی از پاپ‌ها نیز شاهی را تکفیر كرده‌اند.
اما زمان‌هایی وجود داشته که شاهان و پاپ‌ها در صلح با یکدیگر بوده‌اند.

امروز نیز ما شاهد چنین دوره‌ای هستیم؛ بین پاپ فعلی، بندیکت شانزدهم و شاه فعلی، جرج بوش دوم، همدلی فوق‌العاده‌ای وجود دارد. سخنرانی اخیر پاپ، که بحث و جدل‌های فراوانی را برانگیخت، دقیقا در راستای جنگ‌های مقدس بوش با اسلام افراطی و در حوزه برخورد تمدن‌ها بود.

پاپ در سخنرانی خود در یکی از دانشگاه‌های آلمان، آنچه را كه وی تفاوت‌های اساسی بین اسلام و مسیحیت نامید، این‌گونه توصیف نمود: با آن که مسیحیت بر مبنای برهان است، اسلام برهان‌گریز است و با آن که مسیحیت معتقد به وجود منطق در اعمال خداوندی است، مسلمانان وجود چنین منطقی در رفتارهای خدا را انکار می‌کنند.

بنده به عنوان یک یهودی سکولار، تمایلی به ورود به این نزاع ندارم. با این حال به عنوان یک اسرائیلی درگیر در نبرد تمدن‌ها نمی‌توانم این مسأله را نادیده بگیرم.

در راستای اثبات وجود نداشتن برهان در اسلام، پاپ ادعا می‌کند که محمد(ص) به پیروان خود دستور داد که دین را با استفاده از شمشیرشان گسترش دهند. بنا بر گفته پاپ، این غیرمنطقی است، چراکه ایمان، زاده روح است، نه جسم؛ بنابراين، چگونه می‌توان با شمشیر به روح نفوذ کرد؟

پاپ در اثبات فرمایش خود ـ در میان همه انسان‌های موجود ـ از قول یک پادشاه بیزانسی متعلق به کلیسای شرقی نقل قول می‌کند. در پایان قرن 14 میلادی، پادشاه «مانوئل دوم»، نزاعی را بین خود و یکی از عالمان مسلمان ایرانی (بدون آوردن نام) نقل می‌كند. مانوئل ادعا می‌کند که در بطن بحث، چنین منطقی را علیه دشمن خود استفاده کرده است:

به من نشان بده که محمد چه چیز جدیدی آورده است و در آنچه آورده، می‌توان چیزهای صرفا شیطانی و غیرانسانی یافت، مانند فرمان او برای گسترش ایمان با استفاده از شمشیر.

این سخنان سه پرسش را در ذهن برمی‌انگیزد:
1. چرا پادشاه این سخنان را گفته است؟
۲. آیا این سخنان منطقی هستند؟
3. چرا پاپ فعلی آنها را نقل می‌کند؟

1. هنگامی که مانوئل دوم این سخنان را بیان کرد، امپراتوری وی در حال فروپاشی بود. وی قدرت را در سال 1391 در دست گرفت؛ یعنی هنگامی که تنها چند استان از امپراتوری باقی مانده بود و تازه این مناطق نیز، تحت تهدید دايمی ترک‌ها بودند.

در این زمان، ترک‌ها به کناره‌های رود «دانوب» رسیده و آنان بلغارستان و شمال یونان را فتح کرده بودند و در دو نوبت نیز لشکر فرستاده شده از سوي پادشاهان شرقی را شکست داده بودند. در 29 می 1453، تنها چند سال پس از مرگ مانوئل، مرکز امپراتوری وی؛ یعنی استانبول به دست ترک‌ها افتاد و این پایانی بر یک امپراتوری هزار ساله بود.

مانوئل در طول پادشاهی خود، تلاش‌های بسیاری براي جلب حمایت اروپايیان انجام داد. وی تلاش بر اتحاد دوباره کلیسا داشت. شکی نيست که وی این مطالب را براي تحریک و تشویق کشورهای مسیحی در جهت نبرد با ترک‌ها نوشت تا بتواند آنان را برای آغاز دور جدیدی از جنگ‌های صلیبی متقاعد سازد؛ این کار جز به کارگیری دین در راه سیاست، معنای دیگری نداشت.

۲. آیا سخنان مانوئل منطقی است؟ پاپ خود نیز در این باره رویکرد محتاطانه‌ای در پیش گرفت، چرا که وی نمی‌تواند آنچه آشكارا نوشته شده را انکار کند؛ بنابراین، او اعتراف کرد که قرآن آشكارا استفاده از اجبار برای گسترش ایمان را ممنوع کرده است. وی آیه 256 سوره دوم قرآن را نقل می‌کند (اشتباه پاپ در نوع خود شگفت‌انگیز است، چرا که آیه 257 سوره آل‌عمران است نه 256!!!) که می‌گوید: در دین هیچ اجباری نيست (لا اکراه فی الدین).

چطور کسی می‌تواند این گفته صریح را در نظر نگیرد؟ پاپ ادعا می‌کند که این آیه، متعلق به زمانی است که پیامبر در آغاز رسالت خود قرار داشته و ضعیف و بدون پشتیبان بوده است، اما وی بعدها دستور به استفاده از شمشیر در گسترش ایمان داده است. این فرمان در قرآن وجود ندارد. درست است که محمد(ص) فرمان به استفاده از شمشیر علیه قبیله‌های دشمن داده است، اما به نظر می‌رسد که این امر، بیشتر فرمان سیاسی بوده تا مذهبی.

پاپ ادعا می‌کند که رفتار اسلام با دیگر ادیان را می‌توان در رفتار حاکمان اسلامی با دیگر ادیان در حکومت هزار ساله‌شان جویا شد و دید که آیا آنان هنگامی که قدرت را در دست داشته‌اند، از شمشیر برای گسترش ایمان استفاده نکرده‌اند؟
خوب، واقعا استفاده نکرده‌اند!

قرن‌ها، مسلمانان بر یونان حکومت راندند. آیا یونانیان مسلمان شدند؟ آیا کسی تلاش برای مسلمان کردن آنان كرد؟ بالعکس، یونانیان مسیحی بالاترین درجات را در نظام حکومتی عثمانی دارا بودند. بلغارها، صربها، رومانی‌ها، مجارستانی‌ها و دیگر ملل اروپایی تحت سیطره پادشاهان عثمانی زیسته‌اند و در عین حال، مسیحی باقی مانده‌اند. هیچ کس آنان را مجبور به مسلمان شدن نکرد و همه آنان مسیحی ماندند.

درست، آلبانیایی‌ها مسلمان شدند و همچنین بوسنیایی‌ها، اما هیچ کس نگفته است که آنان تحت اجبار چنین کاری را انجام دادند. آنان به دلیل رفتار شایسته حکومت اسلامی با دیگر ادیان به آن علاقه‌مند شده و به اسلام گرويدند.

در سال 1099، جنگجویان مسیحی، بیت‌المقدس را به چنگ آورده و مسلمان و یهودی را با هم و با نام «مسیح مهربان»، قتل‌عام کردند. در آن زمان، پس از 400 سال سیطره مسلمانان بر فلسطین، هنوز مسیحیان در این کشور اکثریت را در اختیار داشتند. در این مدت طولانی، هیچ تلاشی برای تحمیل اسلام به آنان انجام نشد. تنها پس از رانده شدن جنگجویان صلیبی از فلسطین بود که بيشتر ساکنان این منطقه مسلمان شدند و زمان عربی را تکلم کردند ـ و البته همین‌ها، پایه‌گذاران اولیه فلسطین امروزی بودند.

تا امروز هیچ مدرکی دال بر تلاش مسلمانان بر تحمیل اسلام به یهودیان وجود نداشته است و تا آنجایی که ما می‌دانیم، در زمان حکومت مسلمانان بر اسپانیا، یهودیان از چنان آزادی برخوردار بودند که نمونه آن را کمتر در تاریخ دیده‌ایم. در اسپانیای اسلامی، یهودیان وزیر، شاعر و عالم بودند. در این زمان، عالمان مسلمان و مسیحی و یهودی با یکدیگر به ترجمه متونی فلسفی و علمی یونانی می‌پردازند. حال اگر محمد(ص) دستور به گسترش ایمان با استفاده از شمشیر داده، چگونه چنین چیزی ممکن است؟

آنچه پس از این رخ داد، حتی از این نیز جالب‌تر است. پس از آن که کاتولیک‌ها دوباره اسپانیا را از مسلمانان پس گرفتند، فضایی آمیخته با خفقان و وحشت مذهبی ایجاد کردند. مسلمانان و یهودیان انتخاب زیادی نداشتند: مسیحی شوند، قتل‌عام شوند و یا آن سرزمین را ترک کنند. پس هزاران یهودی که حاضر به کنار گذاردن ایمانشان نشدند به کجا گریختند؟ تقریبا همه آنان در سرزمین‌های اسلامی با آغوشی باز پذیرفته شدند. یهودیان سفاردی (اسپانیایی) در جهان اسلام پراکنده شدند؛ از مراکش تا عراق و از بلغارستان تا سودان و جالب آن که آنان در هیچ نقطه‌ای از سرزمین‌های اسلامی آزار و اذیت نشدند. چرا؟ چون در اسلام جایگاه خاصی برای اهل کتاب در نظر گرفته شده است. آنان مجبور به پرداخت مالیات هستند، اما در عوض از خدمت نظامی معافند. این مسأله به مذاق بسیاری از یهودیان سازگار بوده است!

هر یهودی صادقی که به تاریخ یهودیان آگاهی دارد، باید به دلیل حمایت و پشتیبانی مسلمانان از یهودیان در پنجاه نسل، از آنان سپاسگزار باشد. این در حالی است که دنیای مسیحیت، سال‌های سال با استفاده از شمشیر، سعی در تغییر ایمان یهودیان داشته است.
داستان گسترش ایمان با استفاده از شمشیر، داستانی غیرواقعی است؛ یکی از صدها افسانه‌ای که در جنگ‌های متعدد بین مسلمانان و مسیحیان ساخته شده است. من گمان می‌کنم که پاپ آلمانی، شدیدا به این داستان‌ها اعتقاد دارد. این بدین معنی است که رهبر جهان کاتولیک، به خود زحمت مطالعه تاریخ دیگر ادیان را نیز نداده است.

3. پس دلیل نقل این سخنان چه بوده است و چرا الان؟ در نظر نگرفتن ارتباط بین سخنان پاپ و جنگ‌های بوش علیه مسلمانان، ممکن نیست. برای بوش، این اقدامات تلاشی براي توجیه تسلط آنان بر جهان نفتی است. در طول تاریخ، این نخستین بار نیست که یک ریسمان مذهبی در جهت منافع اقتصادی مورد استفاده قرار می‌گیرد و نخستین بار نیست که جاه‌طلبی‌های یک دزد، جنگ مقدس نام می‌گیرد.

+ نوشته شده توسط حسام در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 19:53 |
مردی دوقلوی خود را به دنیا آورداز فریا:

Sanju Bhagat
چندی پیش گزارشی از مردی که به نظر می رسید باردار است منتشر شده است. شکم این مرد که سانجو باگات (Sanju Bhagat) نام دارد به طور ناگهانی ورم کرده و به نظر می رسید که در حال زایمان می باشد.

او که در شهر ناگپور (Nagpur) در هند زندگی می کند میگوید در تمام طول زندگی از شکم متورم و بزرگ خود احساس خجالت و ناراحتی می کرده است، ولی بالاخره یک شب ناراحتی ظاهری او به نگرانی بسیار بزرگتری تبدیل شد و او را به سرعت راهی بیمارستان کردند.

در ابتدا پزشکان فکر می کردند که غده سرطانی بزرگی در شکم باگات وجود دارد بنا براین تصمیم به جراحی و خارج سازی آن از شکم مرد گرفتند. پزشکان فکر می کردند که این تومور به قدری بزرگ است که به دیافراگم وی فشار وارد آورده و تنفس او را با مشکل روبه رو کرده است.

ولی آنها پس از آغاز جراحی متوجه پدیده عجیبی شدند که تا کنون با آن برخورد نداشتند، بعد از شکافت عمیق شکم مرد یک گالن حاوی مایعات در شکم او پاره شد و سپس اتفاق بسیار عجیبی رخ داد که حیرت همگان را برانگیخت.

پزشکان متوجه تعداد بسیار زیادی استخوان در داخل شکم مرد شدند، در ابتدا یک عضو از بدن و سپس عضو دیگری، مقداری مو، یک فک و قسمتهایی از اعضا تناسلی را از شکم مرد خارج کردند.

در داخل شکم باگات یک موجود ناقص وجود داشت که پا و دست کاملا شکل گرفته و کامل با ناخن های بسیار بلند داشت.

در ابتدا به نظر می رسید که این مرد هندی باردار بوده و بچه ای در شکم خود پرورش داده ولی گروه پزشکی بیمارستان هند متوجه شدند که برادر دو قلوی باگات در شکم وی قرار داشته که به تدریج در شکم او رشد پیدا کرده و به قدری بزرگ شده که زندگی او را در خطر انداخته است.

"جنین در جنین" یکی از شگفت انگیز ترین پدیده های پزشکی در دنیا به شمار می آید. جنینی که در درون جنین دیگر قرار دارد از خون دوقلوی خود حتی بعد از تولد همچنان تغذیه می کند تا جاییکه کاملا رشد کند.
پزشکان هندی خاطر نشان کرده اند که تا کنون کمتر از 90 مورد جنین در جنین در تاریخ پزشکی در دنیا مشاهده شده است.
+ نوشته شده توسط حسام در شنبه هشتم مهر 1385 و ساعت 15:19 |
در این قسمت به معرفی چند تن از ایرانیان موفق که در خارج از کشورمان افتخار آفرین شدند می پردازیم.البته ایرانیان موفق بسیارند و ما اینجا فقط به معرفی تعدادی از آنها بسنده می کنیم.

پروفسور علی جوان:پروفسور علی جوان

پروفسور علی جوان در سال 1958 زمانی که کارمند آزمایشگاه بل بود، ایده قانون کلی لیزر گازرا مطرح نمود و در 1960 طرح خود را به مرحله باروری رساند. او در سال 1964 برای کارهایی که در زمینه لیزر گازها انجام داده بود مدال استوارت بالنتاین Stewart Ballentine را از انستیتو فرانکلین دریافت نمود و در سال 1966 مدال بنیاد فنی و جان هرتز Fanny and John Hertz Foundation و در سال 1975 مدالفردریک آیوز Fredrick Ives از انجمن اپتیکال و در سال 1993 مدال علمی جهانی آلبرت اینشتین Albert Einstein World Medal of Scienceرا از انجمن World Cultural دریافت کرد.

اميد كردستاني:اميد كردستاني

اميد كردستاني معاون ارشد سايت google

 

 

 

فرزاد ناظم:فرزاد ناظم

فرزاد ناظم مدير فني سايت yahoo

 

 

 

 

حسين اسلامبلچي:حسين اسلامبلچي

حسين اسلامبلچي رئيس شرکت مخابرات آمریکا AT&T

 

 

 

ماریا خرسند:ماریا خرسند

خانم ماریا خرسند رئیس شرکت اریکسون

 
 
 
 
 
فریار شیرزاد:فریار شیرزاد

فریار شیرزاد معاون وزارت بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری آمریکا در کاخ سفید

 
 
 
 
بیژن داوری:بیژن داوری

پروفسور بیژن داوری معاون ارشد شرکتIBM بزرگترین شرکت سخت افزار کامپیوتر در جهان

 
 
 
 
 
محمد جمشيدي:محمد جمشيدي

پروفسور محمد جمشيدي مدير برنامه هاي داخلي ايستگاه فضايي ناسا

 
 
 
 
قاسم اسرار:قاسم اسرار

قاسم اسرار عضو هيئت مديره ايستگاه فضايي ناسا

 
 
 
 
 
آزاده تبازاده:آزاده تبازاده

خانم آزاده تبازاده دانشمند ایستگاه فضایی ناسا

 
 
 
 
پروفسور لطفي زاده:پروفسور لطفي زاده

پروفسور لطفي زاده استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فوزي . کامپیوتر هوشمند و بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان

 
 
 
انوشه انصاری:انوشه انصاری

خانم انوشه انصاری رئیس موسسه تکنولوژی تل کام و اولین زن فضا نورد مسلمان.

 

 
 
 
پروفسور مجید سمیعی:پروفسور مجید سمیعی

پروفسور مجید سمیعی رئیس جراحان مغز جهان در آلمان

 
 
 
فرح کریمی:فرح کریمی

خانم فرح کریمی تنها زن ایرانی پارلمان هلند

 
 
 
 
پيير اميديار:پيير اميديار

پيير اميديار موسس و رئيس شركتebay بنیانگذار تجارت الکترونیک در جهان

 
 
 
 
 
به امید روزی بتوانیم از این عزیزان برای پیشرفت کشور عزیزمان مدد بگیریم.
+ نوشته شده توسط حسام در شنبه هشتم مهر 1385 و ساعت 15:13 |


Powered By
BLOGFA.COM