بودجه(budget)
سند مالي پيچيدهاي است كه براساس محاسبات، پيشبيني درآمد و هزينههاي دوره آتي تنظيم ميگردد.
بودجه مالي يك كشور، برآوردي از هزينهها و عوايد دولت (مركزي) براي يك دوره يك ساله مي باشد كه توسط دولت تنظيم و جهت تصويب به مجلس ارائه مي شود. عموماً، در هنگام ارائه بودجه تقديمي به مجلس، دولت شرايط اقتصادي كشور را تشريح و دلايل تنظيم آن را ارائه مي نمايد.
بودجه 85 با سياست هاي كلي نظام مغايرت دارد؛
محمد ستاريفر، رئيس اسبق سازمان مديريت و برنامهريزي كشور، با اشاره به سياستهاي كلي ابلاغي از سوي مقام معظم رهبري، سند چشمانداز و برنامه چهارم توسعه لايحه بودجه 85 را مغاير اين اصول خواند و تصريح كرد: در حالي كه افزايش درآمدهاي نفتي بايد براي پايدارسازي فرآيند توسعه، توانمندسازي بخش خصوصي و تعاوني و كاهش تصدي دولت بكار گرفته شود، مصارف ارزي سال 85 از منطق قانوني، اقتصادي و عملكردي در اقتصاد كشور پيروي نميكند.
وي گفت: رشد جهشي بودجه جاري كشور در سال 1385 به ميزان 2/48 درصد(حتي اگر توجيه آن كسريهاي كنوني باشد، كه بخش قابل ملاحظه آنها تك نوبتي است و غيرپايدار و وجه قابل اين كسريها به خاطر مصوبات دولت و مجلس هفتم و عدول آنها از رويكردها و موازين برنامه چهارم است) در مغايرت جدي با ماده 2 قانون برنامه چهارم است كه اين خود نيز برخاسته از رويكردها سياست كلي است.
وي افزود: در ماده 2 قانون برنامه چهارم آمده است، دولت مكلف است سهم اعتبارات هزينهاي(جاري) تأمين شده از محل درآمدهاي غير نفتي دولت را به گونهاي افزايش دهد كه تا پايان برنامه چهارم اعتبارات هزينهاي دولت به طور كامل از طريق درآمدهاي مالياتي و ساير درآمدهاي غير نفتي تأمين گردد.
ستاري فر رشد 27 درصدي درآمدهاي مالياتي و رشد 48 درصدي اعتبارات جاري لايحه بودجه را دور شدن از جهتگيري اساسي برنامه چهارم عنوان كرد و گفت:
ميزان افزايش پذيرفته شده در جدول شماره 4 قانون برنامه براي اعتبارات جاري برابر با 10 درصد(به قيمت ثابت) است.
كاهش درآمدهاي مالياتي
وي تأكيد كرد: ميزان تراز عملياتي بودجه(كسري بودجه) (تفاضل اعتبارات جاري از درآمدهاي مالياتي و غير نفتي) كه حسب قانون برنامه براي سال 85 بايد 58486 ميليارد ريال باشد به خاطر جهت گيري نادرست لايحه به مبلغ 103706 يعني حدود دو برابر افزايش يافته است كه اين يعني وابستگي بيشتر بودجه جاري به درآمدهاي نفت. اين رويكرد لايحه بودجه 85 براي اعتبارات جاري با بند 50 سياست هاي كلي كه مقام رهبري ابلاغ كردهاند، مخالفت دارد. در بند 50 آمده است«اهتمام به نظم و انظباط مالي و بودجهاي و تعادل بين منابع و مصارف دولت»
ستاري فر افزود: نسبت هاي تأمين درآمدهاي مالياتي به هزينه جاري كه در قانون بودجه 84 برابر با 51 درصد و در لايحه بودجه سال 85 به ميزان 44 درصد كاهش يافته است و نسبت مالياتها از منابع درآمد غير نفتي كه در قانون برنامه 39/1 درصد بوده و در لايحه بودجه 85 به 28/1 درصد كاهش يافته مغايرت جدي با مفاد ماده 2 قانون برنامه، جدول شماره 4 قانون برنامه و بند 50 سياستهاي كلي دارد، اين ميزان افزايش در اعتبارات هزينه اي (جاري) تعميق وابستگي بودجه به نفت است و برخلاف رويكردهاي اسناد بالادستي لايحه بودجه(چشم انداز، سياستهاي كلي و برنامه چهارم )است.
وي با اشاره به بند 42 سياستهاي كلي نظام تأكيد كرد: جهت گيري لايحه بودجه 85 برخلاف اين بند است، رويكرد برنامه چهارم بر اين مبنا استوار بوده است كه با وسعت بخشيدن به اقتصاد، بازار و عرصه هاي گوناگون فعاليت مردم و بخش خصوصي، موجبات افزايش درآمدهاي مالياتي(حضور در ميدان هاي اقتصاد زيرزميني، قاچاق و سوداگري و افزايش كارآيي نظام مالياتي) را فراهم ساخته تا بتوان از طريق اين افزايش درآمدهاي مالياتي تأمين كننده هزينه هاي جاري دولت شد. ستاري فر افزود اكنون متأسفانه به يمن درآمدهاي حاصل از فروش نفت، دولت به جاي صيانت همه جانبه از اين درآمدها و فراهم سازي بستر براي بالندگي اين درآمدها از طريق حساب ذخيره ارزي و وام به بخش خصوصي و تحركت بخشي به اشتغال، رشد اقتصادي، برقراري تعادل و توازن، عدالت اجتماعي به راحتي خود با گستردهترين ميزان دست درازي به اين سرمايه مولد، مشاعي و بين نسلي را پيشه خود كرده است. وي درباره مصارف ارزي بودجه سال 85 گفت: مصارف ارزي بودجه سال 85 از هيچگونه منطق قانوني، اقتصادي و عملكرد در اقتصاد كشور ظرف اين 27 سال پيروي نميكند و داراي هشدارهاي اساسي براي برنامه چهارم، سياستهاي كلي و چشم انداز است.
بودجه سايه
اگر به فرض محال به طور ناگهاني صادرات نفت ايران متوقف شود، چه بر سر اقتصاد ما خواهد آمد؟ پاسخ تعدادي از مسئولان اين است كه چنين وضعيتي به دليل نياز غرب به نفت ايران غيرممكن است كه در پاسخ اين عده باید گفت، فرض محال كه محال نيست و با توجه به اينكه امروز نفت پاشنه آشيل اقتصاد ايران محسوب ميشود، بنابراين، اين فرض چندان هم محال نيست. پاسخ تعداد ديگري از مسئولان غيراقتصادي شايد اين باشد كه به فرض محال كه چنين امري تحقق يابد، ايران ميتواند حداقل دو سال از محل ذخاير ارزي خود با كمترين خدشه به روند توسعه، اقتصاد خود را بگرداند.
از آنجايي كه بانك مركزي هيچگاه با شفافيت كامل وضعيت خالص ذخاير ارزي ايران(موجوديهاي ارزي+ مطالبات ارزي+ بدهيها و تعهدات ارزي) را بيان نميكند، به ناچار از طريق حدس و گمان بايد اين خالص ذخاير را به دست آورد. با توجه به اينكه اعتبارات اسنادي گشايش يافته ايران غير قابل برگشت است، لذا به محض گشايش اعتبار اسنادي به تعهدات ارزي كشور اضافه ميشود. اگر متوسط دوره يك اعتبار اسنادي 3 ماه فرض شود، در اين صورت در هر لحظه معادل يك چهارم كل واردات ساليانه تعهد ارزي وجود دارد كه با توجه به ميزان 40 ميليارد دلاري واردات، تعهدات ارزي ناشي از گشايش اعتبارات اسنادي در لحظه حداقل 10 ميليارد دلار است. از طرف ديگر از آنجايي كه اكثر واردات ايران با استفاده از ساز و كار فاينانس، ري فاينانس و يوزانس انجام ميشود، با فرض دوره 10 ماهه آنها حداقل معادل اعتبارات اسنادي گشايش يافته، از ابتداي سال 84 بدهي ارزي وجود دارد كه حدود 30 ميليارد دلار است.
علاوه بر مبالغ فوق دولت از بابت بدهيهاي سنواتي ناشي از نيمه اول دهه 70 مبالغي بدهي دارد كه نگارنده از رقم دقيق آن بي اطلاع است.(به دليل ابهامات موجود در آمارهاي ارائه شده) ولي حتي با صرف نظر كردن از اين بدهيها، جمع دو رقم فوق از رقم سپردههاي ارزي كشور نزد بانك هاي خارجي بيشتر است. به عبارت ديگر درست است كه وضعيت ذخيره ارزي ايران عدد نسبتاٌ معقولي است، ولي به دليل پيشخور كردن درآمدهاي نفتي آينده، خالص اين ذخيرهها از جمله حساب ذخيره ارزي منفي است.
و اما پاسخ تعداد ديگري از مسئولان آن است كه با سفت كردن كمربندها مي توان بودجه دولت را طوري تهيه كرد كه آثار مخرب ناشي از قطع احتمالي صادرات نفت كاهش يابد.
براي تهيه يك بوجه سايه ابتدا بايد درآمد ناشي از صادرات نفت را از بودجه خارج كرد و بعد بقيه را با تعيين اولويتها به مخارج اساسي تسهيم كرد. لازم به ذكر است كه به نظر نگارنده تغيير ساختار اقتصادي ايران از يك اقتصاد وابسته به نفت به يك اقتصاد متكي به توليد امكانپذير است، ولي براي اين تغيير ساختار حداقل به يك برنامه 10 ساله(دو برنامه پنج ساله) نياز است. اين تغيير ساختار البته مدنظر مسئولان حكومت بوده و به همين لحاظ طبق سند چشم انداز و برنامه چهارم تا پايان برنامه 5 ساله پنجم، بايد حداقل وابستگي بودجه جاري به درآمد نفت قطع شود، ولي متأسفانه نه تنها نشانهاي از سمت گيري به طرف اين هدف به چشم نميخورد، بلكه برعكس جهت حركت دقيقاً مخالف خواسته سند و قانون ميباشد.
و اما سهم نفت واقعاً در بودجه چه ميزان است؟
با نگاهي به لايحه بودجه سال 1385 كه از شفافيت بيشتري نسبت به لوايح قبلي برخوردار است، ميزان وابستگي به نفت مشخص ميشود.
كل منابع عمومي دولت در لايحه بودجه سال 1385 متجاوز از 590 هزار ميليارد ريال است كه از مبلغ 7/363 هزار ميليارد ريال مستقيماً از محل درآمد ناشي از صادرات نفت تأمين ميشود، يعني بيش از 6/61 درصد از درآمد عمومي دولت مستقيماً به درآمدهاي ناشي از صادرات نفت وابسته است. از مبلغ فوق معادل 5/129 هزار ميليارد ريال مربوط به درآمد فروش نفت،8/35 هزار ميليارد ريال مربوط به منابع لازم براي واردات بنزين،147 هزار ميليارد ريال از محل حساب ذخيره ارزي، 8/26 هزار ميليارد ريال ماليات شركت نفت، مبلغ 5/23 هزار ميليارد ريال سود عليالحساب شركت نفت(دو رقم اخير مستقيماً از محل توليد نفت به حسابهاي دولت واريز ميشود) و 7/10 هزار ميليارد ريال سود شركت نفت ميباشد.
و اما تأثير نفت بر روي بودجه فقط تأثيري مستقيم نيست و منابع ديگر درآمدي دولت هم به نحو شديدي از درآمد صادرات نفت تأثيرپذير هستند. در لايحه بودجه سال 85 مبلغ 48 هزار ميليارد ريال به عنوان ماليات بر واردات قلمداد شده است، اين مبلغ ماليات مربوط به واردات ساليانه نزديك به 40 ميليارد دلار ميباشد. بديهي است در صورت قطع درآمد نفت اين ميزان واردات و به خصوص واردات اقلام مصرفي و واسطه اي كه بيشترين سهم را در تأمين درآمد ماليات بر واردات دارند، به شدت كاهش مي يابد كه در اين صورت حداقل به طور خوش بينانه بايد مبلغ 35 هزار ميليارد ريال از اين درآمد را از بودجه حذف كرد.
از آنجايي كه توليد و كسب و كار بسياري از بنگاهها اقتصادي وابسته به اقلام وارداتي(به عنوان كالاي سرمايهاي، واسطهاي، مواد اوليه و كالاي مصرفي ميباشد)، لذا حذف درآمد نفت به نحو چشمگيري بر درآمد اين بنگاههاي اقتصادي و در نتيجه بر ماليات بر شركتها و ماليات بر درآمد مشاغل تأثير ميگذارد. سهم ماليات بر درآمد اشخاص حقوقي در لايحه بودجه سال 85 حدود 80 هزار ميليارد است كه به نظر مي رسد حداقل 50 درصد اين ماليات در اثر شوك ناگهاني وارده به بنگاههاي اقتصادي قابل وصول نباشد. اين تأثير هر چند در سال اول به صورت نظري بعيد به نظر ميرسد(به دليل آنكه ماليات عمدتاً مربوط به سال 84 ميباشد) ولي عملاً در صورت تحقق اين فرض محالي، اين شوك چنان تأثيرگذار و مختل كننده خواهد بود كه هر نوع وصول ماليات و سود سهام (در مورد شركتهاي دولتي) از بنگاهها و فعالان اقتصادي تحت تأثير قرار خواهد داد.
مجموع آثار غيرمستقيم فوق بالغ بر 75 هزار ميليارد ريال است كه با رقم آثار مستقيم متجاوز از 7/438 هزار ميليارد ريال مي شود كه اگر رقم اخير نسبت به منابع عمومي سنجيده شود، سهم مستقيم و غير مستقيم نفت در بودجه 85 چيزي حدود 75 درصد خواهد بود و بنابراين آنچه كه باقي مي ماند حدود مبلغ 6/151 هزار ميليارد ريال مي باشد.
حال براي تهيه بودجه سايه ما با يك رقم 6/130 هزار ميليارد ريالي حقوق و مزاياي كاركنان دولت روبهرو هستيم كه به نظر نميرسد قابل تعديل شدن باشد. بنابراين براي باقي مانده كارها رقمي معادل 21 هزار ميليارد ريال در اختيار خواهد بود كه قطعاً در مقابل رقم 6/60 هزار ميليارد ريال يارانه قابل پرداخت، رقم ناچيزي به شمار ميآيد و در اين صورت اصولاً مبلغي در اختيار نيست كه سهمي از آن را براي اعتبارات عمراني، خريد كالا و خدمات ( دارو، بهداشت و غيره) و رفاه اجتماعي اختصاص داد. همانگونه كه در ابتدا ذكر شد، اين يك فرض محال است ولي حتي اين محال بايد بتواند مسئولان كشور را متوجه مخاطرهآميز بودن اتكاي بيش از حد بودجه به درآمدهاي نفتي بنمايد. آنچه كه مسلم است، عزت، سرافرازي و استقلال كشور عزيزمان در سايه اتكاي اقتصاد به افزايش توليد ملي كه همه مردم در آن مشاركت داشته باشند، ميتواند بيش از پيش تحقق يابد.
حاصل بودجه 85 افزايش واردات و تورم است
دكتر «صفدر حسيني» وزير اقتصاد كابينه دوم خاتمي
براساس بودجه دولت فعلي و با متمم تصويب شده در مجلس و نيز با عنايت به قيمت پايه 40 دلار براي نفت در بودجه سال 85، نرخ رشد نقدينگي بي سابقه اي در شهريور ماه گريبان اقتصاد را خواهد گرفت و شاهد تورم لجام گسيختهاي در شهريور ماه خواهيم بود.
رشد نقدينگي در شهريور ماه را به ميزان 40 درصد اعلام كرد و گفت: رشد نقدينگي در سال 83 به ميزان 28 درصد بوده است. وزير سابق اقتصاد و دارايي در بخشي ديگر از سخنان خود در مورد بالا رفتن قيمت نفت اظهار داشت: براساس چشم انداز بيست ساله قرار بود كه بودجه دولت از اتكا به درآمدهاي نفتي فاصله بگيرد در حالي كه با توجه به قيمت پيشنهادي 40 دلار از سوي دولت اين امر ميسر نخواهد بود.
بالا رفتن قيمت نفت در بازارهاي جهاني به طور كلي حسن است ولي اگر توسط دولت درست مديريت نگردد همان اتفاق دهه 50 براي اقتصاد ايران اتفاق مي افتد. وي گفت: براساس چشم انداز قرار بود كه بودجه جاري از محل درآمدهاي مالياتي تأمين گردد ولي در بودجه سال جاري در مقايسه با سال قبل 47 درصد بودجه جاري رشد نشان مي دهد. وي خطيرترين و مهمترين كار دولت فعلي را مديريت بر درآمدهاي نفتي عنوان كرد و ادامه داد: اگر درآمدهاي نفتي به بودجه جاري تزريق گردد نرخ تورم بالا خواهد رفت، البته بايد ديد مجلس با اين بودجه چگونه برخورد مي نمايد و نتيجه كارش چه مي شود. وي تصريح كرد: قيمت بالاي 40 دلار براي نفت در بوجه چند خطر دارد اول اينكه حجم عظيم واردات صورت مي گيرد و ثانياً خالص دارايي بانك مركزي زياد مي گردد و تبديل به تورم مي گردد.
سه پيش بيني متفاوت از تورم در سال 1385
در حالي كه مقامات ارشد اقتصادي در ايران از كنترل نرخ رشد تورم سخن مي گويند، منابع و مؤسسات بين المللي پيش بينيهاي متفاوتي از نرخ رشد تورم در سال جاري و سالهاي آينده در ايران دارند. دكتر داوود دانش جعفري، وزير امور اقتصادي و دارايي و دكتر شيباني، رييس كل بانك مركزي معتقدند نرخ رشد تورم در كشور كنترل شده است و قطعاً اين نرخ در سال آينده نيز كمتر از 15 درصد خواهد بود. در عين حال، نتايج سه گزارش بين المللي نيز حاوي پيشبينيهاي مختلفي است. واحد اطلاعات اكونوميست نيز در تازهترين گزارش خود، پيشبيني مشابهي دارد.
اكونوميست پيشبيني ميانگين نرخ تورم در ايران را در سال 2005 به 5/13 درصد كاهش داد. واحد اطلاعات اكونوميست در گزارش ماه دسامبر خود نوشت: ما پيش بيني خود در خصوص نرخ تورم ايران را طي سالهاي آينده نيز كاهش دادهايم، زيرا بنابر آمارها، رشد قيمتها در ايران به شدت كاهش يافته است.
به گزارش اكونوميست، كاهش نرخ تورم احتمالاً، منعكس كننده تصميم دولت براي تثبيت بهاي كالاهاي يارانهاي در كشور است كه احتمال ميرود در سبد تورم قرار داشته باشند. از اين رو، اكونوميست پيش بيني مي كند كه ميانگين تورم در ايران از 8/14 درصد در سال مالي 2004 به 5/13 درصد در سال مالي 2005 كاهش يابد. اما واحد تحقيقات اكونوميست خاطر نشان مي كند كه بهاي كالاهاي يارانه اي در سال مالي 2006 با توجه به تأثيرات تثبيت قيمتها بر روي فاينانسهاي عمومي، در بلند مدت افزايش خواهد يافت، بنابراين، نرخ تورم در سال مالي 2006 به 8/15 درصد خواهد رسيد.
به گزارش ايسنا، اكونوميست تصريح ميكند، ابزارهاي سياست مالي محدود بانك مركزي در مقابله با تورم با مشكل مواجه كرده و اين بانك را به محدود كردن رشد هزينههاي دولت وابسته كرده است. از نظر واحد اطلاعات اكونوميست، در سال مالي 2007 رشد تقاضاهاي داخلي در ايران كاهش يافته و انتظار ميرود نرخ تورم در اين سال به 4/15 درد كاهش يابد.
اين واحد تحقيقاتي در ماه نوامبر پيش بيني كرده بود كه نرخ تورم در ايران در سال مالي جاري به 16 درصد برسد.
در گزارش ماه نوامبر اكونوميست آمده بود:
سياست مالي مجلس ايران منجر به ايجاد فشارهاي تورمزا خواهد شد و ابزارهاي سياست مالي محدود، منجر به آن مي شود كه بانك مركزي براي مبارزه به تورم وظيفه مشكلي داشته باشد.
نرخ تورم در سال 85 يك رقمي مي شود
از سوي ديگر موسسه گلوبال اينسايت در آخرين گزارش خود از اقتصاد ايران پيشبيني كرد: نرخ تورم در اين كشور در فروردين ماه سال 85 يك رقمي شده و به 5/8 درصد كاهش يابد.
به گزارش فارس، اين مؤسسه بينالمللي، مهمترين دليل يك رقمي شدن نرخ تورم را در ايران طي چند ماه آينده اتخاذ سياست جديد دولت در تأمين نقدينگي از بازارهاي مالي داخلي به جاي استقراض مستقيم از بانك مركزي عنوان كرده است.
بنابراين گزارش، اتخاذ سياست هاي چند سال گذشته دولت در خصوص نرخ ارز نيز در اين خصوص تأثير گذار بوده است. گلوبال اينسايت پيش از اين نرخ تورم را در ايران در پايان سال 2005 ميلادي 3/13 درصد اعلام كرده بود.
در حالي كه در تازهترين پيشبيني خود اين نرخ را در ماه ژانويه2006 به 8/12 درصد، فوريه5/12 درصد، مارس 4/11 درصد و آوريل 5/8 درصد كاهش داد.
مؤسسه گلوبال اينسايت در عين حال پيشبيني كرد كه نرخ تورم در ايران از ماه آوريل(فروردين) به بعد مجدداً روند صعودي به خود بگيرد اما در دامنه كمتر از 4 درصد خواهد بود.
پيشبيني نرخ تورم 7/17 درصدي در ايران
در همين حال اداره امور اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل متحد در جديدترين گزارش خود از ايران رشد اقتصادي و نرخ تورم در سال 2006 را به ترتيب 1/5 و 7/17 درصد پيشبيني كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، اداره امور اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل اقدام به انتشار گزارشي موسوم به «وضعيت و دورنماي اقتصادي جهان در سال 2006» كرده است.
در اين گزارش افزايش قيمت نفت خام و انتشار ويروس آنفلوانزاي پرندگان از جمله عوامل تهديد كننده اقتصاد جهاني در سال 2006 عنوان شدهاند.
در عين حال گزارش نرخ رشد اقتصادي جهان در سال 2006 را بيش از 3 درصد پيشبيني كرده است.
براساس اين گزارش كشورهاي صنعتي در سال 2006 با كاهش رشد اقتصادي مواجه مي شوند اما نرخ رشد اقتصادي كشورهاي در حال توسعه به بيش از 6/5 درصد خواهد رسيد.
اداره امور اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل در گزارش خود همچنين به بررسي وضعيت اقتصادي ايران پرداخته و با اشاره به موضوع فعاليت هاي هسته اي ايران و توجه كم دولت به احيا و بازسازي ميادين نفتي، پيشبيني كرده است. توليد نفت ايران در سال 2006 با اندكي كاهش مواجه شده و اين مسأله به همراه كاهش قيمت نفت كاهش رشد اقتصادي ايران در اين سال را به دنبال ميآورد.
براساس اين گزارش رشد اقتصادي ايران در سال 2005 به 5/5 درصد رسيد و پيش بيني مي شود اين رقم در سال 2006 به 1/5 درصد برسد.
در اين گزارش همچنين وضعيت بيكاري و تورم در سال 2006 در ايران نگران كننده دانسته شده و پيشبيني شده است نرخ بيكاري در ايران طي سال 2006 بيش از پيش افزايش يابد. كاهش نرخ رشد در بخش صنعت و اشباع شدن بخش دولتي از جمله عوامل افزايش نرخ بيكاري در ايران طي سال 2006 عنوان شده است.
براساس اين گزارش به موازات افزايش نرخ بيكاري در اثر سياستهاي انبساطي دولت ايران و عدم توسعه بخش توليد نرخ تورم نيز در ايران افزايش مي يابد و از 5/13 درصد در سال 2005 به 7/17 درصد در سال 2006 خواهد رسيد.
نقش كسري بودجه(budget deficit) در اقتصاد ملي:
كسري بودجه ناشي از عدم تحقق پيشبيني در ميزان وصول عوايد(كاهش درآمدها) يا افزايش مخارج (هزينهها) نسبت به عوايد(درآمدها) مي باشد كه در اين شرايط بودجه با كسري مواجه خواهد شد و دولت با اتخاذ سياستهاي نشر اسكناس، فروش اوراق قرضه، فروش دارائيها، افزايش نرخ مالياتها، كاهش هزينهها و...كسري مذكور را از بين ميبرد. در صورت تداوم كسري بودجه در مخارج دولت و انباشت آن، تورم قيمتها و تخصيص نامطلوب منابع، اجتنابناپذير ميباشد.
نویسنده:آرزو
+ نوشته شده توسط حسام در سه شنبه یکم فروردین 1385 و ساعت
17:39 |